اين بود که ‫مقالات فاسده و خرافات و اباطيلي را که در مذاهب ‫سابق بود و بعضي را خودشان مي‌‌ساختند، داخل اسلام ‫کردند، و به ساحت مقدس شارع آن [را] نسبت دادند. ‫

اين دسته منافق ثقافت اسلام را در دست گرفتند: ‫جمعي به اسم راوی حديث به کار پرداختند، مثل کعب ‫الحبر ابوالأحبار يهودی، بعضي مفسر شدند، برخي واعظ، ‫برخي عالم و گروهي مورخ، و همگي اينها مسلح به اسلحة ‫علوم تفسير و حديث و فقه و تاريخ شده حملة شديدی به ‫اسلام کردند، و سخن‌های زشت و نامعقول به آن نسبت ‫دادند و آنچه نمي‌‌بايست بکنند کردند. 

‫غرض مهم منافقين اين بود که اسلام را به صورت منکر ‫و غير معقولي جلوه دهند، و تا اندازه‌ای هم موفق شدند و ‫امتيازی را که اسلام از ساير ديانات داشت از ميان ‫برداشتند. 

‫اسلام دين عقل و منطق و فطرت بود، اسلام دين ‫توحيد و يکتا‌پرستي و برانداختن بتها بود، اسلام دين ‫فضيلت و اخلاق بود، اسلام دين صبر و شجاعت بود، ‫اسلام دين علم و عمل صالح بود، اسلام شريعت انسانيت ‫بود، اسلام به بشر حريت نفس و علم و عقل داد، اسلام بشر را از رقيت کاهنان نجات داد، اسلام قائل به واسطة ‫ميان خلق و خالق نبود، اسلام قبرپرستي و سنگ‌پرستي و ‫عبادت غير خدا را ملغي کرد؟ وقتي که شخص مسلمان ‫مي ‌‌شد و پناه به قرآن مي‌‌آورد ديگر احتياج به واسطة ‫ميان خود و خدا نداشت. اسلام تقليد کورکورانه را حرام ‫کرد، اسلام عمل به ظن را نهي فرمود. ‫

مسلم است با اين تعاليم عاليه شياداني که مي‌‌بايست ‫به اسم دين دکان باز کرده و استفاده کنند دکانشان بسته ‫مي‌شد، و از استفاده باز مي‌‌ماندند ناچار برای اينکه پيشة ‫خود را ترک نکنند شروع به کار کردند، و در مقابل هر ‫مقصد اسلام حديثي چند بر خلاف آن ساختند، و منتشر در ‫عالم اسلام کردند: يک دسته از مقالات يهود و نصاری و ‫صابئين و مجوس وارد اسلام گرديد که اگر بخواهيم تفصيل ‫دهيم خود کتاب مفصلي خواهد شد. چنان مقاصد اسلام و ‫حقايق دين با مذاهب باطله مخلوط شد که امتياز جوهری ‫اسلام از ميان رفت و آن دين پاک به صورت ديگری جلوه ‫کرد. ‫اکنون اگر درست نگاه کني، مسلمان در اعمال و عقايد ‫با امم باطله فرقي ندارد. ‫

صابئين ستاره‌ها را مقدس مي‌‌داشتند، و از برای ايام، ‫سعد و نحس قائل بودند. همچنين در مسلمانان اين عقيده ‫به طور اشد جلوه کرده و سالي چند تقويم که تعيين سعد ‫و نحس ايام مي‌‌کند در ميان مسلمانان منتشر مي‌‌گردد که ‫اگر دقت کني رسالة عمليه فرقه صابئين است.

‫نصاری از مسيح و مريم حاجت مي‌‌خواهند. مسلمانان ‫هم از پيغمبر وائمه سلام ‌الله عليهم و اولياء حاجت ‫مي ‌‌خواهند.

‫يهود و نصاری احبار و رهبان را رب گرفتند. مسلمان نيز ‫ولي و مرشد را رب گرفته‌است.

مشركين از براي غير خدا قرباني مي‌كردند، مسلمانان نيز براي امام‌زاده قرباني مي‌كنند. ‫

مشرکين درخت و سنگ را عبادت مي‌‌کردند، مسلمانان ‫نيز به درخت و سنگ تبرک مي‌‌جويند.

 دشمني ديگر منافقين که بايد خون گريست اين بود که ‫کلمات سست و غير معقول به پيغمبر و ائمه هادين ‫نسبت دادند، تا کسي را که اندک عقلي داشته باشد از دين ‫اسلام خارج کنند. در اين دشمني کاری کردند و دين اسلام ‫را به قدری خرافي و لغو جلوه دادند که اگر کسي رشد و ‫تميز داشته باشد اسلام را در نخستين نظر حتماً رد ‫مي ‌کند. مانند اينکه به پيغمبر نسبت دادند که فرمود من ‫سيد انبيايم، و آب سيد مشروبات، و بادنجان سيد ‫سبزيجاتست. و در خصائص نبي در کتب نوشتند که از ‫مختصات پيغمبر اين بود که به هر زني که نظر مي‌‌کرد و ‫از آن زن خوشش مي‌‌آمد، آن زن بر شوهرش حرام ‫مي ‌شد. و از معجزات پيغمبر نوشتند که وقتي آن حضرت ‫متولد شد تا هفت روز از پستان ابوطالب شير خورد، و از ‫اين جهت ميان او و علي اخوت است، و از کلمات پيغمبر ‫نوشتند که فرمود زمين بر روی شاخ گاو است، و آن گاو ‫بر پشت ماهي است که در دريا حرکت مي‌‌کند، و هر وقت ‫گاو سر خود را تکان دهد زلزله اتفاق مي‌‌افتد. همچنين بر ‫ائمه طاهرين افتراهائي زدند از قبيل اينکه حضرت صادق ‫فرمود: اين قرمزی آسمان در اول شب که شفق مي‌‌گويند ‫خون علي اصغر حسين است.

‫و از همه اينها مفتضح‌تر کتابيست موسوم به ضياء عيون ‫الناظرين و در عصر صفويه تأليف شده‌است، اين کتاب را ‫مدخل بعضي از قرآنهای مطبوع طهران قرار داده‌اند، و ‫تمامي آن کفر و مخالف تعليمات قرآن و ضد با اصل ‫اسلام است، محتويات آن خواص مهر نبوت و نعل مبارک و ‫اشکالي که از مجعولات يهود است، و خواص عجيب و ‫غريبي برای اشکال از پيغمبر و ائمه دين نقل مي‌‌کند که ‫باعث آبروريزی اسلام و مسلماني است، مثل اينکه در ‫خاصيت نقشي مي‌‌گويد از اميرالمؤمنين منقولست هر ‫کس اين نقش مکرم را يک بار ببينند گناهان هفتاد ساله او ‫آمرزيده مي‌‌شود، و اگر دو بار نگاه کند خداوند کريم عفو ‫جرايم پدر و مادر او را فرمايد، و به کرم خود بيامرزد، و ‫کسي که سه بار ببيند از برکت اين نقش غفار بي ‌نياز همه ‫امت حضرت رسالت پناه را بيامرزد. 

‫اگر درست توجه کني مي‌‌يابي که اين حديث را شخصي  ‫که دشمن دين و اميرالمؤمنين بوده جعل کرده‌است، و هر ‫کس مثقال ذره‌اي عقل داشته باشد به اين حديث ‫مي ‌خندد، آخر چه مناسبت دارد شخصي سه مرتبه به ‫نقشي نگاه کند، و خدواند گناه امت مرحومه را بيامرزد. ‫

و نيز طلسم و نقشي ديگر دارد و در فضيلت آن از ‫حضرت اميرالمؤمنين روايت مي‌‌کنند. هر کس بعد از نماز ‫صبح به اين نقش مبارک نظر کند چنانست که پنجاه حج ‫گذارده باشد، مانند حج حضرت آدم، و هر کس بعد از نماز ‫ظهر نظر کند چنان باشد که سيصد حج مانند حج ابراهيم ‫اداء کرده باشد، و هر کس بعد از نماز عصر نظر کند چنان ‫باشد که هفتصد حج مانند حج حضرت يونس کرده باشد، و ‫هر کس بعد از مغرب نظر کند چنان باشد که هزار حج مانند ‫حضرت موسي بجا آورده باشد، و هر کس بعد از نماز عشاء ‫نظر کند چنان باشد که هزار حج مانند حج حضرت ختمي  ‫مرتبت به جا آورده باشد، از اين قبيل موهومات و کفريات ‫در اين کتاب بسيار است، آخر چه معني دارد شخص جاهل ‫فاسقي به نقشي نگاه کند و خداوند هزار برابر حج سيد ‫انبياء به آن اجر دهد.

‫از اين قبيل اخبار موضوع و موهوم، که کاشف کفر ‫راوی حديث و دشمني او با اسلام است. به اندازه‌ای زياد ‫است که اگر بنويسم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود، و انسان ‫خجالت مي‌‌کشد، نقل کند. مسلماً غرض اينان استهزاء به ‫قرآن و شريعت سيدالمرسلين بوده است: ﴿اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ﴾ (البقره/15). ‫

حال ملاحظه کنيد به اين اخبار موهومه، و عقايد فاسده، ‫و اعمال رذيله عاقلي در دين اسلام مي‌‌ماند؟... 

‫ای مسلمانان! چشم باز کنيد و از خواب غفلت بيدار ‫شويد! دين حقيقي اسلام را بشناسيد، و ميان حق و باطل ‫فرق دهيد، تا اسلام از ميان نرو