 و بخشي از آن‌ها را حلال نموده‌ايد، بگو: آيا خدا به شما اجازه داده است (كه از پيش خود چنين كنيد) يا اين كه بر خدا دروغ مي‌بنديد (و از زبان خدا چيزهائي مي‌گوئيد و مي‌كنيد كه خدا بدآن‌ها دستور نداده است‌؟)
سپس از او پرسیدند بر چه اساس چراگاه‌هایی را مختص شتران و اسبان حکومت قرار داده و دیگران را از آن‌ها محروم نموده است؟ آیا خداوند چنین مجوزی را به تو داده و یا بر خداوند دروغ بسته‌ای؟ عثمان در مقام پاسخ بر آمد و شأن نزول و مصادیق این آیه را برای ایشان تبیین نمود و به ایشان گفت: که پیش از ابوبکر و عمر(رض) نیز چنین چراگاه‌هایی را ایجاد کرده بودند و چون در عهد او تعداد آن شتران و اسبان بسیار شدند ناچار شد که وسعت آن چراگاه‌ها را افزایش دهد. چون قانع شدند عثمان با آنان میثاقی بست و از آنان قول گرفت تا هرگز علیه او شورش نکنند. پس از این ملاقات، همه‌ي معترضان به منطقه ذی‌المروه رسیدند. 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلفاء الراشدون، ص159. 
2) الخلفاء الراشدون، ص159. 
3) تاریخ الطبری (5/357). 
4) استشهاد عثمان و وقعة الجمل، خالد الغیث، ص118گروهی از ذومره یک ¬ماه ¬و نیم قبل از شهادت عثمان آمدند عثمان(رض)، علی(ع) را نزد آنان فرستاد تا با آنان مذاکره نماید. او همراه مردی دیگر که نام او بر ما معلوم نیست نزد معترضان رفت و آنان را به ارشادات قرآن فراخواند و آنان نیز پذیرفتند(1) . در روایتی دیگر آمده است که او چندین بار با آنان بحث و گفتگو کرد تا توانست آنان را قانع کند که قرآن را معیار این رفتارهای خود قرار دهند.(2) 
آنان در پنج مسأله به توافق رسیدند: تبعید شدگان به دیار خود بازگرداند، سهم محروم شدگان پرداخت شود، فیء و خمس در بیت‌المال ذخیره شود، در تقسیم ثروت‌ها جانب عدالت رعایت شود و تنها افراد امین و توانمند به کار گماشته شوند. سپس این مواد را به روی کاغذ آوردند. همچنین آنان اعلام کردند که باید عبدالله بن عامر در امارت بصره و ابوموسی اشعری در امارت کوفه ابقا شوند(3) . به این ترتیب، عثمان(رض) با هر یک از گروه‌های معترض مصالحه نمود و آنان نیز هر یک راه دیار خود را در پیش گرفتند.(4) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ دمشق؛ ترجمة عثمان، ص328. تاریخ خلیفه، ص169. 
2) فتنه مقتل عثمان (1/129). 
3) فتنه مقتل عثمان (1/129). 
4) فتنه مقتل عثمان (1/129). پس از بازگشت معترضان به دیار خود، فتنه‌انگیزان نقشه دیگری را طرح‌ریزی کردند تا آن صلحی را که میان معترضان و عثمان(رض) بسته شده بود از میان ببرند. آنان نامه‌ای را جعل کردند و به دست مردی سپردند تا آن را به جانب مصر ببرد. او در میانه راه از کنار کاروان مصریان عبور کرد و به گونه‌ای رفتار می‌کرد که نظر آنان را به خود جلب نمود. او وانمود می‌کرد که از مصریان می‌ترسد گویا که نزد او چیزی است که نباید مصریان آن را ببینند؛ چون مصریان او را دستگیر کردند نامه‌ای را نزد او یافتند که در آن عثمان خطاب به عبدالله بن ابی سرح، حاکم مصر، دستور داده بود تا همه معترضان را که به مصر باز می‌گردند یا به قتل رساند و یا مثله نماید. 
مصریان نیز خشمگین به مدینه بازگشتند و آن‌را بر عثمان(رض) عرضه داشتند(1) . عثمان به آنان گفت: که او چنین نامه‌ای را ننوشته است و به آنان پیشنهاد کرد که یا دو مرد مسلمان را که شاهد بوده‌اند او این نامه را نوشته نزد او بیاورند و علیه او شهادت دهند و یا به خداوند یکتا و بی‌همتا سوگند یاد کند که او نه خود، نامه را نوشته و نه دستور نوشتن آن را داده است. او به آنان اعلام نمود که از وجود چنین نامه‌ای خبر نداشته است و هیچ بعید نیست که دیگران این نامه نوشته و به عثمان نسبت داده‌اند و سپس مهر خاتم او را جعل کرده‌اند. اما با وجود توضیحات عثمان(رض) باز معترضان قانع نشدند و سخنان او را باور نکردند.(2) 
مهمترین دلایل مجعول بودن این نامه که عثمان در آن حکم مرگ معترضان مصری را امضا نموده و سپس آن را به غلام خود داده که آن‌را به دست عبدالله بن ابن سرح برساند تا او نیز آن حکم را اجرا کند، عبارتند از: 
1-	نامه وانمود می¬نمود که عثمان بارفتارهای خود شک مصریان را بر انگیخته و به گونه‌ای وانمود می‌کرد که گویا او از مصریان می‌هراسد. در واقع، این رفتار او این گمان را نزد مردم تقویت می‌کرده که نزد او چیزی است که نباید مصریان از آن اطلاع یابند. اگر واقعاً این نامه را عثمان(رض) نوشته بود به حامل آن دستور می‌داد از راهی برود که به مصریان برخورد نکند و در اسرع وقت آن را دست عبدالله بن ابی سرح برساند تا آن را اجرا کند. 
2-	باید این سؤال را مطرح کرد که عراقیان که فاصله بسیاری با مصریان داشتند چگونه از وجود آن نامه با خبر شدند. آنان که در شرق بودند چگونه اطلاع یافتند که مصریان چنین نامه‌ای را یافته‌اند؟ عجیب‌تر آنکه هر دو گروه همزمان و در آن واحد به مدینه رسیدند. تنها می‌توان چنین جواب داد که آنان‌که این نامه را جعل کرده و آن‌را به دست فردی داده تا به مصر ببرد، مردی دیگر را اجیر نموده تا خبر این ماجرا را به عراقیان اطلاع دهد!! این همان سؤالی است که علی بن ابی طالب(رض) از کوفیان و بصریان پرسید که شما با وجود آن فاصله بسیار با مصریان چگون از وجود آن نامه با خبر شدید(3) . علی(رض) خود، پاسخ این پرسش را چنین بیان داشت که این ماجرا در مدینه طرح‌ریزی شده بود تا بار دیگر، مردم دچار فتنه و آشوب شوند.(4) 
3-	این سؤال مطرح است که عثمان چگونه به عبدالله بن ابی سرح دستور می‌دهد تا معترضان مصری را به قتل برساند حال آن‌که خود عبدالله پس از عزیمت معترضان به مدینه و پس از شورش محمد بن ابی حذیفه، مصر را ترک گفته و قصد مدینه نموده بود. او در عقبه فلسطین منتظر بود تا عثمان به نامه او مبنی بر اذن ورود به مدینه پاسخ دهد. 
4-	چگونه ممکن است که عثمان(رض) در نامه خود به عبدالله بن ابی سرح، فرمان قتل معترضان را داده باشد حال آن‌که در طول مدتی که آنان، عثمان را به محاصره خود در آورده بودند، او همه صحابه و دیگر مسلمانان را از جنگ با معترضان و سرکوب آنان منع می‌نمود. 
5-	سو‌ال دیگری که این‌جا مطرح می‌شود این است که حکیم بن جبله و مالک اشتر چرا و بدون هیچ دلیل روشنی در مدینه ماندند و با دیگر عراقیان به سرزمین خود برنگشتند. شاید بتوان چنین ادعا نمود که آنان با پیشنهاد ابن سبأ آن نامه دروغین را جعل کردند و سپس آن سناریوی ننگین را به راه انداختند. در واقع، این سبئیان بودند که از وجود این نامه، سود می‌بردند و می‌توانستند از طریق آن به اهداف پلید خود دست یابند.(5) 
از طرف دیگر، آنان با انتساب آن به مروان بن حکم قصد داشتند تا عثمان را فردی بی‌خبر از حکومت خود و طبیعتاً نالایق جلوه دهند و چنین وانمود کنند که فساد، دستگاه حکومت عثمان(رض) را فراگرفته است. اگر مروان چنین نامه‌ای را نوشته بود به حامل آن توصیه می‌کرد از راهی حرکت کند که به مصریان بر 