 بجنگد، آن‌را نپذیرفت و چنین جواب داد: «آیا می‌خواهید من اولین نفری باشم که بعد از وفات رسول خدا(ص) به کشتن امت او اقدام نموده¬ام». بنابراین عثمان تنها راه را در صبر و مقاومت دانست تا آن‌که در همین راه به قتل رسید و این صبر و استقامت از مهمترین فضایل والای او به حساب می‌آید.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سیر الشهداء، السحیبانی، ص57 و58. 
2) تحقیق مواقف الصحابه من الفتنه (1/472). 
3) منهاج السنّة (3/202 –203). در مورد عدل عثمان، عبیدالله بن عدی بن خیار روایت می‌کند که در روز فتنه، او به عثمان گفت: تو امام همه مردم هستی، اما اینان با تو این کار را می‌کنند، مردم پشت سر رهبر فتنه‌گران، عبدالرحمن بن عُدَیس بلوی، نماز می‌گذارند، اما من از این کار اجتناب می‌کنم، عثمان به عبیدالله گفت: نماز بهترین کارهایی است که مردم انجام می‌دهند، بنابراین هر وقت مردم بهترین کار را انجام می‌دادند، تو نیز با آنان باش و چون به کارهای بد و ناپسند روی آوردند از آنان دوری گزین.(1) 
ابن شبه روایت می‌کند که روزی عثمان از کنار خدمتکار خود که مشغول علف دادن به شتری بود رد شد، در میان علوفه چیزهایی را دید که او را ناخوش آمد، به همین دلیل گوش آن خدمتکار را کشید، بعدا از این کار خود پشیمان شد و به خدمتکار گفت: که او نیز انتقام خود را بگیرد و گوش او را بکشد، خدمتکار هر چقدر اصرار داشت که این کار را نکند، اما عثمان مکرّراً به او می‌گفت: که باید آن خدمتکار از او انتقام بگیرد، سرانجام خدمتکار قبول کرد و گوش عثمان را کشید، عثمان بدو گفت: گوش مرا آن‌قدر بکش تا به همان مقداری که دردت آمد، تا من نیز احساس درد کنم، سپس گفتند: چه خوبی است قصاصی که در دنیا و قبل از روز آخرت از انسان گرفته شود و او را از قصاص روز محشر برهاند.(2) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح البخاری، حدیث 695. 
2) أخبار المدینة (3/236). عثمان از جمله کسانی بود که بسیار عبادت می‌کردند. روایت می‌کنند که او هنگام حج و در کنار حجرالاسود، کل قرآن را در یک رکعت نماز تلاوت کرد و این کار به عادت و روش او تبدیل شده بود(1) . همچنین ابن عمر(رض) روایت می‌کند که منظور آیه زیر عثمان است.(2) 
(أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ) الزمر: ٩ 
((آيا چنين شخص مشركي كه بيان كرديم، بهتر است) يا كسي كه در اوقات شب سجده‌كنان و ايستاده به طاعت و عبادت مشغول مي‌شود و (خويشتن را) از (عذاب) آخرت به دور مي‌دارد، و رحمت پروردگار خود را خواستار مي‌گردد ؟ بگو: آيا كساني كه (وظيفه خود را در قبال خدا) مي‌دانند، با كساني كه (چنين چيزي را) نمي‌دانند، برابر و يكسانند ؟! (هرگز). تنها خردمندان (فرق اينان را با آنان تشخيص مي‌دهند، و از آن) پند و اندرز مي‌گيرند). 
نیز ابن عباس بیان می‌دارد که منظور آیه 76 از سوره نحل عثمان بن عفّان می‌باشد.(3) 
(وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْکَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ کَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ) النحل: ٧٦ 
(و خداوند دو مرد را مثل مي‌زند كه يكي از آنان گنگ مادرزاد است و بر انجام چيزي توانائي ندارد و سربار صاحب خود بوده و به هرجا او را بفرستد نفعي نخواهد داشت. آيا او (كه گنگ و ناتوان و سربار و بيفائده است) برابر با كسي است كه (زبان‌آور و كاركن و نان‌آور و سراپا خير و بركت است و مرتّباً ديگران را) به عدل و داد مي‌خواند و در جاده صاف و راست قرار دارد (و داراي روش پسنديده و برنامه درست در زندگي است‌ ؟)). 
روایت می‌کنند که عثمان هر شب جمعه، قرائت قرآن را آغاز می‌کرد و در شب پنجشنبه‌ي هفته بعد، آن‌را به پایان می‌رساند.(4) 
او روزها را روزه می‌بود و شب را به نماز و عبادت می‌گذراند.(5) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) طبقات ابن سعد (3/76) تاریخ الإسلام عهد الخلفاء، الذهبی، ص476. 
2) تفسیر ابن کثیر (4/47). 
3) همان (2/579). 
4) علو الهمّة (3/93). 
5) صفة الصفوة (1/302). عثمان در یکی از خطبه‌هایش چنین گفته است: ای مردم! از خدا بترسید که ترس از او شما را منفعت است، هرکس خود را محاسبه نماید، با اعمال نیک، خود را برای روز قیامت آماده می‌کند و بدان‌ها قبر خویش را روشن می¬‌سازد. انسان کوردل باید از این هراس داشته باشد که در روز قیامت کور محشور شود، حال آن‌که در دنیا بینا بوده است.(1) 
نیز از او روایت کرده‌اند که گفت: اگر بمیرم و مرا در میان بهشت و جهنم قرار دهند، قبل از اين‌كه سرنوشتم را به من ابلاغ کنند و بگویند که اهل بهشتم یا از دوزخیان، از هول و ترس آن جایگاه، آرزو می‌کنم که به خاک تبدیل شوم. او هرگاه نامی از آخرت به زبان می‌آمد، از ترس به خود می‌لرزید و اشک‌هایش جاری می‌شد و آن روز را به خاطر می‌آورد که قبرش را شکافته و او را به دادگاه محشر می‌برند.(2) 
هانی، خدمتکار عثمان، روایت می‌کند که هرگاه عثمان بر سر قبری می‌ایستاد آن‌قدر گریه می‌کرد تا ریشش خیس می¬شد و چون از علت این گریه سؤال می‌شد، می‌گفت: 
رسول خدا فرموده‌اند: «إنّ القَبْرَ أَوَّلُ منازلِ الآخرةِ فإن نَجَامِنْه فما بَعْدَه أَیْسَرُمنه و إنْ لم یَنجُ منه فما بَعْدَه أَشَدُّ منه». 
«قبر انسان، اولین منزل‌گاه سفر آخرت اوست. اگر از آن‌جا و عذاب آن نجات یابد، روز قیامت راحت‌تر بر او می‌گذرد، اما اگر به عذاب قبر گرفتار آید، در قیامت به عذاب‌هایی شدیدتر از عذاب قبر دچار می‌شود». 
نیز می‌گفت: رسول خدا(ص) در مورد قبر فرمودند: 
«والله ما رأيت منظرا إلا والقبر أفظع منه».
« که قبر زشت‌ترین چیزی است که انسان دیده است». 
همچنین می‌گفت: رسول خدا(ص) چون از کفن و دفن مسلمانان فارغ می‌شدند بر قبر او می‌ایستادند و می‌فرمودند: 
«اِسْتَغْفِروا لأَخیکم و سَلُوا له بالتَّثْبیت فإنّه الآنَ یُسْأَلُ»(3) . 
«برای برادرتان که در این قبر خفته است از خداوند طلب عفو و بخشایش کنید و از خدا بخواهید که او را بر ایمان ثابت قدم گرداند، زیرا که او الآن مورد بازخواست و محاسبه قرار گرفته است». 
این شیوه‌ي عثمان در یاد خداوند و ترس از اوست که عثمان با این نگرش زیست و با همین بینش رخت از جهان فروبست، بینشی که ما مسلمانان به شدت به آن نیازمندیم تا نفسهای مرده‌مان از نو جان گیرند و توانایی‌های خفته‌مان بار دیگر به کار افتند. 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح التوثیق، 107. 
2) نظام الحکم فی عهد الخلفاء الراشدین، 205. 
3) فضائل الصحابة (حدیث 773). اگر عثمان بن عفان به داشتن ثروت و ما