ابودش مي‌كنيم. انگار ديروز در اينجا نبوده است (و هرگز وجود نداشته است، و انسآن‌هائي در آن سرزمين نزيسته‌اند). ما (بدين وضوح) آيه‌ها (ي خويش) را براي قومي تشريح و تبيين مي‌كنيم كه مي‌انديشند (و مي‌فهمند)). 
نیز آنان با اعتقاد راسخ و درست به بهشت و دوزخ که از آیات قرآن دریافت کرده بودند، خود و زندگی‌شان را از انحراف و تمرّد نسبت به شریعت خداوند پاک نگه داشتند. هر کس به سیرة حضرت عثمان و دیگر صحابه بزگوار(رض) نظری عمیق بیافکند، می‌بیند که چقدر آنان در مسیر شناخت دین خداوندشان تلاش کردند و تا چه میزان خوف و ترس از عذاب و عقاب او را در دل خویش می‌پروراندند. 
حضرت عثمان چون دیگر صحابه، مفهوم درست قضا و قدر را از بطن قرآن و سیره رسول خدا(ص) درک کرد و در آن دچار افراط و تفریط نگشت. این مفهوم در دل و جان او رسوخ پیدا کرد و یقین یافت که علم خداوند(عزوجل) بر همه چیز احاطه دارد، کما اين‌كه خداوند در قرآن چنین می‌فرماید: 
(وَمَا تَکُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَيْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُّبِينٍ) يونس: ٦١
((اي پيغمبر!) تو به هيچ كاري نمي‌پردازي و چيزي از قرآن نمي‌خواني، و (شما اي مؤمنان!) هيچ كاري نمي‌كنيد، مگر اين كه ما ناظر بر شما هستيم، در همان حال كه شما بدان دست مي‌يازيد و سرگرم انجام آن مي‌باشيد. و هيچ‌چيز در زمين و در آسمان از پروردگار تو پنهان نمي‌ماند، چه ذرّه‌اي باشد و چه كوچكتر و چه بزرگتر از آن، (همه اينها) در كتاب واضح و روشني (در نزد پروردگارتان، به نام لوح محفوظ) ثبت و ضبط مي‌گردد). 
نیز باور داشت خداوند متعال، همه چیز را نزد خویش ثبت می‌کند و هیچ چیز را از قلم نمی‌اندازد: 
(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ) يس: ١٢
(ما خودمان مردگان را زنده مي‌گردانيم، و چيزهائي را كه (در دنيا) پيشاپيش فرستاده‌اند و (كارهائي را كه كرده‌اند، و همچنين) چيزهائي را كه (در آن) برجاي نهاده‌اند (و كارهائي را كه نكرده‌اند، ثبت و ضبط مي‌كنيم و) مي‌نويسيم. و ما همه چيز را در كتاب آشكار (لوح محفوظ) سرشماري مي‌نمائيم و مي‌نگاريم). 
او یقین داشت خواست خداوند نافذ و قدرتش کامل است: 
(أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا کَيْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَکَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا کَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا) فاطر: ٤٤ 
(آيا در زمين به گشت و گذار نمي‌پردازند تا ببينند فرجام كار پيشينيان به كجا كشيده است، در حالي كه آنان از اينان قدرت و قوت بيشتري داشته‌اند ؟ هيچ چيزي چه در آسمآن‌ها و چه در زمين خدا را درمانده و ناتوان نخواهد كرد. چرا كه او بسيار فرزانه و خيلي قدرتمند است). 
و اعتقاد راسخ داشت که خداوند، آفریدگار همه چیز است: 
(ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ وَکِيلٌ) الأنعام: ١٠٢ 
(آن (متّصف به صفات كمال است كه) خدا و پروردگار شما است. جز او خدائي نيست‌؛ و او آفريننده همه چيز است. پس وي را بايد بپرستيد (و بس؛ چرا كه تنها او مستحقّ پرستش است) و حافظ و مدبّر همه چيز است). 
این فهم صحیح و عمیق و اعتقاد راسخ نسبت به مسأله قضا و قدر، نتایج وآثار مهمی در درون این مرد بزرگ گذاشت که در مباحث آینده به تفصیل به آن خواهیم پرداخت. او از طریق درک عمیق قرآن، به حقیقت خود و همه انسان‌ها پی برد و دانست حقیقت او نخست به اصلی دور که همان خلقت از خاک است برمی‌گردد و سپس وجود خود را به عنوان یک انسان از یک نطفه ناچیز و بی‌ارزش می‌گیرد: 
(الَّذِي أَحْسَنَ کُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ(7) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ(8) ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَّا تَشْکُرُونَ(9)) السجدة: ٧ - ٩ 
(آن كسي است كه هر چه را آفريد، نيكو آفريد، و آفرينش انسان (اوّل) را از گل آغازيد. سپس خداوند ذرّيّه او را از عُصاره آب (به ظاهر) ضعيف و ناچيزي (به نام مني) آفريد. آن گاه اندامهاي او را تكميل و آراسته كرد و از روح متعلّق به خود (كه سرّي از اسرار است) در او دميد، و براي شما گوشها و چشمها و دلها آفريد (تا بشنويد و بنگريد و بفهميد، امّا) شما كمتر شكر (نعمتهاي او) را به جاي مي‌آوريد). 
آن حضرت به این باور رسیده بود که خداوند، خود، انسان را به صورت و ظاهری زیبا و متناسب آفریده، به او نعمت عقل و تشخیص و توان سخن گفتن عطا فرموده، آسمان‌ها و زمین و هر آنچه در آن‌هاست را مسخّر او گردانیده، این موجود را بر بیشتر آفریده‌هایش برتری داده و او را با فرستادن پیامبران، قدر و منزلت فرموده است. 
و از جمله‌ی مهمترین نماد اکرام و احترام خداوند(عزوجل) نسبت به انسان این است که زمینه ایجاد محبت و رضایت خداوند را در وجود انسان به ودیعت نهاده، و این اوج کرامت و شرافت نوع انسان است و این شرافت را تنها از طریق تبعیت نبی‌اکرم(ص) که مردم را به سوی اسلام و حیات طیّبه در دنیا و آخرت فرا می‌خواند، می‌توان جست: 
(مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) النحل: ٩٧ 
(هركس چه زن و چه مرد كار شايسته انجام دهد و مؤمن باشد، بدو (در اين دنيا) زندگي پاكيزه و خوشايندي مي‌بخشيم و (در آن دنيا) پاداش (كارهاي خوب و متوسّط و عالي) آنان را بر طبق بهترين كارهايشان خواهيم داد). 
حضرت عثمان با شناخت آیات قرآن به حقیقت عداوت شیطان با انسان و لزوم نبرد بشر با این موجود پلید پی برد که به طرق مختلف و شیوه‌های گوناگون تلاش می‌کند انسان را به انجام معصیت وسوسه نماید و آتش سوزان شهوت را در او شعله‌ور سازد. 
حضرت و دیگر صحابه کرام، با استعانت از خداوند بزرگ و توانا به جهاد با آن موجود پست و نیز شیطان درون خویش پرداختند. آنان با پندگرفتن از داستان حضرت آدم و اخراج او از بهشت و رحمت الهی، به این اصل پایبند بودند که جوهر و اساس اسلام، اطاعت مطلق و بی‌چون و چرا در برابر خداوند است، و انسانی که قابلیت گناه و عصیان را دارد باید با عبرت گرفتن از عصیان آدم، ضرورت توکل بر پروردگارش را از یاد نبرد و از اهمیت توبه و استغفار غافل نشود. او و دیگر یاران رسول(ص) نفس خویش را از تکبّر حفظ می‌نمودند و به خ