<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">آلفوس</a></body></html>فرضیه 
فرضیه ما برای شروع این تحقیق، بسیار ساده و در عین حال مهم است. در جهان چه چیزی را سراغ دارید كه پس از چند روز آنرا پاك نكنید ولی آن چیز همچنان پاك باقی بماند؟ از حافظة رایانه گرفته تا اتاقهای خانه و شهر و حتی اخلاق انسان و... در خصوص دین نیز در طول این 1400 سال هركسی رسیده در كنار روخانه شریعت برای خودش كانالی انحرافی به نام مذهب حفر كرده و دكانی باز كرده و تابلوهای دلفریب و عوام فریبی نیز در كنار این جاده های انحرافی نصب كرده است. هر كسی رسیده به عمد یا غیرعمد،آلودگی وارد این رودخانه كرده و هیچكس نیز متعرض او نشده ولی از دیگر سو آن یكی دو نفری هم كه قصد اصلاح داشته اند را بر دار كشیده و آوارة كوه و بیابان كرده اند پس به این نتیجة قطعی می رسیم كه در دین خرافات و آلودگی ها و انحرافات و سوء تعبیرهای زیادی وارد كرده اند و با نیروی كور عوام كالانعام، اجازة پاكسازی هم نداده اند. اكنون اگر از روحانیون سئوال كنی كه خوب به عنوان مثال 5 تا از این موارد را برای من نام ببر، زبانش گیر می كند؟ زیرا اینها در مسائل بسیار بدیهی مانند قمه زنی مشكل دارند كجا چشمهایشان می تواند خرافات بزرگتر و بدتر را ببیند؟دكتر شريعتي در يكي از سخنراني هاي خود مي گويد: اعراب در زمان رحلت پيامبر اكرم شعور سياسي و صلاحيت انتخاب رهبر را نداشته اند! من با وجود ارادتي که به ايشان دارم،تعجب مي‌كنم زيرا: 
1-	چطور، اعراب (اعم از انصار و مهاجرين) 23 سال، قبل از آن اين شعور سياسي را داشتند كه به مردي ايمان بياورند: امي و فقير كه هر چه مي گفت نو و تازه و مخالف تمامي اعتقادات جاهلي و عميق ترين فرهنگ آنها بود؟ به مردي كه خانواده‌اش او را از خود رانده بود؟ به مردي كه به خدايان توهين مي كرد. (دقت كنيد خدا يعني بالاترين و مقدس ترين مفهوم در ذهن آدمي)‌ و نه تنها ايمان بياورند بلكه به تصديق قرآن كريم از جان و مال و خانواده و شهر و وطن خود بگذرند!
2-	 ما مي دانيم كه وقتي حضرت علي (ع) در بستر بيماري مي افتند و مردم به ايشان مي‌گويند‌: آيا پس از تو با فرزندت حسن بيعت كنيم. ايشان مي فرمايند: هر جور خودتان صلاح مي دانيد! آيا پس از  گذشت30 سال، مردم شعور سياسي پيدا كرده بودند (آن هم مردم كوفه!!!‌) 
3-	چطور اصحاب، قادر به درك و فهم و عمل خالصانه به قرآن بودند ولي قادر به انتخاب رهبر نبودند؟ 
4-	اصحابي كه پيامبرصلی الله علیه وسلم را به عنوان رهبر قبول كردند با تفكر جاهلي دست به چنين كاري زدند چطور ممكن است پس از چند دهه زندگي در كنار پيامبرصلی الله علیه وسلم و تعاليم اسلامي و عمل مخلصانه به آن و در يک کلام با تفکري اسلامي  دست به انتخاب غلط زده باشند؟ 
5-	چرا ما هميشه در تحليل قضايا اوضاع و احوال قبل از اتفاقات را بررسي كرده و نتيجه اقدامات را فراموش مي كنيم؟ اگر اعراب شعور سياسي نداشته و انتخاب غلطي انجام دادند پس بايد اين انتخاب بد منجر به نتيجه بدتر شود و نه بهتر!  چطور ابوبكر توانست شورش اهل رده را با قاطعيت سركوب كند؟ با توجه به اينكه در نگاه مردم او نه پيامبر بود، نه معصوم و نه از تيره مهم قريش!!! ولي همين فرد، چنان زمينه را براي حضرت عمر رضي الله عنه مهيا مي‌كند كه در زمان حضرت عمر رضي الله عنه سه ابرقدرت (ايران، روم و مصر) در برابر اسلام سر تسليم فرود مي آورند. 
6-	پيامبر اکرم، در حديث موثقي فرموده اند: بهترين مردمان دوران، مردم زمان منند. در قرآن نيز آمده: و ما شما را امت ميانه (الگو و نمونه) قرار داديم.(1)  چگونه ممكن است اين بهترين امت و امت نمونه، دست به بدترين انتخاب زده باشد؟!!!
7-	دكتر شريعتي در يكي از كتابهاي خود مي نويسند مرغ جوجه اش را مي زند و از خود دور مي كند تا جوجه بتواند مستقل شود و روي پاي خودش بايستد. و در ادامه مي نويسد خاتميت در اسلام، چنين معنايي دارد. پس اگر بناست مردم مستقل نشوند خاتميت چه معنايي دارد؟ (‌با عنايت به اينكه شيعه مقام امامت را بالاتر از نبوت مي داند اين تعارض شديد تر مي شود) 
8-	شما در توجيه خاتميت و اينكه چرا پيامبر اكرم آخرين فرستاده بوده مي گوييد: بشر در آن زمان به چنان درك بالا و بلوغ فكري رسيده بود كه ديگر مي توانست پذيرا و حافظ دين و دستورالعملهاي الهي باشد و... پس چرا در مورد خلافت اين سخن را نقض مي‌كنيد‌؟ 
9-	تفکر بسيار خطرناک و اشتباه متکلمين و فقهاي شيعه قرون سوم و چهارم هجري آن بود که مبناي مذهب تشيع را بر وجود نص در خلافت و جانشيني بلافصل حضرت علي (ع) قرار دادند و پس از مدتي مجبور به تکفير و لعن حضرت عمر رضي الله عنه و حضرت ابوبکر رضي الله عنه شدند. تفرقه و دشمني در امت اسلامي نتيجه بعدي اين خشت کج و بنيان غلط بود و طرفه آنکه حضرت عمر رضي الله عنه و حضرت ابوبکر رضي الله عنه را متهم به انحراف کردند! در ادامه دولت صفويه روي کار آمد و کرد آنچه کرد. (اگر سلمان فارسي زنده بود به روحانيون صفوي مي گفت: کرديد و نکرديد!) در اين زمان غلو و انحراف دو چندان شد و تشيع علوي به طور کامل در قالب تشيع صفوي مسخ و تحريف شد. در صورتيکه تشيع واقعي و حقيقي بر مبناي عقايد و روش و سخنان والا و عميق حضرت علي(ع) بوده است که براي تثبيت و قوام آن نيازي به دروغ پردازي و بناي پايه هاي آن بر دروغ و تعصب و دشنام و ناسزا نبوده است. تشيع دين مدارا و دوستي با خودي و تحمل مخالف است. تشيع دين ظلم ستيزي و مبارزه با باطل است. تشيع دين پويايي و تفکر و تدبر در جهان طبيعت و دنياي درون و آيات الهي است. انديشه علي سراسر مملو از نکات عميق علمي و معرفتي و روح او روح يک جنگجوي عابد و عابد جنگجو بوده است. 
براستي چرا چنين کردند؟ براي انتقام از فاتحين مسلمان؟ طي نقشه زرتشتيان ايراني و يهوديان تارو مار شده؟ يا براي اينکه پشت اين تز پنهان شوند که ما نيز دوستداران علي هستيم و به ناچار شايستگي بيشتري در قبضه حکومت داريم؟ و آنگاه حکومت را غصب کردند و حضرت عمر رضي الله عنه و حضرت ابوبکر رضي الله عنه را غاصب معرفي کردند!!! شايد هم مي خواستند توده عوام متوجه انديشه هاي ناب علوي نشوند مگر ممکن است کسي علي گونه فکر کند و آنگاه مرتب توسري بخورد و زير بار هر خفت و خواري برود؟ مگر مي شود بر چنين فرد جسور و گستاخي حکومت کرد؟ اصولا عامي داستانها و افسانه هاي مجعول را بهتر مي فهمد يا اين جمله علي را: عدل بهتر است از جود! يا: حق و باطل را معياري است که با آن سنجيده شده و افراد ملاک تشخيص حق از باطل نيستند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) سوره 2 آیه 143علماي شيعه به تازگي مساله اي را مطرح کرده‌ا ند تحت عنوان خواص و مي‌خواهند بگويند مردم مدينه تحت تاثير حضرت عمررضی الله عنه و حضرت ابوبکر رضی الله عنه که از خواص بوده اند حق علي را نديده گرفتند! جواب:
-	اگر طبق متون تندروي شيعه شخصيت حضرت عمررضی الله عنه و حضرت ابوبكر رضی الله عنه را بررسي كنيم اين دو نفر نه تنها از 