 (ج)آنان‌ را به‌ خروج‌ از بهشت‌ دستور داد: «و گفتيم: فرود آييد»اين‌ دستوري‌ به‌ آدم‌ و حوا و به‌تبع‌ آن‌ دو، نسل‌ ايشان‌ به‌ بيرون‌ آمدن‌ از بهشت‌برين‌ به‌ سوي‌ زمين‌ است‌ «بعضي‌ از شما دشمن‌ بعضي‌ ديگريد» يعني: نسل‌ آدم‌ درزمين‌ با يك‌ديگر به‌ دشمني‌ و ستيز مي‌پردازند. عدو: دشمن‌ و عدوان: ظلم‌ صريح‌و آشكار است‌. «و براي‌ شما در زمين‌ قرارگاهي‌» يعني: جاي‌ استقراري‌ «و متاعي‌است‌ تا وقت‌ معين‌» يعني: تا هنگام‌ مرگ‌. بعضي‌ گفته‌اند: تا هنگام‌ برپايي‌ قيامت‌. متاع: آنچه‌ كه‌ مورد بهره‌برداري‌ و برخورداري‌ قرار مي‌گيرد؛ اعم‌ از خوردني‌ها، نوشيدني‌ها، پوشيدني‌ها و مانند آنها.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:631.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:632.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:633.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:634.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيّاً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مردان‌ بر زنان‌ قيم‌اند» ابن‌كثير در تفسير (قوامون‌...) مي‌گويد: «يعني‌: مرد رئيس‌ زن‌، بزرگ‌ و حاكم‌ او و مؤدب‌ اوست‌ ـ اگر كژروي‌ پيشه‌ كرد ـ بنابراين‌، بر زنان‌ است‌ تا از مردان‌ در امور پسنديده‌ و معروفي‌ كه‌ به‌ ايشان‌ دستور مي‌دهند، اطاعت‌ كنند». اين‌ رياست‌ مرد بر زن‌ «به‌سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ الله برخي‌ آدميان‌ را بر برخي‌ برتري‌ داده‌ است‌» يعني‌: مردان‌ به‌ خاطر آن‌ مستحق‌ اين‌ مزيت‌ شدند كه ‌خداي ‌عزوجل‌ ايشان‌ را به‌ اوصافي‌ در عقل‌ و جسمشان‌ بر زنان‌ برتري‌ بخشيده‌ است ‌تا بدانجا كه‌ از ميان‌ آنان‌ خلفا و حكام‌ و امرا و جهادگران‌ برمي‌خيزند. همچنان‌ فضيلت‌ مردان‌ برزنان‌ در امور ديگري‌ است‌ كه‌ زنان‌ در آن‌ امور، شايستگي‌ وتوانايي‌ كاملي‌ ندارند، چون‌ كامل‌ بودن‌ روزه‌ و نماز مردان‌ و چون‌ نبوت‌، خلافت‌، امامت‌، اذان‌، خطبه‌، جماعت‌، جمعه‌، گواهي‌ در حدود و قصاص‌، مالك‌ بودن‌ نكاح‌ و طلاق‌ و ثابت‌ شدن‌ نسب‌ از آنان‌. اين‌ سبب‌ اول‌ «قواميت» مردان‌ بر زنان ‌بود، سبب‌ دوم‌ اين‌ است‌: «و نيز به‌سبب‌ آن‌ كه‌ مردان‌ از اموال‌ خويش‌» بر زنان ‌«خرج‌ كردند» و مي‌كنند. يعني‌: مهر و نفقه‌ بر دوش‌ مردان‌ است‌. اين‌ آيه‌، دليل ‌وجوب‌ پرداخت‌ نفقه‌ زنان‌ از سوي‌ مردان‌ مي‌باشد.
اما در عصر حاضر، برخي‌ از مردم‌ كوتاه‌نظر و سطحي‌ بين‌، قضيه‌ «قوامت» مرد بر زن‌ را به‌ معارضه‌ كشانده‌ و به‌ اين‌ استدلال‌ واهي‌ تكيه‌ مي‌كنند كه‌ در برخي‌از دولتها، زنان‌ به‌ رياست‌ و حاكميت‌ رسيده‌ و اعتبار و جايگاه‌ بلندي‌ را احراز نموده‌اند. پاسخ‌ اين‌ است‌ كه‌: قاعدتا در چنان‌ احوال‌ و اوضاعي‌، نتايج‌ برآمده‌ از حاكميت‌ زنان‌ را بايد ـ نه‌ فقط در كوتاه‌مدت‌، بلكه‌ در كوتاه‌ مدت‌ و بلندمدت‌ هر دو ـ مورد ارزيابي‌ قرار داد و آن‌گاه‌ قضاوت‌ كرد. «پس‌ زنان‌ شايسته‌» ونيكوكار، «فرمانبردارند» براي‌ خدا(ج) و براي‌ شوهرانشان‌ و برپا دارنده‌ حقوقي ‌هستند كه‌ رعايت‌ آن‌ براي‌ آنها واجب‌ است؛ اعم‌ از حقوق‌ خدا(ج) و حقوق‌ شوهرانشان‌ «و نگاه‌دارنده‌اند واجب‌ غيابت‌ را» يعني‌: هر آنچه‌ را كه‌ حفظ آن‌ در هنگام‌ غياب‌ شوهرانشان‌ بر آنان‌ واجب‌ است‌، حفظ مي‌كنند، از جمله‌: حفظ و نگه‌داشت‌ نفس‌ خويش‌، حفظ پاكدامني‌ خويش‌ و حفظ فرزندان‌ شوهر و خانه‌ و اموال‌ و اسرار وي‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرم‌ص فرمودند:«بهترين‌ زنان‌، زني‌ است‌ كه‌ چون‌ به‌سوي‌ وي‌ بنگري‌، تو را شاد سازد و چون‌ به‌وي‌ دستور دهي‌، از تو فرمان‌ برد و چون‌ از وي‌ غايب‌ شوي‌، تو را حفظ كند درنفس‌ خويش‌ و مال‌ تو». بلي‌! زنان‌ شايسته‌ نگهدارنده‌ اين‌ امورند «به‌ نگاه‌داشت‌الله» يعني‌: حفظ و نگهداري‌ امور فوق‌ در غياب‌ شوهر از سوي‌ زنان‌، به‌ سبب‌ حفظ الهي‌ و ياري‌ و توفيق‌ وي‌ است‌ «و زناني‌ را كه‌ از نشوزتشان‌ بيم‌ داريد» نشوز: سركشي‌ و نافرماني‌ و برتري‌جويي‌ بر شوهر است‌. اعراب‌ مي‌گويند: «نشزت ‌المرأه‌: زن‌ بر شوهرش‌ گردنكشي‌ كرد»، يعني‌ از امرش‌ اطاعت‌ نكرد، از تمكين ‌(مباشرت‌ جنسي) در برابر وي‌ بدون‌ عذري‌ سر باز زد، بدون‌ اجازه‌ شوهرش‌ ازخانه‌ بيرون‌ رفت‌ و مانند اين‌ از امور «پس‌» در برخورد با چنين‌ زنان‌ ناشزه‌اي‌، نخست‌ «پندشان‌ دهيد» يعني‌: آنچه‌ را كه‌ خداي‌ عزوجل‌ بر عهده‌ آنان ‌نهاده‌است؛ از اطاعت‌ شوهر، حسن‌ معاشرت‌ و ديگر واجبات‌ ذمه‌ آنان‌ رابه ‌يادشان‌ آوريد و نصيحتشان‌ كرده‌ به‌ پذيرش‌ اين‌ امور ترغيب‌ و از عواقب‌ سركشي‌ و نشوزت‌ بيمشان‌ دهيد. و اين‌ اولين‌ راه‌ حل‌ است‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «اگر من‌ كسي‌ را دستوردهنده‌ مي‌بودم‌ كه‌ براي‌ كسي‌ سجده‌ كند، بي‌گمان‌ زن‌ را دستور مي‌دادم‌ كه‌ براي‌ شوهرش‌ سجده‌ كند ـ به ‌سبب‌ حق‌ بزرگي‌ كه‌ شوهر بر ذمه‌ وي‌ دارد». «و سپس‌» دومين‌ راه‌ حل‌ اين‌است‌ كه‌: «آنان‌ را در خوابگاهها ترك‌ كنيد» يعني‌: از خوابگاههايشان‌ دوري‌ كنيد وآنان‌ را در زير روانداز (لحاف) خويش‌ جاي‌ ندهيد. اين‌ تعبير، كنايه‌ از عدم ‌آميزش‌ جنسي‌ با آنان‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: دوري‌گزيدن‌ در خوابگاه‌ آن‌ است ‌كه‌ شوهر در بستر خواب‌ به‌ وي‌ پشت‌ كند «و» اگر اين‌ هم‌ تأثير نكرد، پس‌ سومين ‌راه‌ حل‌ اين‌ است‌ كه‌: «آنان‌ را بزنيد» چنان‌ زدني‌ كه‌ به ‌قصد تأديب‌ و اصلاحشان ‌باشد، نه‌ زدني‌ سخت‌ و گزنده‌ و آزاردهنده‌. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ سنت‌رسول‌اكرم‌ص اين‌ زدن‌ را مقيد به‌ آن‌ نموده‌ است‌ كه‌ با نرمي‌ و ملايمت‌ باشد، به‌ طوري‌ كه‌ به‌ نقص‌ عضوي‌ در وي‌ نينجامد و اثري‌ از خود بر جاي‌ نگذارد «پس ‌اگر از شما اطاعت‌ كردند» چنان‌ كه‌ بايد و شايد و سركشي‌ و نشوزت‌ را فروگذاشتند «ديگر بر آنها هيچ‌ راهي‌ را نجوييد» به‌ چيزي‌ از گفتار، يا كرداري‌ كه‌ آنان‌ را ناخوش‌ آيد، پس‌ آنان‌ را به‌ عشق‌ورزي‌ و محبت‌ نسبت‌ به‌ خود مجبور و مكلف ‌نگردانيد، كه‌ اين‌ در اختيارشان‌ نيست‌، لذا بهانه‌جويي‌ و زياده‌روي‌ نكنيد «بي‌گمان‌ خدا بلند مرتبه‌ بزرگ‌ است‌» پس‌ بدانيد ك