، و طیب به معنی آنچه خوشمزه باشد که هرگاه حلال هم باشد، پسندیده است).
بعضی گفته اند که ملک باشد و این بعید است؛ زیرا طفل شیر مادر می‌خورد، در حالیکه شیر مادر ملک طفل نیست، علوفه به حیوان داده می‌شود، در حالیکه علوفه ملک حیوان نیست، و حضرت فرمود: (وإِنَّ اللهَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا أَمَرَ بِهِ الْمُرْسَلِينَ). فَقَالَ تَعَالَى: (‏ يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحاً)[ [المؤمنون: 51]. وَقَالَ تَعَالَى: (‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ ‏) [البقرة: 172]. و خدا مؤمنان را امر فرمود به آنچه پیغمبران را به آن امر فرمود.
به پیغمبران فرمود: ای فرستادگان! از حلال خالص بخورید و کار شایسته را انجام دهید. و به مؤمنان فرمود: ای مردم باایمان! از پاکیزه‌هایی که روزیتان نمودیم بخورید، علماء گفته اند که از این آیه چنین برداشت می‌شود که حرام هم از روزی به حساب می‌آید، زیرا خداوند فرمود: از آنچه روزیتان کردیم از حلال و پاکیزه آن را تناول کنید، زیرا روزی هم حلال دارد و هم حرام، به دلیل آیه: (‏ وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا)[هود: 6]. جنبیده‌ای در زمین نیست، مگر این که روزیش به عهده خداست، و پیداست که همه جنبندگان از حلال نمی‌خورند، زیرا بنی آدم که از جنبندگان است، بعضی حلال می‌خورند و بعضی حرام، و حدیث (إن نفساًَ لن تموت حتي تستكملَ رزقها) محققاً هیچ کس نخواهد مرد، مگر پس از آن که روزی خود را کاملا دریافت دارد.
(ثُمَّ) پس از آن که در خصوص تناول حلال و امر پروردگار به آن و مزایای آن در مورد نتیجه خوراک حرام چنین فرمود: (ذَكَرَ الرَّجُلَ يُطِيلُ السَّفَرَ) و از شخصی یاد کرد که به مسافرت و سفر طول می‌دهد که به آن اشاره شد، نظر به این است که مسافرت و دوری از وطن دیدن ناملایمات موجب شکسته نفسی است.
در حدیث ابوداود و ترمذی آمده است که حضرت فرمود: سه دعا به اجابت می‌رسند بدون شک: دعای مظلوم، دعای مسافر، دعای پدر برای فرزند. با این حال که شخصی مسافر است و به سفر طول داده و (أَشْعَثَ) یعنی پراکنده موست به سبب دوری از شستشو و شانه‌زدن. (أَغْبَرَ) یعنی غبارآلود است برای حج و جهاد و یا زیارت ارحام است، (يَمُدُّ يَدَيْهِ إِلَى السَّماءِ) دو دوست را به سوی آسمان برمی‌افرازد و می‌گوید: (يا رَبُّ) ای پروردگارم) مرا خوشی‌ها بده. (يا رَبُّ) ای پروردگارم! ناخوشی‌ها را از من دور بدار. با این حال که مسافر است و سفر طاعت است و از اسباب اجابت دعاست و پراکنده مو و گردآلود است، با این شکل شکسته نفسی آور دو دست را به سوی آسمان افراشته دو کلمه ترحم: یا رب یا رب می‌گوید، بازهم دعایش به اجابت نمی‌رسد، زیرا غذایش حرام است، آبش حرام، لباسش حرام و تغذیه اش بر حرام بوده، پس چگونه دعایش به اجابت می‌رسد؟.
پس کسی که عمر را به غفلت می‌گذراند و روزگار را به معصیت به سر می‌آورد، باید وضع خود را بسنجد که دعایش به کجا می‌رسد، (وَمَطْعَمُهُ حَرَامٌ، وَمَلْبَسُهُ حَرَامٌ، وَغُذِّيَ بِالْحَرَامَ) در حالی که خوراک او حرام، آشامیدنی او حرام و تغذیه او حرام است؛ یعنی خوراک و آشامیدنی و پوشاک حرام اثر سفر و غربت و پریشانی و بالابردن دست را بی‌نتیجه کرده است؛ زیرا دل او که مورد تجلی است تباه گشته و تیرگی قلب بر اثر حرام مانع از استجابت است، (فَأَنَّى يُسْتَجَابُ لَهُ؟) پس چگونه دعای چنان شخصی به اجابت برسد؟ و بنا به قول شاعر:
در دل همه شرک و سجده بر خاک چه سود؟
با جسم پلید، جامه پاک چه سود؟
زهر است گناه و توبه تریاک وی است
چون زهر به دل رسید، تریاک چه سود؟

زیرا اجابت دعا شروطی دارد: طهارت قلب، چون هر طهارتی که در نماز می‌باید، در دعا نیز لازم است، برای این که دعا مغز عبادت است، اگر دل دارای طهارت نباشد و به بیماری حسد و کینه و بغض آلوده باشد، راهی برای صفا در آن نیست، و در واقع آن دلی است پلید که طهارت آن به حسن ظن و قصد خیر و صفاء و روآوردن به خدا حاصل می‌شود. جامه و لباس باید پاک باشد، زیرا لباس حرام و ناپاک مانع نماز و باعث عدم استجابت است. محل پاک می‌باید، زیرا دعا در محل پلید حرام است. زبان پاک لازم است، زیرا زبان آلوده به غیبت و دروغ نمی‌تواند قابلیت دعا و یاد خدا را بیابد. دل حاضر باشد، خشوع و فروتنی همراه باشد، بدن پاک باشد که دعا در پاکی بدن و زبان و دل و لباس به اجابت نزدیکتر است، و دعاء برابر شرع باشد، زیرا دعای حرام به اجابت نمی‌رسد، دعای به ناحق، باعث حرمان می‌گردد، دعاء به محال نباشد، آنگاه رعایت سنن طبیعت به جا آید، دعاء را برابر انصاف باید در نظر گرفت، یعنی کسی که به معصیت آلوده نشده و در خوشی خدا را فراموش نمی‌کند، خدا هم او را فراموش نمی‌فرماید، اما کسی که همیشه نافرمانی را پیشه کرده و از یاد خدا غفلت دارد، فقط وقتی به یاد خدا می‌افتد که شدایدی که نتیجه تبهکاری اوست متوجه او گردد، و اگر اضطرار و ناچارگی دست دهد و حالتی پیش آید که دست بنده از همه جا قطع و فقط متوجه خدا باشد، اگر این حالت پیش آید، نیز نظر به این که کسی دیگر برای چاره‌سازی نمانده است، خدای توانا معرفت خود را مبذول می‌فرماید:
(‏ أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ) [النمل: 62] (یا چه کسی است که دعای بیچارگان را به اجابت می‌رساند و بدی‌ها را برطرف می‌نماید جز خدا؟).
الحاصل هر قدر دعای از دل و زبان پاکتر و برابر شرع صادر شود به اجابت نزدیکتر است؛ زیرا حضور قلب و یقین اجابت هرگاه با راستی زبان و پاکی دل همراه شد، در اجابت دعا بی‌اندازه اثر دارد.
در حدیث است که دعای هریک از شما به اجابت می‌رسد مادامی که شتاب ننموده باشید؛ به این که بگوید دعا کردم و به اجابت نرسید، زیرا گذشته از این که بی‌ادبی است، دلالت بر جهل بر اسرار دعا دارد. خدا می‌فرماید: (‏ بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء)[الأنعام: 41] (بلکه تنها او را می‌خوانید و اگر بخواهد مشکلی را که برایش دعا کرده اید حل می‌کند).
کلمه أَنَّی: به معنی چگونه و برای استفسار حالات می‌آید، و به معنی (وقتی که) و جایی که است. (‏ نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ) [البقرة: 223] (زنان شما محل کشت و زرع شما هستند) پس هرگونه و هر وقتی و هرجایی که خواستید، بیایید به کشتزارتان. البته مقصود از آن این است که موافق شرع باشد، زیرا وطء حایض روا نیست، همچنین از عقب جایز نیست، زیرا منظور از کشتزار جایی است که برای حصول فرزند باشد.
این حدیث یکی از قواعد اسلام است، و مورد اعتماد در تناول حلال و دوری از حرام می‌باشد، و این که چه چیز وسیله اجابت دعاست، و مهم‌ترین شرط دعا خوراک و لباس و آداب حلال می‌باشد، و این که لقمه حرام مانع اجابت دعاست، زیرا دعاءکننده از راه دعا از خدا می‌خواهد اعمال