ن‌ مورد پرستش‌ قرار ندهيم‌. و اين‌ است‌ پيام‌ توحيد ومتن‌ دعوت‌ همه‌ انبياي‌ الهي‌ «و» بياييد «بعضي‌ از ما بعضي‌ ديگر را به‌ جاي‌ خداوند به‌پروردگاري‌ نگيرد» و هيچ‌كس‌ از ما ديگري‌ را سجده‌ نكند، بلكه‌ همگي‌ متفقا براي ‌خداي‌ عالميان‌ سجده‌ كنيم‌ و مانند كساني‌ نباشيم‌ كه‌ به‌ پروردگاري‌ مسيح‌ و عزيرمعتقدند.
اين‌ آيه‌ كريمه‌ حجت‌ است‌ بر اين‌ امر كه‌: در مسايل‌ ديني‌؛ چون‌ عبادات‌ وحرام‌ و حلال، جز به‌ سخن‌ پيامبر معصوم، به‌ سخن‌ كسي‌ ديگر ـ چون‌ امام‌ وفقيه‌ ـ استناد نمي‌شود، در غير اين‌ صورت‌؛ شرك‌ در ربوبيت‌ ـ يعني‌ امري‌ كه‌قرآن‌ كريم‌ در آيات‌ بسياري‌ آن‌ را مردود اعلام‌ كرده‌ است‌ ـ به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد.
«پس‌ اگر از اين» دعوت‌ «اعراض‌ كردند، بگوييد: گواه‌ باشيد به‌ اين‌ كه‌ ما مسلمانيم» يعني‌: ما به‌ احكام‌ پروردگار تسليم‌ و منقاد، به‌ خداوندي‌ او خشنود وبه‌ نعمتهايي‌ كه‌ در اين‌ دين‌ قويم‌ بر ما ارزاني‌ نموده، معترفيم‌. ابن‌عباس‌(رض)  به‌ نقل‌از ابوسفيان‌ مي‌گويد: هرقل‌ نامه‌ رسول‌ خداص را طلب‌ كرد و آن‌ را خواند. درآن‌ نامه‌ چنين‌ آمده‌ بود: «به‌نام‌ خداوند بخشايشگر مهربان‌. از محمد رسول‌ خدا به‌ هرقل‌ بزرگ‌ روم‌! سلام‌ بر آنان‌ كه‌ پيرو هدايت‌ اند. اما بعد! همانا من‌ تو رابه‌سوي‌ اسلام‌ دعوت‌ مي‌كنم‌. مسلمان‌ شو تا در سلامت‌ بماني، در اين‌ صورت‌خداوند(ج) پاداش‌ تو را دوبار مي‌دهد، اما اگر روي‌ برتافتي، بي‌گمان، گناه‌ رعايايت‌ هم‌ بر دوش‌ توست، و: اي‌ اهل‌ كتاب‌! بياييد به‌ سوي‌ سخني‌ كه‌ ميان‌ ماو شما يكسان‌ است، كه‌ جز خدا را نپرستيم‌ و چيزي‌ را شريك‌ او نگردانيم‌...».
 
سوره آل عمران آيه  65
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِيلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ (65 ـ 67) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌فرمود: نصاراي‌ نجران‌ و احبار يهود به‌ نزد پيامبراكرمص گرد آمده‌ و در حضور ايشان‌ با يك‌ديگر نزاع‌ و مشاجره‌ كردند؛ احبار يهود گفتند: جز اين‌ نيست‌ كه‌ابراهيم‌ يهودي‌ بود. و نصاري‌ گفتند: جز اين‌ نيست‌ كه‌ ابراهيم‌ نصراني‌ بود. پس‌حق‌ تعالي‌ نازل‌ فرمود: «اي‌ اهل‌ كتاب‌! چرا درباره‌ ابراهيم‌ محاجه‌ مي‌كنيد، با آن‌ كه ‌تورات‌ و انجيل‌ بعد از او نازل‌ شده‌است‌؟ آيا تعقل‌ نمي‌كنيد ؟» به‌ اين‌ ترتيب، خداي‌سبحان‌ پندارشان‌ را رد كرد و اين‌ حقيقت‌ را روشن‌ ساخت‌ كه‌ آئين‌هاي‌ يهود ونصاري‌ بعد از ابراهيم‌(ع) پديد آمده‌اند زيرا يهوديت‌ بعد از موسي‌(ع) پديد آمد وكتاب‌ موسي‌(ع) تورات‌ است، و نصرانيت‌ بعد از عيسي‌(ع) پديد آمد و كتاب‌ وي ‌انجيل‌ است، درحالي‌كه‌ ابراهيم‌(ع) روزگاري‌ دراز قبل‌ از آنها مي‌زيست، پس‌چگونه‌ ابراهيم‌(ع) مي‌تواند يهودي‌ يا نصراني‌ باشد ؟!
 
سوره آل عمران آيه  66
‏متن آيه : ‏
‏ هَاأَنتُمْ هَؤُلاء حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُم بِهِ عِلمٌ فَلِمَ تُحَآجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هان، شما» اي‌ يهوديان‌ «همان‌ كساني‌ هستيد كه‌ درباره‌ آنچه‌ نسبت‌ به‌ آن‌ علمي ‌داشتيد، محاجه‌ كرديد، پس‌ چرا در مورد چيزي‌ كه‌ بدان‌ علمي‌ نداريد محاجه‌ مي‌كنيد؟ وخداوند مي‌داند و شما نمي‌دانيد» مراد از آنچه‌ كه‌ يهوديان‌ نسبت‌ به‌ آن‌ علمي‌ داشتند، احكام‌ موجود در تورات‌ ـ اعم‌ از حلال‌ و حرام‌ و انواع‌ عبادات‌ ـ است، هر چند كه‌ آنان‌ در آنها نيز به‌ مقتضاي‌ دانش‌ خويش‌ عمل‌ نكردند و در اين‌دانسته‌هاي‌ خود نيز به‌ ناحق‌ جدال‌ و مشاجره‌ نمودند. اما آنچه‌ كه‌ بدان‌ علمي‌ندارند، اين‌ پندارشان‌ است‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) بر دينشان‌ بود.
علما گفته‌ اند: اين‌ آيه‌ كريمه‌ بر وجوب‌ محاجه‌ در امر دين‌؛ يعني‌: اقامه‌ دليل‌ وحجت‌ عليه‌ باطل‌گرايان، دلالت‌ مي‌كند.
 
سوره آل عمران آيه  67
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيّاً وَلاَ نَصْرَانِيّاً وَلَكِن كَانَ حَنِيفاً مُّسْلِماً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ابراهيم‌ نه‌ يهودي‌ بود و نه‌ نصراني، بلكه‌ حنيف» يعني‌: گرايش‌ يافته‌ بود از تمام ‌اديان‌ باطل‌ به‌سوي‌ آيين‌ توحيد و «مسلمان‌ بود» يعني‌: مطيع‌ خداوند(ج) وپرستشگر او بود و دينش، دين‌ اسلام‌ بود «و از مشركان‌ نبود».
 سوره آل عمران آيه  68
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ آمده‌ است‌: يهوديان‌ به‌ رسول‌ خداص گفتند؛ اي‌محمد! سوگند به‌ خدا كه‌ تو مي‌داني‌ ما از تو و ديگران‌ به‌ دين‌ ابراهيم‌ سزاوارتر وبه‌ او نزديكتريم‌؛ زيرا ابراهيم‌ يهودي‌ بود و جز حسد هيچ‌ چيز ديگري‌ تو را ازپذيرش‌ اين‌ امر باز نمي‌دارد! پس‌ حق‌ تعالي‌ نازل‌ فرمود: «درحقيقت، نزديكترين‌مردم‌ به‌ ابراهيم» يعني‌: سزاوارترين‌ مردم‌ در وابستگي‌ به‌ وي‌ «همان‌ كساني‌هستند» از ياران‌ و پيروانش‌ «كه‌ او را پيروي‌ كرده‌اند» يعني‌: به‌ او ايمان‌ آورده‌ و از او اطاعت‌ كرده‌اند و از آيينش‌ پيروي‌ كرده‌ و به‌ دينش‌ اقتدا نموده‌اند «و» نيز نزديكترين‌ مردم‌ به‌ ابراهيم‌(ع) «اين‌ پيامبر» يعني‌: محمدص است‌. اولويت‌ رسول‌خداص به‌ ابراهيم‌(ع) از آن‌ جهت‌ است‌ كه‌ ايشان‌ از نسل‌ ابراهيم‌(ع) اند، همچنان ‌بسياري‌ از امور در شريعت‌ محمديص با آيين‌ ابراهيم‌(ع)موافق‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «إن لكل نبي ولاية من النبيين وإن وليي منهم أبي وخليل ربي عزوجل إبراهيم(ع): همانا براي‌ هر پيامبري‌ دوستي‌ از پيامبران‌ است‌ و دوست‌ من ‌از ايشان، پدرم‌ و خليل‌ پروردگارم‌ عزوجل، ابراهيم‌(ع) است». «و كساني‌ كه‌ايمان‌ آوردند» از امت‌ محمدص، آنان‌ نيز به‌ ابراهيم‌(ع) نزديكتر و سزاوارترند «وخدا كارساز مؤمنان‌ است» با نصرت‌ و تأييد خويش‌.
سوره آل عمران آيه  69
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ طوايف‌ يهودي‌ بني‌نضير، بني‌قريظه‌ و بني‌قينقاع‌ نازل‌ شد، آن‌گاه‌ كه‌ گروهي‌ از مسلمين‌ را به‌سوي‌ دين‌ خويش‌ دعوت‌ كردند: «گروهي‌ از اهل‌ كتاب» يعني‌: را