ء بزرگی جمع‌آوری کرده اند، و حدیث «قدسی» را می‌توان کلام خدا دانست و می‌توان آن را کلام پیغمبر دانست؛ زیرا پیغمبر ص آن را از خدای متعال روایت نموده است.
فرقی که میان قرآن و حدیث «قدسی» است، این است که قرآن معجزه است و حدیث «قدسی» معجزه نیست. قرآن خواندنش در نماز فرض است، در حالی که خواندن حدیث «قدسی» در نماز، نماز را باطل می‌کند. دست‌زدن بدون وضو به قرآن حرام است و دست‌زدن به حدیث «قدسی» بدون وضوء حرام نیست، خواندن قرآن از بر برای جنب حرام است، در حالی که جنب می‌تواند حدیث «قدسی» را بخواند. قرآن متعبد بالتلاوة است و نمی‌توان آن را روایت به معنی نمود، در حالی که می‌توان معنی حدیث «قدسی» را به لفظ دیگر ادا کرد. قرآن هر جمله‌ای از آن «آیه» نام دارد و هرچند آیه سوره نامیده می‌شود، در صورتی که حدیث «قدسی» را نمی‌توان آیه و سوره نامید، قرآن در خواندن هر حرف آن ده حسنه است، در حالی که حدیث «قدسی» هر حرفش ده حسنه ندارد، قرآن فروشش نزد امام احمد جایز نیست و نزد ما فروش قرآن مکروه است، در حالی که فروش حدیث «قدسی» نه حرام است و نه مکره. قرآن گفته می‌شود قال الله: «خدا فرمود»، و درست نیست که در مورد آیه قرآن گفته شود: قال رسول الله، در حالی که حدیث «قدسی» را می‌گوییم قال: (رسول الله فيما يرويه عن ربه عز وجل).
اما غیر حدیث «قدسی» از احادیث دیگر، آیا می‌توان گفت که پیغمبر به وحی از خدا فرموده است؟ آیة 3 سورة نجم شاهد این است(‏ وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى ‏). (پیغمبر سخن از روی هوی نمی‌گوید، آنچه می‌فرماید از طریق وحی است). صلی الله علیه وآله وصحبه وزاده فضلاً وشرفاً لدیه.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:80.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:81.txt">شرح حديث</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:9.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:10.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیست و پنجم
عن أبي ذَرٍّ رَضِي اللهُ عَنْهُ، أَنَّ نَاسًا مِنْ أَصْحابِ رسولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قالُوا لِلنَّبِيِّ -صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- يَا رَسُولَ اللهِ، ذَهَبَ أَهْلُ الدُّثُورِ بِالأُجُورِ؛ يُصَلُّونَ كَمَا نُصَلِّي، ويَصُومُونَ كَمَا نَصُومُ، ويَتَصَدَّقُونَ بِفُضُولِ أَموالِهِم. قالَ: (أَوَلَيْسَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَكُمْ مَا تَصَدَّقُونَ، إِنَّ بِكُلِّ تَسْبِيحَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَكْبِيرَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَحْمِيدَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَهْلِيلَةٍ صَدَقَةً، وَأمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ، وَنَهْيٌ عَنْ مُنْكَرٍ صَدَقَةٌ، وَفِي بُضْعِ أَحَدِكُمْ صَدَقَةٌ).
قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ، أَيَأْتِي أَحَدُنَا شَهْوَتَهُ وَيَكُونُ لَهُ أَجْرٌ؟ قالَ:
(أَرَأيْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِي حَرَامٍ أَكَانَ عَلَيْهِ وِزْرٌ؟ فَكَذَلِكَ إِذَا وَضَعَهَا فِي الْحَلاَلِ كَانَ لَهُ أَجْرٌ).
(رواه مُسلِمٌ)

ترجمه حديث:
نیز از ابی ذر (رض) نقل است که گروهی از یاران پیغمبر خدا ص به پیغمبر که درود و سلام خدا بر او باد گفتند: یا رسول الله! صاحبان مالها أجرها را بردند یعنی ثروتمندان همه ثواب‌ها را بردند، نماز می‌خوانند همانطوری که ما نماز می‌خوانیم، و روزه می‌گیرند همانطور که ما روزه می‌گیریم با زیادتی مالهایشان صدقه می‌دهند. فرمود: آیا چنین نیست که خداوند آن چه را که صدقه می‌هید برای شما قرار داد؟ شما در برابر هر سبحان الله‌گفتن صدقه‌ای دارید، و در برابر هر الله اکبرگفتن صدقه‌ای، و با هر الحمد لله گفتن صدقه‌ای، و در مقابل هر لا إله إلا الله گفتن صدقه‌ای، و در برابر هر واداشتن به خوبی صدقه‌ای و در هر بازداشتن از زشتی صدقه‌ای و در نزدیکی که یکی از شما با همسرش می‌کند صدقه‌ای هست.
گفتند: یا رسول الله! آیا ما در رفع شهوت پاداشی داریم؟ فرمود: آیا اگر شهوت خود را در حرام بگذارد، آیا گناهی دارد؟ پس همچنان است که هرگاه شهوتش را در حلال رفع کند، پاداش و ثواب دارد. (روایت از مسلم).

شرح حديث:
در حدیث بالا پیغمبر اکرم ص برای امتش روشن ساخت که همه أجرها تنها برای ثروتمندان نیست، بلکه فقراء مواردی برای أجر دارند، و آنچه به ثبوت رسیده این است که همیشه نیازمندان به خیر و خوبی نزدیکترند، اگر به کسانی که به پیغمبران ایمان آورده اند نگاه شود، بیشتر کسانی که در ابتداء به پیغمبران ایمان آورده اند، از طبقه فقراء بوده اند، زیرا فقراء از غرور ثروت به سرکشی نیفتاده اند و محبت مال و جاه دیده دلشان را کور نساخته است، یک نگاه به تاریخ برای صدق این مدعا کافی است.
اگرچه وقتی بینوا و بانوا هردو باایمان باشند، اثر کارهای خیر ثروتمند در اصلاح اجتماع بیشتر است، برای اینکه هرگاه مرد ثروتمندی مانند ابوبکر صدیق را در نظر بیاوریم و بلال را از خاطر بگذرانیم، صرف نظر از شخصیت و اهمیت ابوبکر صدیق در اسلام، همین ثروت او که در راه اسلام به مصرف می‌رسانید، برای فقرایی مانند بلال مایه حیاتی تازه می‌شد، برای این که ابوبکر صدیق و خدیجه کبری آنچه داشتند، در راه پیغمبر اسلام نثار می‌کردند. ابوبکر صدیق هرگاه می‌نشید بنده‌ای مسلمان شده و مورد تعذیب است، به هر قیمتی بود او را می‌خرید و آزاد می‌کرد و او را از شکنجه رهایی می‌بخشید.
در صدر اسلام که ایمان مردم قوی بود و مخصوصاً استفاده از نور نبوت و برکت سخنان حضرت رسول ص که حتی سنگ‌دل‌ترین افراد را دگرگون می‌کرد و از ظلمت کفر به نور ایمان می‌رهانید، اهل ثروت و توانگران در پیش‌دستی بر یکدیگر در کارهای خیر کاری می‌کردند که هنوز تاریخ دنیا چنان مردانی را بعد از ایشان به خود ندیده است.
نیازمندان مسلمانان وقتی که دیدند توانگران در عبادات مانند فقراء مواظبت دارند، و آنگاه از ثروت خود در راه خدا انفاق مستمر دارند، شکایت از ناتوانی خود و سبقت توانگران از آنها را به نزد حضرت رسول ص بردند که هرچه اجر و ثواب بود توانگران بردند. نماز می‌خوانند همانطور که ما نماز می‌خوانیم، روزه می‌گیرند همانطور که ما روزه می‌گیریم، و صدقه می‌دهند به زیادتی مال‌شان در حالی که از ما صدقه میسر نمی‌گردد.
حضرت رسول الله فرمود: خدای عزوجل در برابر هر «سبحان الله» صدقه‌ای و در برابر هر «الله اکبر»ی که می‌گویید صدقه‌ای قرار داده و با هر «الحمد لله» که بر زبان می‌رانید صدقه‌ای دارید و به هر «لا إله إلا الله» که می‌گویید صدقه‌ای دارید و هر کار نیک و خوبی که مردم را بر آن وامی‌دارید، صدقه‌ای دارید، و هر بدی و زشتی که مردم را از آن باز می‌دارید، باز صدقه‌ای دارید.
مقصود حضرت رسول ص این است که صدقه همه در مال نیست، بلکه هر خوبی‌کردنی صدقه‌ای است. در حدیث صحیح مسلم به روایت از حذیفه از پیغمبر ص آمده که فرمود : (كُلِّ مَعْرُوفِ صَدَقَةٌ) هر نوع خوبی صدقه‌ای است.
صدقه بر دو قسم است: صدقه مالی و صدقه غیر مالی.
صدقه ما