از ديگران گوي سبقت بربايد ؟ که عدالت خداوند نيز همين را ايجاب مي کند . واقعا  متاسفم که براي هموطنانم چه نکات ساده اي را بايد توضيح داد !3-	غصب فدك  (اتهام عليه حضرت ابوبكر!)
 امام صادق (ع) در حديث مشهوري مي فرمايند: علماء وارثان انبياء هستند مفهوم اين سخن يعني اينكه: انبياء علم و دانش از خود به ارث مي گذارند. كه با ساير آيات قرآن و روايات نبي اكرم همخواني دارد. اصولاً پيامبران وقتي براي جمع آوري مال و منال نداشته اند كه تازه بخواهند چيزي هم به ارث بگذارند. (1) 
ضمناً مگر در آية قرآن نيامده وقتي قرض مي دهيد نوشته کتبي يا شاهد بگيريد چرا در اين مورد به اين مهمي نه نوشته کتبي وجود داشته و نه شاهدي؟ (اگر حضرت  ابوبکر به صرف اينکه فاطمه دختر پيامبر است سخن او را قبول مي کرد از فردا مجبور بود سخن ساير مسلمانها را نيز در هر زمينه اي قبول کند و بدين ترتيب رشته امور از دست او مي‌رفت و بلوا و بي نظمي در جامعه حادث مي شد در تاييد اين سخن بايد گفت وقتي حضرت عمر در زمان خلافتش، توليت فدک را پس مي دهد بر سر آن بين حضرت علي و عباس اختلاف مي‌شود يعني اگر ابوبکر هم پس مي داد غائله خاتمه پيدا نمي‌کرد. و اگر ابوبکر خلاف قاعده عمل مي کرد از فرداي آنروز هر کس براي هر چيزي ادعايي داشت. با عنايت به اين نکته که در آنزمان، دفاتر ثبت اسناد رسمي نيز وجود نداشته است!)
وقتي پيامبر اکرم صلی الله علیه و سلم  از سفري بر گشته و ديدند فاطمه پرده اي را جلوي اتاق آويزان کرده با او قهر کردند و وارد اتاق نشدند يعني اينکه پيامبر صلی الله علیه و سلم  از اينکه فاطمه آرام آرام آلوده دنيا شود نگران بودند چرا بايد ابوبکر نگران چنين چيزي نباشد؟ دقت کنيد نگاهي که ما به حضرت ابوبکر داريم با نگاه سني‌ها متفاوت است ابوبکر حتي در نظر آنها مقامي بالاتر از حضرت علي دارد براي همين از شما خواهش مي كنم، پاسخها را از اين ديد نيز نگاه کنيد. با عنايت به اين نكته كه حضرت ابوبكر چندين بار گفته بوده فاطمه را بيشتر از دختر خودش عايشه دوست دارد.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  در طول 23 سال رسالت خود كوچكترين كاري كه نبوت ايشان را زير سئوال ببرد نكردند آيا امكان دارد فدك (يعني چندين روستاي حاصلخيز و آباد) را براي خودشان برداشته و سپس آنرا فقط به دخترشان بدهند؟ (يا خلافت را به علي بدهند و...) ما بايد متوجه اين نكته باشيم كه موضع حاكم و رفتار او در موقعيت حكومت با رفتار ساير مردم بسيار متفاوت است درست به همين دليل است كه در تاريخ مي خوانيم: از ابوبكر هفتصد درم مانده بود (پس از رحلت او)  عمر دستور داد تا آن را به بيت المال بردند و به وارثان نداد. (تاريخ گزيده حمدالله مستوفي)
حضرت علي در خصوص فدك فرموده اند: اني لاستحيي من الله ان ارد شيئاً منع منه ابوبكر و امضاه عمر (ابن ابي الحديد ج 16 ص252) من از خدايم شرم مي كنم چيزي را كه ابوبكر آنرا منع كرد و عمر بر آن صحه گذاشت. (به همين دليل حضرت علي در زمان خلافتشان فدك را تصرف نمي كنند)
البته روحانيون در ذهن شيعيان اينگونه القاء كرده اند كه ملكيت زمين فدك متعلق به نبي اكرم بوده و ايشان آنرا به حضرت فاطمه داده اند ولي بايد بدانيد كه طبق اعتراف تمامي مورخين معتقدند كه: وقتي سپاه اسلام، يهوديان خيبر و ساير نقاط را شكست مي‌دهد پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، سفيري به نام محيط را نزد رؤساي فدك مي فرستد. يوشع‌بن‌نون، رياست منطقه را به عهده داشته و فردي صلح طلب بوده او به پيامبر صلی الله علیه و سلم  تعهد مي‌دهد كه هر سال، نيمي از محصول فدك را به پيامبر بدهد و بعد از اين در زير پرچم اسلام زندگي كند و بر ضد مسلمانان، دست به توطئه نزند و حكومت امنيت منطقه را تامين نمايد. (از كتاب روشن تر از خورشيد آبي تر از دريا – زندگي رسول اكرم. نوشته مظفر سربازي – شركت توسعه كتابخانه‌هاي ايران – 1383) 
پس بر خلاف ذهنيت اشتباه و بيمار روحاني شيعه، ملكيت فدك، در زمان رحلت نبي‌اكرم، تماماً متعلق به يهوديان بوده و فقط، نيمي از محصول به صورت ساليانه در اختيار پيامبر قرار مي‌گرفته است. و ملكيت فدك متعلق به كسي نبوده كه بخواهد غصب شود! ضمن اينكه: (فاطمه گرچه حق استفاده از عين و نمائات آن را داشته نمي‌تواند حق مالكيت آنرا محفوظ دارد.)(2) 
پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، اين محصول را بين فقراء از جمله خاندان دخترش فاطمه تقسيم مي‌كرده. احتمالاً خانوادة حضرت علي نيز در اين وظيفه (يعني توليت اين كار) نقش اصلي را داشته اند. حضرت ابوبكر و عمر نيز دقيقاً همين روش را دنبال مي كنند. 
به محض خلافت حضرت ابوبكر (رض) شورش گسترده رده واقع مي شود و همانگونه كه در متن تعهد فوق (كه از كتب شيعه نقل شده) مي بينيم: حكومت، وظيفة حفظ امنيت منطقة فدك و ساير مناطق را عهده دار بوده و در ازاي دريافت نيمي از محصول، بايد امنيت را حفظ مي‌كرده است.  ولي تمامي قبايل از دادن زكوه خودداري مي كنند و حكومت مجبور مي شود عوايد فدك را هزينة تجهيز سپاه براي دفع شورش رده كند (يعني براي نجات ديني كه پدر همين دختر – حضرت فاطمه – آنهمه براي آن رنج و سختي ديده بوده است و نه براي خوشگذراني و عيش و نوش ) 
ام كلثوم همسر حضرت عمر (و دختر علي) در زمان خلافت حضرت عمر، هديه اي را براي همسر پادشاه روم مي فرستد و همسر پادشاه روم نيز در مقابل، گردنبندي قيمتي براي او به پيك مسلمين مي‌دهد. حضرت عمر مسلمانها را در مسجد جمع مي كند و مي‌پرسد: اين گردنبند را چه كار كنم؟ مسلمين مي گويند: اشكالي ندارد و اين متعلق به ام كلثوم است. حضرت عمر اندكي فكر مي كند آنگاه مي گويد: نه! اگر قدرت مسلمين نبود و اگر پيك مسلمانها نبود ام‌كلثوم، هيچگاه چنين هديه اي را دريافت نمي‌كرد. و گردن بند را به بيت المال مي فرستد. سئوال من از آخوندهاي بي شرم اين است: اگر نبود قدرت سپاه اسلام و اگر پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم  در مكه مانده بودند آيا يوشع‌بن نون از مدينه به مكه مي آمد و فدك را به حضرت محمد  صلی الله علیه و سلم  مي داد؟
آيا حضرت فاطمه در قبال دريافت نيمي از محصول فدك مي توانستند به تعهدات پيامبر صلی الله علیه و سلم ، عمل كرده و امنيت منطقه را حفظ كنند؟ و آيا ديگر خوردن چنين مالي حلال بود؟ (پس آنچه حضرت فاطمه طلب كرده همان سهم قبلي بوده كه به ايشان پرداخت مي شود و توليت اين كار كه 2 سال بعد حضرت عمر به حضرت علي پس مي دهد)
اكنون بايد براي ما مشخص كنيد پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم ، عوايد فدك را در زمان حياتشان به حضرت فاطمه، هبه كرد (يعني بخشيد) و يا اين عوايد به صورت ارث به حضرت فاطمه رسيد.  (البته به ارث رسيدن عوايد نيز از آن حرفهاست. به احتمال فراوان حضرت فاطمه طبق نيات بشردوستانه خود مي خواسته اند ثواب دريافت و تقسيم اين عوايد بين فقراء را عهده دار شوند كه حضرت عمر نيز اينكار را 2 سال بعد به حضرت علي رد مي كند) 
اگر هبه بوده چرا هيچيك از مردم مدينه از اين موضوع مهم، خبري نداشته اند. زير