جود ندارد، چون بمیرد وارد بهشت شود).
---------------------------------------------------------------------------------------
1) مسد احمد (حدیث464). حارث، خدمتکار عثمان بن عفّان روایت می‌کند که با خلیفه در مسجد نشسته بودیم، که مؤذن آمد تا اذان گوید، عثمان برای وضو آب خواست، چون آب آوردند، با آن وضو گرفت و پس به همراهان گفت: دیدم که رسول خدا(ص) به همین صورت وضو می‌گرفت و بعد از آن به اصحاب فرمودند: 
«ومن توضأ وضوئي هذا، ثم قال فصلى صلاة الظهر، غفر له ما كان بينها وبين الصبح، ثم صلى العصر غفر له ما بينها وبين صلاة الظهر، ثم صلى المغرب غفر له ما بينها وبين صلاة العصر، ثم صلى العشاء غفر له ما بينها وبين صلاة المغرب، ثم لعله أن يبيت يتمرغ ليلته، ثم إن قام فتوضأ وصلى الصبح غفر له ما بينها وبين صلاة العشاء، وهن الحسنات يذهبن السيئات».
«هر كس همانند من وضو بگیرد و نماز ظهر را بخواند، تمام گناهانی را که از نماز صبح تا آن موقع انجام داده است، مورد عفو قرار می‌گیرد، چون نماز عصر را خواند، گناهان او در فاصله میان نماز ظهر و عصر مورد بخشایش قرار می‌گیرد، چون به نماز مغرب بایستد، گناهانی را که از نماز عصر تا آن هنگام مرتکب شده بخشوده می‌شوند، چون نماز عشاء را برپا دارد، گناهان او در فاصله میان نماز مغرب و عشا مورد غفران قرار می‌گیرد و چون برای نماز صبح از خواب بیدار شود و آن را اقامه نماید، گناهان او در فاصله میان نماز عشا و صبح مورد بخشایش واقع می‌شوند. این‌ها حسناتی هستند که سیّئات را از میان می‌‌برند». 
همراهان گفتند: یا امیرالمؤمنین پس باقیات کدام‌ها هستند؟ او گفت: باقیات عبارتند از: لا إله إلا الله – سبحان الله – الحمد الله – الله اکبر – لاحول و لاقوّة إلا بالله- (1).
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد (حدیث513).عثمان بن عفّان از رسول خدا(ص) روایت می‌کند که ایشان گفتند: 
«مَن تَعَمَّدَ علیَّ کذباً فَلْیَتَبَوَّأْ بیتاً فی النّار». 
«هر کس به عمد، دروغی بر من می‌بندد، سزایش آتش دوزخ است». 
این گوشه‌ای بود از احادیثی که ذی‌النورین از رسول خدا(ص) روایت کرده است که خود، دلیلی است بر علم ایشان و علاقه وافر ایشان بر فراگرفتن هر چه بیشتر سنّت رسول خدا(ص) و احکام شریعت اسلام. حلم و گذشت از صفات حکیمانه‌ای است که خداوند(عزوجل)، در قرآن، خود را به آن متصف نموده است: 
(إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْاْ مِنکُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) آل عمران: ١٥٥ 
(آنان كه در روز روياروئي دو گروه (مسلمانان و كافران در جنگ احد) فرار كردند، بيگمان اهريمن به سبب پاره‌اي از آنچه كرده بودند (كه سركشي از فرمان خدا بود) آنان را به لغزش انداخت و خداوند ايشان را بخشيد، چرا كه خداوند آمرزنده و شكيبا است). 
ذی‌النورین نیز با اقتدا به گفتار، رفتار و حالات رسول خدا(ص)، به نمونه‌ای والا در آرامش و گذشت تبدیل شد. او در همه شرایط تلاش داشت فردی آرام باشد. من جمله این شرایط، حادثه فتنه بود که ایشان در آن اوضاع، از صحابه درخواست کرد به خانه‌های خود بازگردند و به روی معترضان سلاح نکشند، این درخواست برگرفته از شوق دیدار پروردگار و ترس از خونریزی میان مسلمانان بود.(1) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الکفاءة الإداریة، 65. عطاء بن فروخ، از موالیان قریش، روایت می‌کند که عثمان، قطعه زمینی را از مردی خرید، هنگام پرداخت پول، آن مرد از تحویل گرفتن آن امتناع می‌کرد و چون عثمان علّت این را از او سؤال کرد، او پاسخ داد: مردم به من گفته‌اند در این معامله، زیان کرده‌ای و حالا من از این معامله پشیمان شده‌ام، ذی‌النورین هم در کمال مروّت، او را در لغو معامله مخیر کرد، و بعد گفت: پیامبر خدا(ص) در این زمینه فرموده‌اند: 
«أدخل الله رَجُلاً کان سَهْلاً مُشْتَرِیاً وَ بائِعاً، و قاضِیاً و مُقْتَضِیاً»(1) . 
(هر کس در خرید و فروش و یا در گرفتن حق و حقوق خود بر مردم آسان گیرد، خداوند او را به بهشت خویش وارد می‌کند). 
این داستان خود بیانگر بزرگواری ذی‌النورین و عدم تعلّق خاطر او به مال دنیاست، او مال دنیا را تنها در جهت اخلاق نیک و پسندیده به کار می‌گرفت، خود را از اين‌كه اسیر و شیفته دنیا شود حفظ می‌کرد و از ثروت خود به نفع مصالح عموم مردم سود می‌جست، هرچند که در این میان خود متضرّر می‌شد.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------
1) مسند أحمد (حدیث410). 
2) التاریخ الإسلامی (17/126). خداوند(عزوجل)، در قرآن کریم، اعلام می‌دارد که چون رسولش ¬را نرم‌خو خلق کرده بر او منّت نهاده است: 
(فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِينَ) آل عمران: ١٥٩
(از پرتو رحمت الهي است كه تو با آنان (كه سر از خطّ فرمان كشيده بودند) نرمش نمودي. و اگر درشتخوي و سنگ‌دل بودي از پيرامون تو پراكنده مي‌شدند. پس از آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش نما و در كارها با آنان مشورت و رايزني كن. و هنگامي كه (پس از شور و تبادل آراء) تصميم به انجام كاري گرفتي (قاطعانه دست به كار شو و) بر خدا توكّل كن‌؛ چرا كه خدا توكّل‌كنندگان را دوست مي‌دارد). 
این آیه بیان می‌دارد که صفت نرم‌خوبی، نعمتی است که خداوند(عزوجل) آن‌را به بندگان خوب خود، چون حضرت رسول(ص) و یاران با وفای او، عطا کرده است؛ این آیه اعلام می‌دارد هرآن‌کس را که دارای این صفت باشد، مردم گرد او جمع شوند وبه سخنان و دستورات او گوش فرا دهند.(1) 
بنابراین صفت نرم‌خویی از آن صفات نیکویی است که عثمان بن عفّان(رض) از آن برخوردار بود. 
او نسبت به مردم مهربان و نرم‌خو بود و بیم آن داشت که چون مردم از او دوری گزینند، نتواند نیازهای آنان را بشناسد، او به همین خاطر جویای اخبار و احوال مردم می‌شود تا مبادا ظالمی حق مظلومی را بگیرد و عثمان از آن بی‌خبر باشد. 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الکفاءة الإداریّة، ص 69. عمران بن عبدالله بن طلحه روایت می‌کند که روزی عثمان، هنگام نماز صبح، از همان دری که عادت داشت از آن‌جا وراد مسجد شود به مسجد آمد، ناگهان مردی با شمشیر به او حمله‌ور شد، اما مردم به موقع جلوی او را گرفتند، عثمان از او پرسید: چرا قصد کشتن مرا نمودی؟ آن مرد به او پاسخ داد: در یمن، یکی از کارگزارانِ تو به من ستمی روا داشته و به همین دلیل خواستم از تو انتقام بگیرم، عثمان به او گفت: اگر تو شکایت او را به من عرضه می‌داشتی و آن‌گاه من حق تو را از کارگزار خود نمی‌گرفتم، در آن صورت حق انتقام گرفتن از من را دا