ار داشته‌ باشد، از ديد كساني‌ كه‌ در معبد هستند پنهان‌ مي‌ماند، لذا محراب،گرامي‌ترين‌ جايگاه‌ براي‌ نشستن‌ است‌. و اهل‌ كتاب‌ به‌ آن‌ «مذبح» مي‌گويند.آري‌! هر بار كه‌ زكريا(ع) به‌ محراب‌ نزد مريم‌ مي‌رفت‌: «نزد او خوراكي‌ مي‌يافت» يعني‌: نوعي‌ از انواع‌ خوراكي‌ها را نزد وي‌ مي‌يافت‌. در روايات‌ است‌ آمده ‌است‌: چون‌ زكريا بر وي‌ وارد مي‌شد، ميوه‌ زمستان‌ را در فصل‌ تابستان‌ و ميوه‌ تابستان‌ را در فصل‌ زمستان‌ نزد وي‌ مي‌يافت‌. ابن‌ كثير مي‌گويد: «اين‌ خود دليل‌ كرامت‌ اوليا مي‌باشد». و چون‌ زكريا اين‌ ميوه‌ها را نزد وي‌ يافت‌: «گفت‌: اي‌مريم‌! اين‌ از كجا براي‌ تو آمده‌ است‌ ؟» و آن‌ زمان، زمان‌ قحطي‌ و خشكسالي‌ نيز بود «مريم» در پاسخ‌ گفت‌: «اين‌ از نزد خداوند است» لذا، ديدن‌ اين‌ ميوه‌ها نزد من‌ جاي‌ شگفتي‌ و استبعاد ندارد، چرا كه‌ «خدا به‌ هركس‌ بخواهد، بي‌ حساب‌ روزي ‌مي‌بخشد» به‌ هنگام‌ فصل‌ و موسم‌ آن‌ روزي‌ و بدون‌ آن‌.
 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:403.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:404.txt"> آيه  39</a><a class="text" href="w:text:405.txt">آيه  40</a><a class="text" href="w:text:406.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:407.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:408.txt"> آيه  43</a><a class="text" href="w:text:409.txt"> آيه  44</a><a class="text" href="w:text:410.txt">آيه  45</a></body></html>سوره آل عمران آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آنجا بود» يعني‌: در اين‌ مكاني‌ كه‌ زكريا نزد مريم‌ ايستاده‌ بود و با مشاهده‌ اين‌ حالات‌ و مقامات‌ براي‌ مريم‌ بود كه‌ او نيز به‌ شوق‌ و طمع‌ فرزند افتاد، هرچند خود پيرمردي‌ كهنسال، و زنش‌ نيز پير زني‌ نازا بود. آري‌! آنجا بود «كه‌ زكريا به‌ درگاه‌ پروردگارش‌ دعا كرد و گفت‌: پروردگارا! به‌ من‌ از نزد خود فرزندي‌ پاك‌ و پسنديده‌ عطاكن، كه‌ تو شنواي‌ دعايي» و پذيرنده‌ آن‌. آري‌! زكريا بي‌ درنگ‌ به‌ اين‌ حقيقت‌پي‌ برد، كه‌ همان‌ خدايي‌ كه‌ به‌ فراهم‌ نمودن‌ چنين‌ ميوه‌هاي‌ بهشتي‌ براي‌ مريم‌ قادراست، بي‌ترديد بر پديد آوردن‌ فرزند از پيرمردي‌ كهنسال‌ و زني‌ نازا و عقيم‌ نيزتواناست‌.
 
سوره آل عمران آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ فَنَادَتْهُ الْمَلآئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَيِّداً وَحَصُوراً وَنَبِيّاً مِّنَ الصَّالِحِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ درحالي‌ كه‌ در محراب‌ به‌ نماز ايستاده‌ بود، فرشتگان‌ ندايش‌ دادند» به‌ قولي‌: مراد از فرشتگان، جبرئيل‌(ع) است‌ «كه‌ خداوند تو را به» تولد «يحيي ‌مژده‌ مي‌دهد» اسم‌ يحيي‌ در انجيل‌ «يوحنا» بود «كه‌ تصديق‌ كننده» حقانيت‌ «كلمه‌اي‌ است‌ از جانب‌ الله» يعني‌: تصديق‌ كننده‌ عيسي‌(ع) است‌. عيسي‌(ع) را«كلمه‌ الله» ناميدند زيرا او با كلمه‌ «كن» از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ به ‌وجود آمد.چنين‌ بود كه‌ يحيي‌(ع) به‌دنيا آمد و به‌ نزديك‌ بودن‌ بعثت‌ عيسي‌(ع) مژده‌ داد، وعيسي‌(ع) در زمان‌ وي‌ مبعوث‌ شد. يادآور مي‌شويم‌ كه‌ يحيي‌ پسرخاله‌ عيسي‌(ع) و اولين‌ كسي‌ بود كه‌ به‌ وي‌ ايمان‌ آورد و تصديقش‌ كرد. همچنين‌ يحيي‌ «سيد است ‌و حصور» سيد: كسي‌ است‌ كه‌ با بردباري، بزرگواري‌ و پرهيزكاري، بر قوم‌ خويش ‌سيادت‌ و سروري‌ مي‌كند. حصور: كسي‌ است‌ كه‌ از زنان، خوددار و پرهيزنده‌است‌. آري‌! يحيي‌(ع) از نزديكي‌ به‌ زنان‌ محصور بود و مانند ديگر مردان‌ با آنان ‌مقاربت‌ نمي‌كرد، يا به ‌سبب‌ آن‌ كه‌ بر اين‌ كار قادر نبود، يا از روي‌ زهد و عفت ‌نفس، خود را از اين‌ كار باز مي‌داشت‌.
قاضي‌ عياض‌ در كتاب‌ «شفاء» مي‌گويد: «بدان ‌كه‌ كناره‌گيري‌ يحيي‌ از زنان، به‌ سبب‌ آن‌ نبود كه‌ او آلت‌ مردي‌ نداشت‌ زيرا اين‌ نقيصه‌اي‌ است‌ كه‌ لايق‌ شأن‌انبيا(ع) نيست، بلكه‌ معناي‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ او از گناهان‌ معصوم‌ بود، گويي‌ ازنزديكي‌ به‌ گناه‌ باز داشته‌ مي‌شد». «و» يحيي‌ «پيامبري‌ از شايستگان‌ است» يعني‌: او پيامبري‌ است‌ كه‌ فرايض‌ و تكاليف‌ الهي‌ و حقوق‌ مردم‌ را ادا مي‌كند. اين‌ دومين‌ مژده‌ در مورد يحيي‌(ع) بعد از بشارت‌ به‌ تولد وي‌ است‌.
 
سوره آل عمران آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
زكريا كه‌ سالمند بود «گفت‌: پروردگارا! چگونه‌ مرا پسري‌ باشد درحالي ‌كه‌ پيري‌ام ‌بالا گرفته‌ است» و كهنسال‌ گشته‌ام‌. گويند كه‌ او نود، يا صد و بيست‌ سال‌ عمرداشت‌. «و» درعين‌ حال‌ «زنم‌ عاقر است» عاقر: زني‌ است‌ كه‌ نمي‌زايد، يعني‌: عقيم‌ بودن، مانع‌ بچه‌دارشدن‌ وي‌ مي‌شود. به‌ اين‌ ترتيب، زكريا به‌ وجود آمدن ‌فرزند را از خود و همسرش‌ دور پنداشت‌ زيرا عادت‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ فرزند از چنين‌ مرد و زني‌ به‌وجود نيايد «گفت» پروردگار متعال‌ «همچنين‌ است، خدا هر چه ‌بخواهد مي‌كند» از كارهاي‌ عجيب‌ و شگفت‌آور، و در پيشگاه‌ قدرت‌ وي‌ هيچ‌ كاري‌ دشوار نيست‌. پس، اي‌ زكريا! چرا اين‌ كار را بعيد مي‌پنداري‌؟
 
سوره آل عمران آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزاً وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيراً وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
زكريا «گفت‌: پروردگارا! براي‌ من‌ نشانه‌اي‌ قرار ده» كه‌ با آن‌ از باردار شدن‌ زنم ‌آگاه‌ شوم‌ و اين‌ نعمت‌ را با سپاس‌ و شكر تو دنبال‌ كنم‌ «فرمود: نشانه‌ات‌ اين‌ است‌كه‌ سه‌ روز نمي‌تواني‌ با مردم‌ سخن‌ گويي‌ جز به‌ رمز» يعني‌: در اين‌ سه‌ روز ـ باآن‌ كه‌ صحيح‌ و سالم‌ هستي‌ ـ از سخن‌ گفتن‌ با مردم‌ ـ اما نه‌ از اذكار و نيايش‌ها ـ بازداشته‌ مي‌شوي‌. حق‌ تعالي‌ اين‌ نشانه‌ را براي‌ آن‌ قرار داد تا زكريا در اين‌ سه‌ روز به‌ شكرانه‌ نعمتي‌ كه‌ بر وي‌ ارزاني‌ داشته‌ است، كاملا خود را براي‌ ذكر وي‌ فارغ‌گرداند. رمز: اشاره‌ نمودن‌ با لبها، يا چشمها، يا ابروها، يا دستهاست‌ «و پروردگارت‌ را بسيار ياد كن‌ و شامگاهان» از هنگام‌ زوال‌ خورشيد تا غروب‌ آن‌ «وبامدادان» از طلوع‌ صبح‌ تا چاشتگاه‌ «او را تسبيح‌ گوي» و نماز بگزار. نماز راتسبيح‌ ناميد زيرا در آن‌ تنزيه‌ و تقديس‌ خداوند متعال‌ از بدي‌ها و عيب‌هاست‌.
 
سوره آل عمران آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَتِ ال