و تبارم‌ را نيز برپادارنده‌ نماز قرار ده. ابراهيم‌(ع)  همه‌ را در دعاي‌ خويش‌ شامل ‌نساخت‌ زيرا مي‌دانست‌ كه‌ بعضي‌ از آنان‌ از جمله‌ كفار خواهند بود و نماز را برپا نخواهند داشت‌ و خداي‌ عزوجل‌ خود او را از اين‌ امر آگاه‌ كرده‌ بود «پروردگارا! ودعاي‌ مرا بپذير» يعني‌: دعايم‌ را اجابت‌ كن، يا عبادتم‌ را بپذير.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:210.txt">آيه  164</a><a class="text" href="w:text:211.txt">آيه  165</a><a class="text" href="w:text:212.txt">آيه  166</a><a class="text" href="w:text:213.txt">آيه  167</a><a class="text" href="w:text:214.txt">آيه  168</a><a class="text" href="w:text:215.txt">آيه  169</a></body></html>آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! روزي‌ كه‌ حساب‌ برپا مي‌شود» يعني‌: روز ثبوت‌ حساب‌ بر مكلفان‌ در محشر و اين‌ تعبير چنان‌ است‌ كه‌ گفته‌ مي‌شود: بازار برپا شد «بر من‌ و بر پدر و مادرم‌ بيامرز» به‌ قولي‌: او قبل‌ از آن‌كه‌ بداند پدر و مادرش‌ دشمن‌ خداي‌ سبحانند، براي‌ آنها طلب‌ مغفرت‌ كرد «و بر مؤمنان‌» نيز بيامرز. از ميان‌ بندگان ‌خدا(ج)  مؤمنان‌ را به‌ دعاي‌ مغفرت‌ مخصوص‌ ساخت‌ زيرا دعاي‌ مغفرت‌ در حق‌ كفار جايز نيست.
 
	آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و خدا را از آنچه‌ ستمكاران‌ مي‌كنند، غافل‌ مپندار» يعني‌: چون‌ ستمگران‌ را در سلامتي‌ و امنيت‌ و نعمت‌ ديدي، اين‌ پندار بر ذهن‌ و ضميرت‌ غالب‌ نشود كه‌ خداي‌ سبحان‌ از سزاوار بودن‌ آنها براي‌ عذاب‌ غافل‌ است‌ «جز اين‌ نيست‌ كه‌ آنان‌را» يعني‌: مجازات‌ آنان‌ را در برابر ستمشان‌ «براي‌ روزي‌ كه‌ چشمها در آن‌ خيره‌ شود به‌تأخير مي‌اندازد» يعني‌: آنها را در دم‌ مجازات‌ نمي‌كند بلكه‌ كيفر آنان‌ را براي‌ روزي‌ به‌تأخير مي‌اندازد كه‌ چشمهاي‌ محشريان‌ در آن‌ باز مانده‌ و بسته‌ نمي‌شود; از هول‌ آنچه‌ كه‌ در اين‌ روز مي‌بينند و از شدت‌ حيرت‌ و دهشتي‌ كه‌ بر آنها چيره ‌مي‌شود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2093.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2094.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2095.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:2096.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:2097.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:2098.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:2099.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:2100.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:2101.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:2102.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُءُوسِهِمْ لاَ يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ خداوند متعال‌ كيفيت‌ برخاستنشان‌ از قبرها و شتافتن‌شان‌ به‌ سوي‌ ميدان ‌حشر را بيان‌ كرده‌ مي‌فرمايد: «شتابانند» به‌سوي‌ محشر در پي‌ نداي‌ دعوتگر «سربه‌ بالا برداشتگان‌» به‌سوي‌ آسمان‌ و نگاه‌كنندگان‌ به‌سوي‌ آن؛ با نگاه‌هاي‌ پر از هول‌ و هراس‌ و بيچارگي‌ و ذلت، به‌طوري‌كه‌ همه‌ سر به‌ آسمان‌ دارند و كسي‌ به‌ديگري‌ نمي‌نگرد «چشمشان‌ به‌سويشان‌ باز نمي‌گردد» يعني‌: چشمهايشان‌ همچنان ‌باز و مبهوت‌ باقي‌ مي‌ماند «و دلهايشان‌ خالي‌ است‌» از عقل‌ و فهم‌ و جرأت، به‌سبب‌ پريشاني‌ و هراس‌ و حيرت‌ و دهشتي‌ كه‌ به‌ آن‌ در افتاده‌اند.
 
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَالٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بترسان‌» اي‌ پيامبر! ص «مردم‌ را از روزي‌ كه‌ عذاب‌ بر آنان‌ مي‌آيد» كه‌ آن ‌روز، روز قيامت‌ است‌ «پس‌ آنان‌ كه‌ ستم‌ كرده‌اند، مي‌گويند» يعني‌: كافران‌ در آن ‌روز مي‌گويند: «پروردگارا! ما را تا چندي‌ مهلت‌ بخش‌» ما را تا زماني‌ معين‌ كه‌ دور نيست، مهلت‌ ده‌ و به‌ دنيا برگردان‌ «تا دعوت‌ تو را» كه‌ بر زبان‌ پيامبرانت‌ مطرح ‌كرده‌اي‌ «اجابت‌ كنيم‌ و از پيامبران‌ پيروي‌ كنيم‌» در آن‌ برنامه‌ها و تكاليفي‌ كه‌ به‌ ما ابلاغ‌ كرده‌اند و در اين‌ مهلت، آنچه‌ را كه‌ در قبال‌ آن‌ كوتاهي‌ و اهمال‌ كرده‌ايم، جبران‌ كنيم.
در اينجاست‌ كه‌ به‌ شيوه‌ توبيخ‌ در پاسخشان‌ گفته‌ مي‌شود: «مگر شما پيش‌ از اين‌ قسم‌ نمي‌خورديد كه‌ شما را هيچ‌ زوالي‌ نيست‌؟» آيا اين‌ شما نبوديد كه‌ در دنياسوگند مي‌خورديد كه‌ فنا ناپذيريد و هرگز در پي‌ آن‌ دنيا قيامت‌ و معادي‌ نيست‌؟!
	آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَسَكَنتُمْ فِي مَسَاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و سكونت‌ گزيديد» يعني‌: مستقر شديد «در منازل‌ كساني‌ كه‌ بر خود ستم‌كردند» آن‌ منازل‌ عبارت‌ از: شهرهاي‌ ثمود و مانند آن‌ از اماكن‌ كفاري‌ است‌ كه‌ باكفر به‌ خداي‌ سبحان‌ و نافرماني‌ وي‌ بر خويشتن‌ ستم‌ كردند «و براي‌ شما آشكار شد» با مشاهده‌ آثار عذابشان‌ «كه‌ با آنان‌ چگونه‌ معامله‌ كرديم‌» و چه‌ مجازات‌ و عذاب‌ سختي‌ در برابر جرايم‌ و گناهان‌ و نافرماني‌هايشان‌ به‌ آنان‌ رسانديم، اما با وجود مشاهده‌ اين‌ آثار، درس‌ عبرت‌ نگرفتيد «و مثلها براي‌ شما زديم‌» دركتابهاي‌ خود و بر زبان‌ پيامبران‌ خويش‡ به‌جهت‌ توضيح‌ و بيان‌ بيشتر و اتمام‌ واكمال‌ حجت. يعني‌: پس‌ چرا آن‌ همه‌ حجت‌ را مورد انكار قرار داده‌ و از آنها درس‌ نگرفتيد؟!
 
	آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَدْ مَكَرُواْ مَكْرَهُمْ وَعِندَ اللّهِ مَكْرُهُمْ وَإِن كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌يقين‌ آنان‌ نيرنگ‌ خود را به‌كار بردند» در انكار حق‌ و اثبات‌ باطل‌ بزرگي‌ كه‌ تمام‌ توش‌ و توان‌ خود را در راه‌ آن‌ نهاده‌اند «و مكرشان‌ نزد خداست‌» يعني‌: با دوستان‌ خداي‌ سبحان‌ مكر مي‌ورزند در حالي‌كه‌ او آنان‌ را در حال‌ مكرورزي ‌مي‌بيند و بر مكر و نيرنگشان‌ احاطه‌ داشته‌ و آن‌ را دقيقا مي‌داند «هرچند از مكرشان‌ كوهها از جاي‌ برآيند» يعني‌: هرچند نيرنگ‌ آنان‌ تا بدان‌ پايه‌ نيرومند باشد كه‌ به‌ ازجا كنده‌ شدن‌ كوهها بينجامد، اما باوجود آن‌ نيرنگ‌ بزرگ، خداي‌ عزوجل‌ دين‌خويش‌ را نصرت‌ مي‌دهد. به‌ قولي‌ ديگر معني‌ اين‌ است‌: خداوند(ج)  از نيرنگشان ‌آگاه‌ است‌ و او نيرنگشان‌ را چنان‌ بزرگ‌ نمي‌داند كه‌ كوهها بر اثر آن‌ از جاي ‌برآيند بلكه‌ نيرنگش