لبلدان (1/168-169). 
3) الولایة علی البلدان (1/168-169). (1)
هنگام وفات عمر(رض)، عثمان بن أبی العاص ثقفي والی بحرین بود و چون عثمان به خلافت رسید، او را در منصب خود ابقا نمود. اسناد و مدارک، حاکی از آن است که عثمان بن أبی العاص سه سال بعد از به خلافت رسیدن عثمان، یعنی تا سال27 بعد از هجرت، در این سمت باقی مانده است و علت آن‌را باید در مشارکت فعال او و سپاهیانش همراه سپاهیان بصره در فتوحات فارس دانست(2)  واضح است که همکاری‌های دو ولایت بحرین و بصره از عهد عمر، رو به رشد بوده و در عهد عثمان، و به ویژه بعد از روی کار آمدن عبدالله بن عامر بن کریز، به عنوان امیر بصره، این روابط از استحکام زیادی برخوردار شد(3) ، تا آن‌جا که والی بحرین، در جریان فتوحات یکی از فرماندهان زیر دست عبدالله بن عامر محسوب می‌شد. مدارک تاریخی نیز نشان می‌دهند که ولایت بحرین، به تدریج، زیر سلطه و نفوذ ولایت بصره قرار گرفت، به نحوی که خود عبدالله بن عامر، کارگزاران و والیان آن دیار را منصوب می‌نمود(4) . گفته می‌شود که در دوران خلافت عثمان، بحرین جزو ولایت بصره شد. شاید این به دلیل آن بود که بحرین، به پایگاه مسلمانان جهت عزیمت به فارس و جنوب ایران تبدیل شده بود و این، خود، عاملی شد برای تقویت هر چه بیشتر روابط و همکاری‌های میان دو ولایت بحرین و بصره(5) . از جمله والیان بحرین می‌توان مروان بن حکم و عبدالله بن سوار عبدی را نام برد که ظاهراً هنگام شهادت عثمان، عبدالله بن سوار والی بحرین بوده است(6) . بدون شک، بحرین در دوران عثمان هم، از جایگاه ویژه‌ای در روند فتح فلات ایران برخوردار بوده‌ است کما اين‌كه خود عثمان بن ابی العاص نیز در فتوحات این مناطق، نقش بسزایی  را ایفا نمود(7) . از طرف دیگر و با وجود فعالیت این منطقه در جریان فتوحات، بحرین نیز چون دیگر سرزمین‌هایی شبه جزیره، تا زمان وفات عثمان بن عفان، منطقه‌ای بود که از امنیت و آرامش پایداری برخوردار بوده است. 
در مورد یمامه نیز باید گفت که این منطقه در دوران عمر جزو ولایت بحرین و عمان بود و زیر نظر حکومت آن‌جا اداره می‌شده است. به نحوی‌که والی بحرین، خود، کارگزاران و مسئولان این منطقه را تعیین می‌نمود. اما در عهد عثمان، یمامه به منطقه‌ای جدا از بحرین تبدیل شد که خلیفه، خود، والی آن را منصوب می‌کرد و این فرد، از جمله افرادی بود که در حوادث بعد از شهادت عثمان، حضور فعال داشته و از مخالفان سر سخت این اقوام شورشیان محسوب می‌شد.(8)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بحرین، در آن ایام، سرزمینی بود که تمامی امارت‌های جنوب خلیج و شرق عربستان به استثنای کویت را در بر می‌گرفت. یمامه نیز منطقه‌ای بود واقع در سرزمین نجو عربستان. 
2) تاریخ خلیفه بن خیاط، ص159. 
3) طبقات ابن سعد (5/44). 
4) الولایة علی البلدان (1/169). 
5) البحرین فی صدر الإسلام، عبدالرحمن بن النجم، ص141. 
6) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص179. 
7) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص179. 
8) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص179. در عهد عمر، یعلی بن منبه، والی یمن بود. چون او بنا به درخواست عمر، عزم مدینه نمود نامه‌ای از عثمان به دست او رسید که خبر از وفات عمر و بیعت مردم با عثمان و نیز ابقای یعلی بر صنعاء می‌داد. این مرد تا زمان وفات عثمان، به‌ عنوان والی صنعاء باقی ماند.(1)  
از دیگر شهرهای این منطقه، مدینه «الجند» بود که عبدالله بن ربیعه، در طول دوران خلافت عثمان، بر آن شهر حکومت داشت.(2)  والیان دیگری نیز بر سایر شهرهای یمن حکومت داشته‌اند اما منابع و اسناد تاریخی، بیشتر بر این دو شخصیت متمرکز شده و از آنان یاد کرده‌اند. لازم به ذکر است که منابع، مطالب چندانی در رابطه با اخبار و احوال این منطقه در طول دوران عثمان، ذکر نکرده‌اند و از نامه‌هایی که میان خلیفه و آنان ردّ و بدل شده است سخنی به میان نیاورده‌اند و تنها به ذکر نامه‌هایی که عثمان آن‌ها را برای همه‌ي والیان خود می‌فرستاد بسنده کرده‌اند(3) . مشهور است که یمن، در عهد عثمان، منطقه‌ای آرام و امن و مردمان آن، افرادی مطیع و فرمانبردار بوده‌اند. نقل می‌کنند که عثمان، مردی از بنی ثقیف را به جانب یمن فرستاد و چون او به نزد عثمان بازگشت، به عثمان گفت: مردمانی را دیدم مطیع و فرمانبردار که اگر از آنان به حق یا باطل، چیزی را درخواست کنند، آن‌را بدون مقاومت، تحویل خواهند داد(4) . در روایات است که در عهد عمر و در جریان فتوحات، قبایل بسیاری از یمن به مناطقه عراق، مصر و شام مهاجرت کردند. این عامل، سبب ارتباط دائم مردمان یمن با آن مناطق می‌شد. در عهد عثمان نیز این مهاجرت‌ها، همچنان ادامه داشت و به همین دلیل، جای تعجبی ندارد اگر در جریان فتنه قتل عثمان، ردپای یهودیانی از یمن را بیابیم که نقش فعال در آن جریان شوم داشته‌اند، در رأس این یهودیان، عبدالله بن سبأ بود که بدون شک از آتش افروزان آن فتنه محسوب می‌شد، نقل می‌کنند که با شهادت عثمان، تنی چند از والیان یمن، از جمله یعلی بن منبه و عبدالله بن ربیعه، خود را به حجاز رسانیده و در حوادث بعد از این ماجرای غم‌انگیز، حضوری فعال داشته‌اند.(5)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الطبری (5/442). 
2) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص179. 
3) الولایة علی البلدان (1/171). 
4) تاریخ الیمن السیاسی فی العصر الإسلامی، حسن سلیمان، ص 79. 
5) تاریخ الطبری (5/442).چون عثمان به خلافت رسید، معاویه بن ابی سفیان بر بیشتر مناطق شام تسلط داشت، عثمان نیز او را در سمت خود ابقا نمود(1) . کما اين‌كه بیشتر والیان دیگر مناطق چون یمن، بحرین و مصر را در مناصب خود ابقا کرد. پس از مدتی، معاویه توانست بر سر تا سر شام حاکم گردد و به قوی‌ترین و با نفوذترین والی عثمان تبدیل شد، در آغاز خلافت عثمان غیر از معاویه، والیان دیگری نیز در شام حضور داشتند و بر آن منطقه حکومت می‌کردند. از جمله آنان عمیر بن سعد انصاری بود که بر حمص حکومت می‌راند و از اعتبار منزلت خاصّی نزد عثمان برخوردار بود. اما پس از اين‌كه به بیماری ناعلاجی مبتلا شد، از عثمان درخواست نمود که فرد دیگری را جایگزین او نماید و عثمان نیز با پذیرفتن استعفای او، حمص را به قلمرو معاویه ضمیه کرد. با این اقدام، معاویه بر شهری دست یافت که پیش از او عبدالرحمن بن خالد بن ولید بر آن حکومت داشت که بعد از آن به حکومت منطقه جزیره منصوب شده بود(2) . همچنین پس از وفات علقمه بن محرز، والی فلسطین، عثمان، آن‌را نیز به قلمرو معاویه ملحق ساخت به این صورت، تنها پس از گذشت دو سال از به خلافت رسیدن عثمان، سرتاسر شام به زیر سلطه معاویه رفت. معاویه تا زمان شهادت عثمان بر این سمت باقی ماند و در آن دیار به حکومت خویش ادامه داد(3) . شام در دوران حکومت معاویه، آکنده از حوادث و رویدادهای مهمی بود، در واقع، شام از جمله مهمترین جبهه‌های جهاد و نبرد با رومیان و دیگر دشمنان محسوب می‌شد. اما به دلیل مدیریت کم نظیر مع