 لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ‏﴾. (البقره: 102).
«و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مي‏خواندند پيروي كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود; و) كافر نشد; ولي شياطين كفر ورزيدند; و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت‏» و «ماروت‏»، نازل شد پيروي كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براي آشنايي با طرز ابطال آن، به مردم ياد مي‏دادند. و) به هيچ كس چيزي ياد نمي‏دادند، مگر اينكه از پيش به او مي‏گفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولي آنها از آن دو فرشته، مطالبي را مي‏آموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايي بيفكنند; ولي هيچ گاه نمي‏توانند بدون اجازه خداوند، به انساني زيان برسانند».
با مشاهدات حسی نمی‌توان تأثیر چشم زدن و جادو کردن را درک کرد، با این وجود هر دو حقیقت دارند و آثارشان مشاهده شده و محسوس است، و دوای این دو بیماری نیز غیرمحسوس و معنوی است که در پیشگیری مداوای بیماری مؤثر بوده و تأثیرشان قابل مشاهده حسی است.
چشم زدن پرتوی از چشم چشم‌زننده است که قابل مشاهده نیست. همچنانکه معالجه آن از طریق قرائت قرآن و دمیدن در موضع درد بوده که فرآیند تأثیر این کار نیز قابل مشاهده نیست. روح و بیماریهای عارض شدة غیر سحر و چشم خوردن نیز همین گونه‌اند، یعنی اغلب آن بیماریها و دواهایشان غیر قابل مشاهده حسی هستند.
امیدوارم با نوشتن این مقاله توانسته باشم در توضیح تفاوت طبابت شرعی و طبابت خرافاتی، شعبده‌بازی و مکاری سهمی داشته، و در بیان حالات سلامتی و بیماری عارض بر روح و اینکه واکسن شدن آن تنها در گرو پناه بردن به خداست کوتاهی نکرده باشم. همچنانکه خداوند متعال می‌فرماید: ﴿‏ أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ  ﴾. (النمل: 62).
«(آیا بتها بهترند) يا كسي كه دعاي مضطر را اجابت مي‏كند و گرفتاري را برطرف مي‏سازد».
و می‌فرماید: ﴿‏ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏ ﴾. (فصلت: 36).
«و اگر وسوسه‌ای از شیطان به تو رسید به خدا پناه ببر، او شنوای داناست».
و نیز می‌فرماید: ﴿‏ وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ ‏  وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ ‏﴾. (المؤمنون: 97ـ 98).
«و بگو: پروردگارا! از وسوسه‏هاي شياطين به تو پناه مي‏برم! و از اينكه آنان نزد من حاضر شوند (نيز) ـ اي پروردگار من ـ به تو پناه مي‏برم!».
و در جایی دیگر می‌فرماید: ﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ‏‏ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ‏ ‏ وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ‏ ‏ وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ‏ ‏ وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ‏﴾. (الفلق: 1ـ 5).
«بگو: پناه مي‌برم به پروردگار سپيدهء صبح. از شر تمام آنچه آفريده است. و از شر هر موجود شرور هنگامي كه شبانه وارد مي‌شود. و از شرّ آنها كه در گره‌ها مي‌دمند(جادوگران). و از شرّ هر حسودي هنگامي كه حسد مي‌ورزد».
و علاوه بر قرآن التزام به دعاهای پیغمبر ص مانند: «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ». «پناه مي‌برم به كلام خدا از شر آن چه آفريده است».
و اوراد صبحگاهی و شامگاهی نیز باعث حفظ و صیانت از بیماریها است.
وبالله التوفيق وصلي الله علي سيدنا محمد وعلي آله وصحبه أجمعين، والحمد لله رب العالمين.
مكّه مكرّمه 7/8/1420هـ.
مقدمه
إنَّ الحمد لله نحمده ونستعينه ونستغفره، ونعوذ بالله من شرور أنفسنا وسيئات أعمالنا، من يهده الله فلا مضلّ له، ومن يضلل فلا هادي له، وأشهد أن لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله، وبعد:
کتابی که پیش روی شماست بر تعداد زیادی از علماء عرضه شده و به فضل خدا همه این منهج را تأیید کرده‌اند، منظورم از این منهج، شناخت چشم زننده و تعویذ به نیت هدایت و شفاست، ولی بعضی از دانش‌آموختگان این شیوه را نمی‌پسندند و این انکار ناشی از یکی از علل زیر است:
1-	عدم تصور و فهم مسأله، زیرا حکم بر یک مسأله فرع بر تصور آن است.
2-	عدم تجربه این کار.
3-	تقلید.
4-	با هدف جدال و مناقشه بی‌مورد.
5-	ورع مذموم.
شیخ الإسلام ابن تیمیه می‌گوید: «... به همین دلیل شخص دیندار اهل ورع به علم و دانش زیادی در مورد قرآن و سنت و فهم دین نیاز دارد، در غیر این صورت مفسدة ورع مذموم بیشتر از فوائد آن خواهد بود، همچنانکه کفار و مبتدعان از خوارج، روافض و ... به آن گرفتار شده‌اند» .
و هر کس به زعم خود از روی ورع منفور و مذموم خویش و بدون حجت و دلیل از رأی مرجوحی دفاع کند مشمول این حدیث خواهد بود که ابن مسعود س روایت کرده است: «هر کس قوم خود را در حالی یاری کند که حق به جانب نیستند مثل شتری است که از یک بلندی با سر سقوط می‌کند» .
این کار ملکه تفکر را که بر فهم کتاب خدا و سنت پیغمبر اکرم ص استوار است از بین می‌برد.
امام الشوکانی می‌گوید: انصاف مرد کامل نیست مگر اینکه هر فنی را از اهل آن فن ـ هر که باشند ـ یاد بگیرد، ولی چنانچه علم را از غیر اهل آن یاد بگیرد و آموختة خود را بر کلام اهل علم ترجیح دهد دچار تشویش شده و کارهایش را به صورتی غیر اصولی انجام می‌دهد و آراء و نظریاتی خواهد داشت که کمترین بهره‌ای از استحکام و استواری ندارند، و البته که لایق همین هم می‌باشد .
همچنانکه شاعر می‌گوید:
إذا لم يكن لك حسن فهم	أساتَ إجابة وأسأتَ فهماً
چنانچه از حسن فهم بهره‌مند نباشی، دچار سوء فهم و سوء جواب خواهی شد.
هیچ کس در مسأله (متهم ساختن برای شناسایی چشم زننده) با ما مناقشه نکرده جز اینکه خودش هم به این روش نیازمند است، تا خداوند بیماری‌اش را رفع، و سنت الهی را جاری گرداند، و البته ما نیز مناقشه بر سر این مسأله را رها کرده‌ایم تا مشمول این فرموده حضرت ص باشیم که: «من ضامن خانه‌ای در وسط بهشت هستم برای کسی که مجادله و مناقشه را ترک کند اگر چه بر حق باشد» .
و به کسانی که در این راه با من رهروندند، می‌گویم:
راه خود را ادامه دهید که برکت خدا بر شماست، و به این گفته امام وهب بن منبه گوش دهید: «مجادله و مناقشه را رها کن تا هیچ یک از دو شخص [داناتر از تو و نادان‌تر از تو] بر تو فایق نشوند. در مورد داناتر از خودت، چگونه با او مجادله و دشمنی می‌نمایی؟! و نسبت به نادان‌تر از خودت، چگونه از مناقشه و مجادله با او دست بر نمی‌داری در حالی که رأی تو را نمی‌پذیرد!؟» .
و نیز برای عمل به آیه: ﴿فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ﴾. (النساء: 59).
و هرگاه در چيزي نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر (با عرضه بر قرآن و سنت) بازگردانيد (و از آنها داوري بطلبيد).
لازم است از طریق مراجعه به علماء ، نصوص شرعی را آنگونه که شایسته است به شیوه‌ای شرعی درک 