 آتشباري‌ بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ آن‌ را بر سرشان‌ گسترد و آن‌ ابر بر آنان‌ آتش‌ باريد و بر اثر آن‌ هلاك‌ شدند. بدين‌سان، خداي‌ سبحان‌ آنچه‌ را كه‌ خود پيشنهاد داده‌ بودند، بر آنان‌ فرود آورد «بي‌گمان‌ آن‌ عذاب‌ روزي‌ سهمگين‌ بود» بدان‌ جهت‌ كه‌ چنان‌ سختي‌اي‌ بر آنان‌ فرود آمد كه‌ بشر حد و اندازه‌ آن‌ را نمي‌تواند بسنجد.
ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «خداي‌ سبحان‌ بر آنان‌ باد سمومي‌ از جهنم‌ را فرستاد پس‌ آن‌ باد سموم‌ و سوزان، هفت‌ روز بر آنان‌ گشت‌ تا گرما و داغي‌ آن‌ بدنهايشان ‌را پخته‌ و بريان‌ كرد، خانه‌هايشان‌ داغ‌ شد و آبهايشان‌ در چاهها و چشمه‌سارها به‌ جوش‌ و غليان‌ آمد پس‌ از خانه‌ها و محلات‌ خويش‌ گريزان‌ بيرون‌ رفتند درحالي‌كه‌ باد سموم‌ همراهشان‌ بود آن‌گاه‌ خداوندأ خورشيد را از بالاي‌ سرشان‌ بر آنان‌ مسلط گردانيد كه‌ كاملا آنان‌ را زير شعاع‌ ذوب‌ كننده‌ خويش‌ گرفت‌ وريگ‌ها و شن‌هاي‌ سوزان‌ را نيز از زير پاهايشان‌ برگمارد تا بدانجا كه‌ گوشت ‌پاهايشان‌ بريان‌ شد و از پاهايشان‌ افتاد سپس‌ بر فراز سرهايشان‌ سايه‌اي‌ مانند ابري ‌سياه‌ را پديد آورد پس‌ چون‌ اين‌ ابر را ديدند، شتابان‌ به‌سوي‌ آن‌ رفتند تا به‌ گمان ‌خود در سايه‌ آن‌ اندكي‌ از عذاب‌ خويش‌ بكاهند ولي‌ هنگامي‌ كه‌ همگي‌ در زير آن‌ قرار گرفتند، خداي‌ سبحان‌ از آن‌ ابر بر آنان‌ آتشي‌ بارانيد كه‌ همه‌ سوختند وهلاك‌ شدند. بدين‌سان، خداي‌ عزوجل‌ شعيب‌(ع) و مؤمنان‌ همراه‌ وي‌ را نجات ‌داد.
بايد دانست‌ كه‌ وصف‌ نابودساختن‌ قوم‌ شعيب‌(ع) در سه‌ سوره‌ از قرآن‌ (سوره‌هاي‌ اعراف، هود و همين‌ سوره‌) به‌ تعابير مختلف‌ كه‌ مناسب‌ با سياق‌ هر سوره‌ است، بيان‌ شده‌ است‌.
 
سوره مريم آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پدرجان‌!» اين‌ تعبيري‌ است‌ با لحني‌ مهرانگيز و لطف‌ آميز، آميخته‌ با اميد وآرزو «به‌ راستي‌ كه‌ به‌ من‌ از علم‌ چيزي‌ به‌دست‌ آمده‌ كه‌ تو را نيامده ‌است‌» ابراهيم‌(ع) به‌ پدرش‌ فهماند كه‌ از جانب‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ وسيله‌ وحي ‌بهره‌اي‌ از علم‌ به‌ او رسيده‌ كه‌ به‌ وي‌ نرسيده‌ بنابراين‌، او در اثر اين‌ فيض‌ الهي‌ به‌ حقايق‌ دسترسي‌ پيدا كرده‌ و از اين‌ موهبت‌ و توانايي‌ برخوردار است‌ كه‌ گمراهان‌ را به‌ راه‌ حقيقت‌ راهنمون‌ گردد. هم‌ از اين‌روي‌ گفت‌: «پس‌ از من‌ پيروي‌ كن‌ تا تو را به‌ راهي‌ راست‌» و درست‌، رساننده‌ به‌ مطلوب‌ و نجات‌دهنده‌ از هرگونه‌ آفت‌ وناخوشي‌اي‌ «هدايت‌ نمايم‌».
 
	سوره شعراء آيه  190‏متن آيه : ‏‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ‏
آيه  191‏متن آيه : ‏‏ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«حقا كه‌ در اين‌» هلاك‌ساختنشان‌ «نشانه‌اي‌ است‌» روشن‌ بر وجود و يگانگي ‌خداوند(ج) «و بيشترشان‌ مؤمن‌ نبودند و پروردگار توست‌ كه‌ عزيز رحيم‌ است‌» تفسير همانند اين‌ دو آيه، در همين‌ سوره‌ گذشت‌.
 
	سوره شعراء آيه  192
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ راستي‌ كه‌ اين‌ فروفرستاده‌ پروردگار عالميان‌ است‌» يعني: قرآن‌ كه‌ ذكر آن‌ در اول‌ سوره‌ گذشت‌ و اين‌ اخباري‌ كه‌ بر شما خوانده‌ مي‌شود، نازل‌شده‌ از بارگاه ‌خداي‌ رب‌العالمين‌ است‌.
 
سوره شعراء آيه  193‏متن آيه : ‏‏ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ‏
آيه  194‏متن آيه : ‏‏ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ‏ 
‏ترجمه : ‏
«روح‌الامين‌ آن‌ را بر دلت‌ فرود آورده‌ است‌» يعني: جبرئيل‌(ع) آن‌ را بر دلت‌ خوانده‌ است‌ زيرا دل‌ اولين‌ حس‌ از حواس‌ باطني‌ است‌ كه‌ دريافت‌ مي‌كند و بر اثر آن‌ است‌ كه‌ تو قرآن‌ را فراگرفته‌ و آن‌ را فهميده‌اي‌. روح‌الامين‌ به‌ اتفاق‌ علما جبرئيل‌(ع) است‌ چنان‌كه‌ در سوره‌ بقره‌ آمده‌ است: (‏ قُلْ مَن كَانَ عَدُوّاً لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ ). «تا از هشداردهندگان‌ باشي‌» يعني: جبرئيل‌ آن‌ را بر تو فرودآورده‌ تا مردم‌ را با هشدارها و اعلاميه‌ها و مجازات‌هايي‌ كه‌ قرآن‌ متضمن‌ آن ‌است، هشدار و انذار كني‌.سوره شعراء آيه  195
‏متن آيه : ‏
‏ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌ زبان‌ عربي‌ مبين‌» يعني‌ فصيح‌ و روشن‌ و صحيح‌. آري‌! خداوندأ قرآن‌ را به‌ زبان‌ عربي‌ روشن‌ نازل‌ كرد تا مشركان‌ عرب‌ نگويند: آنچه‌ را تو به‌ غير زبان ‌ما مي‌گويي، درك‌ و فهم‌ نمي‌كنيم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ حق‌ تعالي‌ حجتشان‌ را قطع‌ و معذرتشان‌ را دفع‌ كرد.
 
	سوره شعراء آيه  196
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ در صحيفه‌هاي‌ پيشينيان‌ آمده‌ است‌» يعني: وصف‌ اين‌ قرآن‌ در تورات‌ و انجيل‌ ذكر شده‌ و بشارت‌ آن‌ در آنها آمده‌ است‌ . يا معاني‌ آن‌ در كتب‌ پيشينيان ‌موجود است‌. آري‌! اين‌ يك‌ حقيقت‌ روشن‌ است‌؛ زيرا اگر كتب‌ عهد قديم‌ وجديد را ـ با وجود تحريف‌ آنها ـ بخوانيم، مي‌بينيم‌ كه‌ بسياري‌ از معاني‌ قرآن‌ در آنها موجود است، امري‌ كه‌ بر وحدت‌ وحي‌ و وحدت‌ دين‌ الهي‌ دلالت‌ مي‌كند.
	سوره شعراء آيه  197
‏متن آيه : ‏
‏ أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا اين‌ براي‌ آنان‌» يعني‌ براي‌ كافه‌ خلق‌؛ از جمله‌ براي‌ علماي‌ بني‌ اسرائيل ‌«نشانه‌اي‌» روشن‌ و معجزه‌اي‌ كامل‌ «نيست‌ كه‌ علماي‌ بني‌اسرائيل‌ از آن‌ اطلاع‌ دارند» يعني: مؤمنانشان، چون‌ عبدالله بن‌سلام‌ مي‌دانند و گواهي‌ مي‌دهند كه‌ بشارت‌ به‌ نزول‌ قرآن‌ و نيز معاني‌ قرآن‌ در تورات‌ و زبور و انجيل‌ موجود است ‌پس‌ گواهي‌ اهل‌ كتاب‌ حجتي‌ عليه‌ مشركان‌ است‌ زيرا مشركان‌ به‌ اهل‌ كتاب‌ به‌ مثابه ‌مرجع‌ نگريسته‌ و سخن‌ آنان‌ را تصديق‌ مي‌كردند.
 
سوره شعراء آيه  198‏متن آيه : ‏‏ وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ‏
 آيه  199‏متن آيه : ‏‏ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ‏
‏ترجمه : ‏
«و اگر آن‌ را بر برخي‌ عجميان‌ نازل‌ مي‌كرديم‌» يعني: اگر قرآن‌ را بر اين‌ وصف‌ وكيفيت‌ بر مردي‌ از عجمياني‌ كه‌ قادر به‌ تكلم‌ به‌ زبان‌ عربي‌ نيستند، نازل‌ مي‌كرديم ‌«سپس‌ آن‌ را برايشان‌ مي‌خواند» آن‌ پيامبر به‌ قرائت‌ عربي‌ صحيح‌ و درستي‌؛ «به‌آن‌ ايمان‌ نمي‌آوردند» با وجود اين