اف مدعوين
 خُلُق و خوی مردم متفاوت بوده، احساسات، علم، ذکاوت، مزاج و ادراکشان مختلف و آرزوها و رویکردهایشان گوناگون است ... و همین امر باعث می‌شود که دعوتگر باید به انتخاب راه [برای برقراری ارتباط و دعوت] بپردازد، و راههای مناسب برای هر یک از این سرشتهای مختلف و عقلای متفاوت برگزیند.

آری، بعضی از مردم زود خشمگین می‌شوند، و بعضی با نرمش‌ترند، بعضی تحصیلکرده و بعضی بی‌سواد، بعضی در جامعه با قدر و منزلت‌اند و برخی دیگر فاقد آن.

و بلکه علی –رضی الله عنه- در بیانی در توصیف قلوب بصورت کلی می‌فرماید:

همه قلب‌ها وحشی و رام نشدنی‌اند و هر کسی با آنها الفت یابد به او استقبال نشان می‌دهند.

علی –رضی الله عنه- آنها را به حیواناتی غیر اهلی تشبیه کرده که به صورت سرشتی الفت نمی‌شناسند و این مسأله در میدان نصیحت و دعوت آشکار می‌گردد ـ و الله اعلم ـ .

آیا کسی راضی می‌شود که جهل یا ناآگاهی و یا تصرف ناشایست در کارها را به او نسبت دهیم. انسانی که جاهل خوانده شود به شدت خشمگین می‌گردد، و لذا می‌بینیم چنانچه اشتباهی به او گوشزد شود عصبانی می‌گردد و بعد از اینکه به حقیقت پی برد در صدد مقابله با آن برمی‌آید از ترس اینکه مبادا جهل [گذشته‌اش] آشکار گردد.

در مجال و عرصه دعوت، شخصی که در صدد ایجاد ارتباط و نزدیکی با وی هستیم دوری می‌گزیند، بلکه شاید به انگیزه دفاع از خود، اذیت و آزار هم برساند، و هر کس که در تربیت دادن غیر اهلی‌ها حکمت و بصیرت به کار برد ـ إن شاء الله ـ در هدایت کردن مردم موفق خواهد بود.

کسی تربیت موفقی دارد که بر جنبه خوب موجود در مردم تأکید کرده، بدون ارتکاب ریا، به خاطر عنایت و اهتمام به تربیت یافتگانش اشتباهات و حماقتهایشان را نادیده بگیرد، تا اینکه به سرچشمه خیر و نیکی در درونشان نفوذ می‌کند، در این هنگام تخم محبتش در دل تربیت یافتگان کاشته شده و اعتمادشان را جلب کرده است.

مقداری سعة صدر و احاطه به سرشت انسانها ضامن تحقق خیر در مردم است به گونه‌ای که تعداد زیادی گمانش را نمی‌برند. باید ملاحظه توانمندیهای مدعو و مستوای احساساتش را نیز اضافه کرد، چیزی به او گفته نشود که عقلش توانایی هضم آن را ندارد که نتیجه آن یا نفرت و سرگردانی است و یا پریشانی خاطر و اندیشه و افتادن در تاریکی فتنه و آشوب.

ابن مسعود –رضی الله عنه- در این مورد می‌فرماید: اگر چیزی را که عقل قومی به آن نرسیده به آنان بگویی حتما برای برخی فتنه خواهد بود.

و علی –رضی الله عنه- می‌فرماید: با مردم در سطح معرفتشان سخن بگوئید، [در غیر این صورت] آیا می‌خواهید خدا و رسولش –صلى الله عليه وسلم- تکذیب شوند؟
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="text" href="w:text:4.txt">مقدمه مترجم</a><a class="text" href="w:text:5.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:6.txt">تعريف حکمت</a><a class="text" href="w:text:7.txt">استعمالات واژه «الحکمه» در قرآن</a><a class="text" href="w:text:8.txt">موعظه حسنه (به شيوه خوب)</a><a class="text" href="w:text:9.txt">توضيح «الجدال بالتی هی أحسن»</a><a class="folder" href="w:html:10.xml">صفاتی که باعث حکمت می‌شوند</a><a class="text" href="w:text:16.txt">سختگيری و درشت خويي</a><a class="folder" href="w:html:17.xml">نشانه‌‌های حکمت در دعوت</a><a class="folder" href="w:html:22.xml">نشانه‌های وجود حکمت در اسلوب های دعوت</a><a class="text" href="w:text:32.txt">سخن آخر</a></body></html>نشانه دوم
انتخاب اوقات مناسب و غنيمت شمردن مناسبات

انتخاب اوقات مناسب یکی از نشانه‌های بزرگ و تأثیرگذار حکمت و وجود آن است که بیان جامعی از ابن مسعود –رضی الله عنه- آن را متبلور نموده است: قلب مردمان گاهی متمایل بوده اقبال می‌کنند. و گاهی هم پشت کرده و بریده‌اند، به هنگام تمایل و اقبالشان آنان را دریابید، و به هنگام بریدن و پشت کردن رهایشان سازید.

ابن مسعود –رضی الله عنه- هر پنجشنبه سخنرانی می‌نمود. مردی به ایشان گفت: دوست داشتیم هر روز بر ایمان سخنرانی کنی. ایشان فرمودند: «همانا دوست ندارم شما را خسته و کسل گردانم، لذا در موقع مناسب برایتان موعظه می‌خوانم همچنانکه پیغمبر –رضی الله عنه- برای پرهیز از به ستوه آمدن ما در مواقع مناسب بر ایمان موعظه می‌خواند»[1].

و به هر دلیل که بوده، نزول کتاب پروردگارمان بصورت بخش بخش و جزء جزء، و به مقتضای مناسبات، حوادث، زمان‌ها و مکان‌ها بوده است.

و مسلّم است که اقبال مردم در رمضان با غیر رمضان متفاوت است و نیز در موسم حج بهتر از هر وقت دیگری آماده پذیرش هستند و در مورد سایر مناسبات مختلف و حوادث گوناگون، چه وقایع خوشایند و چه مصائب می‌توان همین را گفت. رفتار با مردم با این مبنا و مراعات دگرگونی‌های روزگار سرّ بزرگی در تأثیر و اجابت است، برای درک بهتر و توضیح بیشتر در این مورد می‌توان در اوقات و احوالی که استحباب دعا تأکید شده، تأمّل کرد که شامل سحرگاهان و هنگام نزول باران رحمت و رویارویی دو سپاه [اسلام و کفر] می‌شود.

یک مثال واقعی برای این مورد حکمت حضرت یوسف –علیه السلام-  است که به هنگام تعبیر خواب آن دو جوان و ظرف مکانی خاص که زندان بود، فرصت را غنیمت شمرد و آن دو را به سوی خدای یگانه دعوت داد: ﴿يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ. مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَآؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونََ﴾[2] .

ای دوستان زندانی من! آیا خدایان پراکنده و معبودهاي متفرق بهترند یا خدای یگانهء يكتاي قهار و مقتدري كه هيچ غلبه كننده‌اي بر وي غالب نمی‌شود و هيچ معاندي نمی‌تواند بر وي عناد ورزد؟ این معبودهایی که غیر از خدا می‌پرستید چیزی جز اسمهای (بی‌مسمّا) که شما و پدرانتان آنها را خدا نامیده‌اید، نيست. خداوند دليل و مدركي براي آن نازل نفرموده، حكومت جز براي خدا نيست، خداوند فرمان داده جز او را نپرستيد، اين است آيين و دين پابرجا و مستقيم ولي (چه می‌توان كرد) بيشتر مردم آگاهي ندارند.

ملحق به همین مراعاتها در دعوت، رعایت عرف و آداب و رسوم جاری و خُلُق و خوی اهل حرفه و صنایع است، و تنوع معجزات انبیاء و مناسبت آن با علوم و معارف رایج در جامعه که اهل علم بدان اشاره نموده‌اند به همین دلیل است، مثل عصای حضرت موسی –علیه السلام-  در جامعه پر از سحر، و شفابخشی عیسی –علیه السلام- در جامعه پزشکی، و کتاب محمد –صلى الله عليه وسلم- در بطن بلاغت عرب.
-----------------------------------------------------

[1]. متفق علیه.

[2]. سوره یوسف : آیات 39 و 40.
نشانه سوم
مراعات اهميت مسائل و ترتيب اولويات
در مقابل مسائلی که در مورد اصناف و طبقات مدعوین، خُلُق و خوی‌های متفاوت مردم و ملاحظه وقایع و مناسبت‌ها و ... گفتیم. دقت نظر در مورد آن چیزی که به سویش می‌خوانیم 