مل‌ كردن‌ نقص‌ آن‌ تا با سال‌ شمسي‌ برابر شود زيرا دوران‌ ماهانه‌قمر (2/8 ثانيه‌ + 44 دقيقه‌ + 12 ساعت‌ + 29 روز است) كه‌ با اين‌ حساب‌؛ سال‌ قمري‌ از سال‌ شمسي‌ تقريبا يازده‌ روز كمتر مي‌شود و از طرفي‌، ماههاي ‌قمري‌ هميشه‌ از يك‌ فصل‌ به‌ فصل‌ ديگر در حال‌ گردش‌ است‌ بنابراين‌، اعراب‌ به‌ هر سه‌ سال‌ قمري‌ يك‌ ماه‌ مي‌افزودند تا آن‌ نقص‌ را كامل‌ كرده‌ و سال‌ قمري‌ را با سال‌ شمسي‌ مساوي‌ گردانند و به‌ اين‌ وسيله‌ بتوانند وقت‌ حج‌ را منطبق‌ با منافع‌ و مصالح‌ مادي‌ خويش‌ در زمان‌ معيني‌ قرار داده‌ و تجارت‌ خويش‌ را در آن‌ زمان‌ سروسامان‌ دهند. روش‌ دوم‌: نسي‌ بود؛ نسي‌: به‌ تأخير افگندن‌ حرمت‌ يك‌ ماه‌ به‌ماهي‌ ديگر است‌، مثلا آنها به‌خاطر اهدافي‌ كه‌ ذكر شد، در بعضي‌ از سالها ماه‌ محرم‌ را حلال‌ و بجاي‌ آن‌ ماه‌ صفر را حرام‌ مي‌گردانيدند لذا حق‌ تعالي ‌تصرف‌شان‌ در جابجا كردن‌ ماههاي‌ قمري‌ را نكوهش‌ كرد و فرمود: اين‌ كار شما (فزوني‌اي‌ در كفر است). يعني‌: اين‌ كار بر كفر شما به‌ خدا(ج)  و رسول‌ وي‌ و روز آخرت‌ مي‌افزايد زيرا تغيير دادن‌ سنت‌ الهي‌، معصيتي‌ است‌ بزرگ‌ و هر معصيتي‌ از سوي‌ كافر، سبب‌ فزوني‌ در كفر وي‌ است‌ «كه‌ كافران‌ به‌وسيله‌ آن‌ گمراه‌ ساخته‌ مي‌شوند» يعني‌: كسي‌كه‌ اين‌ روش‌ باطل‌ را براي‌ آنان‌ بنيان‌ گذاشته‌، آنان‌را با اين‌ روش‌ و سنت‌ غلط، گمراه‌ مي‌گرداند «آن‌ را» يعني‌: آن‌ ماه‌ حرام‌ را «يك ‌سال‌ حلال‌ مي‌شمرند» با بدل ‌كردن‌ آن‌ به‌ ماهي‌ ديگر از ماههاي‌ حلال‌ «و يك ‌سال‌ ديگر آن‌ را حرام‌ مي‌شمارند» يعني‌: حرمت‌ آن‌ را به‌حال‌ خود نگه‌ داشته‌، جنگ‌ را در آن‌ حلال‌ نمي‌شمارند «تا با شماره‌ ماههايي‌ كه‌ خداوند حرام‌ كرده‌ است‌، موافق‌ سازند و در نتيجه‌ آنچه‌ را خداوند حرام‌ كرده‌، بر خود حلال‌ گردانند» آري‌! مشركان‌ هيچ‌ ماهي‌ از ماه‌هاي‌ حرام‌ را بر خود حلال‌ نمي‌كردند، مگر اين‌كه‌ ماهي‌ ديگر را به‌جاي‌ آن‌ حرام‌ مي‌گردانيدند تا ماههاي‌ حرام‌ همچنان‌ ـ علي‌الظاهر وفقط در شمار ـ چهار ماه‌ باقي‌ بماند. پس‌ خداوند متعال‌ اين‌ دست ‌بردنشان‌ را كه ‌انگيزه‌ آن‌ فقط هواي‌ نفسشان‌ در برافروختن‌ جنگ‌ در ماه‌ حرام‌ بود، مردود اعلام ‌مي‌كند «كردارهاي‌ بد آنان‌ برايشان‌ آراسته‌ شده‌ است» يعني‌: شيطان‌ بدكرداريهايشان‌ و از جمله‌ «نسي‌ء» را برايشان‌ آراسته‌ است‌ «و خداوند گروه‌ كافران ‌را» يعني‌: كساني‌ را كه‌ بر كفر خويش‌ استمرار ورزيده‌ و پايداري‌ بر باطل‌ را برگزيده‌اند «هدايت‌ نمي‌كند».
 
	 
آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الآخِرَةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلاَّ قَلِيلٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد، شما را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ چون‌ به‌ شما گفته‌ مي‌شود: در راه‌ خدا بيرون‌ آييد، سنگين‌ شده‌ به‌سوي‌ زمين‌ ميل‌ مي‌كنيد» تا در خانه‌ و ديارتان ‌باقي‌ بمانيد. يا به‌سوي‌ دنيا و شهوات‌ آن‌ ميل‌ مي‌كنيد و رنجها و دشواريهاي‌ سفر را ناخوش‌ مي‌داريد.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ در عتاب‌ و سرزنش‌ كساني‌ نازل ‌شد كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند.
يادآور مي‌شويم‌ كه‌ غزوه‌ تبوك‌ در سال‌ نهم‌ هجري‌، يعني‌ يك‌سال‌ بعد از فتح‌ مكه‌ واقع‌ شد. و تبوك‌، جايي‌ در ميان‌ وادي‌القري‌ و شام‌ است‌. نفير: بيرون‌ رفتن‌براي‌ جنگ‌ است‌. اصل‌ ﴿ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْض﴾، «تثاقلتم» است‌، يعني‌: سست‌ وگرانجان‌ شده‌ و به‌ باقي ‌ماندن‌ در سرزمين‌ خود ميل‌ كرديد «آيا به‌جاي‌ آخرت‌ به ‌زندگي‌ دنيا» يعني‌: به‌ نعمت‌هاي‌ آن‌ «دل‌ خوش‌ كرده‌ايد؟» مگر نمي‌دانيد كه‌ نعمتهاي‌ آخرت‌ با جهاد در راه‌ ما دست يافتني‌ است‌، نه‌ با نشستن‌ و بهره‌ور بودن‌ ازنعمتهاي‌ مادي‌؟ «متاع‌ زندگاني‌ دنيا در برابر آخرت» يعني‌: در پهلوي‌ آخرت‌ و در برابر آن‌ «جز اندكي‌ نيست» كه‌ اصلا ارزش‌ و اهميتي‌ ندارد. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌: «دنيا در برابر آخرت‌ جز چنان‌كه‌ يكي‌ از شما اين‌ انگشتش‌ را ـ و به‌سوي‌انگشت‌ سبابه‌ خويش‌ اشاره‌ كردند ـ در دريا داخل‌ كند نيست‌ پس‌ بايد بنگرد كه‌ آن‌ را با چه‌ مقدار از آب‌ بيرون‌ مي‌آورد!».
 آيه  39
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَاباً أَلِيماً وَيَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر بيرون‌ نياييد» به‌سوي‌ جهاد «شما را به‌ عذابي‌ دردناك‌ عذاب‌ مي‌كند» با سركوب‌ نمودن‌ و به‌ ذلت‌كشيدنتان‌ به‌ دست‌ دشمنانتان‌، يا به‌ عذاب‌ كوني‌ و بلاياي‌ طبيعي‌ «و بجاي‌ شما قوم‌ ديگري‌ را مي‌آورد» كه‌ دين‌ خدا(ج)  را ياري‌ دهند و در نتيجه‌؛ دولت‌ و عزت‌ در آنها قرارگيرد «و به‌ او هيچ‌ زياني‌ نمي‌رسانيد» بافروگذاشتن‌ فرمان‌ وي‌ در رفتن‌ به‌ ميادين‌ جهاد. يا هيچ‌ زياني‌ به‌ رسول‌ خداص نمي‌رسانيد؛ با ترك‌ ياري‌ وي‌ و رهسپار نشدن‌ با وي‌ به‌سوي‌ جهاد «و خدا بر همه ‌چيز تواناست» و از جمله‌ توانايي‌هاي‌ وي‌، عذاب‌ نمودنتان‌ و عوض‌ كردنتان‌ با قوم‌ ديگري‌ است‌.
آيه‌ كريمه‌ دربرگيرنده‌ تهديد و هشدار بزرگي‌ است‌ براي‌ گرانجانان‌ و سنگين ‌دلان‌ از رفتن‌ به‌ جهاد.
	آيه  40
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اگر او را ياري‌ ندهيد» يعني‌: اگر ياري‌ رسول‌ خداص را فروگذاريد، بدانيد كه‌ خداوند(ج)  متكفل‌ و عهده‌دار كار وي‌ است‌ و «قطعا خداوند او را نصرت‌ داد» دردوران‌ كمي‌ها و كاستي‌ها و تنگناها و او را بر دشمنانش‌ پيروز ساخت‌. يا كساني‌كه‌ در گذشته‌ نصرتش‌ داده‌اند ـ هنگامي‌ كه‌ با پيامبرص جز يك‌ تن‌، كسي‌ ديگر همراه‌ نبود ـ باز هم‌ او را نصرت‌ خواهند داد «آن‌گاه‌ كه‌ كافران‌ او را بيرون‌ كردند» ازمكه‌ «و او نفر دوم‌ از دو تن