<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">حكمت در دعوت و تبليغ</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:11.txt">الف – تقوی:</a><a class="text" href="w:text:12.txt">ب – اخلاص:</a><a class="text" href="w:text:13.txt">ج – علم:</a><a class="text" href="w:text:14.txt">د – تواضع:</a><a class="text" href="w:text:15.txt">ه‍ - حلم:</a></body></html>قبل از تعمق و غور در بحث در مورد حکمت و مفهوم آن و بر مبنای اشارات قبلی در مورد معنی حکمت و نیازمندیهای دعوتگر از جمله سلامتی اندیشه و فکر و اعتدال قوّا و دوری از تعصب و تکبر، دوست دارم به بعضی از صفات اشاره کنم که شایسته است دعوتگر به آنها آراسته گردد. و حکمت و تحقق غرض تبلیغ حق با آگاهی ـ به توفیق الهی ـ از آنها جوشش می‌گیرد.
الف – تقوی:

مراد از تقوی همه معانی کلمه است: انجام اوامر الهی، ترک منهیات و آراسته شدن به صفات اهل ایمان. تقوی و پرهیزگاری در برابر خدا چنانچه نصیب انسان گردد، قلب را نورانی و ادراک و احساس را پویا کرده، صاحب آن به وسیله تقوی حقیقت را شناخته و به وسائل و اسلوبهای صحیح و سازگار با ظروف، احوال و اشخاص آگاهی می‌یابد و سرانجام از آنِ پرهیزگاران است: ﴿وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا﴾[1].

و هر کس تقواي الهي پيشه كند خداوند كار را بر او آسان می‌سازد. و همانا اولیای خدا هستند که پرهیزگارند.

[1]. سوره طلاق : آیه 4.
ب – اخلاص:
و این باب بزرگی است که به لحاظ نظری معلوم ولی تحقق عملی آن ـ سوگند به خدا ـ کمیاب و نادر می‌باشد. و هر کس این صفت را در خود محقق سازد به نظر مردم و یا رضایتشان توجه نمی‌‌کند، در اینجا فرمودة امامِ مجدّد شیخ الاسلام محمد بن عبدالوهاب –رحمه الله- در ذهنم تداعی می‌شود که: بعضی از مردم [در ظاهر] به سوی خدا می‌خوانند در حالی که به سوی خود دعوت می‌کنند.

و گروهی که بیشتر از همه باید در طلب این خصلت باشند و بیشتر از همه به آن نیاز دارند علماء و دعوتگران هستند. و از اولین گروههایی که در روز قیامت به آتش جهنم انداخته می‌شوند کسانی هستند که این خصلت را تباه کرده‌اند و غزالی –رحمه الله- در احیاء العلوم برای هشدار از اشتهای[1] خفّی که منجر به شرک خفی می‌شود گفته است: دعوتگر به هنگام دعوت عزت نفس خود را که ناشی از علم و دین و ذلّت غیره را که ناشی از جهل و کوتاهی است می‌بیند و چه بسا که هدفش از دعوت اظهار این برتری خویش بر دیگران و خوار کردن مدعو باشد از طریق پی بردن مدعو ـ ولو بصورت ناقص ـ به جهل خود و فرومایگی جاهلان و کوتاهی خویش و سوء حال کوتاهی کنندگان.

و در ادامه گوید: و این لغزشی بزرگ و پستیِ عظیم و فریب شیطان را خوردن است که شیطان همه را از این راه فریب می‌دهد مگر آن کسی که خدا عیوبش را به وی شناسانده و چشم بصیرتش را به نور هدایت گشوده است، زیرا در برتر دیدن خود نسبت به دیگران لذت فراوانی نهفته است.

و امام غزالی –رحمه الله- به این توضیح بسنده نکرده و بلکه معیار و محک آن را نیز بیان می‌کند: 

معیار و محکی برای این امر وجود دارد که شایسته است دعوتگر خود را با آن محک بزند و آن اینکه چنانچه دیگرانی غیر او به دعوت و اصلاح مردم پرداختند و مردم به ندای آنان لبیک گفتند برای این داعی خوشایندتر باشد از اینکه مردم دعوت او را اجابت کنند. اگر انجام این کار توسط دیگران که کار او را انجام می‌دهند را دوست داشت بر خیر و نیکی بوده و چنانچه دوست نمی‌داشت دیگرانی غیر او از اهل علم و دعوت مورد اجابت واقع شوند، این شخص نمی‌تواند جز تابع هوای نفسانی باشد: کسی که بواسطه دعوتگری در صدد اظهار منزلت خویش است پس باید از خدا پروا داشته باشد و در وهله اول خودش را دعوت دهد[2].

البته این قول غزالی که «دعوت بوسیله دیگران را از دعوت خویش بیشتر دوست داشته باشد» به نظر بنده محل تأمل است مخصوصاً که پیغمبر –صلى الله عليه وسلم- فرموده‌اند: «قسم به خدا، خداوند یک نفر را به وسيله تو هدايت کند برايت از شترهای سرخ رنگ ـ که نماد ثروت بوده ـ بهتر است»[3].

بنابراین مسابقه در اینجا مسابقه در امر خیر است.

و نیز نظر به این فرموده خدای متعال: ﴿وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا... ﴾[4].

چه كسي خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به سوي خدا می‌كند و عمل صالح انجام می‌دهد.

و البته اخلاص و اصلاح نیت در غیر مسابقه مشروع نیز مورد طلب می‌باشد.
------------------------------------------------------

[1]. یا شهوت : مراد آن چیزی است که نفس طلب می‌کند. مترجم.

[2]. احیاء العلوم، 2/329 و بعد از آن. با حذف و تصرّف.

[3]. این حدیث را سهل بن سعد روایت و بخاری و مسلم نقل کرده‌اند.

[4]. سورة فصلت : آیه 33.
ج – علم:

قسمت اعظم مراد خداوند از بصیره در آیه زیر علم می‌باشد: ﴿قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ﴾[1].

بگو: این راه من است که من (مردم را) با آگاهی و بینش به سوی خدا می‌خوانم. بلکه چنانکه گذشت یکی از معانی بارز حکمت ـ که ما الآن در صدد بیان آن هستیم ـ علم می‌باشد.

بصیرت، علم و حکمت را با هم جمع می‌کند و این خصلت معلوم بوده تفصیل بیشتر نمی‌طلبد و برای این مهمّ توجه به سرگذشت بخاری –رحمه الله- در صحیح‌اش کافی است که این گونه کتابش را آغاز می‌کند: بابی در (مورد) علم قبل از گفتار و کردار[2]. و به این فرموده خداوند استدلال می‌ورزد که: ﴿فَاعْلَمْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ﴾[3].

پس بدان که قطعاً هیچ معبودی بحق جز الله وجود ندارد و برای گناهان خود آمرزش بخواه....

بخاری –رحمه الله- بعد از ذکر آیه فرموده: خدا قبل از قول و عمل با علم آغاز کرده است.

و حسن بصری –رحمه الله- در همین مورد می‌گوید: عمل کننده بدون آگاهی مثل رهروی است که راه را نمی‌شناسد.

و در حِکَم[4] روایت شده: هر کسی به چیزی غیر از اصل تمسک بجوید خوار و ذلیل گشته، و هر کس راهی را بدون راهنما بپیماید گم می‌شود.

و علم همچنانکه در قرآن و سنّت و سیرة سلف صالح و درک اهل علم آمده فهم دقیق را در دو بُعد علمی و عملی شامل می‌شود.
--------------------------------------------------------

[1]. سورة یوسف : ایه 108.

[2]. سوره محمد : آیه 19.

[3]. باب: العلم قبل القول والعمل.

[4]. مراد «حکمتهای منقول» است. مترجم.
د – تواضع:
سرشت مردم به گونه‌ای است که تجاوز دیگران و یا تحقیر شدن خود را بر نمی‌تابند اگرچه در قالب حق و حقیقت بر آنان عرضه شود. بلکه استعلاء و خود بزرگ بینی علت اصلی کراهت از حق و حقیقت و نپذیرفتن آن می‌باشد.

به همین دلیل تواضع ثمرة معرفت خدا و نفس خویش است. خلیفه اول حضرت ابوبکر –رضی الله عنه- می‌فرماید: هیچ یک از مسلمانان نباید دیگری را تحقیر نکند زیرا مسلمان کوچک ـ و پایین مقام ـ هم در نزد خداوند بزرگ و محترم می‌باشد. و خداوند خطاب به پیغمبرش محمد –صلی الله علیه وسلم- می‌فرماید: ﴿وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَ