د: ٢٧ و فرموده‏ی پیامبر((ص)): «أحب العمل إلی الله ما داوم علیه صاحبه و إن قلّ»:(16) «دوست داشتنی‏ترین عمل نزد خدا، عملی است که شخص به طور پیوسته آن را انجام می‏دهد هر چند کم هم باشد»، اقتضای آن را می‏کند. به همین خاطر پیامبر((ص)) هرگاه کاری را انجام می‏داد بر آن ثابت قدم و پایدار بود تا جایی که دو رکعت پس از نماز ظهر را بعد از نماز عصر قضا نمود.
البته این در حالی است که انجام دهنده‏ی عمل، قصد ادامه‏ ی عمل را نداشته باشد، حالا وضعیت چگونه است که هرگاه این قصد را داشته باشد که این عمل را ترک نکند؟ به طور اولی، ادامه‏ ی عمل و مداومت بر آن از او خواسته می‏شود.
به همین خاطر رسول خدا((ص)) به عبدالله بن عمرو گفت: «یا عبدالله! لاتکن مثل فلان، کان یقوم اللیل فترک قیام اللیل»:(17)  «ای عبدالله! مثل فلانی مباش که شب نماز تهجد می خواند و بعداً آن را ترک کرد». این حدیث صحیح است. پس پیامبر((ص)) عبدالله بن عمرو را نهی کرده از اینکه مثل فلانی باشد. این حدیث نشان می‏دهد که پیامبر((ص)) ترک نماز تهجد از جانب فلانی و کسی دیگر را ناپسند دانسته و از آن خوشش نمی‏آید.
خلاصه، این قسمتی که در صورت ادامه‏ ی آن به احتمال زیاد باعث مشقت و سختی شود و به خاطر دلایل زیادی از انسان خواسته می‏شود که این کار را نکند، هنگام بیان آن معلوم می‏شود که هرگاه این مشقت و سختی نباشد، درخواست ترک آن نیز از بین می‏رود و وقتی درخواست ترک آن کار برداشته شد، حکم به اصل عمل که همان درخواست انجام آن عمل است، بر می‏گردد.
پس کسی که شروع به این کار می‏کند و خود را ملتزم و پایبند کرده که آن را برای همیشه انجام دهد، از یک جهت کار مکروهی کرده چون امکان عدم وفای به شرط و ادامه دادن عمل تا آخر هست و از این جهت که بر ظاهر عزیمت عمل می‏شود و به التزام خود وفا می‏کند، مندوب است. پس از جهت ندب، شارع به او امر کرده، که عمل را ادامه دهد و از جهت کراهت، برایش مکروه بوده که به این عمل شروع کرده است.
وقتی کسی شروع به این کار نمود، چون کراهت آن مقدم است، از این رو شروع کردن به آن کار به قصد قربت مثل شروع کردن به آن کار بدون فرمان و دستور شریعت است. پس این فرد همچون بدعت‏گذاری است که شروع به عبادتی کرده که به آن امر نشده است. با این اعتبار، اطلاق بدعت بر این کار آسان است همان طور که ابوامامه (رض) آن را آسان دانسته است.
و از این جهت که این کار از آغاز صرف نظر از سرانجامش یا صرف نظر از مشقت و سختی که در پی دارد، یا در صورت اعتقاد به ادامه دادن کار، بدان امر شده انجام دهنده‏ی آن همچون کسی است که شروع به یک سنت به قصد عبادت کرده و این کار صحیح است و مشمول ادله‏ی ندب می‏باشد.
به همین خاطر پس از شروع کار، امر شده که به التزام‏اش وفا کند حالا چه نذر باشد و چه التزام و پایبندی با قلب بدون نذر باشد، و اگر بدعت می‏بود و مشمول تعریف بدعت قرار می‏گرفت، به وفای به آن امر نمی‏شد و قطعاً عملش باطل می‏بود.
از این رو در حدیث آمده که رسول خدا((ص)) مردی را دید که در برابر آفتاب ایستاده بود. فرمود: «ما بال هذا؟»: «این مرد را چه شده است؟» عرض کردند: او نذر کرده که در سایه قرار نگیرد. و سخن نگوید و ننشیند و روزه بگیرد. آنگاه رسول خدا((ص)) فرمود: «مُره فلیجلس ولیتکلم و یستظل و لیتم صیامهم»:(18)  « به او بگو که بنشیند و سخن بگوید و در سایه قرار گیرد و روزه‏اش را ادامه دهد».
می‏بینی که چگونه پیامبر((ص)) ملزم بودن به کاری که اساساً مشروع نیست را ابطال کرده و به او دستور داده که عملی را که در اصل مشروع است، تا آخر ادامه دهد. اگر میان این دو عمل فرقی وجود نداشت، جدا کردن آنها از هم، بی‏معنا بود.
به علاوه، وقتی شروع کننده به این کار ملزم به ادامه دادن آن است، از آن لازم می‏آید که ناچاراً عملی که به آن شروع شده، عبادت و طاعت است، و در شریعت اسلام نمونه‏ای یافت نمی‏شود که به ادامه دادن کاری مباح امر شود.
این فرموده‏ی پیامبر((ص)): «من نذر أن یطیع الله فلیطعه»:(19)  «هر کس نذر کند که خدا را اطاعت کند، باید این کار را بکند»، بر آن دلالت دارد.
و چون خداوند در آیه‏ ی:(يُوفُونَ بِالنَّذْرِ)الإنسان: ٧ (20)  کسانی را که به نذرشان وفا می‏کنند، ستوده است، چون این آیه سیاق مدح و ستایش و دادن پاداش نیک آمده است.
در آیه‏ی وارده در سوره‏ ی حدید می‏خوانیم:(فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ)الحديد: ٢٧ «ما به كسانی كه از ايشان (به محمد) ايمان آوردند پاداش درخورشان را داديم.» و اجر و پاداش تنها متوجه کاری است که در شریعت انجام آن از انسان خواسته می‏شود. به این مطلب دقت کنید، عمل سلف صالح رضی الله عنهم به مقتضای ادله بر آن جاری بوده، و بدین وسیله اشکال و تعارضی که برای انسان پیش می‏آید، مرتفع می‏شود تا آیات و احادیث و سخنان بزرگان با هم مطابق و موافق باشند.
البته پس از این، دو اشکال قوی باقی می‏ماند که در صورت جواب دادن به این دو اشکال معنای این مسأله به تمامی روشن می‏شود. برای هر اشکال فصل جداگانه‏ای را آورده‏ایم.
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) متفق علیه. بخاری به شماره‏ ی 1876 و مسلم به شماره‏ ی 1159 آن را روایت کرده‏ اند.
2) مسلم به شماره‏ ی 1162 آن را روایت کرده است.
3) تخریج آن، اندکی قبل آورده شد.
4) بخاری به شماره‏‏ های 1867 و5788 آن را روایت کرده است.
5) حدیثی ضعیف است؛ «ضعیف الجامع» شماره‏ ی 4832 و «السلسلة الضعیفة» (8، 2480).
6) متفق علیه. بخاری به شماره‏ ی 2873 و مسلم به شماره‏ ی 1732 آن را روایت کرده‏ اند.
7) مسلم به شماره‏ ی 1732 آن را روایت کرده است.
8) حدیثی صحیح است؛ «صحیح ابن ماجه» شماره‏ی 3419 و «السلسلة الصحیحة»، شماره‏ ی 1760.
9) حدیثی صحیح است. احمد در «المسند» 3/479 آن را روایت کرده و آلبانی در کتاب «صحیح الجامع» به شماره‏ ی 3309 آن را صحیح دانسته است.
10) ترجمه‏ ی آن اندکی قبل آورده شد.
11) تخریج آن از پیش گذشت.
12) ترجمه‏ ی آن اندکی قبل آورده شد.
13) موارد الئمآت شماره‏ی 651.
14) حدیثی صحیح است، «صحیح ابن ماجه» شماره‏ ی 2455 و«السلسلة الصحیحة» شماره‏ ی 1283.
15) ابن ابی حاتم در کتاب «الجرح و التعدیل» 9/287 شرح حال او را آورده است.
16) بخاری به شماره‏ ی 5523 و مسلم به شماره‏ ی 216 آن را روایت کرده‏ اند.
17) متفق علیه. بخاری به شماره‏ ی 1101 و مسلم به شماره‏ ی 1159 آن را روایت کرده‏ اند.
18) بخاری به شماره‏ ی 6326 آن را روایت کرده است.
19) بخاری به شماره‏ ی6318 آن را روایت کرده است.
20) «(بندگانی كه در جهان اعمال و اوصافی اين چنين، در پيش می‌گرفتند :) به نذر خود وفا می‌كردند».اشکال اول: ادله‏ی قبلی جهت اثبات مکروه بودن التزاماتی که ادامه‏ی آن مشقت و سختی را به بار می‏آورد، با ادله‏ی دیگری که خلاف آن را می‏رساند، تعارض دارند:
- خود رسول خدا((ص)) آن قدر در نماز شب روی پایش می‏ایستاد که پاهایش ورم می‏کرد. به او گفته شد:  تو که خداوند از تمامی گناهان گذشته و آینده‏ات درگذشته، چرا این کار را م