ه اين بيعت شكني اشاره اي نمي‌كنند؟ و مگر در حديث نيست كه آدم مومن (يا عاقل) از يك سوراخ دوبار گزيده نمي‌شود حضرت علي (ع) با چه اعتمادي مجددا در مدينه با اين مردم سست عهد بيعت كردند؟ مي توانستند براحتي بگويند من براي بار دوم، فريب شما را نمي خورم! 
26.	هنگاميكه پس از پايان جنگ جمل، مروان پسر حكم را نزد حضرت علي مي‌آورند   ـ او حسن و حسين (ع) را ميانجي خود كرده بود ـ آنان به علي گفتند: مروان مي‌خواهد با تو بيعت كند. علي (ع) گفت: " مگر پس از كشته شدن حضرت عثمان رضي الله عنه با من بيعت نكرد، مرا به بيعت او نيازي نيست. چه او بيعت شكن است و غدار با دستي چون دست جهود مكار اگر آشكارا با دست خود بيعت كند روگرداند و در نهان آنرا بشكند " (12)  پس چرا در اين مورد خاص، شيعه معتقد است كه حضرت علي براي بيعت و جلب حمايت مجدد از انصار شبها به در خانة آنها مي رفته؟ (البته اگر بفهميم كه در غدير خم، بيعت خلافتي صورت نگرفته باشد – كه نگرفته -  تمامي اين تعارضات حل مي شود) 
27.	ممكن است در پاسخ به اين ابهامات اينگونه پاسخ داده شود كه عمر و ابوبكر با جعل اين حديث از پيامبر اكرم، حضرت علي را از خلافت بركنار كردند: (نبوت و خلافت در يكجا جمع نمي شود (13) ) ولي باز هم ابهامات زير بوجود مي آيد: 
-	آيا اين امكان وجود داشته كه آيات قرآن را با يك حديث نسخ كرد؟ (منظور آيه تبليغ است) و اگر مي‌شده چنين عمل كرد چگونه قرآن پس از مدتي متروك نشده و توسط احاديث بيشمار كنار گذاشته نشده است؟ (با عنايت به اينكه اگر چنين امكاني بود بني اميه و بني عباس حتماً در انجام آن كوتاهي نمي كردند) 
-	چرا كسي در ميان جمع سئوال نمي كند كه آيات قرآن در زمان پيامبر با آيات ديگر نسخ مي‌شده و هيچگاه آية قرآن با سخن پيامبر ـ آن هم از زبان يك نفر ديگر‌ـ نسخ نمي شده است؟
-	زمان نقل اين حديث پس از بيعت با ابوبكر است و نه در مجمع سقيفه، براي بركناري حضرت علي (ع). زيرا اصولاً حضرت علي در آن مكان حاضر نبوده كه نيازي به جعل حديث و اقناع بني هاشم يا ايشان بوده باشد.
-	چرا قبل از اينكه اين حديث گفته شود انصار در سقيفه مشغول انتخاب خليفه بوده‌اند؟ براي اين چه پاسخي داريد؟
-	پس از انتخاب ابوبكر(14)  كه ديگر نيازي به جعل حديث نبوده براي اين چه پاسخي وجود دارد؟
-	به طور كلي توجه به زمان انتشار اين حديث جالب است. موضوع از دو حال خارج نيست: يا در زمان حيات پيامبرصلی الله عليه وسلم اين حديث جعل و براي سايرين عنوان شده. كه اين غير ممكن است زيرا پيامبرصلی الله عليه وسلم تا آخرين لحظات هوشيار بوده و در صورت شنيدن اين حديث، دروغ بودن آن را اعلام مي كردند. يا اين حديث پس از وفات رسول خدا جعل شده. اكنون اين سئوال پيش مي آيد كه هنوز پيامبر دفن نشده  ابوبكر به خلافت انتخاب مي شود. خوب، اين حديث چگونه اعلام شده؟ ما در تاريخ مي‌خوانيم كه در هنگام وفات پيامبرصلی الله عليه وسلم به حضرت ابوبكر و حضرت عمر خبر مي رسد كه انصار در سقيفه جمع شده اند تا يك نفر را به عنوان خليفه انتخاب كنند. و چون انتخاب خليفه و وفات پيامبر مقارن و همزمان بوده نتيجه مي گيريم بايد در آن زمان وسايل ارتباط جمعي مانند راديو و تلويزيون وجود داشته و همزمان با انتشار خبر وفات پيامبر، گوينده اعلام كرده كه هم اينك خبري به دستش رسيده كه طبق آن: خلافت و نبوت در يكجا جمع نمي شود پس به ناچار حضرت علي(ع) از حكومت خلع مي‌شوند و با شنيدن اين خبر دو قبيلة اوس و خزرج و پس از آن مهاجرين به همراه ابوبكر و عمر به سرعت در سقيفه تشكيل جلسه داده و يك نفر ديگر را جايگزين مي‌كنند!!!(15)  مي بينيد دروغگويي و ياوه بافي دامنه بحث را به چه هذيان‌گوييهاي خنده آوري مي كشد! 
-	چرا يك نفر از آن ميان نمي گويد: پيامبر سه ماه قبل از 120 هزار نفر با آنهمه تاكيد و سفارش و بر مبناي آيه قرآن، طي سه شبانه روز بيعت گرفته و شما مي‌خواهيد با يك حديث كه فقط 4 نفر آن را شنيد ه اند علي را از خلافت خلع كنيد؟
-	چرا ابوعبيده و انصار (وقتي شبها حضرت علي به در خانه آنها مي روند) به ايشان مي گويند اگر زودتر آمده بودي با تو بيعت مي كرديم و اشاره اي به اين حديث نمي كنند؟(كه خلافت و نبوت در يكجا جمع نمي شود و ما نمي توانيم خلاف دستور پيامبر عمل كنيم)
-	حضرت عمر به حضرت علي  مي گويد: (تو جواني و اگر صبر كني نوبت خلافت به تو هم خواهد رسيد.) آيا اين سخن در برابر حديث فوق خنده دار نمي شود مگر نمي‌گوييد ابوبكر و عمر و... حديث فوق را براي كنار گذاشتن حضرت علي ساختند پس چرا حضرت علي در جواب عمر نمي‌گويد: اين حرف تو با حديث پيامبر مغاير است و شما مي گوييد خليفه نبايد از خانواده پيامبر باشد؟ 
-	به احتمال قريب به يقين، اصل موضوع جعل چنين حديثي اينگونه بوده: ما با مراجعه به منابع معتبر و دست اول مشاهده مي كنيم كه حضرت عمر به مناسبت خاصي از ابن عباس مي پرسد: چرا علي به ما ملحق نشد و همكاري نكرد؟ چرا قريش از خاندان شما جانبداري نكردند؟ در حاليكه پدرت عم پيامبر و تو خود پسر عم او هستي؟ ابن عباس پاسخ داد: نمي دانم. عمر گفت: (ولي من از دليل آن آگاهم، زيرا قريش مايل نيستند كه اجازه دهند نبوت و خلافت در خاندان شما جمع شود براي اينكه بدينوسيله احساس غرور و شادماني خواهيد كرد. (16) ) يعني در حقيقت اين عقيده و سخن اكثريت بوده ولي پس از آن جاعليني مانند سليم ابن قيس با تحريف اين سخن آن را از زبان ابوبكر و عمر به پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم نسبت مي دهند تا توهم توطئه و كودتا را در ذهن خواننده القاء كنند. 
-	در نهايت، اشاره به اين حديث در چنين مواردي، فقط براي خلط مبحث و جدل و مناقشه مناسبتر است تا مباحث علمي و منطقي.
-	نكته: در برخي متون تاريخي آمده كه معدودي از انصار در روز سقيفه با فرياد علي علي خواستار خلافت ايشان بوده‌اند ولي در اين رابطه بايد گفت:
الف) در جمع سقيفه،اسامي متعددي جهت نامزدي خلافت مطرح بوده. به ترتيب مطرح شدن نام آنها در جريان سقيفه: سعد ابن عباده (رييس طايفه خزرج) ـ ابوعبيده جراح ـ عمر ـ ابوبكر و علي 
ب) آن تعداد از انصار كه نام حضرت علي (ع) را مي بردند هيچ اشاره اي به واقعه غدير نمي‌كنند‌.(17)  و فقط از باب همخانواده بودن ايشان با پيامبرصلی الله عليه وسلم و ساير فضايل رزمي و... نام آن حضرت عنوان مي شود. و شايد يكي از دلايل مهم، مبني بر اينكه نظر پيامبر در غدير معرفي حضرت علي (ع) به عنوان خلافت نبوده وجود همين طرفداران معدود در جمع انصار است كه با وجود حمايت از انتخاب حضرت علي (ع)و عدم تقيه و مصلحت انديشي! هيچ اشاره اي به واقعه غدير نمي كنند!!! و از طرفي ابوبكر با ذكر يك حديث ساده: الائمه من القريش (امامان از قريشند) انصار را قانع مي‌كند!!!
ج -  ريشه انصار از عربستان جنوبي بوده و در عربستان جنوبي، عقيده به موروثي بودن حكومت و ژنتيكي بودن فضايل، حكمفرما بوده، اين عده از انصار بر مبناي همين عقايدفرهنگي، به حضرت علي‌(ع) اظهار علاقه داشته اند. حتي سلمان فارسي نيز متعلق به كش