ا به زودی حل می‌کردند.
خلاصه آنهاییکه اهل بصیرت هستند و ایمان در دل‌شان زنده است هرگاه در برابر کاری عاجز ماندند، رو به خدا می‌آورند و از او چاره می‌خواهند و عادت دیری نمی‌گذرد که از نومیدی رهایی می‌یابند و چاره کارشان می‌شود.
(وَالصَّدَقَةُ بُرْهَانٌ) و صدقه‌دادن و کارهای خیر انجام‌دادن و کمک به مستمندان دلیل ایمان‌داری است؛ زیرا هر معامله‌ای که ده یک فایده دربر داشته باشد، هیچ کاسبی از آن روگردان نخواهد شد، پس موقعی که در برابر یک ریال صدقه خدای توانا وعده هفتصد برابر و بیشتر داده اند، چگونه ممکن است شخص باایمان از این همه فایده روگردان شود؟.
در حدیث آمده که حضرت رسول فرمود: (ما نقصت صدقه من مال) صدقه از مال کسی کم نخواهد کرد، با این حال صدقه و کمک به مستحقان مایه خوشنودی خدا و دعای خیر مستمندان و جلوگیری از پیش‌آمدهای ناگوار است.
در حدیث است: (صنائع المعروف تقي مصارع السوء) کارهای خوب از پیش‌آمدها و زمین‌افتادن‌های بد جلوگیری می‌کند، و نیز در حدیثی دیگر هست: (داووا مرضاكم بالصدقة) بیماران‌تان را با صدقه درمان کنید.
یکی از دانشمندان می‌گوید: فرزندم بیمار شد تا این که پزشکان از درمان او فرو ماندند و یک روز اظهار کردن که بیش از این از ما کاری ساخته نیست، من با این ترتیب احساس کردم که پزشکان می‌خواهند به من بفهمانند که از درمان گذشته و مرگش حتمی است، با این که پیداست چه حالی داشتم، از خانه بدر شدم، در خارج از خانه به خاطرم آمد که حضرت رسول الله ص فرموده است: بیماران خود را به صدقه درمان کنید، من به خاطرم گذشت که امروز این فرمایش پیامبر را می‌آزمایم، اگر صحیح بود که همیشه برایم درس عبرتی است، و اگر صحیح نبود مقداری صدقه می‌دهم، چندان تفاوتی در مصرف روانه ام نخواهد داشت، آنگاه به خاطر آوردم که چه کسانی فی الواقع مستحق هستند، رفتم و به ایشان صدقه‌ای رساندم، در مراجعت با کمال تعجب دیدم وضع فرزندم بهبود یافته است، چشمش باز است و سخن می‌گوید و از آن به بعد حالش رو به بهبود رفت و کم کم شفا یافت.
چقدر افراد عیال بار هستند که با درآمدی بسیار اندک چند نفر عایله دارند و مجبورند روزی دوبار با نان خشک و خالی بسازند، هنگام شام جیغ و ناراحتی فرزندان را سرباز با گرسنگی به خواب‌رفتن خود سازند.
در محیط‌هایی که فشار فقر و تهی‌دستی زیاد است، کسی که نخواهد از راه کمک به مستمندان جلوی بلا را بگیرد، محال است از طریق پزشک و دوا تنها به شفا بهبودی برسد.
روزگاری که آداب اسلامی رایج بود و صدقات و خیرات به وفور موجود بود، صفای اجتماع و آرامش و دل شادی نیز فراوان بود، از روزی که مظاهر تمدن غرب و بخل مخصوص فرنگیان مرسوم شد، شخصی تندرست به تمام معنی را نمی‌توان یافت، گمان نمی‌برم هیچ زمانی مانند این دوره دوره وانسفایی بوده باشد که نه خویشی و قرابت در دل‌های سنگدلان اثر دارد و نه دیدن افتادگان و بیچارگان.
(وَالصَّبْرُ ضِيَاءٌ) و شکیبایی روشنایی است، روشنایی و زیور مردان بلندنام است. در حدیث آمده: (ما أعطي عبد عطاء خيرا ولا أوسع من الصبر) هیچ هدیه ای بهتر و گشایش بخش‌تر از شکیبایی به کسی داده نشد، در کلام الله مجید در آیة 153 سورة بقره آمده است: (اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إ) (از صبر و نماز کمک بجویید).
صبر بر سه نوع است: صبر بر طاعت خدای تعالی و صبر از گناهان و صبر در برابر تقدیر و سرنوشت، ساختن با زمانه برای بلند همتان جز از راه صبر میسر نیست، مهمترین انواع صبر همانا صبر در طاعت و صبر از گناه است که هیچگاه در برابر خواهش نفس خود را به نافرمانی خدای تعالی و عواقب آن دجار نسازد، روزه‌داری که فضایل آن بسیار است، از این جهت است که شعبه‌ای از صبر است، و روزه‌دار از بام تا شام از شهوت و خوراک و آب خودداری می‌کند و صبر می‌نماید.
حضرت رسول صبر را نور نامید، زیرا شخص شکیبا برای گرفتن راه راست به وسیله صبر از نور حق استفاده می‌نماید و در مواردی که اضطراب و پریشانی افکار پیش می‌آید، از برکت صبر توفیق بر راه راست می‌یابد، و نظر به این که از راه صبر طرق اعمال و عواقب آنها را می‌اندیشد، همیشه کارهایش بر پایه راستی و درستی قرار می‌گیرد.
در معنی صبر نزد عرفا عبارتی است که لُبِّ آنها یکی است، و آن پایداری بر کتاب و سنت است، و در بلایا و مصایب ادب را نگهداشتن و هیچگاه بر تقدیر زبان اعتراض‌نگشودن. کلمه ضیاء عبارت از هر روشنایی است که حرارت به همراه دارد، مانند روشنایی خورشید، و نور عبارت از هر روشنایی است که حرارت همراه نیاورد و لذت‌بخش باشد، مانند روشنایی ماه. و معلوم است که روشنایی ماه از خورشید است، زیرا در قرآن آیة 5 سورة یونس آمده است: (‏ هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاء وَالْقَمَرَ نُوراً)(اوست خدایی که خورشید را روشنایی‌بخش و حرارت‌افزا ساخت و ماه را روشنی داد).
بنابراین، صبر اصل نماز است، زیرا نماز مانند هر عبادت دیگری نیازمند صبر بر مواظبت آن می‌باشد، و از جهت دیگر صبر همیشه در برابر ناملایمات و فشار آن همراه با سوزش و ناراحتی است، در حالی که نماز چنان که گفتیم، آسایش خاطر و روآوردن به درگاه خدا و لذت مناجات را همراه دارد، این است که نماز را نور و صبر را ضیاء نامید.
شارع مقدس در جستن کامیابی و نیک‌بختی دو جهان به کمک‌جستن از صبر و نماز هردو دستور داد: (وَ الْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ) و قرآن دلیل و گواهی به نفع تو است، اگر آن را به کار ببری و گواه دلیل به ضرر تو است، اگر برخلاف آن رفتار کنی. خداوند فرمود: (‏ وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ وَلاَ يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إَلاَّ خَسَاراً ‏)[الإسراء: 82] (و فرود می‌آوریم از قرآن آنچه بهبود و رحمت برای مؤمنان باشد و نیفزاید ستمگران را مگر زیان‌کاری). قرآن شفای روان‌ها و رحمت دل‌ها و راهنمای عقل‌ها و روشنایی بخش مغزها و بهبودی بخش سینه‌هاست.
در حدیث دیگر حضرت رسول الله ص فرمود: (القرآن شافع مشفع وماحل مصدق. من قدمه أمامه، قاده إلي الجنة ومن جعله وراءه دفع في قفاه إلي النار) قرآن شفاعت‌خواهی است که شفاعت او قبول شده، و چاره‌سازی است تصدیق شده، کسی که قرآن را روبروی خود قرار داد، او را به بهشت رهبری می‌کند و می‌رساند، و کسی که او را پشت سر خود قرار داد، او را به دوزخ می‌رساند.
در حقیقت این کتاب چه گهرهای شاهواری دربر دارد و چه بندهای گرانب‌ها که عرضه می‌نماید و چه راه‌های راست و روشن که در پیش آدمی قرار می‌دهد، مؤمنان هیچگاه از آن سیر نمی‌شوند و هیچ موقع از فرمان او سرپیچی نمی‌کنند، در گور و گردنه‌های قیامت رهایی‌بخش و یاری‌دهنده است و در اوقات فراغت، همدمی غمگسار و مهرگستر گردد، افسوس که اهل قرآن چهره در نقاب خاک کشیدند و عمل به قرآن از سینه‌های مردان، به درون کتاب‌ها انتقال یافت.
(كُلُّ النَّاسِ يَغْدُو) همه مردم چ