در نتيجه‌ او حق‌پرستان‌ را به‌ رحمت‌ خويش‌ دريابد. ابن‌جرير طبري ‌به‌ نقل‌ از امام‌ مالك‌ در تفسير: ﴿ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ﴾ مي‌گويد: «يعني‌: آنان‌ را براي‌ اين ‌آفريده‌ تا گروهي‌ در بهشت‌ و گروهي‌ در دوزخ‌ باشند». «و تمام‌ شد كلمه‌ پروردگار تو» يعني‌: و عده‌ و هشدار و قضا و امر وي‌ ثابت‌ شد و در آن‌ هيچ‌ تغيير و تبديلي ‌نيست‌. به‌ قولي‌: مراد از «كلمه‌» اين‌ سخن‌ پروردگار است‌: «البته‌ جهنم‌ را از جن‌ و انس‌» يعني‌: از كساني‌ كه‌ سزاوار آنند از اين‌ دوگروه‌ «يكسره‌ پر مي‌كنم‌» زيرا در ازل‌ چنين‌ مقدر كرده‌ام‌ و اين‌ قضا و فرمان‌ من‌ است‌ كه‌ از هر نوع‌ تغيير و تبديلي ‌به‌دور است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «خداوند متعال‌ به بهشت‌ فرمود: تو رحمت‌ مني‌ پس‌ به‌وسيله‌ تو بر هركه‌ بخواهم‌ رحم‌ مي‌كنم‌ و به‌ دوزخ‌ فرمود: توعذاب‌ مني‌ پس‌ به‌وسيله‌ تو هر كه‌ را بخواهم‌ عذاب‌ مي‌كنم‌ و بر من‌ است‌ پر ساختن ‌هر يك‌ از شما».
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر يك‌ از سرگذشتهاي‌ پيامبران‌ را كه‌ بر تو حكايت‌ مي‌كنيم‌، چيزي‌ است‌ كه‌ دلت ‌را بدان‌ استوار مي‌گردانيم‌» با افزودن‌ بر يقينت‌، تقويت‌ طمأنينه‌ و آرامشت‌ ومستحكم‌تر كردن‌ تكيه‌گاه‌هاي‌ روحي‌ات‌ «و براي ‌تو در اين‌» سوره‌ «حق ‌آمده‌» يعني‌: برتو در اين‌ سوره‌ برهان‌هاي‌ قاطعي‌ نازل‌ شده‌ كه‌ دال‌ بر درستي ‌عقيده‌ به‌ مبدأ و معاد است‌ «و موعظه‌ و تذكري‌ براي‌ مؤمنان‌ است‌» كه‌ مؤمنان‌ آگاه ‌از آن‌ پند مي‌گيرند و كسي‌ از ايشان‌ كه‌ در آن‌ تفكر كند، به‌ وسيله‌ آن‌ متذكر و متنبه‌ مي‌شود. مؤمنان‌ را از آن‌ جهت‌ به‌ اين‌ امر مخصوص‌ گردانيد كه‌ فقط ايشان ‌اهليت‌ و شايستگي‌ پند گرفتن‌ و توجه‌ و تنبه‌ به‌ آيات‌ قرآن‌ را دارند.
اين‌ سوره‌ دربرگيرنده‌ موعظه‌ها، تذكرات‌ و اندرزهاي‌ بسياري‌ در ضمن‌ طرح ‌داستانهاي‌ پيامبران‌(ع) با امتهايشان‌ است‌؛ و روشن‌ مي‌سازد كه‌ چگونه‌ آن ‌پيامبران‌، دعوت‌ امتهايشان‌ به‌سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ را تداوم‌ و استمرار بخشيده‌ و مجادله‌ها، مخاصمه‌ها، آزار و اذيت‌هاي‌ اقوامشان‌ را در اين‌ راه‌ تحمل‌ كرده‌اند. همچنين‌ در اين‌ سوره‌، خداوند(ج)  كيفيت‌ نجات‌ دادن‌ پيامبرانش‌ و مؤمنان‌ همراهشان‌ را به‌ تفصيل‌ تمام‌ بيان‌ كرده‌ و اين‌ امر را روشن‌ كرده‌ است‌ كه‌ او چگونه‌ ستمگران‌ را نابود كرده‌ و آنها را بعد از آن‌كه‌ وجود عيني‌ داشته‌اند، به‌ آثار برجاي‌ مانده‌اي‌ از يك‌ ويرانه‌ نابود شده‌، تبديل‌ كرده‌ است‌.
مراد از بيان‌ همه‌ اين‌ درسها و ماجراها، استوار ساختن‌ قلب‌ رسول‌ گرامي ‌اسلام‌ص در دعوتشان‌ و تذكر دادن‌ و توجيه‌ اهل‌ حق‌ به‌سوي‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه ‌سرانجام‌ نيك‌ و عاقبت‌ خوش‌ و پيروزمندانه‌، در نهايت‌ از آن‌ ايشان‌ است‌.
در اينجا مناسبت‌ دارد تا به‌ نقل‌ از تفسير «الاساس‌»، اهداف‌ داستان‌ (قصه‌) در قرآن‌ كريم‌ را به‌ اجمال‌ بيان‌ كنيم‌:
1 ـ يكي‌ از هدفهاي‌ بيان‌ داستانها در قرآن‌ خبر دادن‌ از تواريخ‌ برخي‌ از امتهاي ‌گذشته‌ و روشني‌ افگندن‌ بر حوادث‌ غيبي‌ مهمي‌ است‌ كه‌ رسول‌اكرمص و هيچ‌يك‌ از قومشان‌، از آنها آگاهي‌ نداشتند.
2 ـ يكي‌ ديگر از اين‌ هدفها، آگاه‌ كردن‌ مردم‌ از كوشش‌ها و مجاهداتي‌ است‌ كه‌ پيامبران‌ جليل‌القدر الهي‌ در راه‌ نشر دعوتشان‌ به‌ خرج‌ داده‌اند و آگاه‌كردن‌ مؤمنان‌ از اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ قافله‌ پيامبران‌ الهي‌(ع) براي‌ اظهار حق‌ و ابطال‌ باطل‌، مجادلات‌ و مناقشات‌ بزرگي‌ را از سر گذرانده‌اند.
3 ـ از ديگر اهداف‌، اظهار اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ پيامبران(ع) همه‌ در اصول ‌رسالت‌، يعني‌: در ايمان‌ به‌ توحيد، معاد، تبيين‌ حق‌، تعريف‌ ارزشها و ضد ارزشها و همچنان‌ تأييد يك‌ديگر در دعوت‌ به‌سوي‌ توحيد، اتفاق‌ تمام‌ داشته‌اند.
4 ـ داستان‌، عنصري‌ است‌ شوق‌برانگيز، جذاب‌ و دلچسپ‌ كه‌ با به‌ تصوير كشيدن ‌رخدادهاي‌ حسي‌، به‌ امر تربيت‌ و تعليم‌ و اثبات‌ برهانهاي‌ عقلي‌ كمك‌ نموده‌ و دراين‌ رابطه‌ أثري‌ اعجاب‌انگيز دارد و پيران‌، جوانان‌، زنان‌ و مردان‌ را يكسان‌ تحت ‌تأثير خويش‌ قرار مي‌دهد.
5 ـ داستان‌ قرآني‌ مبين‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ مأموريت‌ پيامبران(ع) فقط تبليغ ‌وحي‌ و آگاه‌ كردن‌ مردم‌ از هشدارهاي‌ الهي‌ در وقوع‌ عذاب‌ بوده‌ است‌.
6 ـ داستان‌، ابعاد استعداد طبايع‌ بشري‌ را در امر ايمان‌ و كفر و خير و شر روشن ‌مي‌سازد.
7 ـ با داستانهاي‌ قرآن‌، سلطه‌ مطلقه‌ و قدرت‌ بي‌انتهاي‌ الهي‌ با پيش‌ فرستادن ‌عذاب‌ دنيوي‌ كه‌ نمونه‌اي‌ از عذاب‌ اخروي‌ است‌، نمايان‌ مي‌گردد.
8 ـ داستان‌ قرآني‌ متضمن‌ تأييد الهي‌ از پيامبران‌(ع) و آشكارسازنده‌ معجزات‌ و حجتهاي‌ او براي‌ مردم‌ است‌.
9 ـ هر يك‌ از داستانهاي‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر موعظه‌ها و عبرتهاي‌ خاصي‌ است‌ كه‌ با تنوع‌ و اختلاف‌ نقش‌ پردازان‌ آن‌، متنوع‌ و مختلف‌ مي‌باشد، به‌ طور مثال‌؛ داستان‌ نوح‌(ع)  تمثيل‌كننده‌ غرور، داستان‌ قوم‌ عاد تمثيل‌كننده‌ استبداد و بها دادن‌ به‌ قدرت‌، داستان‌ قوم‌ لوط(ع) ، تمثيل‌كننده‌ انحطاط انساني‌ و انحراف‌ جنسي‌، داستان‌ قوم‌ شعيب‌(ع) ، مظهري‌ از مظاهر انحراف‌ يا ستم‌ اجتماعي‌ و داستان‌ قوم ‌فرعون‌، تمثيل‌ روشني‌ از تكيه‌ نافرجام‌ بر سلطه‌ و ثروت‌ و جاه‌ است‌ كه‌ يادآوري ‌عاقبت‌ ناميمون‌ اين‌ اعمال‌، كيان‌ و كرسي‌ هر ستمگر طغيان‌ پيشه‌ و فرعون‌ منش‌ را در هر زمان‌ و مكاني‌ مي‌لرزاند.
10 ـ داستان‌ در كل‌، ارائه‌ كننده‌ پند و اندرز و درمان‌گر نفسها و روانهاست‌.
11 ـ خبر دادن‌ يك‌ پيامبر امي‌ كه‌ به‌ نوشتن‌ و روايتگري‌ نا آشناست‌ ـ يعني‌ حضرت‌ محمدصـ از اين‌ داستانها، خود دليل‌ قاطعي‌ بر نبوت‌ ايشان‌ است‌.
12 ـ داستان‌هاي‌ قرآني‌ تبيين‌ كننده‌ صلابت‌ و استواري‌ تمام‌ پيامبران‌(ع) در راه ‌دعوتشان‌ است‌.
13 ـ تكرار يك‌ داستان‌ در سوره‌هاي‌ مختلف‌ قرآن‌، براي‌ برآوردن‌ مقاصد و اهداف‌ و معاني‌ بسياري‌ است‌ كه‌ هر بار پيامي‌ نو، اجرايي‌ جديد و اهداف ‌مخصوص‌ به‌خود را به‌ همراه‌ دارد و گاهي‌ اين‌ اهداف‌ در جمع‌بندي‌ نهايي‌ حول ‌يك‌ محور واحد گرد مي‌آيند.
 
	آيه  121
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ 