 كه‌ در روز قيامت‌ برامتهايشان‌ گواهي‌ مي‌دهند «و تو را بر آنان‌ گواه‌ آوريم‌» يعني‌: اي‌ محمدص! تو رابر كساني‌ كه‌ پيام‌ الهي‌ را به‌ آنان‌ ابلاغ‌ كرده‌اي‌، گواه‌ مي‌آوريم‌ تا بر مؤمنان‌ به‌ايمانشان‌، بر كافران‌ به‌ كفرشان‌ و بر منافقان‌ به‌ نفاقشان‌ گواهي‌ دهي‌. در حديث‌ شريف ‌به‌ روايت‌ ابن‌مسعود(رض) آمده‌ است‌ كه‌ گفت‌: رسول‌ خداص به‌ من‌ فرمودند: «برمن‌ قرآن بخوان‌! گفتم‌: يا رسول‌ ا ، من‌ بر شما قرآن‌ بخوانم‌ درحالي‌كه‌ قرآن‌ برشما نازل‌ شده‌ است‌؟ فرمودند: آري‌! من‌ دوست‌ دارم‌ كه‌ قرآن‌ را از ديگران‌بشنوم‌. پس‌ سوره‌ «نساء» را خواندم‌ تا چون‌ به‌ اين‌ آيه‌ رسيدم‌: ﴿‏ فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلاء شَهِيداً ‏﴾ فرمودند: ديگر كافي‌ است‌. در اين‌ اثنا متوجه‌ شدم‌ كه‌ چشمان‌ آن‌ حضرت‌ص از اشك‌ لبريز شده‌ است».
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپس‌ آدم‌ از پروردگارش‌ كلماتي‌ را دريافت‌ نمود» يعني: گرفت‌ و پذيرفت‌ كه‌ عبارت‌ از اين‌ دعاي‌ آدم‌ و حوا بود: (‏ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏) (پروردگارا! ما بر خود ستم‌ كرديم‌ و اگر بر ما نبخشايي‌ وبه‌ ما رحم‌ نكني، مسلما از زيانكاران‌ خواهيم‌ بود ) «7/23»، و خداوند (ج)كلمات ‌فوق‌ را به‌ آن‌ دو الهام‌ كرد. «و خداوند از او درگذشت‌» يعني: رحمت‌ خويش‌ را برآدم‌u بازگرداند و توبه‌اش‌ را پذيرفت‌ «چرا كه‌ او توبه‌پذير مهربان‌ است‌» توبه: به‌معناي‌ بازگشت‌ است، اگر با «عن‌» متعدي‌ شود؛ معناي‌ آن‌ بازگشت‌ از معصيت‌ واگر با «علي‌» متعدي‌ شود - چون‌ اين‌ آيه‌ - معناي‌ آن‌ پذيرفتن‌ توبه‌ است‌.
علما گفته‌ اند: توبه‌ از انسان‌ پذيرفته‌ نيست‌ مگر به‌ چهار شرط:
1- پشيماني‌ از گناهان‌ گذشته‌.
2- ترك‌ گناه‌ در حال‌.
3- تصميم‌ به‌ عدم‌ بازگشت‌ به‌ آن‌ در آينده‌.
4- رد حقوق‌ و مظالم‌ بندگان‌ و راضي‌ نمودن‌ خصم‌ با رساندن‌ حقش‌ به‌ او و عذرخواهي‌ از وي‌ به‌ زبان‌.
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَعَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الأَرْضُ وَلاَ يَكْتُمُونَ اللّهَ حَدِيثاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌ روز، آنان‌ كه‌ كفر ورزيده‌اند و از پيامبر نافرماني‌ كرده‌اند، آرزو مي‌كنند كه‌ اي ‌كاش‌ زمين‌ بر آنان‌ هموار گردد» يعني‌: آرزو مي‌كنند كه‌ اي‌ كاش‌ زمين‌ بشكافد وآنان‌ در آن‌ فرو روند، سپس‌ خاك‌ بر آنان‌ به‌ همان‌ شكل‌ اول‌ خود هموار گردد وهيچ‌ نام‌ و نشاني‌ از آنان‌ باقي‌ نماند تا به‌ مكافات‌ عمل‌ خويش‌ دچار نشوند «ونمي‌توانند هيچ‌ سخني‌ را از خداوند پنهان‌ كنند» بلكه‌ رازهايشان‌ همه‌ بر وي‌ آشكار و ارائه‌ شده‌ است‌ و سخناني‌ كه‌ در ميان‌ خويش‌ ردوبدل‌ كرده‌اند، به‌ نزد وي‌ معلوم ‌است‌ و بر نهان‌ كردن‌ آن‌ از آن‌ رو توانا نيستند كه‌ اندامهايشان‌ بر ضدشان‌ گواهي‌مي‌دهد.
	آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ وَلاَ جُنُباً إِلاَّ عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّىَ تَغْتَسِلُواْ وَإِن كُنتُم مَّرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاء أَحَدٌ مِّنكُم مِّن الْغَآئِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَفُوّاً غَفُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
از علي‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: عبدالرحمن‌بن‌عوف‌ ميهماني‌اي‌ ترتيب‌ داد و براي‌ ما غذايي‌ آماده‌ كرد و شرابمان ‌نوشانيد، پس‌ شراب‌ در ما اثر كرد و چون‌ موقع‌ نماز فرا رسيد، فلان‌... را در نماز امام‌ ساختند و او سوره‌ (قل يا أيها الكافرون) را اين‌چنين‌ خواند: (قل يا أيها الكافرون، ما أعبد ما تعبدون ونحن نعبد ما تعبدون)! پس‌ خداوند(ج) نازل‌ فرمود: «اي‌ مؤمنان‌! درحال‌ مستي‌ به‌ نماز نزديك‌ نشويد» يعني‌: درحال‌ مستي‌ نماز نخوانيد، يا در اين‌ حال‌ به‌ مساجد داخل‌ نشويد «تا زماني‌ كه‌ بدانيد چه‌ مي‌گوييد» يعني‌: تا آن‌گاه‌ كه‌ اثر سكر و مستي‌ از شما برطرف‌ شود و بدانيد كه‌ چه‌ مي‌گوييد زيرا شخص‌ مست‌ نمي‌داند كه‌ چه‌ مي‌گويد. اين‌ خود مي‌رساند كه‌ هدف‌ عبادت‌، فقط با آن‌ عبادتي‌ برآورده‌ مي‌شود كه‌ عبادتي‌ خاشعانه‌ باشد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌ ناظر بر مرحله‌ سوم‌ از مراحل‌ تحريم‌ شراب‌ است‌، سپس‌ در چهارمين ‌مرحله‌ ـ در سوره‌ مائده‌ ـ هرگونه‌ شراب‌ مستي‌آوري‌ به‌ كلي‌ حرام‌ گرديد «و هنگامي‌ كه‌ جنب‌ هستيد به‌ نماز نزديك‌ نشويد» جنب‌: كسي‌ است‌ كه‌ به‌ وي‌ جنابت ‌رسيده‌ است‌ و جنابت‌، اثر هر مقاربت‌ جنسي‌، يا انزالي‌ است‌، چه‌ همراه‌ با احتلام ‌باشد، يا بدون‌ آن‌ «مگر آن‌ كه‌ راهگذر باشيد تا زماني‌ كه‌ غسل‌ كنيد» زيرا در حال ‌سفر براي‌ شما جايز است‌ كه‌ در صورت‌ نيافتن‌ آب‌، با تيمم‌ نماز بخوانيد. البته‌ اين‌تفسير، ناظر بر نحوه‌ فهم‌ احناف‌ از آيه‌ كريمه‌ است‌. اما بعضي‌ گفته‌اند: معني‌ اين‌است‌ كه‌ در حال‌ جنابت‌ به‌ مواضع‌ نماز، يعني‌ به‌ مساجد نزديك‌ نشويد، مگر اين‌ كه‌ از يك‌ سوي‌ مسجد به‌سوي‌ ديگر آن‌ درحال‌ گذر باشيد زيرا در نزد جمهورفقها (ابوحنيفه‌، مالك‌ و شافعي) جنب‌ مي‌تواند از مسجد گذر كند، اما نمي‌تواند در آن‌ بنشيند زيرا درنگ‌كردن‌ وي‌ در مسجد حرام‌ است‌ تا آن‌ كه‌ غسل‌ نموده‌ يا در صورت‌ عدم‌ وجود آب‌، تيمم‌ كند. اما امام‌ احمدبن‌حنبل‌ درنگ ‌نمودن‌ جنب‌در مسجد را در صورتي‌ كه‌ با وضو باشد، جايز مي‌داند.
آن‌گاه‌ حق‌ تعالي‌ حكم‌ تيمم‌ را بيان‌ نموده‌ مي‌فرمايد: «و اگر بيمار بوديد» و در صورت‌ استعمال‌ آب‌، يكي‌ از شما در حال‌ يا آينده‌، از تلف‌شدن‌ يا آسيب‌ ديگري‌ بر خود بيم‌ داشت‌، يا چنان‌ سست‌ بنيه‌ بود كه‌ توان‌ رسيدن‌ به‌ جاي‌ آب‌ رادر خود نمي‌ديد «يا در سفر بوديد» اين‌ قيد مفيد معني‌ جواز تيمم‌ براي‌ هركسي ‌است‌ كه‌ اطلاق‌ اسم‌ مسافر بر وي‌ صادق‌ است‌ و اين‌ شرط نيست‌ كه‌ سفر، سفر قصر (كوتاه‌ كننده‌ نماز) باشد. بعضي‌ گفته‌اند: در صورت‌ عدم‌ وجود آب‌، فرد مقيم ‌نيز مي‌تواند تيمم‌ كند. «يا يكي‌ از شما از قضاي‌ حاجت‌ آمد» كنايه‌ از ادرار و مدفوعي‌ است‌ 