ضرت‌ص بذل‌ و نثار كنند «اين» وجوب‌ متابعت‌ آن‌حضرت‌ص و نهي‌ از تخلف‌ «به‌ سبب‌ آن‌ است‌ كه‌ به‌ آنان‌ هيچ‌ تشنگي‌ و رنج‌ وگرسنگي‌اي‌ در راه‌ خدا» يعني‌: در طاعت‌ وي‌ و جهاد با دشمنانش‌ «نمي‌رسد» ظمأ: تشنگي‌، نصب‌: رنج‌ و تعب‌ و مخمصه‌: گرسنگي‌ شديدي‌ است‌ كه‌ شكم‌ بر اثر آن‌ فرونشيند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ گويي‌ پنهان‌ شده‌ است‌ «و در هيچ‌ مكاني‌ كه‌ كافران‌ را به‌خشم‌ مي‌آورد، قدم‌ نمي‌گذارند» يعني‌: هيچ‌ جايي‌ از اماكن‌ كفار را با گامهايشان‌، يا با سم‌ اسبانشان‌ نمي‌كوبند، كه‌ آنها را به‌ سبب‌ اين‌ كوبيدن‌، به‌ خشم‌ و غيظ درآورند «و هيچ‌ دست‌بردي‌ از دشمني‌ به‌دست‌ نمي‌آورند» با كشتن‌، يا اسيرگرفتن‌، ياشكست‌ دادن‌ و يا غنيمت ‌گرفتن‌ از آن‌ «مگر اين‌كه‌ به‌ سبب‌ آن‌، عمل‌ صالحي ‌برايشان‌ نوشته‌ مي‌شود» يعني‌: برايشان‌ حسنه‌ پذيرفته‌شده‌اي‌ نوشته‌ مي‌شود كه‌ به‌سبب‌ آن‌ پاداش‌ مي‌يابند «زيرا خدا پاداش‌ نيكوكاران‌ را ضايع‌ نمي‌كند» يعني‌: آنان ‌نيكوكارند پس‌ بايد بدانند كه‌ خداوند(ج)  پاداششان‌ را ضايع‌ نمي‌كند.
 
	آيه  121
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلاَ كَبِيرَةً وَلاَ يَقْطَعُونَ وَادِياً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» اين‌ گروه‌ مجاهد در راه‌ خدا(ج)  «هيچ‌ مال‌ كوچك‌ و بزرگي‌ را انفاق‌ نمي‌كنند و هيچ‌ واديي‌ را» يعني‌: كوره‌راهي‌ را در ميان‌ كوهها، يا پشته‌اي‌ را «نمي‌پيمايند، مگر اين‌كه‌ به‌ حساب‌ آنان‌ نوشته‌ مي‌شود» يعني‌: اين‌ عمل‌ صالح‌شان‌ در انفاق‌ وجهاد، به‌ حساب‌ حسناتشان‌ نوشته‌ مي‌شود «تا خدا آنان‌ را» به‌ سبب‌ آن‌ عمل ‌صالح‌ «در مقابل‌ نيكوترين‌ آنچه‌ مي‌كردند، پاداش‌ دهد» يعني‌: پاداشي‌ بهتر از آنچه ‌مي‌كردند به‌ آنان‌ بدهد، يا پاداش‌ بهترين‌ اعمالشان‌ را بدهد، بدين‌ معني‌ كه‌ اعمال‌ دون‌پايه‌تر ايشان‌ را نيز به‌ اعمال‌ برترشان‌ بپيونداند تا پاداششان‌ هرچه‌ بيشتر و بيشترتر گردد.
اميرالمؤمنين‌ عثمان‌(رض)  از اين‌ آيه‌كريمه‌ حظي‌ وافر و بهره‌اي‌ عظيم‌ برده‌ بود زيرا او فقط در غزوه‌ تبوك‌، سيصد شتر را با جل‌ و جهاز آن‌ به‌علاوه‌ وجوه‌ نقدي ‌بسياري‌ انفاق‌ كرد تا بدانجا كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «از امروز به‌ بعد، بر ابن‌عفان‌ هيچ‌ عملي‌ زيان‌ نمي‌رساند».
 
آيه  122
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شايسته‌ نيست‌ كه‌ مؤمنان‌ همگي‌ رهسپار جهاد شوند» و مدينه‌ را خالي‌ گذارند «پس‌ چرا از هر فرقه‌اي‌ از آنان‌، گروهي‌ رهسپار نشدند» تا ديگران‌ در مدينه‌ باقي‌بمانند «تا» آنان‌كه‌ در مدينه‌ باقي‌ مانده‌اند «در دين‌ دانشمند شوند تا قوم‌ خود را ـ وقتي‌ به‌سوي‌ آنان‌ بازگشتند ـ بيم‌ دهند، باشد كه‌ آنان‌ بترسند» از كيفر الهي‌؟ يعني‌: جمعي‌ از يك‌ فرقه‌ بايد به‌ جهاد بيرون‌ آيند و كساني‌كه‌ از همان‌ جمع‌ درمدينه‌ باقي‌ مانده‌اند، براي‌ طلب‌ علم‌ ماندگار شوند و چون‌ مجاهدان‌ از جنگ ‌برگشتند، آن‌ علم‌ و دانش‌ را به‌ ايشان‌ تعليم‌ دهند تا ايشان‌ از كيفر الهي‌ بترسند. همچنين‌ احتمال‌ دارد كه‌ معني‌ آيه‌ اين‌ باشد: تا كساني‌كه‌ با پيامبرص رهسپار جهاد شده‌اند، با آنچه‌ از قرآن‌ و احكام‌ دين‌ كه‌ در مورد جنگ‌ و معاملات‌ و غيره‌ ازپيامبرص مي‌آموزند، در دين فقيه‌ و دانشمند شوند و وقتي‌ بر مي‌گردند، آن ‌دانسته‌ها را به‌ قوم‌ خويش‌ تعليم‌ دهند تا آنها از كيفر الهي‌ بترسند.
براساس‌ اين‌ آيه‌ طلب‌ علم‌ فرض‌ كفايه‌ است‌. ابن‌عباس‌(رض)  مي‌گويد: «چون‌ خداوند(ج)  بر تخلف‌كنندگان‌ از جهاد سخت‌ گرفت‌، مردم‌ گفتند: ديگر هيچ‌ يك ‌از ما، از همراهي‌ با هيچ‌ غزوه‌ يا سريه‌اي‌ تخلف‌ نخواهيم‌ كرد. پس‌ به‌ مجرد اعزام‌ سپاهي‌ از سوي‌ رسول‌ خداص به‌ مقصدي‌ از مقاصد، همه‌ با آن‌ سپاه‌ همراه ‌مي‌شدند و رسول‌ خداص در مدينه‌ تنها باقي‌ ماندند. ابن‌عباس‌ك اضافه‌ مي‌كند: لذا اين‌ آيه‌ مخصوص‌ به‌ سريه‌ها (دسته‌هاي‌ جنگي) است‌، اما نهي‌ از تخلف‌ به‌معني‌ عام‌ آن‌، در مواردي‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص خود به‌ نفس‌ نفيس‌ خويش ‌عازم‌ غزوه‌اي‌ گردند».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1596.txt">آيه  123</a><a class="text" href="w:text:1597.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:1598.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:1599.txt">آيه  126</a><a class="text" href="w:text:1600.txt">آيه  127</a><a class="text" href="w:text:1601.txt">آيه  128</a><a class="text" href="w:text:1602.txt">آيه  129</a></body></html>آيه  123
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! با كساني‌ از كافران‌ كه‌ نزديك‌ شما هستند بجنگيد» خداي‌ سبحان‌ به‌ مؤمنان‌ فرمان‌ مي‌دهد تا در جنگ‌ با كفاري‌ كه‌ نزديك ‌ايشانند، سخت‌كوشي‌ نمايند، بر اين‌ اساس‌ بود كه‌ رسول‌ خداص به‌ جنگ‌ مشركان‌ در جزيره‌العرب‌ اولويت‌ دادند «و بايد كه‌ كافران‌ در شما درشتي ‌بيابند» يعني‌: مسلمانان‌ بايد در جنگ‌ با كفار، شيوه‌ خشونت‌ و درشتي‌ را در پيش ‌گيرند، چه‌ با زبان‌ و چه‌ با سلاح‌. و هرچند جهاد عليه‌ كل‌ كفار فرض‌ است‌، اما آغاز كردن‌ به‌ جنگ‌ با كفاري‌ كه‌ به‌ مجاهدان‌ نزديكند، مهمتر و مقدم‌تر مي‌باشد، سپس‌ در مرحله‌ دوم‌، جهاد با كفاري‌ مطرح‌ است‌ كه‌ از نظر مكاني‌ دورتر از آنان ‌قرار دارند و اين‌ اولويت‌ از نظر فاصله‌ مكاني‌، همين‌طور مرحله‌ به‌ مرحله ‌درجه‌بندي‌ مي‌شود «و بدانيد كه‌ خدا با متقيان‌ است» با پيروز ساختن‌ ايشان‌ درجهاد.
آري‌! حركت‌ جهادي‌ در قرنهاي‌ سه‌گانه‌ اول‌ اسلام‌ كه‌ بهترين‌ اين‌ امت‌ در آن ‌مي‌زيستند، بر اين‌ منوال‌ بود و همراه‌ با حركت‌ جهادي‌، فتوحات‌اسلامي‌ نيز پيوسته‌ جريان‌ داشت‌ تا اين‌كه‌ چون‌ فتنه‌ها سربرآوردند و هواها و اختلافات‌ در ميان‌ شاهان‌ و امراي‌ ممالك‌ اسلامي‌ بالا گرفت‌ و جهاد با كفار به‌ خاموشي‌ گراييد، دشمنان‌ در بلاد اسلام‌ طمع‌ كردند و بر بسياري‌ از سرزمين‌هاي‌ آنان‌ مسلط شدند.
پس‌ اين‌ رهنمودهاي‌ قرآن‌، براي‌ حركت‌هاي‌ جهادي‌ داراي‌ اهميت‌ خاصي ‌است‌.
 
