: آیا راضی هستی به جای پایی که داری، پایت ببرند و تو را یک صد هزار درم دهند؟ گفت: نه. یونس گفت: آیا راضی هستی دستت را از تو بگیرند و یک صد هزار درم به تو دهند؟ گفت: این همه صد هزار مالک هستی و بازهم از تنگ‌دستی می‌نالی؟.
در صحیح بخاری از ابن عباس روایت شده که حضرت فرمود: (نعمتان مغبون فيهما كثير من الناس: الصحة والفراغ) دو نعمت است که بسیاری از مردم قدر آن را نمی‌دانند، تندرستی و فراغت، یعنی تندرستی و فراغت خاطر که از ایمنی به دست می‌آید، نمی توان شکر آن را به جا آورد، و در حقیقت آنچه مایه خوشی است، مورد سؤال است، چنانکه در آیة 8 سورة تکاثر آمده است(‏ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ ‏). (هرآینه در روز بازپرسی (روز قیامت) از خوشی‌ها پرسیده خواهید شد).
در قرآن در آیة 6 - 8 سورة انفطار آمده است: (‏ يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ‏ 6الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ‏ 7فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ ‏)(ای انسان چه تو را به غرور انداخت در ناشکری از پروردگار مهربانی که تو را به بهترین شکل و صورت آفرید و تو را به اعتدال آفرید، به طوری که همه اعضایت موزون و دل‌انگیز باشد و در هر صورتی که خواست ترا ترکیب نمود). یعنی آیا به جای شکرگزاری، غرور و نافرمانی سزاست؟ اگر از حقیر این سؤال شود، خواهم گفت: (غرني إحسانك) پروردگارا خوبی تو مرا به غرور اندخت، و چه شیرین گفت شاعر:
وإن أك قد أذنبت فالعذر واضح
إذا كثر الأحسان ساء التادب

اگر من گناهی کرده ام، غذرم روشن است، وقتی خوبی از حد گذشت بی‌ادبی پیش می‌آید، خوبی‌های بی‌شمارت ما را امیدوار ساخت.
در حدیث است: (في كل كبد رطبة أجر) در خوبی به هر صاحب جگرتری ثواب است، یعنی خوبی به هر موجود زنده‌ای أجر دارد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:86.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:87.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیست و هفتم
عن النَّوَّاسِ بنِ سِمْعانَ رَضِي اللهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قالَ:
(الْبِرُّ حُسْنُ الْخُلُقِ، وَالإِثْمُ مَا حَاكَ فِي نَفْسِكَ وَكَرِهْتَ أنْ يَطَّلِعَ عليْهِ النَّاسُ).
وعن وابِصَةَ بنِ مَعْبَدٍرَضِي اللهُ عَنْهُ قالَ: أتيتُ رسولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقالَ:
(جِئْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْبِرِّ)؟
قُلْتُ: نَعَمْ. قالَ:
(اسْتَفْتِ قَلْبَكَ؛ الْبِرُّ مَا اطْمَأنَّتْ إِلَيْهِ النَّفْسُ وَاطْمَأنَّ إِلَيْهِ الْقَلْبُ، وَالإِثْمُ مَا حَاكََ فِي النَّفْسِ وَتَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ وَإِنْ أَفْتَاكَ النَّاسُ وَأَفْتَوْكَ).

حَديثٌ حَسَنٌ رُوِّينَاهُ في مُسْنَدَيِ الإمامَيْنِ أحمدَ بنِ حَنْبَلٍ والدَّارِمِيِّ بإسنادٍ حَسَنٍ.

ترجمه حديث:
از نواس بن سمعان (رض) از پیغمبر ص روایت شده که فرمود: نکوکاری خوش‌خلقی است، و گناه چیزی است که در سینه‌ات گره می‌شود، دوست نمی‌داری مردم بر آن آگاه شوند. (روایت مسلم).
و از وابصة بن معبد (رض) روایت شده که گفت: به خدمت رسول الله ص آمدم، فرمود: آمده‌ای که از نکوکاری بپرسی؟ گفتم: بلی. از دلت بپرس، نکوکاری هرچیزی است که روح به آن آرام می‌گیرد و دل به آن آسوده می‌شود، و گناه هرچیزی است که خارشی در دل و دودلی و تردد در سینه ایجاد می‌کند، و  اگرچه همه مردم تو را برخلاف شعور قلبیت فتوی دهند، به آن فتوی اعتماد مکن.
حدیث حسن است، آن را در دو مسند امام: احمد بن حنبل و دارمی به إسناد حسن روایت کرده ایم.

شرح حديث:
در حدیث بالا بزرگترین نشانه خوبی و بدی آشکار شده است، مگر در جهان غیر از خوبی و بدی چیز دیگری وجود دارد؟ هرچه هست یا در دایره نکوکاری است و یا گنه‌کاری، نکوکاری در حدیث به خوش‌خلقی معنی شد، خوش‌خلقی در خوش‌رویی و خوبی و خوش‌خویی و احسان و بخشندگی و دوست‌داشتن برای مردم آنچه را که برای خود دوست دارد و انصاف در معامله و مهربانی در مجادله و عدالت در احکام و بخشندگی در هستی و ایثار در نیستی و توجه به دلخوش‌کردن خویشاوندان و راستی و راست‌گویی، لطف و محبت. درست‌کاری و خوش‌صحبتی و تحمل و بردباری و به معنی طاعت و فرمانبری خدا و به معنی ایمان به خدا و روز قیامت است.
چنانکه در آیة 177 سورة بقره می‌فرماید: (وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ)(نکوکاری در ایمان به خدا و روز قیامت است).
(بِرُّ) به معنی نکوکاری، گاهی در مقابل (إِثْمُ) یعنی گناه قرار می‌گیرد و گاهی همراه تقوی می‌آید، و چنانکه در آیة: (وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ)آمده است [المائدة: 2] (همدیگر را بر نکوکاری و پرهیزگاری کمک کنید و بر گنهکاری و تعدی‌کردن همکاری مکنید که (بِرُّ) در رفتار با مردم با احسان و تقوی در معامله حق تعالی است). و (بِرُّ) به معنی انجام‌دادن واجبات و تقوی به معنی دوری‌جستن از محرمات است.
فرمود: (الْبِرُّ حُسْنُ الْخُلُقِ) نکوکاری در خوش‌رفتاری است، و (بِرُّ) به معنی آنچه شرع به آن دستور داده است از واجبات و مندوبات و (إِثْمُ) به معنی آنچه شرع از آن منع فرمود، از آنچه گناه نامیده می‌شود از محرمات.
برای این که انسان بداند چه گناه است و چه ثواب، حضرت رسول الله ص فرمود: «از قلب خود بپرس». (بِرُّ) و نکوکاری عبارت است از هرچه روح به آن شاد شود و دل به آن آرام گیرد، و گناه‌کاری، آنچه ناراحتی روح و دودلی و پریشانی به بار آرد، اگر کسی بخواهد بداند نکوکار است یا گنهکار، اعمال خود را بر این دو قاعده بسنجد ببیند آن صفاتی که در نکوکاری یاد شد، در وجود او هست یا خلاف آن؛ اگر خوش‌روست نکوکار است و اگر ترس‌روست گنهکار، اگر در صحبت و سخن راست‌گوست نکوکار است، و اگر دروغ‌گوست گنهکار است، آگر آنچه خوب است برای خود دوست می‌دارد و آنچه بد است برای مردم می‌خواهد گنهکار است، اگر در احکام خود عدالت را رعایت می‌کند نکوکار است، اگر در کارهای خود ستم روا می‌دارد گنهکار است، اگر در هستی بخشندگی و احسان دارد نکوکار است، و اگر در هستی بخل می‌روزد گنهکار است، اگر وقت خود را در طاعت حق تعالی می‌گذراند نکوکار است، و اگر عمر و زندگی را در نافرمانی خدا به سر می‌برد گنهکار است.
طریق دیگری که رسول الله ص برای جداکردن خوبی از بدی در دسترس قرار داد این است که گناه، هرکاری است که دل را ناآرام کند و از آگاه‌شدن مردم برآن انسان شرمسار شود، پس هرچه که آدمی نمی‌خواهد کسی برآن آگاه شود، نکردنش اولی است؛ زیرا هر کار که باعث شرمساری باشد گناه است، و ثواب عادتا باعث سرافرازی است، این گناه است که ناراحتی و شرمساری به بار می‌آورد، بیماری‌های روانی که روز به روز بیشتر می‌شود که پزشکان از علاج آن فرومانده اند و هرروز شمار بیماران می‌افزاید، عامل اصلیش همین گنهکاری است.
خدای متعال در وجود هر فردی از بشر محکم