ه‌ در آن‌ هنگام‌ به‌ دست‌ مسيح‌(ع)  به‌ قتل‌ مي‌رسند، كساني‌اند كه‌ با دجال‌ همراه‌ گرديده‌اند و نصوص‌ و روايات‌ بر اين‌ امر صراحت‌ دارد كه‌ مسجدالاقصي‌ در آن‌ وقت‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ است‌ و قدس‌ پايتخت‌ خلافت ‌اسلامي‌ مي‌باشد و اين‌ نشانه‌ها همه‌ با وضع‌ كنوني‌ كه‌ يهود بر آن‌ ديار مقدس‌ مسلط اند، منافات‌ دارد»[1].
[1] ان‌ شاءالله كه‌ انتفاضه‌ كنوني‌ فلسطينيان‌ عليه‌ يهود، طليعه‌ پيروزي‌ مسلمين‌ و اضمحلال‌ يهود باشد.	سوره إسراء آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ اي‌ بني‌اسرائيل‌! چرا به‌ قرآن‌ ايمان‌ نمي‌آوريد، درحالي‌كه‌: «قطعا اين‌قرآن‌ به‌ آييني‌ كه‌ پايدارتر است‌ راه‌ مي‌نمايد» اين‌ آيين‌ پايدارتر، همانا آيين‌ حنيف ‌اسلام‌ است‌ كه‌ استوارترين‌ و درست‌ترين‌ آيين‌هاست‌، آييني‌ كه‌ مبناي‌ آن‌ توحيد حق‌ تعالي‌ و ايمان‌ به‌ همه‌ پيامبرانش‌ بوده‌ و به‌سوي‌ ارزشهاي‌ والاي‌ حق‌ و عدل‌ و خير دنيا و آخرت‌ راهنمون‌ مي‌گردد «و مؤمنان‌ را بشارت‌ مي‌دهد» با وعده‌ها و مژده‌هاي‌ نيك‌ اما نه‌ همه‌ مؤمنان‌ را بلكه‌ فقط كساني‌ را «كه‌ كارهاي‌ شايسته‌مي‌كنند» كارهايي‌ كه‌ قرآن‌ به‌ انجام‌دادن‌ آنها فرمان‌ داده‌ است‌، اين‌ بشارت ‌عبارت‌ است‌ از اين‌ «كه‌ پاداشي‌ بزرگ‌ برايشان‌ خواهد بود» در آخرت‌، كه‌ اين ‌پاداش‌ بهشت‌ برين‌ است‌.
 
سوره إسراء آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وأَنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌كه‌ براي‌ كساني‌ كه‌ به‌ آخرت‌ ايمان‌ نمي‌آورند» و اخبار و احكام‌ مربوط به‌آن‌ را كه‌ در قرآن‌ بيان ‌شده‌ باور نمي‌دارند «عذابي‌ دردناك‌ آماده‌ كرده‌ايم‌» كه‌ همانا عذاب‌ دوزخ‌ است‌. حاصل‌ معني‌ اين‌كه‌: خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را به‌ دو نوع‌ از بشارت‌ مژده‌ مي‌دهد؛ يكي‌ به‌ پاداش‌ دادن‌ خودشان‌ و ديگري‌ به‌ عذاب‌ كردن‌ دشمنانشان‌.
 
	سوره إسراء آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَدْعُ الإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الإِنسَانُ عَجُولاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آدمي‌ به‌ بدي‌ دعا مي‌كند» و آن‌ نفرين‌ شخص‌ عليه‌ خود و فرزندانش‌ به‌ آنچه‌ كه‌ دوست‌ ندارد مورد اجابت‌ قرارگيرد؛ در هنگام‌ تنگ‌دلي‌ است‌ «همانند دعاي‌ وي‌ به‌ خير» براي‌ خود و خانواده‌اش‌، چون‌ طلب‌ عافيت‌ و روزي‌ و مانند آن‌. پس ‌اگر خداوند(ج)  دعاي‌ بدش‌ را عليه‌ خودش‌ اجابت‌ نمايد، يقينا او هلاك‌ مي‌شود ولي‌ حق‌ تعالي‌ از روي‌ فضل‌ و رحمت‌ دعاي‌ بد وي‌ را در حق‌ خودش‌ و فرزندانش‌ اجابت‌ نمي‌كند «و آدمي‌ شتابكار است‌» يعني‌: طبيعت‌ وي‌ بر شتابكاري ‌سرشته‌ شده‌ و از شتابزدگي‌ و عجله‌كاري‌ اوست‌ كه‌ شر و بدي‌ را همچون‌ خير وخوبي‌ براي‌ خود درخواست‌ مي‌كند. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ جابر(رض)  از رسول‌ خداص آمده‌ است‌ كه‌ فرمودند: «بر خود و اموال‌ خود نفرين‌ نفرستيد كه‌مبادا از جانب‌ خدا با ساعتي‌ همراه‌ و موافق‌ شويد كه‌ دعا در آن‌ مورد اجابت‌ قرار مي‌گيرد».
شيخ‌ سعيد حوي: در تفسير «الاساس‌» مي‌گويد: «مناسبت‌ اين‌ بيان‌ بعد از سخن‌ گفتن‌ در مورد مسجدالاقصي‌ و بني‌اسرائيل‌ اين‌ است‌ كه‌ شتابزدگي‌ بسياري ‌از مردم‌ در پايان‌ دادن‌ به‌ اشغال‌ يهود بر سرزمين‌ قدس‌، آنان‌ را بر آن‌ واداشته‌ كه ‌از اسلام‌ دست‌ بردارند و راه‌ و روش‌هاي‌ ديگري‌ را كه‌ گمان‌ مي‌كنند آنها را زودتر به‌ مقصد مي‌رساند در پيش‌ بگيرند اما بي‌گمان‌ اين‌ راه‌ و روش‌ها آنان‌ رابيچاره‌تر و يهود را مستحكم‌تر ساخته‌ است‌ پس‌ نزول‌ اين‌ دو آيه‌ در ميانه‌ بحث‌ از بني‌اسرائيل‌، به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ راه‌ حل‌ قضيه‌ فلسطين‌ در چنگ ‌زدن‌ به‌قرآن‌ و ايمان‌ و عمل‌ شايسته‌ است‌ و بس‌».
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:237.txt">آيه  187</a><a class="text" href="w:text:238.txt">آيه  188</a><a class="text" href="w:text:239.txt">آيه  189</a><a class="text" href="w:text:240.txt">آيه  190</a></body></html>سوره إسراء آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شب‌ و روز را دو نشانه‌ قرارداديم‌» بر وجود و آفرينندگي‌ خويش‌، به‌ سبب‌ عجايبي‌ كه‌ در آنها وجود دارد؛ چون‌ پياپي ‌آمدن‌ آنها، اختلاف‌ آنها در درازي‌ وكوتاهي‌ ـ  به‌ طوري‌كه‌ شب‌ و روز در طول‌ سال‌ از روزي‌ تا روز ديگر و از مكاني‌ در زمين‌ تا مكان‌ ديگر اختلاف‌ پيدا مي‌كنند ـ و نيز اختلاف‌ آنها در گرما و سرما و در تاريكي‌ و روشني‌. بنابراين‌، شب‌ و روز براي‌ كساني‌كه‌ در آفرينش ‌شگفت‌آساي‌ آنها تفكر كنند، نشانه‌ و دليلي‌ روشن‌ بر وجود آفريننده‌ و قدرت‌ بي‌مثال‌ وي‌اند «پس‌ نشانه‌ شب‌ را محو ساختيم‌» يعني‌: يكي‌ از آن‌ دو نشانه‌ را كه ‌شب‌ است‌، تاريك‌ و فاقد روشني‌ آفريديم‌. به‌قولي‌: مراد از نشانه‌ شب‌، مهتاب ‌است‌ «و نشانه‌ روز را روشني‌بخش‌ گردانيديم‌» يعني‌: روز را روشني‌بخش‌ گردانيديم‌، به‌طوري‌كه‌ اشيا در آن‌ ديده‌ مي‌شود «تا در آن‌ فضلي را از پرودگارتان ‌بجوييد» يعني‌: تا در روشني‌ روز به‌ رتق‌ و فتق‌ امور و پيشبردن‌ راههاي‌ معيشت‌تان ‌دسترسي‌ يابيد اما شب‌ را به‌ سبب‌ آن‌ تاريك‌ گردانيديم‌ تا در آن‌ آرام‌ گيريد «و تا عدد سالها و حساب‌» عمرها و رويدادها «را بدانيد» زيرا شناخت‌ شماره‌ سالها وحساب‌ ماهها و روزها، جز با اختلاف‌ شب‌ و روز ميسر نيست‌.
پس‌ بنابر قول‌ اول‌ در تفسير «نشانه‌ شب‌» كه‌ مراد از آن‌ خود شب‌ است‌ نه‌ مهتاب‌، مراد سالهاي‌ شمسي‌ است‌ ولي‌ بنابر قول‌ دوم‌ كه‌ مراد از «نشانه‌ شب‌» مهتاب‌ است‌، سالها به‌ حساب‌ قمري‌ است‌.
فرق‌ در ميان‌ «عدد» و «حساب‌» اين‌ است‌ كه‌: عدد عبارت‌ از شمارش‌ همانندهاي‌ چيزي‌ است‌ كه‌ در مجموع‌ تشكيل‌ دهنده‌ آن‌ چيزند اما حساب‌: عبارت‌ از شمارش‌ يك‌ دسته‌ معيني‌ است‌ كه‌ يك‌ چيز از آنها ساخته‌ مي‌شود. پس‌سال‌ نظر به‌ اين‌كه‌ از روزها متشكل‌ است‌، (365) روز مي‌باشد و اين‌ عدد است ‌اما نظر به‌ اين‌كه‌ يك‌ سال‌ از دوازده‌ ماه‌ تشكيل‌ يافته‌ و هر ماهي‌ سي‌روز است‌ و هرر