ع‌ خبر ده‌! وآن‌ سه‌ سؤال‌ را مطرح‌ كردند. رسول‌ خداص بي‌آن‌كه‌ استثنا كنند (يعني‌ ان‌شاءالله بگويند)، به‌ آنان‌ فرمودند: «فردا شما را از آنچه‌ سؤال‌ كرديد، خبر مي‌دهم‌». قريش‌ برگشتند اما رسول‌ خداص پانزده‌ روز منتظر وحي‌ باقي‌ ماندند وخداوند متعال‌ برايشان‌ در اين‌باره‌ وحيي‌ نفرستاد، به‌ علاوه‌ جبرئيل‌(ع) نيز نزدشان ‌نيامد تا آن‌كه‌ در مكه‌ غلغله‌ افتاد كه‌: محمد به‌ ما «فردا» را وعده‌ داد و امروز پانزده‌ روز از آن‌ وعده‌اش‌ گذشته‌ و هيچ‌ خبري‌ هم‌ از سوي‌ وي‌ نيست‌! رسول‌ خداص از درنگ‌ وحي‌ سخت‌ اندوهناك‌ شدند و سخنان‌ مشركان‌ مكه‌ برايشان‌ دشوار آمد. سپس‌ جبرئيل‌(ع) از سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ سوره‌ «كهف‌» را برايشان‌ فرود آورد كه‌ در آن‌، ضمن‌ اين‌كه‌ پروردگار متعال‌ پيامبر خويش‌ را از اندوهگين‌شدن‌ بر كفر كفار برحذر مي‌دارد، داستان‌ جوانان‌ كهف‌، داستان‌ مرد گردشگر (ذوالقرنين‌) و داستان‌ خضر و موسي‌ علیهماالسلام را نيز در آن‌ بيان‌ مي‌كند و از روح‌ هم‌ كه‌ در سوره ‌«اسراء» پاسخ‌ داد.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2476.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:2477.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:2478.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:2479.txt"> آيه  8</a><a class="text" href="w:text:2480.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:2481.txt">آيه  10</a><a class="text" href="w:text:2482.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:2483.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:2484.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:2485.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:2486.txt">آيه  15</a></body></html>سوره كهف آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ اين‌ امر» يعني‌: به‌ فرزند داشتن‌ خداي‌ سبحان‌، يا به‌ اين‌كه‌ او فرزندي ‌برگرفته‌ است‌ «نه‌ خودشان‌ علمي‌ دارند و نه‌ پدرانشان‌» يعني‌: خود و پيشينيانشان ‌دليل‌ روشني‌ بر اين‌ امر كه‌ خداي‌ سبحان‌ فرزندي‌ گرفته‌ است‌ ندارند بلكه‌ پدرانشان ‌در اين‌ پندار و گمان‌ خويش‌، بر جهل‌ و گمراهي‌ قرار داشتند و فرزندانشان‌ نيز ازآنان‌ تقليد كرده‌ و همگي‌ گمراه‌ شدند «بزرگ‌ سخني‌ است‌ كه‌ از دهانشان ‌برمي‌آيد» به‌ كدامين‌ جرأت‌ چنين‌ سخني‌ را بر زبان‌ آوردند! «جز دروغ‌نمي‌گويند» دروغي‌ كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ ذره‌اي‌ از صدق‌ و راستي‌ در آن‌ نيست‌.
 
سوره كهف آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«مگر تو جان‌ خود راكشنده‌اي‌» يعني‌: هلاك‌كننده‌ خويش‌ هستي‌ «در پي‌آنان‌» يعني‌: در پي‌ روگرداني‌ و اعراض‌ كفار «اگر به‌ اين‌ سخن‌» يعني‌: به‌ قرآن ‌«ايمان‌ نياورند، از اندوه‌» اسفا: يعني‌ از خشم‌ يا اندوه‌ بر اين‌ افترايشان‌ و بر ساير كفرورزي‌ هايشان‌. يعني‌: اي‌ محمد! كار را بر خود آسان‌ بگير زيرا مأموريتي‌ كه ‌تو براي‌ انجام‌ آن‌ برانگيخته‌ شده‌اي‌، فقط ابلاغ‌ رسالتي‌ است‌ كه‌ ما بر دوش‌ تو نهاده‌ايم‌ و تو هرگز به‌ اين‌ مكلف‌ نيستي‌ كه‌ ايمان‌ را در دلهايشان‌ وارد كرده‌ و خود را در حسرت‌خوردن‌ بر كفرشان‌ تلف‌ گرداني‌.
 
سوره كهف آيه  7
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌ آنچه‌ را كه‌ بر زمين‌ است‌، ما براي‌ آن‌ آرايشي‌ قرار داديم‌» يعني‌: ما آنچه‌ را كه‌ صلاحيت‌ آراستگي‌ براي‌ زمين‌ را دارد؛ مانند حيوانات‌، نباتات‌ و جمادات‌ و آنچه‌ كه‌ به‌ بشر اختراع‌، اكتشاف‌ و ساختن‌ آن‌ را الهام‌ كرده‌ايم‌؛ مانند تأسيسات‌، ساختمانها، البسه‌، كالاهاي‌ مصنوعي‌ و غيره‌...  را براي‌ زمين‌ آرايشي ‌قرار داديم‌ «تا آنان‌ را بيازماييم‌ كه‌ كدام‌ يك‌ از آنان‌ نيكوكارترند» آيا اين‌ يكي‌ عمل‌ نيكوتري‌ دارد يا آن‌ يكي‌؟ و تا بيازماييم‌ كه‌ كدام‌ يك‌ از آنان‌ در كاربرد مال‌، منصب‌، قدرت‌ و ديگر مواهبي‌ كه‌ به‌ وي‌ داده‌ شده‌، صالح‌تر و شايسته‌تر است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «در حقيقت‌ دنيا شيرين‌ و خرم‌ است‌ و همانا خداوند متعال‌ جانشين‌ كننده‌ شما در آن‌ مي‌باشد پس‌ مي‌نگرد كه‌ چگونه‌ عمل ‌مي‌كنيد».
 
سوره كهف آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيداً جُرُزاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ از زوال‌ و فناي‌ دنيا خبر داده‌ مي‌فرمايد: «و ما البته‌» در هنگام ‌به‌ پايان‌ رسيدن‌ عمر دنيا «آنچه‌ را كه‌ بر آن‌ است‌» يعني‌ بر زمين‌ است‌ از آن ‌آرايش‌ها «ميداني‌ هموار» و بياباني‌ صاف‌ و «بي‌گياه‌ خواهيم‌ ساخت‌» كه‌ در آن‌ نه ‌زراعتي‌ است‌ و نه‌ زينتي‌، همانند كشتزاري‌ كه‌ ملخ‌ آن‌ را خورده‌ باشد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:249.txt">آيه  197</a><a class="text" href="w:text:250.txt">آيه  198</a><a class="text" href="w:text:251.txt">آيه  199</a><a class="text" href="w:text:252.txt">آيه  200</a><a class="text" href="w:text:253.txt">آيه  201</a><a class="text" href="w:text:254.txt">آيه  202</a></body></html>سوره كهف آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ حق‌ تعالي‌ به‌ بيان‌ داستان‌ اصحاب ‌«كهف‌» مي‌پردازد. گفتني‌ است ‌كه ‌حكمت‌ در وقوع‌ رخداد «اصحاب‌كهف‌»، راه‌نمودن‌ انسانها به‌ امكان‌ وقوع‌ رستاخيز بعد از مرگ‌ و دادن‌ اين‌ استنباط به‌ آنان‌ است‌ كه‌ اگر آخرت‌ حق‌ است‌ ـ كه‌ حق‌ است‌ ـ ديگر آرايش‌هاي‌ دنيا در برابر آن‌ قدر و بهايي‌ ندارد.
«آيا پنداشتي‌ كه‌ اصحاب‌ كهف‌ و رقيم‌ از جمله‌ نشانه‌هاي‌ ما، شگفت‌آور بودند» يعني‌: اي‌ محمد! مگر پنداشتي‌ كه‌ فقط داستان‌ اصحاب‌ كهف‌ و رقيم‌ كه‌ از نشانه‌هاي‌ ماست‌، شگفت‌ آور بود؟ نه‌! چنين‌ مپندار زيرا همه‌ آيات‌ ونشانه‌هاي‌ ما بسان‌ اين‌ نشانه‌ ـ بلكه‌ بيشتر از آن‌ ـ شگفت‌آورند. كهف‌: يعني‌ غاري ‌در كوه‌. رقيم‌: نام‌ وادي‌ يا قريه‌ يا سنگ‌نوشته‌اي‌ است‌ كه‌ نامهاي‌ اصحاب‌ كهف ‌در آن‌ حك‌ شده‌ بود. ابن‌كثير ترجيحا بر آن‌ است‌ كه‌ رقيم‌: همان‌ سنگ‌نوشته ‌(لوح‌) است‌.
مورخان‌ در اين‌ امر كه‌ غار اصحاب‌ كهف‌ در كجا واقع‌ شده‌، اختلاف‌ نظر دارند؛ بعضي‌ بر آنند كه‌ اين‌ غار در وادي‌اي‌ نزديك‌ عقبه‌ ـ جنوب‌فلسطين‌ ـ قرار دارد، بعضي‌ آن‌ را در نينوي‌ از سرزمين‌ موصل‌ كه‌ در شمال‌ عراق ‌واقع‌ است‌، پنداشته‌اند، بعضي‌ مي‌گويند: اين‌ غار در جنوب‌ تركيه‌ در محلي‌ به‌ نام ‌طرسوس‌ از بلاد روم‌ سابق‌ واقع‌ شده‌ است