مُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَکُلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا) النساء: ٩٥ 
((جهاد با رعايت اين همه احتياطي كه گذشت، بس بزرگ و ارزشمند است). مسلماناني كه (به جهاد نمي‌روند و در منازل خود) مي‌نشينند، با مسلماناني برابر نيستند كه با مال و جان، در راه يزدان جهاد مي‌كنند. خداوند مرتبه والائي را نصيب مجاهدان كرده است كه بالاتر از درجه خانه‌نشينان است، مگر چنين خانه‌نشيناني داراي عذري باشند (كه ايشان را از بيرون شدن براي جهاد بازداشته باشد. در اين صورت درخور سرزنش نيستند، و پاداش بزرگ خود را از خدا دريافت مي‌دارند و مرتبه بالائي دارند). خداوند به هر يك (از دو گروه مجاهد و وانشستگان معذور) منزلت زيبا (و عاقبت والائي) وعده داده است. و خداوند مجاهدان را بر وانشستگان (بدون عذر) با دادن اجر فراوان و بزرگ، برتري بخشيده است). 
در واقع آنان‌که مال و ثروت خود را سخاوتمندانه، در راه خدا انفاق می‌کنند، شجاع و مجاهد در راه خدایند. عثمان بارها اموال هنگفتی را در راه رضای خدا و اطاعت رسول او انفاق نمود و بهمین دلیل رسول خدا(ص) در مورد او فرمود: 
«ما ضر عثمان ما عمل بعد اليوم».
«عثمان با این انفاق خود، از امروز هرگز زیان نخواهد دید».(3) 
عثمان مردی بود شجاع که بیمی از مرگ نداشت، با باطل به مقابله برخاست و در برابر آن تسلیم نشد و در عین حال مردی بود آرام و متین که هرگز در برابر حماقتِ نادان، آرامش و متانت خود را از کف نمی‌داد.(4) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الأمین ذی‌النورین، ص194، 195، 196. 
2) جولة تاریخیه فی عصر الخلفاء الراشدین، محمد الوکیل، ص304. 
3) سنن التِرمذی (حدیث3785). 
4) جولة تاریخیة، ص304. قاطعیت، خصلتی بود که از ابتدا در شخصیت عثمان وجود داشته است. آن‌ روزی که صدیق او را به اسلام دعوت کرد به او گفت: عثمان! تو مرد قاطع و خردمندی هستی و حق را از باطل تشخیص می‌دهی، به من بگو این بتهایی که قوم تو آن‌ها را پرستش می‌کنند، چیست؟(1) 
در سال 26 بعد از هجرت، عثمان اقدام به توسعه مسجدالحرام نمود و به همین دلیل خانه و زمین اطراف را خرید، اما تعدادی از مردم قصد فروش خانه و زمین خود را نداشتند و از این کار امتناع می‌کردند، عثمان خانه‌های آنان را ویران کرد و پول خرید آن خانه‌ها را به بیت‌المال بازگردانید، چون آن مردمان به عثمان اعتراض کردند، عثمان دستور داد آنان را به زندان بیاندازند، سپس آنان را احضار نمود و به آنان گفت آرامش و گذشت، باعث شده که شما نسبت به من این‌گونه رفتار کنید و دیگر به سخنان من وقعی نمی‌گذارید، اگر عمر این کار را با شما می‌کرد، جرأت اعتراض بر او را نداشتيد، سپس عبدالله بن خالد بن أسید به شفاعت آنان نزد عثمان رفت و توانست رضایت او را نسبت به آنان جلب نماید.(2) 
وقوع فتنه، خود، تجلی‌گاه قاطعیت عثمان بود؛ او برای حمایت و حفاظت از نظام خلافت، به خواسته شورشیان مبنی بر قبول استعفا تن در نداد و در برابر آنان مقاومت نمود و اگر او در آن روز به خواسته نابخردانه شورشیان پاسخ مثبت می‌داد، خلافت به آلت دست آنان و دیگر دنیا طلبان آزمند تبدیل می‌شد و هرج و مرج سرتاسر سرزمین را فرا می‌گرفت، عثمان بسیار دوراندیش و خردمند بود که خواسته‌ي آنان را رد نمود، زیرا در غیر این‌صورت، بنیان‌گذار سنتی می‌شود که براساس آن، دسته‌ای از مردم هر وقت که بخواهند می‌توانند حاکم منتخب امّت را عزل کنند و خود حاکمی دیگر به جای او منصوب نمایند که در این‌صورت در کشور آشوب و بلوی به راه می‌افتاد، افراد امّت اسلام به نزاع با هم گرفتار می‌آمدند و تمام توان امت را در این نزاع به هدر می‌‌دادند و آن وقت از دشمن او غافل می‌شدند. عثمان با فدای جان خود، کیان امّت اسلام را از خطر رهانید، جامعه را از آشوب و اختلافات شدید حفظ نمود و سکان حکومت را از دست شورشیان و غوغاسالاران دور نمود. او در آن شرایط سخت، راهی را برگزید که کمترین ضرر را به امت اسلام می‌رسانید، او جان عزیز و مبارک خویش را فدا کرد و با این کار پایه‌های نظام خلافت را پاس داشت و آن را از اضمحلال نجات داد(3)  ما در مباحث بعد به تفصیل به این رویداد خواهیم پرداخت. 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صادق عرجون، عثمان بن عفّان، ص47. 
2) تاریخ الطبری (5/250). 
3) تحقیق مواقف الصحابة ؟؟ الفتنة (1/474). عثمان مردی بود صبور و پرطاقت که در ماجرای فتنه، این صفت تبلور یافت، موضع او در آن واقعه، نمونه والای فداکاری یک فرد بود که در راه حفظ کیان امّت و جلوگیری از خونریزی میان مسلمانان، از خود نشان داد. عثمان می‌توانست خود را از مهلکه به در برد، اما او فردی خودخواه نبود که تنها خود را ببیند و تنها به فکر خویش باشد. اما او بقای کیان جامعه را وظیفه خود می‌دانست و در همین راه، جان خود را فدا کرد. او می‌توانست صحابه و فرزندان آنان را سپر خویش سازد و شورشیان را قتل عام نماید، اما می‌دانست با این کار، امت از هم می‌پاشد و سایه شوم تفرقه و نزاع آنان را فرا خواهد گرفت؛ بنابراین در این جریان، به خاطر رضای خداوند(عزوجل)، صبر پیشه کرد و اعلام نمود که در برابر این پیشامد با صبری نیکو برخورد می‌کند و از هیچ کس بیمی به خود راه نمی‌دهد(1) ، او از مصادیق راستین این آیه قرآن بود که: 
(الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَکِيلُ) آل عمران: ١٧٣ 
(آن كساني كه مردمان بديشان گفتند: مردمان (قريش براي تاختن بر شما دست به دست هم داده‌اند و) بر ضدّ شما گرد يكديگر فراهم آمده‌اند، پس از ايشان بترسيد؛ ولي (چنين تهديد و بيمي به هراسشان نيانداخت؛ بلكه برعكس) بر ايمان ايشان افزود و گفتند: خدا ما را بس و او بهترين حامي و سرپرست است). 
عثمان ایمانی راسخ به خداوند داشت، داراي روحی بزرگ و بصیرتی عمیق بود، او در دوران فتنه، از خود صبری بی‌نظیر را نشان داد، خود را فدای امت نمود و این خصلت از بزرگترین فضایل آن حضرت محسوب می‌شد.(2) 
ابن تیمیه در این رابطه چنین می‌گوید: عثمان به شدت، مردم را از خونریزی منع می¬کرد و در برابر همه توهین‌ها و تجاوزات شورشیانی که قصد جان او را داشتند و خود او نیز به آن واقف بود، صبر پیشه نمود، مسلمانان آمدند و از او دفاع کردند و به وی اعلام داشتند که آن شورشیان می‌خواهند او را به شهادت برسانند، اما باز مسلمانان را از جنگ با آنان باز می‌داشت. هنگامی که به او گفتند که به مکه برود، از این کار امتناع کرد و گفت: نمی‌خواهم که مرا در حرم دفن کنند. چون به او پیشنهاد رفتن به شام را کردند، با ردِّ این پیشنهاد گفت: آیا دارالهجرة خود را ترک نمایم؟!
و چون به او گفتند: که با آنا