‌ بود» كه‌ آن‌ دو تن‌، يكي‌ خود رسول‌ خداص وديگري‌ ابوبكر صديق‌(رض)  بود «هنگامي‌كه‌ اين‌ دو كس‌ در غار بودند» اين‌ غار در كوه‌ «ثور» در سمت‌ راست‌ مكه‌، به‌ فاصله‌ يك‌ ساعت‌ راه‌ از آن‌ قرار دارد، كه ‌رسول‌ خداص با يارشان‌ ابوبكر(رض) ، سه‌ روز را در آن‌ به‌سر  بردند «آن‌گاه‌ كه‌ مي‌گفت» پيامبرص «به‌ يار خود» ابوبكر(رض)  «اندوهگين‌ نباش‌ كه‌ خدا با ماست» با ياري‌ و نگهداري‌اش‌ و هر كس‌ كه‌ خدا(ج)  با او باشد؛ هرگز مغلوب‌ نمي‌شود و هر كس‌ مغلوب‌ نشود؛ سزاوار آن‌ است‌ كه‌ اندوه‌ و نگراني‌ را بر او رنگي‌ نباشد «پس‌ خداوند سكينه‌ خود را بر او فرو فرستاد» سكينه‌: آرامش‌ است‌. يعني‌: تشويش‌ وتلاطم‌ و اضطراب‌ پيامبر خويش‌ را تسكين‌ داد تا بدانجا كه‌ ترس‌ و نگراني‌ از دل ‌آن‌ حضرت‌ص بيرون‌ رفت‌ و كاملا آرامش‌ يافتند. به‌ قولي‌ مراد اين‌ است‌: خداوند(ج)  اضطراب‌ ابوبكر(رض)  را تسكين‌ داد. ولي‌ قول‌ اول‌ راجح‌ است‌ «و او را به‌ لشكرياني‌ كه‌ آنها را نمي‌ديديد، قوت‌ داد» كه‌ اين‌ لشكريان‌ فرشتگان‌ بودند وچهره‌ها و ديدگان‌ كفار را از يافتن‌ مخفي‌گاه‌ پيامبرص برگردانيدند. يا بعد از آن‌، فرشتگان‌ را در غزوات‌ به‌ ياري‌ پيامبر خويش‌ فرستاد چنان‌كه‌ در بدر چنين‌ كرد «وكلمه‌ كساني‌ را كه‌ كفر ورزيدند، فروتر ساخت» يعني‌: كلمه‌ شرك‌ را، در نتيجه‌؛ دولت‌ مشركان‌ را به‌ پايان‌ آورد «و كلمه‌ خداست‌ كه‌ برتر است» كه‌ اين‌ كلمه‌؛ كلمه ‌توحيد و دعوت‌ اسلامي‌ مي‌باشد، كلمه‌اي‌ كه‌ وصف‌ هميشگي‌ آن‌، برتري‌ و فوقيت‌ بر هر كلمه‌ ديگري‌ است‌. آري‌! اسلام‌ هميشه‌ برتر است‌، هيچ‌گاه‌ پستي‌ را نمي‌پذيرد و هيچ‌ چيز بر آن‌ برتري‌ نمي‌يابد «و خداوند عزيز حكيم‌ است» يعني‌: غالب‌ و قاهر است‌؛ با نصرت ‌دادن‌ اهل‌ كلمه‌ خويش‌، حكيم‌ است‌؛ و جز آنچه‌ راكه‌ با حكمت‌ و صواب‌ منطبق‌ باشد، انجام‌ نمي‌دهد، كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ ذليل ‌ساختن‌ اهل‌ شرك‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1500.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:1501.txt">آيه  42</a><a class="text" href="w:text:1502.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1503.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1504.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1505.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1506.txt">آيه  47</a></body></html>  آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«جمله‌ ستايش‌ها شايسته‌ خداوند است‌» حمد: ثنا و سپاس‌ زباني‌ است‌ كه‌ جهت ‌تفضيل‌ و برتري‌ دادن‌ گفته‌ مي‌شود. فرق‌ در ميان‌ «حمد» و «شكر» يكي‌ در اين ‌است‌ كه‌ حمد فقط به‌ زبان‌ است‌، اما شكر هم‌ به‌زبان‌، هم‌ به‌ قلب‌ و هم‌ به‌ ساير اعضامي‌باشد. ديگر اين‌ كه‌ شكر فقط در برابر نعمت‌ است‌، ولي‌ حمد به‌ جهت‌ كمال‌محمود مي‌باشد؛ هر چند در برابر نعمتي‌ نباشد. و از آنجا كه‌ هيچ‌ موجودي‌ درذات‌، صفات‌ و اسماء از خداي‌ عزوجل‌ كاملتر نيست‌ و هيچ‌ نعمتي‌ نيست‌ مگر اين‌ كه‌ مستقيما يا به‌ واسطه‌، به‌ آن‌ ذات‌ متعال‌ برتر برمي‌گردد، پس‌ در حقيقت‌تمامي‌ حمدها و شكرها سزاوار اوست‌ و تنها او مالك‌ هر حمد و شكري‌ است‌. درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «أفضل‌ الذكر لا إله‌ إلا الله‌، وأفضل‌ الدعاء الحمد لله‌: بهترين‌ ذكرها لا اله‌ الا الله‌ و بهترين‌ دعاها الحمد لله‌ است‌». آري همه‌ ستايشها از آن‌ خداوندي‌ است: «كه‌ رب‌ عالميان‌ است» رب‌: به‌ معني‌ پروردگار، مالك‌، سرور، سالار، مصلح‌، مدبر و معبود؛ اسمي‌ از اسماي‌ خداوند متعال‌ است‌ و برغيروي‌ ـ جز با قيد و اضافت‌ ـ اطلاق‌ نمي‌شود؛ مثل‌ اين‌ كه‌ بگويي‌: «هذا الرجل‌ رب ‌المنزل‌: اين‌ مرد رب‌ (صاحب‌) منزل‌ است‌». « عالمين» جمع‌ عالم‌؛ عبارت‌ از هر موجودي‌ غير از خداوند متعال‌ است. بعضي‌ برآنند كه‌ عالم‌ مجموعه‌ موجودات‌ عاقل‌ است‌ كه‌ شامل‌ چهار نوع‌ انس، جن، فرشتگان‌ و شياطين ‌مي‌شوند. بر اساس‌ اين‌ تعريف‌؛ به‌ حيوانات‌ و چهارپايان‌، عالم‌ گفته‌ نمي‌شود.

 
آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چنان‌ نيست‌» كه‌ مي‌پندارند «بلكه‌» ديگران‌ نيز به‌ بهشت‌ وارد مي‌شوند وآنان‌ عبارتند از: «هر كس‌ كه‌ خود را با تمام‌ وجود به‌ خدا تسليم‌ كند» يعني: هر بشري‌كه‌ روي‌ دل‌ به‌ سوي‌ خدا(ج) نهاده‌ و عملش‌ را براي‌ او خالص‌ گرداند «و نيكوكار باشد» يعني: اعمال‌ شايسته‌ انجام‌ دهد «پس‌ مزد وي‌ پيش‌ پروردگار اوست‌» يعني: پاداش‌ عمل‌ وي‌ بهشت‌ است‌ «و بيمي‌ بر آنان‌ نيست‌ و غمگين‌ نخواهند شد» در آخرت‌. اعمال‌ شايسته: اعمالي‌است‌ كه‌ با شرع‌ الهي‌ مطابقت‌ داشته‌ از طريق‌پيامبران‌ وي صادر شده‌باشد زيرا عمل‌ مقبول‌ الهي‌ دو شرط دارد: اول‌ اين‌ كه‌آن‌ عمل، خالصانه‌ براي‌ خداوند(ج) باشد. دوم‌ اين‌ كه‌ آن‌ عمل، نيكو بوده‌ و باشريعت‌ خداوند(ج) موافق‌ باشد. پس‌ اگر عمل‌، خالصانه‌ براي‌ خداوند متعال‌ بود، ولي‌ با شرع‌ انور موافقت‌ نداشت‌، پذيرفته‌ نيست؛ به‌ همين‌ جهت، رسول‌ خداص در اين‌ حديث‌ شريف‌ فرموده‌اند: «من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد: هر كس‌عملي‌ انجام‌ دهد كه‌ مطابق‌ با شريعت‌ ما نباشد، آن‌ عمل‌ مردود است‌».
 
 آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ انْفِرُواْ خِفَافاً وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بيرون‌ آييد» به‌ جهاد «سبكبار و گرانبار» يعني‌: شاد و بانشاط، يا افسرده‌ و بي‌نشاط، فقير و غني‌، پير و جوان‌، پياده‌ و سواره‌، مجرد و متأهل‌ و خلاصه ‌همگي‌ شما؛ جز كسي‌ كه‌ داراي‌ عذري‌ است‌، به‌ جهاد بيرون‌ آييد «و با مالها و جانهاي‌ خود در راه‌ خدا جهاد كنيد» جهاد در راه‌ خدا(ج)  فرض‌ كفايه‌ است‌ ولي‌ اگر جز بسيج‌ تمام‌ مسلمانان‌ در منطقه‌ يا مناطقي‌ از زمين‌، نيروي‌ ديگري‌ نمي‌توانست ‌جلو دشمن‌ را سد كند و دشمن‌ به‌ آن‌ منطقه‌ يا مناطق‌، غالب‌ شده‌ بود، جهاد بر عموم‌ مسلمانان‌ آن‌ منطقه‌؛ و در صورت‌ عدم‌ كفايت‌، قدم‌ به‌ قدم‌ بر مناطق ‌همجوار آن‌ فرض‌ عين‌ مي‌شود و اگر دشمن‌ به‌ داراسلام‌ نزديك‌ گشته‌ اما به‌ آن ‌وارد نشده‌ بود، نيز جهاد بر همگي‌ فرض‌ عين‌ است‌. همچنان‌ بر امام‌ (حاكم‌مسلمانان) فرض‌ است‌ تا در هرسال‌ يك‌بار بر دشمنان‌ اسلام‌ يورش‌ برد تا يا به ‌اسلام‌ در آيند و يا اين‌كه‌ با حقارت‌ جزيه‌ بپردازند «اين» امر به‌ نفير عام‌ و امر به‌ جهاد «براي‌ شما 