مر و حضرت ابوبكر</a><a class="text" href="w:text:59.txt">	غصب خلافت</a><a class="text" href="w:text:60.txt">علت اصلي شهادت حضرت فاطمه (س) و محسن ، و..</a><a class="text" href="w:text:61.txt">	غصب فدك</a><a class="folder" href="w:html:62.xml">	تحريف دين و مسير جامعه اسلامي</a><a class="text" href="w:text:65.txt">ريشه يابي انحراف</a><a class="text" href="w:text:66.txt">سوزاندن احاديث</a><a class="text" href="w:text:67.txt">اتهامات متفرقه ديگر</a><a class="text" href="w:text:68.txt">	افسانه قلم و دوات</a><a class="text" href="w:text:69.txt">منافقان مدينه</a><a class="text" href="w:text:70.txt">ماجراي ابلاغ سوره برائت</a><a class="text" href="w:text:71.txt">	آيات قرآن</a><a class="text" href="w:text:72.txt">	نيات و عملكردها</a><a class="text" href="w:text:73.txt">سب و لعن</a><a class="text" href="w:text:74.txt">حضرت فاطمه</a><a class="text" href="w:text:75.txt">خطبه حضرت فاطمه در مسجد مدينه</a><a class="text" href="w:text:76.txt">خفقان ، ديكتاتوري و اختناق</a><a class="text" href="w:text:77.txt">مختصري از كتاب : ابوبكر، ابرمردي از تبار ابراهيم بت شكن</a><a class="text" href="w:text:78.txt">خصوصيات فردي حضرت ابوبكر(رض)</a><a class="text" href="w:text:79.txt">مختصري از زندگي حضرت عمرابن خطاب  از ابن ابي الحديد</a><a class="text" href="w:text:80.txt">بعضي از سخنان عمر</a><a class="text" href="w:text:81.txt">احاديثي كه در فضيلت عمر وارد شده است</a><a class="text" href="w:text:82.txt">اخباري كه درباره چگونگي مسلمان شدن عمر رسيده است</a><a class="text" href="w:text:83.txt">تاريخ وفات حضرت عمر و اخباري كه در اين مورد رسيده است</a></body></html>تا مردم ايران از سياستمدار و مدير و کارمند و کارگر و استاد دانشگاه و روحاني و... ياد نگيرند که در برابر حرف حق، تسليم شوند، اين کشور روز به روز مراحل بدبختي را يکي پس از ديگري طي مي کند. 
مشت مداحان دروغگو باز مي‌شود، دكان شيادان حيله گر، بسته.
پايان تحليلهاي كودكانه از افسانه هاي تاريخي. 
اگر مطالب اين كتاب را نخوانيد و ندانيد در جهل مركب، ابدالدهر بمانيد.

قبل از تولد، چشمانمان بسته است. پس از مرگ هم. لااقل سعي كنيم در اين ميانه چشمانمان باز باشد.
تعصب، چشم عقل را كور و افسار احساس را باز مي‌كند و اينگونه راهي جز سقوط  در دره‌هاي جهنمي جهالت، پيش پاي انسان، باقي نمي ماند.

حضرت عمر و ابوبكر(1) : شبه لهم يا قلب لك الامور؟ 
- [وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا المَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا] {النساء:157}  
و گفتار آنها كه عيسي فرزند مريم فرستاده خدا را كشتيم  در حاليكه نه او را كشتند و نه به دار آويختند لكن امر بر آنها مشتبه شد و كساني كه در مورد قتل او اختلاف كردند از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروي مي كنند و قطعاً او را نكشتند.
- [لَقَدِ ابْتَغَوُا الفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الأُمُورَ حَتَّى جَاءَ الحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللهِ وَهُمْ كَارِهُونَ] {التوبة:48}  
آنها پيش از اين نيز اقدام به فتنه انگيزي كردند و كارها را براي تو دگرگون ساختند (و به هم ريختند) تا زماني كه حق فرا رسيد و فرمان خدا آشكار گشت در حاليكه آنها كراهت داشتند. 
 شبه لهم:‌ به خطا و اشتباه رفتن در مورد واقعه اي، قضاوت اشتباه و بدون علم از اتفاق يا اتفاقاتي.
قلب لك الامور: سياه نمايي (بزرگ نمايي، كوچك نمايي) ـ قلب واقعيات‌ـ افراد خوب را بد و بد را خوب جلوه دادن‌ـ درهم آميختن حق و باطل براي فريفتن ديگران و... 
•	مردم را از همنشين آنها بشناسيد. 	    پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم 

•انسان در روش و شيوة زندگي، از دوست خود تاثير مي پذيرد پس لازم است كه هر يك از شما درباره انتخاب دوست دقت كنيد.
رسول اكرم  صلی الله علیه و سلم
•	
همواره مومن مي ترسد از اينكه آينده اش بد شود و عاقبتش شر گردد.   پيامبر اكرم  صلی الله علیه و سلم  

پيامبر صلی الله علیه و سلم  به محض اسلام آوردن حضرت عمر فرمودند: خدايا ايمان را در قلب عمر پايدار كن. در جايي ديگر نيز فرموده اند عمر اولين كسي است كه از صراط رد شده وارد بهشت مي‌شود. ولي حضرت عمر مي گفته ايكاش به دنيا نيامده بودم و يا اگر يك پايم داخل بهشت باشد هنوز مطمئن از آينده خودم مطمئن نيستم كه اين سخنان با روايت فوق از حضرت نبي اكرم صلی الله علیه و سلم  قابل توضيح و فهم خواهد بود يعني مومن كسي است كه همواره بين بيم و اميد باشد.
•	همنشين بد، اخلاق تو را فاسد مي‌كند.  	حضرت علي (ع)	                                   		                        
              				
الناس اعداء ما جهلوا: مردم دشمن آن چيزي هستند که نسبت به آن آگاهي ندارند.
حضرت علي (ع)
                                                                                                 
هر گاه حكومتي عدالت را اجرا نكند از چشم مردم مي افتد (؟)
انسان بر روش و اخلاق دوست خود پرورش مي يابد و شناخته مي‌شود پس متوجه باشيد با چه كسي دوست و همنشين مي باشيد. (پيامبر اكرم) امالي طوسي ج 2 ص 132 و بحار ج 71 
در قرن 20 يک اصل قاطع در بين متفکران جهان شايع شد و به اثبات رسيد که: مردان بزرگ را نه به آنچه در نيت آنهاست و نه به کاري که شروع مي‌کنند بلکه در آنچه به سرانجام مي‌رسانند، مي‌شناسند. شيعه مرتب به حضرت عمر و حضرت ابوبکر و شيوه انتخاب شدن آنها گير مي دهد ولي اگر بدون تعصب به شيوة حکومت آنها نگاه کني و آنچه هنگام مرگ به جا گذاشتند، و همنشيني هميشگي آنها با پيامبر صلی الله علیه و سلم  و علي و اصحاب بزرگوار بي‌شک به آنها نمره 20 مي دهي. 
•	در عرف نويسندگان و مداحان شيعه نكاتي پيرامون اين دو نفر به قرار زير وجود دارد:
-	مطالبي از لابه لاي كتب تاريخي (سني و يا شيعه) به صورت گزينشي و بر ضد اين دو نفر انتخاب شده و مواردي كه به نفع آنها بوده يا ناديده گرفته شده و يا به هر طريق ممكن، زير سئوال رفته و تخطئه شده است. 
-	چنانچه در سلسله روات يك حديث يا واقعه به نام الف برخورد كنند كه فردي كذاب يا منفي بوده و آن موضوع به نفع حضرت عمر و حضرت ابوبكر باشد، جريان را مورد خدشه قرار مي‌دهند ولي اگر به حديث يا واقعه‌اي  برخورد كنند كه به ضرر حضرت عمر و حضرت ابوبكر باشد و نام همان الف يا فرد كذاب ديگري در سلسله روات وجود داشته باشد آن موضوع را بر ضد خلفاء قبول كرده و استدلالشان اين است كه اين واقعه و يا حديث، در كتب اهل سنت وجود دارد پس صحيح است. به طور كلي چارچوب يكساني براي تجزيه و تحليل حديث وجود ندارد. و انتخاب مستندات، بر پايه جدل است و نه عقل محض.
-	مستنداتي كه از  منابع متاخري مانند بحار الانوار  و سليم ابن قيس گرفته شده است چنانچه در قسمت منابع به آن اشاره كرديم نمي‌تواند مدارك مطمئني براي ارزيابي حوادث باشد ولي متاسفانه بيشتر استنادات شيعه، از اين دو منبع گرفته مي‌شود.
-	تحليلهاي عوام پسند خود را بر وقايع بار مي كنند. مانند اين تحليل مشهور كه اگر عمر به گوش زهرا سيلي نمي زد امام حسين در كربلا شهيد نمي شد (2) (البته به زودي  ثابت مي كنيم كه اينگونه افسانه ها با شا