ن به گوش عمر رسید آنان را فراخواند و خطاب به ایشان چنین گفت: بدانید که من از سال‌های نخستین اسلام با آن بوده‌ام و می‌دانم چه مراحلی را گذرانده و به کجا رسیده است. امروز اسلام در مرحله‌ای خطرناک و حساس قرار دارد و خطر ضعف و احتمال و تفرقه و نزاع امت آن را تهدید می‌کند. آیا قریشیان انتظار دارند که عمر درهای بیت‌المال را به روی ایشان بگشاید تا آنان آن را تصاحب نمایند و دیگر بندگان خد را از سهم خویش محروم سازند؟. اما قریشیان بدانند که عمر زنده است و تا زمانی که من خلیفه هستم نمی‌گذارم یک مثقال از بیت‌المال، به ناحق از گلوی ایشان پایین برود. عمر اینجا است تا نگذارد قریشیان خود را در آتش غضب و انتقام خداوند(عزوجل) گرفتار سازند(1) . عمر از آن بیم داشت که بزرگان صحابه، با خروج از حجاز، در بلاد مختلف پراکنده شوند و به جمع مال و ثروت و به دست آوردن املاک و زمین مشغول گردند. نقل می‌کنند که چون یکی از ایشان نزد عمر می‌آید و از او درخواست می‌نمود تا اذن حضور در جنگ‌های فتوحات را به او بدهد عمر به او چنین جواب می‌داد: تو در غزوات رسول الله(ص) وظیفه خود را انجام داده‌ای اما امروز صلاح تو در آن است که تو و دنیا یکدیگر را نبینید(2) . اما عثمان، سیاستی برخلاف عمر در پیش گرفت و به بزرگان صحابه اجازه داد تا به دیگر نقاط عزیمت کنند. شعبی در این رابطه چنین گفته است: با به خلافت رسیدن عثمان(رض)، او به قریشیان و صحابه اذن داد تا به دیگر بلاد و سرزمین‌ها عزیمت کنند. با ورود آنان بدان سرزمین‌ها، مردمان بسیاری گرد ایشان جمع شدند. در واقع، مردم عثمان را به خاطر آن سیاست‌های ملایم خویش، بیشتر از عمر(رض) دوست می‌داشتند(3) . نتیجه این سیاست آن شد که دسته‌ای از قریشیان در بلاد مختلف، ما یملک فراوانی را به دست آورند و همین عامل، سبب گردید مردمان زیادی گرد آنان جمع شوند(4) . روایت می‌کنند که چون عثمان اذن خروج از حجاز را به قریشیان و بزرگان داد، دسته‌ای از آنان به سرزمین‌های دور و نزدیک عزیمت نمودند. با حضور ایشان در آن سرزمین‌ها مردمان بسیاری گرد ایشان را فرا گرفتند. در این میان آنانی‌ که در اسلام از سابقه و اعتبار و منزلت بالایی برخوردار نبودند به این بزرگان ملحق شدند و آنان را به کسب املاک و زمین‌های متعدد تشویق و ترغیب کردند. این قبیل افراد چنین اعتقاد داشتند که چون این مردان بزرگ و بنام، زمین‌ها و مایملک بسیاری به دست آورند مردم آنان را بهتر خواهند شناخت و از همین رو گرد ایشان جمع مي‌شوند تا از مزایای مال و ثروت آنان بهره‌مند شوند و این نخستین خدشه‌ای بود که بر پیکر اسلام وارد شد و نخستین فتنه‌ای را که در میان مردمان ظهور کرد همین مسأله می‌دانند.(5)
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (5/413). 
2) تاریخ طبری (5/414). 
3) تاریخ طبری (5/414). 
4) تاریخ طبری (5/414). 
5) تاریخ طبری (5/414). ابن خلدون در تاریخ خویش در مورد تأثیر تعصبات قبیله‌ای جاهلیت چنین گفته است: 
چون حکومت اسلام توانست ارکان خویش را استوار نماید و سرزمین‌های بسیاری را فتح کند، عرب‌های فاتح در مناطقی چون بصره، کوفه، شام و مصر که مرز شبه جزیره با دیگر سرزمین‌های به تصرف در آمده محسوب می‌شدند سکنی گزیدند. در میان ایشان، تنها مهاجرین و انصار و دیگر صحابه و نیز قریش و مردمان حجاز بودند كه پیامبر خدا(ص) را درک نموده و به راه و روش او اقتدا می کردند اما دیگر عرب‌ها چون قبایل بنی بکر بن وائل، عبدالقیس، ربیعه، ازد، کنده، تمیم، قضاعه و دیگران از این نعمت، بی‌بهره بودند. اینان که در جنگ‌های فتوحات، نقش فعال ایفا نمودند نتایج آن‌را حق خود می‌دانستند. از طرف دیگر ایشان، چون از تعلیم و تربیت ژرف اسلامی و درستی برخوردار نبودند، همچنان نسبت به حقانیت رسالت حضرت محمد(ص)، قرآن و دیگر معارف شریعت، دچار تردید و حیرت بودند و چون حرکت خروشان فتوحات، متوقف شد و سلطه همه جانبه حکومت، جایگزین آن جنگ‌ها و لشکرکشی‌ها گردید، این قبایل بادیه‌نشین، احساس کردند که ریاست و مدیریت حکومت، در انحصار مهاجرین و انصار و قریش قرار گرفته و آنان از مقام‌ها و مناصب، بی‌بهره مانده‌اند. این احساسات و عرق جاهلیت، جان‌های این مردمان را از اطاعت کارگزارن حکومت باز داشت و به این ترتیب، اولین گرایشات فتنه‌انگیز در میان مسلمانان بروز پیدا کرد. این رویدادها و حوادث که با دوران خلافت عثمان مصادف بود در ابتدا با انتقاد و ایراد از والیان و عدم اطاعت از آنان و درخواست عزل و برکناری ایشان آغاز شد اما به تدریج به اعترارض علیه خود عثمان و خلافت او انجامید تا آن‌جا که صحابه مدینه از عثمان خواستند تا از مقام خویش استعفا دهد و والیان و امرای خود را بر کنار سازد. اما چون عثمان، هیأت‌های تحقیق و تفحصی را به بلاد مختلف فرستاد تا از حقیقت این جریانات اطلاع حاصل نمایند روشن شد که تمام این انتقادات و اعتراضات، تنها هیاهو و جاروجنجال افراد و گروه‌های ستیزه‌جو و غوغا سالار می‌باشد.(1) 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ ابن خلدون (2/477). در اواخر خلافت عثمان(رض) به دلیل وجود موانع انسانی و طبیعی متعدد، روند فتوحات در اقصی نقاط قلمرو خلافت، متوقف شد. این مسأله باعث بروز شایعات و اکاذیب بسیاری در میان مردم و بالاخص اعراب بادیه‌نشین گرديد. آنان چنین شایع می‌کردند که عثمان بنا به میل و خواست خود، زمین‌های فتوحات را در میان اطرافیان تقسیم نموده و دیگران را از آن‌ها محروم ساخته است(1) . این دروغ‌ها و افتراها، تأثیر شگرفی بر روحیه اعراب بادیه‌نشین گذاشت که به دلیل توقف جنگ‌ها و فتوحات، اوقات خود را به خوردن و خوابیدن می‌گذراندند و یا به گوش دادن به شایعات و حرف و حدیث‌های مربوط به عثمان و والیان او سپری می‌کردند. عثمان، از بزرگان صحابه و والیان و امرای خود درخواست نمود که برای حل این مسايل، راهکارهایی ارائه دهند. در این میان جنگ نگه دارد تا دیگر دست از این هیاهو و جاروجنجال‌های ناروا بکشند(2) . در واقع، تنها راه حل نیز همین بود، زیرا از این قبیل افراد که شناخت درست و عمیقی از دین نداشتند و از تزکیه و تربیت دینی و اسلامی بی‌بهره بودند انتظار هر نوع رفتار نادرست و ناپسندی را می‌توان داشت و تنها یک تلنگر کافی بود تا این اعراب، سر به شورش بر آورند و فتنه‌ها و آشوب‌های بسیاری را ایجاد نمایند و عملاً نیز چنین شد و فتنه‌انگیزان و منافقان، با ترفندهای زیرکانه، از این خصلت ناپسند اعراب نهایت بهره‌برداری را نموده و آنان را درگیر فتنه‌ها و آشوب‌های عظیمی ساختند.(3)
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/344). 
2) تاریخ طبری (2/340). 
3) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة (1/353). ابوسلمه بن عبدالرحمن از عائشه(رض) نقل می‌کند: که روزی رسول خدا(ص) در منزل او به پشت دراز کش