كيزه‌ ميوه‌ پاكيزه‌ دارد، و: ﴿وَالَّذِي خَبُثَ...﴾ مثلي‌ است‌ كه‌ براي‌ كافر زده‌ شده ‌است‌ زيرا او همانند زمين‌ شوره‌زاري‌ است‌ كه‌ از آن‌ بركت ‌برنمي‌آيد پس‌ كافر خود پليد است‌ و عمل‌ وي‌ نيز پليد مي‌باشد».
از ابي‌موسي‌ اشعري‌(رض)  روايت‌ شده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف ‌فرمودند: «مثل‌ آنچه‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ مرا بر آن‌ از هدايت‌ و علم‌ برانگيخته‌ است‌؛ همانند باراني‌ بسيار است‌ كه‌ بر زميني‌ فرود آيد پس‌ بخشي‌ از آن‌ زمين، پاك‌ و حاصلخيز است‌ كه‌ آب‌ را مي‌پذيرد و علف‌ و سبزه‌ فراوان‌ مي‌روياند و بخشي‌ از آن‌ خشك‌ و سخت‌ است‌ كه‌ آب‌ را بر بستر خود نگه‌ مي‌دارد و خداوند(ج)  مردم ‌را از آبش‌ نفع‌ مي‌رساند كه‌ از آن‌ نوشيده‌ و حيوانات‌ خود را سيراب‌ مي‌كنند و با آن‌ كشت‌ و زرع‌ مي‌نمايند. اما بخش‌ ديگري‌ از آن‌ زمين، بياباني‌ هموار است‌ كه‌ نه‌ آبي‌ را بر بستر خود نگه‌ مي‌دارد و نه‌ گياهي‌ را مي‌روياند. پس‌ اين‌ است‌ مثل ‌كسي‌ كه‌ در دين‌ خداي‌ عزوجل‌ آگاهي‌ كسب‌ نموده‌ و بنابراين، آنچه كه‌ خداي ‌عزوجل‌ مرا بر آن‌ برانگيخته، به‌ وي‌ نفع‌ بخشيده‌ است‌ از اين‌ رو، هم‌ خود آن‌ را دريافته‌ و هم‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ تعليم‌ داده‌است‌. همچنان‌ اين‌ است‌ مثل‌ كساني‌ كه هدايت‌ و علم‌ الهي‌ كه‌ براي‌ ابلاغ‌ آن‌ برانگيخته‌ شده‌ام، به‌ آنان‌ رسيده‌ اما در برابر آن‌ سري‌ بلند نكرده‌ و آن‌ را نپذيرفته‌اند».
 
آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خداوند متعال‌ داستان‌ آدم‌(ع)  را در آغاز سوره‌ بيان‌ كرد، اكنون‌ به‌ بيان ‌داستانهاي‌ انبياي‌ ديگر‡ پرداخته‌ و ابتدا از نوح‌(ع)  آغاز مي‌كند زيرا او اولين‌ فرستاده‌ خداوند(ج)  به‌سوي‌ بشر بعد از آدم‌(ع)  است‌: «هرآينه‌ نوح‌ را به‌سوي‌ قومش‌فرستاديم» نوح‌(ع)  در سرزمين‌ عراق‌ مي‌زيست‌ و خداي‌ عزوجل‌ او را در سن‌ پنجاه ‌سالگي‌ به‌ رسالت‌ مبعوث‌ گردانيد. ابن‌كثير مي‌گويد: «ميان‌ آدم‌ و نوح ـ علیهما السلام ـ ده‌ قرن‌ فاصله‌ بود، كه‌ در طول‌ اين‌ ده‌ قرن، مردم‌ همه‌ بر آيين‌ اسلام‌ و توحيد پايدار بودند و در عصر نوح‌ بود كه‌ شرك‌ و انحراف‌ پديدار شد». نام‌ نوح، (43) بار در قرآن‌ كريم‌ ذكر شده‌ و داستان‌ وي‌ نيز به‌ تفصيل‌ در سوره‌هاي ‌اعراف، هود، مؤمنون، شعرا، قمر و نوح‌ آمده‌ است‌ و شغل‌ وي‌ نجاري‌ بود. ترمذي‌ و ديگران‌ گفته‌اند: تمام‌ خلق‌ هم‌اكنون‌ از نسل‌ نوح‌(ع)  هستند. بعضي برآنند كه‌ ادريس‌(ع)  قبل‌ از نوح‌(ع)  مي‌زيسته‌ است‌. «گفت» نوح‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من» فقط «خدا را بپرستيد كه‌ شما را بجز او هيچ‌ خدايي‌ نيست» تا سزاوار اين‌ باشد كه‌ معبود شما قرار گيرد. بدين‌سان، نوح‌(ع)  پرچم‌ دعوت‌ خويش‌ را بر مبناي‌ توحيد و پرستش‌ حق‌ تعالي‌ برافراشت‌ و از قومش‌ خواست‌ تا به‌سوي‌ آيين‌ توحيد بازگردند، همان‌ آييني‌ كه‌ آدم‌(ع)  و نسل‌هاي‌ بعد از وي‌ بر آن‌ بوده‌اند «هرآينه‌ من‌ بر شما از عقوبت‌ روزي‌ بزرگ‌ بيمناكم» يعني‌: اگر خداي‌ سبحان‌ را نپرستيد، بر شما از عذاب ‌روز قيامت، يا عذاب‌ روز طوفان‌ بيمناكم‌. قوم‌ نوح‌(ع)  بتاني‌ را براي‌ پرستش‌ برگزيده‌ بودند كه‌ خداوند متعال‌ در سوره‌ «نوح» به‌ ذكر آنها پرداخته‌ است‌ و نامهاي‌ آنها: ود، سواع، يغوث، يعوق‌ و نسر بود.
ماجراي‌ پديد آمدن‌ اولين‌ بت‌پرستي‌ در ميان‌ فرزندان‌ آدم‌ اين‌گونه‌ بود كه‌: در ميان‌ آنها اشخاص‌ نيكوكار و صالحي‌ زندگي‌ مي‌كردند و چون‌ آنها مردند، قومشان‌ بر سر گورهايشان‌ مساجدي‌ بنا كرده‌ و تمثال‌ آنها را در آن‌ مساجد به ‌تصوير كشيدند تا احوال‌ نيك‌ آنها را هميشه‌ به‌ياد آورده‌ و خود را پايبند شيوه‌ ايشان‌ گردانند و چون‌ زمان‌ درازي‌ بر اين‌ منوال‌ گذشت، رفته‌رفته‌ مجسمه‌ها و نمادهايي‌ بر مثال‌ اين‌ تصويرها ساخته‌ و آنها را به‌ نام‌ آن‌ گروه‌ صالح‌ نام‌گذاري ‌كردند و در نتيجه، بتاني‌ به‌نامهاي‌ ود، سواع، يغوث، يعوق‌ و نسر كه‌ همه‌ ازصالحان‌ بودند، تراشيدند.
	آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ الْمَلأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ملأ از قوم‌ نوح‌ گفتند» ملأ: اشراف‌ و رؤساي‌ قوم‌اند «بي‌گمان‌ ما تو را در گمراهي‌ آشكاري‌ مي‌بينيم» در دعوتت‌ به‌سوي‌ پرستش‌ خداوند يگانه‌.
 
	آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ يَا قَوْمِ لَيْسَ بِي ضَلاَلَةٌ وَلَكِنِّي رَسُولٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت» نوح‌(ع)  «اي‌ قوم‌ من‌! در من‌ هيچ‌گونه‌ گمراهي‌اي‌ نيست‌ بلكه‌ من‌ پيامبري‌از سوي‌ پروردگار عالميان‌ هستم» كه‌ مرا به‌سوي‌ شما فرستاده‌ است‌ تا خير و فضيلت ‌را به‌سوي‌ شما سوق‌ داده‌ و شر و رذيلت‌ را از شما دفع‌ كنم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌نوح‌(ع)  ضلالت‌ را از خود نفي‌ و رسالت‌ را براي‌ خود اثبات‌ نمود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:13.xml">صفحة (1)</a><a class="folder" href="w:html:22.xml">صفحة (2)</a><a class="folder" href="w:html:29.xml">صفحة (3)</a><a class="folder" href="w:html:41.xml">صفحة (4)</a><a class="folder" href="w:html:50.xml">صفحة (5) </a><a class="folder" href="w:html:56.xml">صفحة (6)</a><a class="folder" href="w:html:65.xml">صفحة (7)</a><a class="folder" href="w:html:77.xml">صفحة (8)</a><a class="folder" href="w:html:87.xml">صفحة (9)</a><a class="folder" href="w:html:92.xml">صفحة (10)</a><a class="folder" href="w:html:101.xml">صفحة (11) </a><a class="folder" href="w:html:109.xml">صفحة (12)</a><a class="folder" href="w:html:117.xml">صفحة (13)</a><a class="folder" href="w:html:123.xml">صفحة (14) </a><a class="folder" href="w:html:129.xml">صفحة (15)</a><a class="folder" href="w:html:138.xml">صفحة (16)</a><a class="folder" href="w:html:143.xml">صفحة (17)</a><a class="folder" href="w:html:151.xml">صفحة (18)</a><a class="folder" href="w:html:159.xml">صفحة (19)</a><a class="folder" href="w:html:166.xml">صفحة (20) </a><a class="folder" href="w:html:175.xml">صفحة (21)</a></body></html>آيه  86
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُاْ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآَخِرَةِ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنصَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«همين‌ كسانند كه‌ زندگاني‌ دنيا را به‌ بهاي‌ آخرت‌ خريدند» يعني: كم‌ دنيا را بر بيش‌آخرت‌ ترجيح‌ دادند «پس‌ نه‌ عذابشان‌ كاسته‌ مي‌شود و نه‌ آنان‌ كمك‌ و ياري‌مي‌شوند» لذا پشتيباني‌ ندارند كه‌ از عذاب‌ جاودان‌ دوزخ‌ نجاتشان‌ دهد.
آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ أُبَلِّغُكُمْ رِسَالاَتِ رَبِّي وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ شما پيامهاي‌ پروردگارم‌ را مي‌رسانم» كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ پيامها را براي‌ ا