ا آن‌ را ترك‌ كنيم‌ و با آن‌ وداع‌ گوييم، يا از آن‌ بي‌نياز باشيم‌ پروردگارا». پس‌ بارخدايا! ما تو را بر هر نعمتي‌ كه‌ به‌ ما داده‌اي‌ و جز تو هيچ‌كس‌ ديگر، حد ومرز و مقدار آن‌ را نمي‌داند، شكر و سپاس‌ مي‌گوييم‌: «اللهم‌ إنا نشكرك‌ علي‌ كل نعمة أنعمت‌ بها علينا مما لا يعلمه‌ إلا أنت‌» «همانا انسان‌ ستم‌ پيشه‌ است‌» بر خود با غفلت‌ از شكر نعمت‌ «ناسپاس‌ است‌» كفار: بسيار ناسپاس‌ است‌ نعمتهاي‌ خداوند(ج)  را بر خود و منكر آن‌ نعمتهاست‌ و چنان‌كه‌ بايد شكرگزار آنها نيست.
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و ياد كن‌ هنگامي‌ را كه‌ ابراهيم‌ گفت‌» بعضي‌ از مفسران‌ برآنند كه‌ ذكر داستان ‌ابراهيم‌(ع)  در اينجا همچون‌ مثالي‌ براي‌ كلمه‌ پاكي‌ است‌ كه‌ در هر وقت‌ ميوه‌اي ‌پاك‌ مي‌دهد[2] لذا ابراهيم‌(ع)  در عبادت‌ خداي‌ عزوجل‌ الگو و نمونه‌ است‌ و بايد موحدان‌ به‌ او اقتدا كنند. آري‌! ابراهيم‌(ع)  دعاي‌ پايداري‌ بر آيين‌ توحيد كرد وگفت‌: «پروردگارا، اين‌ شهر را» يعني‌: مكه‌ را «جايي‌ امن‌ بگردان‌ و مرا و فرزندانم‌ را از پرستيدن‌ بتان‌ دور دار» به‌ قولي‌: مراد وي‌ فرزندان‌ صلبي‌اش، و به‌ قولي‌ ديگر: مراد وي‌ تمام‌ ذريه‌ و تبارش‌ بود. صنم‌: تمثالي‌ بود كه‌ اهل‌ جاهليت‌ از سنگ‌ و مانند آن‌ مي‌ساختند و آن‌ را پرستش‌ مي‌كردند.
وقتي‌ ابراهيم‌(ع)  ـ اين‌ قافله‌سالار توحيد و پدر پيامبران‡ ـ از عبادت‌ بتان‌ به‌خدا(ج)  پناه‌ برده‌ و دعا مي‌كند كه‌ حق‌ تعالي‌ او را از آن‌ دور بدارد پس‌ ديگران‌ به‌ترس‌ از افتادن‌ در اين‌ ورطه‌ سزاوارترند زيرا هر عصري‌ داراي‌ بتان‌ و اصنام ‌مخصوص‌ به‌ خود است‌ كه‌ گاهي‌ حتي‌ بر تيزبينان‌ آن‌ عصر هم‌ پنهان‌ و ناشناخته‌ مي‌مانند لذا بايد به‌هوش‌ بود و بتان‌ زمان‌ خويش‌ را شناخت.
 
[2] نگاه‌ كنيد به‌ «آيه/‌25» از همين‌ سوره.آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا، آنها بسياري‌ از مردم‌ را گمراه‌ كردند» يعني‌: با آن‌كه‌ اين‌ بتان ‌جماداتي‌ بي‌درك‌ و شعور بيش‌ نيستند، اما سبب‌ گمراهي‌ بسياري‌ از مردم‌ شده‌اند پس‌ گويي‌ مردم‌ را گمراه‌ كرده‌اند «پس‌ هركه‌ از من‌ پيروي‌ كند» در دينم‌ و مسلماني ‌موحد شود «بي‌گمان‌ او از من‌ است‌» يعني‌: از اهل‌ دين‌ من‌ است‌ «و هر كه‌ مرا نافرماني‌ كند» و از من‌ پيروي‌ نكرده‌ و در آيين‌ من‌ در نيايد «پس‌ به‌ يقين‌ تو آمرزنده‌ مهرباني‌» هر چند گناه‌ وي‌ هم‌ بزرگ‌ باشد.
به‌ اين‌ مناسبت‌ خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌: اهل‌ سنت‌ و جماعت‌ ميان‌ جايز عقلي‌ وجايز شرعي‌ در حق‌ خداوند متعال‌ فرق‌ مي‌گذارند، يعني‌ در نزد آنان‌ عقلا جايز است‌ كه‌ خداوند متعال‌ هر گناهي‌ را بيامرزد ولي‌ چون‌ خود او خود خبر داده‌ كه ‌شرك‌ را نمي‌آمرزد پس‌ عقيده‌ به‌ اين‌كه‌ آمرزش‌ شرك‌ مستحيل ‌الوقوع‌ (غيرممكن‌) مي‌باشد، نيز واجب‌ است‌. هرچند به‌ قولي‌: مراد ابراهيم‌(ع)  در اينجا از نافرماني، نافرماني‌ از وي‌ در غير شرك‌ است.
 
	آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! هرآينه‌ من‌ بعضي‌ از فرزندانم‌ را» مراد فرزندش‌ اسماعيل‌(ع)  است ‌«در واديي‌ بي‌كشت‌» و بي‌آب‌ و علف‌ كه‌ وادي‌ مكه‌ است‌ «نزد خانه‌ محرم‌ تو سكونت‌ دادم‌» به‌ قولي‌: خانه‌ كعبه‌ را از آن‌ رو «محرم‌» ناميدند كه‌ بر متجاوزان‌ ستمگر هتك‌ حرمت‌ آن‌ حرام‌ گرديده‌ و نيز هر نوع‌ بي‌احترامي‌ و استخفاف‌ و اهانت‌ به‌ آن‌ حرام‌ است‌ «پروردگارا! تا نماز را برپا دارند» يعني‌: ايشان‌ را در اين ‌وادي‌ اسكان‌ دادم‌ تا در آن‌ نماز را بر پا دارند «پس‌ دلهاي‌ برخي‌ از مردم‌ را به‌ سوي ‌آنان‌ گرايش‌ ده‌» به‌ سبب‌ محبت‌ خود و خانه‌ات‌ و به‌ تبع‌ آن‌ محبت‌ مجاوران ‌خانه‌ات‌ تا در آن‌ حج‌ و عبادت‌ انجام‌ دهند. ابن‌عباس مي‌گويد: اگر ابراهيم‌(ع)  به‌جاي‌ «دلهاي‌ برخي‌ از مردم‌»، «دلهاي‌ همه‌ مردم‌» مي‌گفت، قطعا دلهاي‌ فارس ‌و روم‌ و تمام‌ مردم‌ به‌ كعبه‌ مشتاق‌ مي‌شد. «و آنان‌ را از محصولات‌ مورد نيازشان‌ روزي‌ده‌» محصولاتي‌ كه‌ در آن‌ مي‌روياني، يا به‌سوي‌ آن‌ از جاهاي‌ ديگر جلب ‌مي‌كني‌ «باشد كه‌ سپاسگزاري‌ كنند» نعمتهاي‌ تو را.
پس‌ خداوند(ج)  دعاي‌ ابراهيم‌(ع)  را اجابت‌ كرد و كعبه‌ را حرم‌ امني‌ گردانيد كه ‌تمام‌ محصولات‌ به‌سوي‌ آن‌ آورده‌ مي‌شود تا بدانجا كه‌ انسان‌ ميوه‌ بهاري‌ و تابستاني‌ و پاييزي‌ و زمستاني‌ را در يك‌ روز واحد در آن‌ مي‌يابد.
 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! بي‌گمان‌ تو آنچه‌ را كه‌ پنهان‌ مي‌داريم‌ و آنچه‌ را كه‌ آشكار مي‌كنيم، مي‌داني‌ و چيزي‌ در زمين‌ و در آسمان‌ بر خدا پوشيده‌ نمي‌ماند» آري‌! تو به‌ احوال‌ ومصالح‌ ما از خود ما داناتري‌ و از خود ما به‌ خود ما مهربان‌تري‌ پس‌ نيازي‌ وجود ندارد كه‌ ما طلب‌ كنيم، ليكن‌ ما تو را براي‌ اظهار عبوديت‌ و ابراز فقر خود به‌سوي ‌رحمتت‌ مي‌خوانيم؛ همچنين‌ بدان‌ جهت‌ كه‌ ما به‌ دريافت‌ اين‌ بركات‌ شتاب‌ داريم.
تكرار نداي‌ «ربنا» براي‌ مبالغه‌ در تضرع‌ و زاري‌ به‌ بارگاه‌ حق‌ تعالي‌ است.
	آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سپاس‌ خداوندي‌ را كه‌ با وجود سالخوردگي‌» من‌ و زنم‌ «اسماعيل‌ و اسحاق‌ را به‌من‌ بخشيد. به‌راستي‌ پروردگار، شنواي‌ دعاء است‌» به‌ قولي‌: اسماعيل‌(ع)  در نود و نه ‌سالگي‌ و اسحاق‌(ع)  در صد و دوازده‌ سالگي‌ ابراهيم‌(ع)  به‌دنيا آمدند.
 
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاَةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پروردگارا! مرا برپا دارنده‌ نماز قرار ده‌ و از فرزندان‌ من‌ نيز» يعني‌: برخي‌ از نسل‌ 