‌سو به‌ بندگانش‌ اصل‌ ارتباط ميان‌ اسباب‌ با مسببات‌ را تعليم‌ دهد و از سوي‌ ديگر، آنان‌ را متوجه‌ اسباب‌ بسازد تا به‌ قدر توان ‌در بدست‌ آوردن‌ آن‌ بكوشند».
«از روزي‌ خداوند بخوريد و بياشاميد» يعني: به‌ آنان‌گفتيم‌؛ از من‌ و سلوي‌بخوريد و از آب‌ برجوشيده‌ از سنگ‌ خارا بياشاميد «و در زمين‌ فتنه‌ و فساد برپانكنيد» در فساد افروزي‌ پيشواي‌ ديگران‌ قرار نگيريد و نعمتها را با گردنكشي‌ پاسخ‌ندهيد، كه‌ در آن‌ صورت‌ نعمتها از شما بازپس‌ گرفته‌ مي‌شود. «عثو»: سخت‌ترين‌نوع‌ فساد است‌.
علما گفته‌ اند: در شريعت‌ ما نيز سنت‌ استسقاء (طلب‌ باران) با اظهار عبوديت‌ و ذلت‌ همراه‌ با توبه‌ نصوح، وجود دارد. جمهور علما برآنند كه: بيرون‌ رفتن‌ به‌سوي‌ مصلي‌ و خطبه‌ و نماز جزء سنت‌ استسقاء است، اما حنفي‌ها آن‌ را از سنت‌استسقاء نمي‌دانند زيرا استسقاء از نظر آنان، تنها دعاء است‌ نه‌ چيزي‌ ديگر.
 
سوره مائدة آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
و براي‌ اين‌ كه‌ كسي‌ از آيات‌ قبل‌ چنين‌ برداشت‌ نكند كه‌ ستايش‌ يادشده‌، شامل ‌همه‌ نصاري‌ است‌، خداوند متعال‌ مي‌فرمايد: «و كساني‌ كه‌ كافر شدند و آيات‌ ما را تكذيب‌ كردند، آنان‌ اهل‌ دوزخ‌ اند» پس‌ بدانيد كه‌ ثنا و ستايش‌ ذكر شده‌، از آن‌ گروه‌ خاصي‌ از نصاري‌ است‌ كه‌ اوصاف‌ فوق‌ در آنها يكجا شده‌ است‌؛ كه‌ پذيرفتن ‌اسلام‌ از سوي‌ ايشان‌ در رأس‌ آن‌ اوصاف‌ است‌.
 
	سوره مائدة آيه  87
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از ابن‌ عباس‌(رض) دربيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌است‌: گروهي‌ ازصحابه‌ ـ كه‌ عثمان ‌بن‌ مظعون‌(رض) يكي‌ از ايشان‌ بود ـ گفتند: آلت‌هاي‌ تناسلي‌خود را قطع‌ مي‌كنيم‌ و شهوات‌ دنيا را ترك‌ نموده‌ فقط به‌ عبادت‌ و نيايش‌حق‌ تعالي‌ مشغول‌ مي‌شويم‌ و همانند راهبان‌ به‌ منظور عبرت‌گرفتن‌ و عبادت‌، در زمين‌ به‌ سير و سفر مي‌پردازيم‌! چون‌ اين‌ خبر به‌ رسول‌ خداص رسيد، آن‌ حضرتص به‌دنبال‌ ايشان‌ فرستاده‌ و شنيده‌هاي‌ خود را در اين‌ باره‌ با آنها در ميان ‌گذاشتند. آنان‌ خبر رسيده‌ را تصديق‌ كردند و گفتند: آري‌! چنين‌ گفتيم‌ و قصد چنين‌ كاري‌ را داريم‌! رسول‌ خداص فرمودند: «ولي‌ من‌ روزه‌ مي‌گيرم‌ ومي‌خورم‌، نماز مي‌خوانم‌ و مي‌خوابم‌ و با زنان‌ ازدواج‌ مي‌كنم‌ پس‌ هر كس‌ به‌سنت‌ من‌ چنگ‌ زند، او از من‌ است‌ و هر كس‌ به‌ سنت‌ من‌ چنگ‌ نزند، او از من‌نيست». همان‌ بود كه‌ درباره‌ اين‌ گروه‌ از صحابه‌ نازل‌ شد:
«اي‌ مؤمنان‌! طيباتي‌ را كه‌ الله براي‌ شما حلال‌ ساخته‌ است‌ حرام ‌نشماريد» طيبات‌: لذايذي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آنها را به‌ بندگانش‌ حلال ‌ساخته ‌است‌. بنابراين‌، خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را نهي‌ مي‌كند از اين‌ كه‌ چيزي‌ از پاكيزگي‌ها را برمبناي‌ اين‌ پندار بر خود حرام‌ سازند كه‌ حرام‌ كردن‌ پاكيزگي‌ها، به‌معناي‌ طاعت‌ و تقرب‌ به‌ حق‌ تعالي‌است‌ و از مقوله‌ زهد و رويگرداني‌ از دنيا مي‌باشد، يا به‌ هر بهانه‌ ديگري‌ نبايد حلالي‌ از حلال‌هاي‌ خداوند(ج) را بر خود حرام‌ گردانند. چنان‌كه‌ برخي‌ از عوام‌الناس‌ در هر عصر و زماني‌ چنين‌ مي‌كنند؛ مثلا مي‌گويند: اين‌ چيز بر من‌ حرام‌ است‌! آن‌ چيز را بر خود حرام‌ ساختم‌! و الفاظي‌ مانند اينها ـ كه‌ نهي‌ قرآني‌ شامل‌ آن‌ مي‌شود «و از حد در نگذريد» با حلال‌كردن‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را بر شما حرام‌ گردانيده‌. يعني: در اعمال‌ رخصتها و فرورفتن‌ در تساهل‌ و آسان‌گيري‌، كار را به‌ آنجا نرسانيد كه‌ حرامي‌ را بر خود حلال‌ گردانيد زيرا اين‌ كار نيز بر شما نارواست‌، همان‌گونه‌ كه‌ سخت‌گيري‌هاي ‌بي‌مورد، چون‌ حرام‌كردن‌ حلالها ناجايز مي‌باشد «همانا الله ازحدگذرندگان‌ را دوست‌ نمي‌دارد».
امام‌ ابوحنيفه‌، امام‌ احمدبن‌ حنبل‌ و پيروانشان‌ برآنند كه‌: هر كس‌ چيزي‌ را تناول‌ كرد كه‌ آن‌ را بر خود حرام‌ ساخته‌ بود، بر وي‌ كفاره‌ يمين‌ (سوگند شكني‌) لازم‌ مي‌شود.
 
	 سوره مائدة آيه  88
‏متن آيه : ‏
‏ وَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلاَلاً طَيِّباً وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ الله به ‌شما روزي‌ داده‌است‌؛ حلال‌ و پاكيزه‌ بخوريد» لذا نه‌ آنها را بر خود حرام‌ بشماريد و نه‌ پليد و نجس‌ «و از آن‌ خدايي‌ كه‌ به‌ او ايمان‌ داريد پروا داريد» يعني‌: در همه‌ امور از خداوند متعال‌ پروا داريد، از جمله‌ در حلال‌ و حرام‌ وي‌. اين‌ آيه‌ دلالت‌ مي‌كند بر اين‌ كه‌ ايمان‌ به‌ خداوند(جل جلاله)، موجب‌ تقوا و پرواداشتن‌ از وي‌ در امر و نهي‌ وي‌ است‌.
و از آنجايي‌كه‌ حرام‌ كردن‌ پاكيزگي‌ها بر خود، غالبا با سوگند همراه‌ است‌ پس ‌بيان‌ حكم‌ سوگند در اينجا مناسب‌ مي‌نمود، به‌ همين‌ جهت‌ فرمود:
 
سوره مائدة آيه  89
‏متن آيه : ‏
‏ لاَ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ الأَيْمَانَ فَكَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَاحْفَظُواْ أَيْمَانَكُمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند شما را به‌ سوگندهاي‌ لغو بازخواست‌ نمي‌كند» يعني‌: سوگندهاي‌ لغو، بازپرسي‌ و مؤاخذه‌اي‌ ندارند و پرداخت‌ كفاره‌ هم‌ در آنها واجب‌ نيست‌. سوگند لغو: در مذهب‌ شافعي: اين‌ است‌ كه‌ شخص‌ در اثناي‌ سخنش‌ بگويد: نه‌ والله! آري‌ والله!، بي‌آن‌ كه‌ از آن‌ قصد قسم‌ خوردن‌ را داشته‌باشد، كه‌ اين‌ نوع‌ ازسوگندهاي‌ بيهوده‌، اغلب‌ به‌طريق‌ عادت‌ از انسان‌ صادر مي‌شود. اما از نظر جمهور فقها: سوگند لغو آن‌ است‌ كه‌ شخص‌ در خبردادن‌ از گذشته‌ يا از حال‌، گمان‌ خويش‌ را بر مبناي‌ وقوع‌ مفاد آن‌ خبر قرار داده‌ و بر وقوع‌ آن‌ امر پنداري ‌سوگند بخورد؛ درحالي‌كه‌ واقعيت‌ امر برخلاف‌ آن‌ باشد. بيان‌ حكم‌ سوگند لغو درسوره‌ «بقره» نيز گذشت‌. «ولي‌ شمارا به‌سبب‌ محكم ‌كردن‌ سوگندها به‌قصد مؤاخذه‌ مي‌كند» يعني‌: شما را به‌ سوگندهاي‌ محكم