ران بسیار ساده دل و زودباور هستند و اگر اشخاصی با چهره هایی به ظاهر موجه، سخنانی گفتند آنها بدون تحقیق و با اعتماد كامل قبول میظكنند. من با اینكه به تنهایی و با تلاشی شبانه روزی تحقیق حاضر را برای شما آماده كرده ام مصرانه از شما خواهش می كنم مطالب مرا بدون تحقیق و تفكر قبول نكنید و به تمام مطالب این كتاب با دیده شك و تردید نگاه كنید.  تو را به خدا هر كس می‌خواهد با شما درباره مسائل عقیدتی صحبت كند به دید یك دروغگوی شارلاتان به او نگاه كنید (حتی به من!) و تا مطمئن نشده‌اید حرف هیچكس را قبول نكنید. 
•	روحانیون كه سالها با سخنرانی و نوشتن كتاب در بطن تودة ایرانی جا داشته اند با روشهای بسیار پیشرفته تبلیغاتی(مانند چینش غیر علمی و متعصبانة  مطالب تاریخی به نفع خود  در كنار هم و بزرگنمایی و تكرار شبانه روزی آنها)  آنچنان، ذهن مردم ساده لوح را پر كرده اند كه اینجا همه فكر می كنند مثلا پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم ، فقط نظر خاص بر یك نفر داشته و فقط چند نفر را دوست داشته و جای شیعه وسط بهشت است و تمام علماء و كتب علمی متعلق به شیعه است و... اكنون خواننده عزیز اگر با صبر و حوصله این تحقیق را تا انتها مطالعه كند می فهمد كه داستان، دقیقاً خلاف اینهاست. كمترین فایدة مطالعة این تحقیق، اضافه شدن اطلاعات عمومی شما و بیشترین فایدة آن رهایی از آتش دوزخ است. 
•	بی نتیجه بودن و بی فایده بوده جدلهای كلامی: تاریخ شیعه پر است از مناظره های كتبی و شفاهی كه همگی جنبه كلامی داشته و بعضاً به ضد و نقیض گویی و تناقض منتهی شده است برای نمونه: شیعه یك جا می‌گوید پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  حتما باید در آن شرایط خطرناك (یعنی وجود منافقین و كفار و یهودیان و...) جانشینی برای پس از خود انتخاب می كرد و محال است پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  چنین موضوع مهمی را در آن شرایط آشفته، مسكوت گذاشته باشند ولی در جایی دیگر برای اینكه ثابت كند موضوع آیة ابلاغ،چیزی جز خلافت حضرت علی نبوده می نویسد: نگرانی پیامبر اكرم و مهمترین موضوع باقیمانده مورد اشاره در این آیه نمی‌تواند منافقین باشد زیرا آنها قلع و قمع شده بودند و كفار نیز نبودند زیرا همة اعراب، مسلمان شده بودند و یهودیان نیز نبودند زیرا همه آنها از شبه جزیره رانده شده بودند! (تفسیر نمونه) برای همین،  از خوانندة عزیز می‌خواهم برای اینكه حقیقت را بفهمد، خودش را از این مسائل جدلی و كلامی روحانیون دور نگه دارد. 
•	تفكر تقدس: علت بسیاری از نتیجه گیریهای غلط و تحلیلهای اشتباه نویسندگان شیعه از وقایع تاریخی این است كه برای برخی از افراد، جنبه ای خدایی و مافوق بشری قائل شده و معتقدند محال است آنها حتی مرتكب خطا و اشتباه شوند و با این مقدمه چینی غلط، دست به یكسری نتیجه گیریهای غلط دیگر می‌زنند.  در حالی‌كه خداوند در مورد نبی اكرم فرموده:[قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ] {الكهف:110} : بگو من نیز بشری مانند شما هستم. و ما در تاریخ و حتی در قرآن مجید، موارد متعددی را مشاهده می كنیم كه پیامبر اكرم تصمیمی گرفته اند كه پس از آن، آیاتی نازل شده كه خلاف نظر پیامبرصلی الله عليه وسلم  بوده است (و چه دلیلی محكمتر از این بر صداقت محمد؟) مواردی مانند: آیات عبس و تولی ـ تصمیم آزاد كردن اسراء بدر ـ نگفتن انشاء الله در مورد داستان اصحاب كهف ـ خطاب به پیامبر كه دیگر بر نماز میت منافقین حاضر نشو- خطاب به پیامبر كه دیگر در خصوص واقعه بئر معونه  لعن و نفرین نكن) دقت كنید كه به جز پیامبر اكرم بقیه افرادی كه شیعه درباره آنها غلو می‌كند با وحی در ارتباط نبوده اند تا از درست یا غلط بودن تصمیمات خود آگاه شوند. براستی اگر سوابق ابوسفیان نبود شیعه اكنون چه تجلیلی از او می كرد زیرا او اولین كسی بود كه در تاریخ تشیع، با جدیت و شور هر چه تمامتر می‌خواسته با علی بیعت كند؟ یا اگر زبیر، بعدها در مقابل علی قرار نمی‌گرفت آیا اكنون جزو مقدسین نبود؟ یكی از دوستان می گفت: اگر حمزه در جنگ احد كشته نشده بود مسلماً طبق عرف اعراب كه عموی هر فردی را نزدیكترین فرد به او می دانند اعراب پس از رحلت پیامبرصلی الله عليه وسلم  با حمزه بیعت می كردند و شیعه اكنون به جای عمر كشان، حمزه كشان به راه می انداخت(7) ! پس بنا بر فرمایش حضرت علی(ع) افراد نباید ملاك حق و باطل باشند بلكه این خود حق و باطل است كه افراد با آن سنجیده می شوند. ممكن است شیعه پاسخ دهد پیامبر اكرم در مورد علی فرموده اند: علی با حق است و حق با علی است. ولی سئوال من اینجاست: مگر نعوذ بالله پیامبر اكرم باطل بودند كه آن تصمیمات خطا را گرفته و خداوند ایشان را راهنمایی فرمود؟ آری، صرف چند اشتباه و خطا را نمی توان معیار حق و باطل قرار داد زیرا در اینصورت تمامی افراد بشر از آدم تا روز قیامت همگی بر باطلند! بر همین منوال است اختلاف سلیقه هایی كه بین حضرت فاطمه و ابوبكر پیش آمده است. زیرا یقیناً هر دو طرف، نیتی پاك و خدایی داشته اند زیرا به عنوان مثال در قضیه فدك حتی یك مدرك تاریخی هم وجود ندارد كه عمر و ابوبكر از عواید فدك برای خوشگذرانی خودشان استفاده كرده یا آنرا به نزدیكان خود داده باشند بلكه نیت آنها تجهیز سپاه برای دفع شورش رده بوده است. و برای همین نیز عمر ابن خطاب دو سال بعد (تولیت) آنرا پس داد و... 
•	پیامبران و امامان از نظر جسمی و روحی مانند بقیة انسانها هستند [قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ] {الكهف:110}: بگو من بشری مانند شما هستم. خوشبختانه آقایان دیگر نمی توانند در اینجا داستانسرایی كنند) و بلند مرتبه‌گی آنان نیز دقیقاً به همین خاطر است زیرا اگر كسی به طور خودكار، قادر به انجام گناه نباشد و به طور فیزیولوژیكی قادر به تحمل سختی ها باشد، هنری نكرده است. این كه این بزرگواران با تكیه بر ایمان و اندیشه های والای خود مرتكب گناه نشده و سختی‌ها را تحمل می‌كرده‌اند جالب است ومی‌تواند برای دیگران درس و الگو بوده و قابل ستایش باشد و نه اوهام مالیخولیایی و شرك آمیز.
•	شیعه در بیشتر موارد اصول را رها می‌كند و سرگرم فروع و حواشی می‌شود. اصل در اسلام، اتحاد است ولی او به دنبال جنگ و تفرقه و بازكردن مسائل تاریخی است. یا در مورد قرآن، اصل، خواندن، حفظ كردن و... نیست بلكه اصل تامل و اندیشه در آیات آن و سپس به عنوان اصل مهمتر: عمل به آن است. در مورد روش زندگی، اصل بر تعقل و عمل و ایمان و نیت پاك است ولی او اصل را بر شفاعت و‌ تعبد قرار می دهد. در حالیكه بالاترین عبادتها نیز اندیشه و تعقل عنوان شده است. در مورد جریان عاشورا، اصل: ایجاد روحیه حماسی و مبارزه طلبی با ظلم و نشان دادن زشتی و تحقیر ظلم و ظالم است ولی در اینجا آدم فكر می‌كند ظالم همیشه پیروز است و مظلوم شكست خورده. برای رسیدن به هدف، اصل بر تلاش و كوشش و برنامه ریزی و مشورت با اهل فن و تعقل و تدبر است ولی او اصل را بر دعا و نذر و نیاز گذاشته است. اینها كه برشمردم واقعاً