، خدايا! ما جز تو نيرويي‌ نداريم، بارالها! در اين‌سرزمين‌ كسي‌ جز همين‌ نفرات‌ وجود ندارد كه‌ تو را عبادت‌ كند». آن‌گاه ‌حق‌ تعالي‌ اين‌ آيات‌ را نازل‌ فرمود. همان‌ بود كه‌ عده‌اي‌ از تيراندازان‌ مسلمان‌ برآنان‌ حمله‌ور شده‌ و سواران‌ مشرك‌ را زدند و از كوه‌ عقب‌ راندند. و اين‌ است ‌معناي‌ فرموده‌ خداوند(جل جلاله): ﴿ ‏ وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا﴾«و سستي‌ نورزيد و اندوهگين‌ نشويد» وهن‌: سستي، ناتواني، ترك‌ آمادگي، دل‌ زدگي‌ و عدم‌ توسل‌ به‌ اسباب‌ قوت‌ و نيرومندي‌ است‌. آري‌! سست‌ و اندوهگين‌ نشويد، بلكه‌ بدانيد «كه‌ شما برتريد» بعد از اين‌ واقعه‌ بر دشمنانتان‌ و برآنان‌ پيروزيد «اگر مؤمن‌ باشيد» يعني‌: اگر مؤمنيد، سست‌ و اندوهگين‌ و افسرده ‌نشويد. يا اگر مؤمن‌ باشيد، برتريد.
خداوند متعال‌ در اين‌ آيه‌ كريمه‌ مؤمنان‌ را به‌ شكيبايي‌ و پايداري‌ فراخوانده‌ مصايب‌ روز احد را به‌ آنان‌ تسليت‌ و تعزيت‌ مي‌گويد و آنان‌ را بر جنگ‌ با دشمنانشان‌ برانگيخته‌ از سستي‌ و ترس‌ و بزدلي‌ باز مي‌دارد.
 
	سوره آل عمران آيه  140
‏متن آيه : ‏
‏ إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
راشدبن‌سعد در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آغاز اين‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: هنگامي‌ كه‌ رسول‌خداص اندوهگين‌ و ناراحت‌ از احد بر مي‌گشتند، زني‌ همراه‌ با جنازه‌هاي‌ شوهر وپسرش‌ كه‌ هر دو شهيد شده‌ بودند، مي‌آمد و به‌ خاطر آن‌ دو فغان‌ و شيون‌ مي‌كرد و بر سر و صورتش‌ مي‌زد، در اين‌ اثنا پيامبراكرمص مناجات‌كنان‌ با پروردگارشان‌گفتند: «آيا با پيامبرت‌ همچنين‌ مي‌كنند؟!» پس‌ حق‌ تعالي‌ نازل‌ فرمود: «اگر به‌شما قرحي‌ رسيده» قرح‌: زخم‌ و آسيب‌ است‌ «آن‌ قوم‌ را نيز آسيبي‌ همانند آن ‌رسيده‌ است» يعني‌: اگر آنها در روز احد بر شما دست‌ يافتند و آسيب‌ واردكردند، شما نيز در روز بدر آنان‌ را ـ با كشتن‌ هفتاد تن‌ از نخبگان‌ وسردمدارانشان‌ ـ خوار و ذليل‌ ساختيد؛ «و ما اين‌ روزها» ي‌ پيروزي‌ و نصرت‌ «رادر ميان‌ مردم‌ به‌ نوبت‌ مي‌گردانيم» در وقايعي‌ كه‌ ميان‌ امتها و ملتها در جنگ‌ها روي‌مي‌دهد. آري‌! سنت‌ ما بر اين‌ رفته‌ است‌ كه‌ پيروزي‌ را ميان‌ امتها دستگردان ‌نماييم، گاهي‌ اين‌ گروه‌ غلبه‌ نمايد و گاهي‌ آن‌ گروه‌ ديگر، چنان‌كه‌ اي‌ مسلمين‌! براي‌ خود شما در روز بدر و احد اين‌ رخداد اتفاق‌ افتاد، اما بدانيد كه‌ سرانجام، پيروزي‌ با مؤمنان‌ است‌ «و تا خداوند مؤمنان‌ را معلوم‌ بدارد» يعني‌: با پايداريشان‌ درميدانهاي‌ نبرد، كاملا متمايزشان‌ گرداند تا پاداش‌ به‌ آنان‌ تعلق‌ گرفته‌ بتواند و الاخداي‌ سبحان‌ به‌ علم‌ ازلي‌ خود همه‌ چيز را مي‌داند.
ابن‌ابي‌ حاتم‌ از عكرمه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آخر اين‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ كرده‌است‌: چون‌ خبر نتيجه‌ جنگ‌ احد در مدينه‌ دير رسيد، زنان‌ از شهر بيرون‌ رفتند تا از اخبار احد آگاهي‌ يابند، در اين‌ هنگام‌ دو تن‌ را ديدند كه‌ سوار بر شتر از رزمگاه ‌مي‌آمدند، پس‌ زني‌ از آنان‌ پرسيد: از رسول‌ خداص چه‌ خبر داريد؟ يكي‌ از آن‌دو پاسخ‌ داد: ايشان‌ زنده‌اند. زن‌ گفت‌: اكنون‌ ديگر باكي‌ ندارم‌ كه‌ خداي‌عزوجل‌ از بندگانش‌ هر چه‌ بخواهد شهيد برگيرد. پس‌ قرآن‌ كريم‌ مطابق‌ آنچه‌ كه‌او گفت‌ نازل‌ شد: «و» تا خداوند(ج) «از ميان‌ شما شهدايي‌ بگيرد» يعني‌: ايشان‌را به‌ فيض‌ و كرامت‌ شهادت‌ نايل‌ گرداند. بايد دانست‌ كه‌ كشتگان‌ راه‌ خدا(ج) را ازآن‌ رو «شهيد» ناميدند كه‌ ايشان‌ در راه‌ دعوت‌ به‌سوي‌ الله(ج) كشته‌ شده‌اند و نزد وي‌ عليه‌ كساني‌ كه‌ به‌ قتلشان‌ رسانده‌اند بر اين‌ حقيقت‌ گواهي‌ مي‌دهند كه‌: كشتنشان‌ به‌ ستم‌ و تجاوز بوده ‌است‌. بعضي‌ گفته‌اند: بلكه‌ سبب‌ نامگذاري‌ آنها به ‌«شهيد» اين‌ است‌ كه‌: نيل‌ به‌ بهشت‌ برايشان‌ شهادت‌ داده‌ شده‌است‌ «و خداوندستمكاران‌ را دوست‌ ندارد» پس‌ سلطه‌ ستمگران‌ بقا و دوامي‌ نداشته‌ و سرانجام‌ حق‌ تعالي‌ آنان‌ را عذاب‌ مي‌كند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:520.txt">آيه  141</a><a class="text" href="w:text:521.txt"> آيه  142</a><a class="text" href="w:text:522.txt">آيه  143</a><a class="text" href="w:text:523.txt"> آيه  144</a><a class="text" href="w:text:524.txt">آيه  145</a><a class="text" href="w:text:525.txt"> آيه  146</a><a class="text" href="w:text:526.txt"> آيه  147</a><a class="text" href="w:text:527.txt">آيه  148</a></body></html>آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيِي أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَيَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«خداوند از آن‌ شرم‌ ندارد كه‌ هر مثلي‌ را بزند» معناي: «لايستحيي‌: شرم ‌ندارد» در مورد خداوند متعال‌ حقيقت‌ شرم‌ و حيا نيست‌، بلكه‌ به‌ اين‌ معني‌ است‌كه‌ او مثل‌ زدن‌ را فرو نمي‌گذارد زيرا حيا؛ دگرگوني‌ و در هم‌ شكستگي‌اي‌ است‌كه‌ از بيم‌ عيب‌ و نكوهش، بر انسان‌ روي‌ مي‌دهد و اين‌ در حق‌ خداوند متعال‌ محال‌است‌. دليل‌ اين‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ از معناي‌ «ترك‌ نمي‌كند» به‌ (شرم‌ نمي‌كند) تعبير كرد، اين‌ است‌ كه‌ هر كس‌ از چيزي‌ شرم‌ كند، آن‌ را فرومي‌گذارد وفروگذاشتن‌ آن‌ چيز از آثار و ثمرات‌ حياء است، پس‌ به‌ كار گرفتن‌ اين‌ تعبير، مجاز است‌ و از باب‌ اطلاق‌ ملزوم‌ و اراده‌ لازم‌ مي‌باشد. بنابراين، هرگاه‌ در موردحق‌ تعالي‌ تعبير «حيا» به‌ كار رفت، مراد از آن‌ بيمي‌ كه‌ مبدأ و مقدمه‌ حيا مي‌باشدنيست، بلكه‌ همان‌ طور كه‌ گفتيم، مراد معناي‌ لازم‌ آن، يعني‌ فروگذاشتن‌ يك‌ كاراست‌. مثل: در لغت‌ به‌ معني‌ شبيه‌ و نظير است‌. مثل‌ زدن‌ در گفتار اين‌ است‌ كه‌:براي‌ يك‌ حال‌ چيزي‌ بيان‌ شود كه‌ مناسب‌ آن‌ حال‌ باشد و با ذكر آن‌ مثل، حسن‌ وقبح‌ پنهان‌ آن‌ حال‌، آشكار گردد.
ابن‌ جرير طبري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ از گروهي‌ از صحابه‌(رض) روايت‌كرده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «چون‌ خداي‌ عزوجل‌ با آيه: ‏ مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً ... ، و آيه: ‏ أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ ... درباره‌ منافقان‌ مثل‌ زد، منافقان‌ گفتند: خداوند(ج) برتر و بزرگتر از آن‌ است‌ كه‌ چنين