سر راه دوم است كه مزین است به شناخت و معرفت قرآن و روش پیامبر و امامان كه دشوار است و حقیقت كه تلخ است و عمل كه همیشه با رنج توام بوده است. و صد البته انتهای این راه دشوار بهشت برین است.

پیش نیازهای در خصوص احادیث 
	هر روایتی از ما كه مخالف كتاب خدا بود را به دیوار بزنید (حدیث متواتر از پیامبر و ائمه شیعه)  
	امام حسین به سپاه عمر بن سعد می فرماید: شما برای این حرف حق در سرتان نمی رود كه شكمهایتان از مال حرام آكنده شده با كمال معذرت خدمت شما باید بگویم چنانچه كسی نتوانست صدها دلیل عقلی و منطقی و قرآنی و تاریخی این كتاب را هضم كند باید در لقمه هایی كه پیش از این خورده  اندكی شك كند.
	احادیث را باید در صورتی پذیرفت كه: متواتر باشد. سلسله راویان آن افرادی درست و خوب باشند. آن حدیث مطابق آیات قران باشد. مفاد حدیث با قرائن و امارات متواتر تاریخی در همان زمان سازگاری داشته باشد. (مثلا حدیث ارتداد تمام اصحاب پس از رحلت نبی اكرم كاملا مخالف روایات و قرائن و گزارشات معتبر و متواتر تاریخی است)

پیش نیاز مبتنی بر عقل محض 
•	مسائلی كه در این كتاب مطرح می‌شود براحتی و سرراستی اصول ریاضی قابل اثبات نیستند كه مثلاً  2 + 2 = 4  تا هیچكس نتواند ضد آنرا ثابت كند. بلكه می‌توان برای هر سئوالی هزار و یك پاسخ، از توجیه و سفسطه تراشید ولی اگر مانند كودكان، نگاهی ساده و كلی به مسائل داشته باشی براحتی به راه حل صحیح و منطقی دست پیدا می كنی. 

پیش نیازهای مبتنی بر اصول روانشناسی 
•	با تمرین و تكرار، سعی كن هیچگاه، پاسخهای تو از طریق احساس نباشد. بلكه با تامل و تانی و از روی عقل و منطق و خالی از هر گونه تعصب و كینه توزی و احساس باشد. 
•	ابن سینا: من قال او سمع بغیر عله خرج من طریقه الانسانیه: هر كه بگوید یا بشنود بدون دلیل، از جرگة انسانیت خارج است. 
•	بزرگترین عیب، این است كه فكر كنی هیچ عیبی نداری.
•	شیعه یكی از علل معجزه بودن قرآن و حقانیت اسلام را باقی ماندن قرآن از خطر تحریف و یا كم و زیاد شدن می داند ولی نكته بسیار عجیب اینجاست كه همین نكته و ارزش را برای تمامی قصه ها و داستانهای تاریخی مورد علاقه اش نیز قائل است (منظورم نه اساتید دانشگاه، بلكه فرهنگ و روح جاری در كالبد توده شیعه است) به بهانه تواتر یا اینكه در كتب اهل سنت هم به این افسانه ها اشاراتی شده است! 
•	تفاوت سنت و بدعت: محققین شیعه در مناظرات و كتابهای خود در تایید اصول عقیدتی شیعه، عمدتاً به احادیث و داستانهایی از كتب اهل سنت اشاره می كنند كه جزء فروع و استثنائات بوده و بدین طریق می خواهند اثبات كنند كه: اصول اعتقادی شیعه درست است ولی در اینجا نكته ای ظریف وجود دارد. بهتر است مثالی بزنم: به عنوان مثال: سه مورد از مواردی كه شیعه بسیار به آن استناد می‌كند این است:1- چند حدیث در كتب اهل سنت وجود دارد كه می گوید پیامبرصلی الله عليه وسلم  بین نمازها را جمع می كرده (یعنی نماز ظهر و عصر را با هم می خوانده) پس شیعه می تواند همیشه نمازها را با هم جمع كند 2- حضرت عمر، جهت نزول باران به عباس در پیشگاه خدا متوسل شد (1) پس شیعه مجاز است همیشه و در همة امور به اهل‌بیت متوسل شود 3- صیغه در برحه زمانی خاصی از حیات پیامبرصلی الله عليه وسلم  مجاز بوده ولی حضرت عمر آنرا در زمان خلافتش ممنوع كرد. پس شیعه مجاز است در همه شرایط و همة زمانها صیغه را مجاز اعلام كند. 
اكنون دقت كنید:
-	روشی كه مردم مدینه (حدود 30 هزار نفر) و سایر شهرها در زمان 10 سال حضور پیامبر در مدینه و پس از رحلت ایشان بر مبنای آن عمل می كرده اند متاثر از سنت پیامبر بوده یعنی آنها طبق مشاهدات خود از پیامبر، وظایف دینی خود را انجام می‌داده اند (روش نماز خواندن، وضو گرفتن، یا عدم جواز صیغه، یا گناه بودن زیارت قبور و ساختمان سازی روی قبرها یا شرك بودن توسل یه غیر خدا و...) ولی استنادات شیعه به روایات ائمه از طرق كتبی است كه اكثر راویان آن، فاسد المذهب و غالی و دروغگو بوده و تازه سالها پس از رحلت نبی اكرم نوشته شده اند (محكمترین و قدیمی ترین این كتب حدیثی اصول كافی است كه بنا به تحقیق علامه برقعی در كتاب بت شكن و حتی اعتراف علامه مجلسی، اكثر روایات آن، ضعیف است!) پس براحتی می توان نتیجه گرفت آنچه طبق مشاهدات مردم مدینه از نبی اكرم در طول تاریخ بین مسلمانها به صورت عرف درآمده و تا كنون باقی مانده سنت است و سایر چیزها بدعت. 
-	نكته دیگر اینكه احادیثی كه شیعه به آنها اشاره می كند و در كتب اهل سنت، وجود دارد در مقابل انبوه روایات دیگر، حكم خبر واحد را پیدا می كند. مثلاً روایت جمع بین نمازها بیشتر به ابن عباس ختم می شود.(یا روایات جواز زیارت قبور كه بیشتر به عبدالله ‌ابن عمر، ختم می شود علاوه بر اینكه تمامی آنها مرفوع هستند!!!) و حتی بعضاً با روایات شیعه نیز در تضاد است مانند فرمان حضرت علی كه در نهج البلاغه موجود است: ایشان به تمامی فرمانداران خود دستور اكید می دهند كه بین نمازها را جمع نكنند. یا سطح قبرستانها را با خاك، مساوی كنند و... 
-	حتی بر فرض اثبات جواز صیغه یا جمع بین نمازها و حتی توسل و یا زیارت قبور، به خوبی مشخص است كه این موارد جزء اصول و روشهای تكراری و دائم نبی اكرم نبوده است وگرنه به صورت سنت و عرف در بین مردم مدینه و پس از آن، سایر شهرهای اسلامی عمومیت پیدا می كرد. ولی متاسفانه شیعه این فروع را (به فرض صحت) به صورت اصول درآورده است و حتی در خصوص آنها دست به غلو نیز زده است. مثلا در فرهنگ توده شیعه: دعا،‌نذر و شفاعت، تاثیر بیشتری دارد تا عمل و  توبه و جبران مافات. زیرا اولی آسان است و دومی دشوار. یا اینكه اصل بر توسل و یا ولایت ائمه است نه تلاش و كوشش خود انسان، تحت ولایت الله. اصل بر گریه است نه خنده. پس در حقیقت، بدعت گزار واقعی كسانی هستند كه فروع را به جای اصول نشانده‌اند.
-	عجیب است كه در آیات قرآن كریم نیز تاثیر این مثالها به خوبی مشهود است. در جای جای آیات قرآن و در صدها آیه، ولایت غیر خدا محكوم و باطل اعلام شده است. ولی در یكی دو آیه حكم به دوستی (با واژة: ولی) بین مومنین و رسول خدا در طول ولایت خدا شده (یا حكم به همكاری و دوستی خاندان نبی اكرم) متاسفانه شیعه به همین یكی دو آیه چنگ زده و با غلو درخصوص آنها و شاخ و برگ دادن به آنها اصل موضوع(توحید) را از تاثیر انداخته و اینگونه به مرز شرك نزدیك شده است. یا عدم وجود شفیع در نزد خدا در دهها آیه و لزوم عمل و توبه برای رستگاری در قیامت در صدها آیه و از آن سو، اشاره به وجود شفاعت آن هم به اذن خدا در یك آیه. شیعه با استناد و غلو و شاخ و برگ دادن به همین یك آیه، فاتحه عمل و لزوم توبه و خودسازی و... را به كلی خوانده است. البته منظور من در تمامی این مثالها آن نیست كتب شیعه نیست زیرا در كتابها بسا چیزهای خوب براحتی نوشته شود. منظور من آن فرهنگی است كه اكنون در سطح تودة معتقد شیعه وجود دارد. و صد افسوس كه تاثیرات مشهود این اعتقادات شرك آمیز در تما