ده ي توست. خدايا اي پروردگار ما و پروردگار هر چيزي!  گواهي مي دهم كه بندگان همه شان برادرند. الهي، اي پروردگار ما و پروردگار هر چيزي! مرا و خانواده ام را در هر لحظه اي در دنيا و آخرت، مخلص خودت گردان. اي صاحب جلال و بزرگي! دعايم را بشنو  و آن را اجابت كن. خدا بزرگ است، خدا بزرگ است. خدا روشنايي دهنده ي آسمان ها و زمين است. خدا از هر بزرگي بزرگتر است. خدا مرا بس است و خوب كسي است كه انسان كارش را به او واگذار كند و به او توكل نمايد».
ابوداود در همين باب، روايت ديگري دارد:
«ربّ أعنّي و لا تُعِن عليَّ، و انصرني و لا تنصر عليَّ، و أمكرلي و لا تمكر عليَّ، و اهدني و يسرّ هداي إلي، و انصرني علي من بغي عليَّ تا آخر حديث»(6) : 
« پروردگارا! مرا كمك كن و بر ضد من، كمك مكن و مرا ياري كن و بر ضد من ياري مكن. و راه چاره را برايم پيدا كن و بر ضد من راه چاره مينديش، و مرا هدايت كن و هدايت مرا برايم آسان گردان و مرا بر كساني كه عليه من سركشي و ستم نموده اند، ياري گردان».
در سنن نسائي آمده كه پيامبر (ص) پس از نماز صبح مي فرمود: « اللّهم إني أسألك علماً نافعاً، و عملاً متقبلاً، و رزقاً طيباً»(7) : «بار خدايا! من از تو عملي سودمند، عملي قبول شده و روزي اي پاك مي خواهم».
از برخي از انصار روايت شده كه گويند: «از رسول خدا(ص) شنيده ايم كه پس از نماز مي گفتند: «اللّهم اغفرلي و تُب عليَّ، إنك أنت التّواب الرحيم»: «خدايا! مرا ببخشاي و توبه ي مرا بپذير؛ چون به راستي تو توبه پذير مهرباني تا اينكه به صد مرتبه مي رسيد»(8) . در روايتي آمده است اين نماز، نماز چاشتگاه بود.
پس به سياق اين دعاها دقت كنيد، همه شان مخصوص به خودش بوده و ربطي به ديگران ندارد. پس آيا چنين روايت هايي حجت و دليل كار مردمان امروزي است؟!
مگر اينكه گفته شود: دعا براي مردم در جاهايي آمده، از جمله در خطبه اي كه پيامبر(ص) در آن براي مردم طلب باران كرد و مانند آن.
در جواب گفته مي شود: آري، اما كجاي اين دعا، ملزم نمودن حاضرين به دعا كردن به صداي بلند پس از هر نمازي است؟!
سپس مي گوييم: عالمان اسلامي راجع به چنين دعا و اذكار وارده پس از نماز مي گويند: مستحب است، نه سنت است و نه واجب. و اين دليل دو چيز است: 
 اوّل- اين دعاها به طور مداوم از جانب پيامبر(ص) نبوده است.
دوّم- پيامبر(ص) هميشه با صداي بلند آن را بر زبان جاري نساخته و براي مردم آشكار نكرده مگر در جاهايي كه به قصد آموزشِ اين دعاها براي مردم بوده باشد، چون اگر پيامبر (ص) به طور مداوم و آشكارا اين دعاها را مي گفتند، آن وقت سنت بود و دانشمندان اسلامي نمي توانستند، بگويند كه اين دعاها سنت نيست؛ چون ويژگي سنت- آن گونه كه علما مي گويند- ادامه دار بودن و آشكار بودن در جمع مردمان مي باشد.
نبايد گفت: اگر دعاي پيامبر (ص) به طور پنهاني و با صداي آهسته مي بود، از او پيروي نمي شد.
چون ما مي گوييم: كسي كه معمولاً به طور پنهاني و با صداي آهسته چيزي را مي گويد: بايد حتي اگر يك بار هم كه شده آن را آشكار نمايد يا از او آشكار شود. حالا يا به طور عادي و يا به قصد آگاه ساختن ديگران بر تشريع دعا اين كار را بكند.
اگر گفته شود: ظواهر احاديث نشان مي دهند كه پيامبر (ص) به طور مداوم اين دعاها را مي خواند؛ چون راويان مي گويند: «كان يفعل»: «پيامبر(ص) اين كار را مي كرد» و اين عبارت بر دوام دلالت مي كند؛ همان طور كه عرب ها مي گويند: «كان حاتم يكرم الضيفان»: «حاتم هميشه مهمانان را اكرام مي كرد».
در جواب مي گوييم: اين چنين نيست بلكه به طور اجمالي بر دوام و كثرت و تكرار دلالت مي كند. همان طور كه در روايت ها عايشه(رض) آمده است: «پيامبر(ص) هر وقت مي خواست بخوابد در حالي كه جُنُب بود، وضو مي گرفت همان گونه كه براي نماز وضو مي گرفت».(9) 
همچنين عايشه روايت كرده كه: «پيامبر (ص) مي خوابيد در حالي كه جُنُب بود بدون آنكه آبي با بدنش تماس داشته باشد».(10) 
بلكه گاهي در برخي احاديث عبارت: «كان يفعل» (انجام مي داد) براي مواردي كه فقط يك بار انجام داده، آمده است. محدثان اين را اظهار داشته اند.
 اگر پيامبر(ص) به طور مداوم و هميشه اين دعاها را مي خواند، قطعاً به سنت ها ملحق مي شد مثل نماز وتر و ديگر سنت ها. و اگر به فرض قبول كنيم كه به طور مداوم اين دعاها را خوانده، اما در كجا به شكل دسته جمعي اين دعاها صورت گرفته است؟
پس مي توان نتيجه گرفت كه دعا به شكل دسته جمعي و به طور مداوم، كار رسول خدا(ص) نبوده، همان طور كه قول و تقرير آن حضرت نيست.
بخاري از طريق حديث ام سلمه روايت كرده كه: « پيامبر(ص)وقتي سلام نماز مي داد، اندكي مكث مي كرد»(11) . ابن شهاب گويد: « تا اينكه زنان مي رفتند تا جايي كه ما خبر داريم».
در صحيح مسلم از عايشه(رض)روايت است كه پيامبر (ص) هرگاه سلام نماز مي داد، نمي نشست تا اينكه اين دعا را مي خواند: «اللهم أنت السلام، و منك السلام، تباركت يا ذا الجلال و الإكرام»(12) .
اما راجع به موضع گيري پيشوايان ديني بعد از آن حضرت در قبال دعا بايد گفت: 
فقها از طريق روايت انس در غير كتاب هاي صحيح حديثي نقل كرده اند كه انس گويد: « پشت سر پيامبر(ص) نماز خوانده ام، وقتي سلام نماز مي داد، بلند مي شد. و پشت سر ابوبكر(رض) نماز خوانده ام، وقتي سلام نماز مي داد، سريع بلند مي شد گويي بر روي سنگ داغ بود.(13) »
ابن يونس صقلّي از ابن وهب از خارجه(14)  نقل كرده كه گويد: « او بر ائمه ي نماز كه پس از سلام دادن نماز مي نشستند، ايراد مي گرفت و مي گفت: پيشوايان ديني كمي پس از سلام دادن نماز بلند مي شدند».
ابن عمر گويد: « نشستن بعد از نماز بدعت است».
از ابن مسعود(رض) روايت است كه گويد: « اگر امام بر روي سنگ داغ بنشيند بهتر از آن است كه پس از سلام دادن نماز بنشيند». 
امام مالك در كتاب« المدونه» گويد: « وقتي امام سلام نماز داد، بايد بلند شود و ننشيند مگر اينكه در سفر يا در حياطش باشد».
فقها سريع بلند شدن پس از سلام نماز را از فضايل نماز به شمار آورده و در علت آن گفته اند كه نشستن اش در آنجا، نوعي تكبر و خودبزرگ بيني بر جماعت بر او وارد مي كند و اگر تنها خودش پس از سلام دادن بنشيند، كسي كه وارد مي شود، او را امام جماعت مي داند اما اگر در حالت نماز، بنشيند، اين از روي ضرورت و ناچاري است.
يكي از بزرگان ما كه از آنان بهره برده ايم مي گويد: «وقتي اين براي زماني است كه كسي در جايي تنهايي پس از سلام دادن مي نشيند، پس چگونه است هر گاه به عنوان امام شان، پيش رود و براي جماعت دعا بخواند و آنان با صداي بلند آمين گويند؟»
وي مي افزايد: « اگر اين كار، خوب بود. قطعاً پيامبر(ص) و يارانش آن را انجام مي دادند. اما هيچ يك از عالمان اسلامي آن را نقل نكرده اند با وجودي كه همه شان به اتفاق، تمامي امور و شئون آن حضرت را نقل نموده اند تا جايي كه اين مطلب را نقل كرده اند كه آيا آن حضرت از طرف راست يا از طرف چپ از نماز فارغ مي شد و روانه مي شد؟ ابن بطّال نهي از اين عمل و سخت گرفتن بر كساني كه اين كار را مي كنند، از دانشمندان سلف صالح، نقل 