كه پيامبرش را با هدايت و آئين درست به سوي مردم فرستاد تا آئين وي را بر تمام آئين‌ها پيروز گرداند، هرچند مشركان را خوش آيند نباشد).

مجلسي اين آيه را همچون آيات قبل در بحار آورده كه اين آيه دربارة قائم آل محمد است و او امامي است كه خداوند او را بر همة كيشها غالب گرداند.

و اما جواب: در مورد اين آيه، برخي از علماي شيعه، اين آيه را تحقيق يافته در صدر اسلام مي‌دانستند كه پيغمبر اصحابش بر تمام جهان آنروز مسلط شدند و اسلام بر همه جا غلبه كرد، من جمله آيت الله ابو القاسم خوئي، در كتاب ((البيان)) در بحث اعجاز قرآن اين آيه را تحقق يافته در صدر اسلام مي‌داند. و برخي مي‌گويند اسلام در ميدانهاي جنگ بر يهود و نصاري و زرتشتيان و كفار غلبه يافت، حال ما روشن مي‌سازيم كه اين آيه در چه موردي است؟

1) در اين آيه قيد ((أرسل رسوله))، آمده يعني خداوند رسولش را فرستاد تا آئين خود را بر آئين هاي ديگر غالب گرداند، پس معلوم مي‌شود، غلبة آئين حق بوسيلة رسول يعني محمد (ص) انجام شد، و بدين معني است كه برخي گفته‌اند، محمد (ص) در ميدانهاي جنگ بر كفار و اهل كتاب غلبه نمود، ولي به نظر ما صحيح‌تر اين است كه بوسيلة براهين و دلائلي كه در قرآن است بر روش هاي غلط و آئين‌ها غلبه نمود، و در سورة صف، آية 14 مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللهِ قَالَ الحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللهِ فَآَمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ﴾ (الصف/14). (يعني: اي كسانيكه ايمان آورده‌ايد، ياران خدا باشيد چنانكه عيسي بن مريم به حواريين گفت چه كسي مرا در راه خدا ياري مي‌كند؟ حواريون گفتند: مائيم ياران خدا، پس طائفه‌اي از بني اسرائيل ايمان آوردند و طائفه‌اي كفر و ورزيدند، پس ما كساني را كه ايمان آوردند بردشمنانشان غالب گردانيديم). از جمله كساني كه گفته‌اند اين غلبة پيروان عيسي بر دشمنانشان با حجت بوده، زيد بن علي است كه چنين گفته، و صاحب كشاف نيز نظير اين قول را آورده‌است.

2) خود قرآن در چندين آيه تصريح نموده و خبر داده كه يهود و نصاري تا قيامت هستند وهيچوقت محو نخواهندشد، و اگر ما بگوئيم اين آيه مي‌گويد تمام اديان از بين مي‌روند و فقط همه مسلمان مي‌شوند با آن آيات شريفه كه در سورة مائده آمده و ما قبلاً بيان كرديم، منطبق نمي‌شود. و بعلاوه در اين آيه يعني آية 14 از سورة صف، خدا نفرموده رسول را فرستاديم تا اديان ديگر را محو نمايد، بلكه فرموده بر آنها غالب باشد. ديگر آنكه خداوند در آية 21 سورة مجادله فرمود: ﴿كَتَبَ اللهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي﴾(المجادلة/21). خدا مقرر داشتد كه او و رسولانش غالب و پيروز خواهند گشت). و ما مي‌دانيم كه برخي از رسولان خدا را كشتند. پس منظور از غلبه در اين آيه، غلبة معنوي مي‌باشد.

6- از آيات ديگري كه به آن استشهاد مي‌كنند آية 54 سورة نور است كه خداوند مي‌فرمايد: ﴿وَعَدَ اللهُ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَـهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضـَى لَـهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْـرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الفَاسِقُونَ﴾ (النور/54)..... (يعني: خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و عمل‌هاي صالح را پيشه كرده‌اند وعده داده كه آنها را در زمين خليفه گرداند، همان طوريكه كسانيكه قبل از ايشان بودند در زمين خليفه گردانيد، و ثابت مي‌دارد براي آنان دينشان را كه بر ايشان برگزيد، و ترس آنها را بعد از خوفشان تبديل به امنيت گرداند تا اينكه مرا عبادت كنند و شريكي برايم قرار ندهند، و هر كس بعد از اين كافر شود، جزء فاسقان خواهد بود)، مي‌گويند، اين آيه در بارة مهدي نازل شده‌است.

و أما جواب: 

1) در اين آيه ذكر: ((آَمَنُوا مِنْكُمْ)) بطور خطاب است كه معلوم مي‌شود دربارة كساني استكه اين آيه را از پيغمبر شنيده‌اند.

2) در اين آيه، قيد شده: ((كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ....)) يعني، شما را جانشين نمايد همان طوريكه قبل از شما را جانشين گرداند. و اگر ما در قرآن نگاه كنيم مي‌بينيم كه خداوند سابقين را در تمام كرة زمين خلافت و سلطنت نداد، مثلاً در سورة ص آية 26 مي‌فرمايد: ﴿يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالحَقِّ...﴾ (ص/26)، يعني اي داود ما تو را خليفه‌اي در زمين قرار داديم، پس ميان مردم به حق حكم كن، از اين آيه معلوم مي‌شود خليفه بر تمام زمين نيست چون حضرت داود برگوشه‌اي از زمين حكومت نموده، و بر تمام اهل آن حكومت نمي‌كرد، حال اگر كسي اشكال كند از كجا حضرت داود بر تمام اهل زمين حكومت نكرده باشد، مي‌گوئيم از قرآن معلوم مي‌شود، حضرت سليمان كه پسر داود بود بعد از داود، از حال اهالي سبا كه خورشيد پرست بودند، با خبر نبود و هدهد براي او خبر آورد، يعني تمام اهل زمين در زمان داود تسليم خدا و دين داود نشده بودند، و از آن خبري نداشتند، و در زمان داود خورشيد پرستاني در زمين بودند كه داود خبر نداشت و آنها نيز از داود خبر نداشتند، بعدا در زمان پسرش سليمان كه جانشين داود شد با خبر شدند، و چه بسا كساني كه در زمين مي‌بودند كه سليمان هم از آنها خبر نداشت و از آيات 23 تا 28 سورة نمل معلوم مي‌گردد.

پس معلوم مي‌گردد مقصود از خليفه شدن، جانشين شدن، بر كفار و غلبه بر آنها در ناحية مكه و اطراف آن است كه در صدر اسلام بوقوع پيوست و در دعاي وحدت كه هنگام فتح مكه‌است، مي‌خوانيم: لا إلـه إلا الله وحده وحده وحده، أنجز وعده، ونصـر عبده وهزم الأحزاب وحده، و مقصود از ((أنجز وعده))، خلافت مسلمين بر مكه‌است كه طبق آية مورد استشهاد ﴿وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ...﴾ بوقوع پيوست، و بعلاوه كلمة ((الأرض)) در اين آيه با الف ولام آمده، كه مي‌توان گفت الف ولام عهد است مانند آن آيه كه خدا به پيغمبرش فرموده كفار مي‌خواستند تو را از زمين بيرون كنند ﴿وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا﴾ (الإسراء/76)، كه منظور اين نيست كه پيغمبر را از كرة زمين بيرون اندازند بلكه كلمة ارض با الف ولام آمده يعني از آن زمين معهود، اخراج نمايند.

3) در نهج البلاغه آمده كه هنگام جنگ مسلمين با ايران حضرت علي (ع) به اين آيه اشاره و به عمر فرمود: ((ونَحْنُ عَلَى مَوْعُودٍ مِنَ اللهِ وَاللهُ مُنْجِزٌ وَعْدَهُ)). بنابر اين اصحاب رسول بر قسمتي از كرة 