ا معني‌ اين‌ است‌: سخنت‌ را در مورد مأموريتي‌كه‌ به‌ آنان‌ سپرده‌اي‌ و ايشان‌ را بر آن‌ گمارده‌اي‌، تحريف‌ و تغيير مي‌دهند «و الله مي‌نويسد» در نامه‌هاي‌ اعمالشان‌ «آنچه‌ را كه‌ شبانه‌ مي‌گويند» تا در برابر آن ‌مجازاتشان‌ كند «پس‌ از آنان‌ روي‌ برتاب‌» يعني‌: آنان‌ را به‌ حال‌ و كار و كردارشان‌ واگذار «و بر خدا توكل‌ كن‌» در كار آنان‌ تا فرصت‌ و مجال‌ انتقام‌ از آنان‌ را فراهم ‌گرداند «و خداوند كارسازي‌ را كافي‌ است‌» براي‌ كساني‌ كه‌ بر وي‌ توكل‌ كنند. بدين‌سان‌ حق‌ تعالي‌ به‌ پيامبرش‌ فرمان‌ مي‌دهد كه‌ در مقابله‌ با اين‌ عمل‌ منافقان‌، توكل‌ را با روي‌ برتافتن‌ از آنان‌ يكجا سازد.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ عامل‌ اين‌ بيماري‌شان‌ را كه‌ همانا عدم‌ تدبر در كتاب‌ خدا(ج) است‌، بيان‌ داشته‌ مي‌فرمايد:
 
	آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا در» آيات‌ «قرآن‌ نمي‌انديشند؟» يعني‌: آيا از قرآن‌ روي‌ برتافته‌ و در معاني‌ و مباني‌ آن‌ تأمل‌ و انديشه‌ نمي‌كنند تا به‌ هدف‌ و مرام‌ قرآن‌ پي‌ ببرند؟ بي‌شك‌ اگر آنان‌ ـ چنان‌كه‌ بايد ـ در آن‌ انديشه‌ و تعمق‌ نمايند، به‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌رسند كه‌ در قرآن‌ هيچ‌ اختلاف‌، ناهماهنگي‌ و تعارضي‌ نيست‌ و قطعا در آن‌صورت‌، معناي‌ اين‌ فرموده‌ حق‌ تعالي‌ را كه‌: (همه‌ از جانب‌ خداست) «آيه/‌78»، واين‌ فرموده‌ وي‌: (و آنچه‌ از بدي‌ به‌ تو مي‌رسد، از خود توست) «آيه/‌79»، را مي‌فهمند «و اگر» قرآن‌ «از جانب‌ غير خدا مي‌بود» چنان‌كه‌ كفار مي‌پندارند «قطعا در آن‌ اختلاف‌ بسياري‌ مي‌يافتند» و در آن‌ تفاوت‌ و تناقض‌ فاحش‌ و عدم‌ انطباق‌ با واقع‌ را ملاحظه‌ مي‌كردند زيرا اين‌ عوارض‌ از خصوصيات‌ كلام‌ بشر است‌، بويژه‌ هنگامي‌ كه‌ سخن‌ بشر طولاني‌ شود و گوينده‌اش‌ از امور غيبي‌ خبر دهد؛ قطعا اندك‌ بررسي‌اي‌ در سخنان‌ وي‌ نشان‌ خواهد داد كه‌ درستي‌ و مطابقت‌ با واقع‌، به‌ندرت‌ در آن‌ مشاهده‌ مي‌شود، درحالي‌كه‌ معاني‌ قرآن‌ كريم‌ در همه‌ امور ـ چون ‌توحيد، حلال‌ و حرام‌، خبر دادن‌ از غيب‌... ـ بعضا مكمل‌ و مؤيد بعضي ‌ديگرند. يا معني‌ اين‌ است‌: اگر قرآن‌ از نزد غير خدا(ج) مي‌بود، قطعا آنها از نظر بلاغت‌ و بيان‌ معاني‌، در آن ‌تفاوت‌هاي‌ آشكاري‌ مي‌ديدند.
علما با اين‌ آيه‌ در رد سخن‌ برخي‌ از فرقه‌ها استدلال‌ كرده‌اند كه‌ مي‌گويند: «فهم‌ معناي‌ قرآن‌ جز به‌ تفسير پيامبرص و امام‌ ممكن‌ نيست».
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ قضيه‌ مهم‌ ديگري‌ را در موضوع‌ جهاد مطرح‌ مي‌كند كه‌ به‌ جنگ ‌شايعه‌ها و جنگ ‌رواني‌ ارتباط دارد و راه‌ درمان‌ آن‌ را نيز بيان‌ مي‌نمايد:
 
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلاَ فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ خبري‌» حاكي‌ از «ايمني‌، يا وحشت‌ به‌ آنان‌ برسد، انتشارش‌ مي‌دهند» گروهي‌ از سست‌ ايمانان‌ بودند كه‌ وقتي‌ خبري‌ را كه‌ مايه‌ آرامش‌ بود  ـ چون‌ خبر پيروزي‌ مسلمين‌ و نابودي‌ دشمنانشان‌ ـ يا خبري‌ را كه‌ مايه‌ نگراني‌ و وحشت ‌بود ـ چون‌ خبر شكست‌ مسلمين‌ ـ مي‌شنيدند، آن‌ خبر را فاش‌ مي‌كردند. به‌ قولي‌: آنان‌ خبرهاي‌ فتنه‌انگيز و روحيه‌برانداز منافقان‌ را به‌گوش‌ مسلمانان ‌مي‌رساندند و شايعه‌هاي‌ دروغين‌ را پخش‌ مي‌كردند، كه‌ از اين‌ امر فسادي‌ آشكار و خللي‌ دامنه‌دار پديد مي‌آمد «حال‌ آن‌ كه‌ اگر آن‌ را به ‌سوي‌ پيامبر و به ‌سوي‌ اولي‌الامرخويش‌ ارجاع‌ مي‌كردند» اولي‌الامر: اهل‌ علم‌ و انديشه‌، يا فرمانروايان‌ اند كه‌ مردم‌در امور خويش‌ به‌ آنها رجوع‌ مي‌كنند «آن‌گاه‌ اهل‌ استنباط ايشان‌ به‌ آن‌ پي ‌مي‌بردند» يعني‌: اگر چنان‌ مي‌كردند، اهل‌ درك‌ و استنباط، با تدبير و انديشه‌ سالم‌خويش‌، درستي‌ يا نادرستي‌ آن‌ خبر را استخراج‌ و از همديگر تفكيك‌ مي‌كردند، لذا شيوه‌ درست‌ و صحيح‌ برخورد با اخبار و رويدادها اين‌ بود كه‌ آنها از پخش ‌اخبار پرهيز كنند تا رسول‌ خداص خود آن‌ را پخش‌ نمايند، يا اولي‌الامرشان ‌عهده‌دار اين‌ مهم‌ گردند؛ زيرا ايشان‌ به‌خوبي‌ مي‌دانند كه‌ چه‌ چيزي‌ بايد افشا گردد و چه‌ چيزي‌ در پرده‌ كتمان‌ باقي‌ بماند «و اگر فضل‌ خدا بر شما نبود» با پاكسازي‌شما از اين‌ شائبه‌ها «و رحمت‌ وي‌» بر شما نبود، با فرستادن‌ پيامبر و فرودآوردن ‌كتاب‌ خويش‌ بر شما و نگهداشت‌تان‌ از فروافتادن‌ در راه‌ باطل‌ «يقينا از شيطان ‌پيروي‌ مي‌كرديد» در وسوسه ‌افگني ‌هاي‌ وي‌ «جز اندكي‌» از شما و ايشان‌ كساني‌اند كه‌ از فطرتي‌ صاف‌ و پاك‌ برخوردارند.
اگر اين‌ حقيقت‌ را مورد لحاظ قرار دهيم‌ كه‌ (اولي‌الامر) بنابر يكي‌ از وجوه ‌تفسيري‌، علما مي‌باشند؛ وجاهت‌ رأي‌ كساني‌ را در مي‌يابيم‌ كه‌ قضيه‌ اجتهاد را ـ كه‌ عبارت‌ از استنباط احكام‌ است‌ ـ و قضيه‌ مجتهديني‌ را كه‌ علم‌ و تقوي‌ و ملكات‌ باطني‌شان‌ آنان‌ را شايسته‌ استنباط احكام‌ گردانيده؛ شامل‌ مضمون‌ اين‌ آيه ‌گردانيده‌اند.
در روايت‌ مورد اتفاق‌ بخاري‌ و مسلم‌ راجع‌ به‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: چون‌ اين ‌خبر به‌ عمر(رض) رسيد كه‌ رسول‌ خداص زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ داده‌اند، به‌ مسجدالنبي‌ رفت‌ و از مردم‌ شنيد كه‌ اين‌ سخن‌ را در ميانشان‌ ردوبدل‌ مي‌كنند، پس‌نتوانست‌ شكيبايي‌ كند و يك‌راست‌ به‌ خانه‌ پيامبرص رفت‌ و اجازه‌ ورود خواست‌، آن‌گاه‌ از رسول‌ خداص پرسيد كه‌ آيا زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ داده‌اند؟رسول‌ خداص فرمودند: خير! گفت‌: الله اكبر! آن‌گاه‌ بر سر در مسجد ايستاد و باصداي‌ بلند گفت‌: آگاه‌ باشيد، رسول‌ خداص زنان‌ خويش‌ را طلاق‌ نداده‌اند. سپس‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَسَى اللّهُ أَن يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَاللّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَأَشَدُّ تَنكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ از آن‌ كه‌ خداي عزوجل‌ تمام‌ مؤمنان‌ را در يك‌ فرمان‌ عام‌ به‌ جهاد فراخواند و سست‌دلان‌ را سرزنش‌ كرده‌ و آفت‌هاي‌ چندي‌ را درمان‌ نمود، اينك‌ هر فرد را به‌ ط