 بيت‌المقدس‌ اشتغال‌ داشت‌. نصاري‌ نيز درباره‌ عيسي‌(ع) به‌ فرقه‌هاي‌ مختلفي‌ تقسيم‌ شدند؛ فرقه‌ نسطوريه‌ گفتند: او پسر خداست‌ ـ العياذبالله ـ و فرقه‌ ملكانيه‌ گفتند: او سومين ‌سه‌ خداست‌ ـ العياذ بالله «پس‌ واي‌ بر كافران‌ از حضور در روزي‌ بزرگ‌» و آنچه‌ كه‌ در آن‌ از حساب‌ و عقاب‌ به‌ جريان‌ مي‌افتد! كه‌ اين‌ روز، روز قيامت‌ است‌.
ابن‌كثير به‌ نقل‌ از علماي‌ تاريخ‌ مي‌گويد: «قسطنطين‌ فرقه‌هاي‌ نصاري‌ را در يكي‌ از مجامع‌ سه‌گانه‌ مشهورشان‌ گرد آورد و شمار اسقف‌هايشان‌ در آن‌ اجتماع ‌عظيم‌ به‌ دوهزاروصدوهفتاد تن‌ رسيد، سپس‌ از آنان‌ درباره‌ عيسي‌(ع) نظرخواهي‌ كرد، آنها درباره‌ او اختلافي‌ جدي‌ و فاحش‌ در ميان‌ آورده‌ و آرا و انديشه‌هاي‌ بسيار متفاوتي‌ ابراز كردند مگر سيصد و هشت‌ تن‌ از آنان‌ كه‌ همه‌ بر يك‌ قول‌ متفق ‌بودند پس‌ قسطنطين‌ كه‌ خود به‌ علاوه‌ پادشاهي‌، فيلسوف‌ نيز بود به‌ آن‌ سيصد وهشت‌ تن‌ گرايش‌ يافت‌ و آنان‌ را به‌ پيشوايي‌ نصاري‌ برگزيد و ديگران‌ را طرد كرد. سپس‌ آنها برايش‌ كتابها وضع‌ كرده‌ قوانين‌ و برنامه‌هايي‌ ساختند و پرداختند وبدعت‌هاي‌ بسياري‌ را بنا نهاده‌ دين‌ مسيح‌ را تحريف‌ كردند و او در مملكت‌ خويش ‌كه‌ شامل‌ سرزمين‌ شام‌ و جزيره‌ و روم‌ بود، برايشان‌ كليساهاي‌ بزرگي‌ بنا كرد وگويند: تعداد اين‌ كليساها به‌ دوازده‌ هزار بالغ‌ مي‌شد».
 
سوره شعراء آيه  107
‏متن آيه : ‏
‏ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«من‌ براي‌ شما رسولي‌ هستم‌» از جانب‌ خداوندأ كه‌ در آنچه‌ به‌ شما از جانب‌ حق‌ تعالي‌ ابلاغ‌ مي‌كنم‌ «امين‌» و مورد اعتماد هستم‌. شايان‌ ذكر است‌ كه ‌قوم‌ نوح‌(ع) به‌ امانتداري‌ و راستگويي‌ وي‌ واقف‌ بودند.
	سوره شعراء آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ از خدا پروا كنيد و از من‌ اطاعت‌ نماييد» يعني: طاعت‌ خداوندأ را سپري ‌در برابر عذاب‌ وي‌ قرار دهيد و از من‌ در اوامري‌ كه‌ از سوي‌ خداوندأ شما را بدان‌ امر مي‌كنم‌ فرمان‌ بريد؛ مانند ايمان‌ آوردن‌ به‌ وي، ترك‌ شرك، انجام‌ دادن ‌فرايض‌ و برنامه‌هاي‌ ديني‌.
 
	سوره شعراء آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بر اين، اجري‌ از شما طلب‌ نمي‌كنم‌» يعني: بر تبليغ‌ اين‌ رسالت، از شما مزدي ‌نمي‌طلبم‌ و در اين‌ مزد طمع‌ نمي‌بندم، با وجود منفعت‌ بزرگي‌ كه‌ تبليغ‌ اين‌ رسالت ‌براي‌ شما دارد «پاداش‌ من‌ جز بر عهده‌ پروردگار عالميان‌ نيست‌» پس‌ من‌ پاداش‌ دعوت‌ خود را از حق‌ تعالي‌ مي‌طلبم‌ زيرا هموست‌ كه‌ مرا به‌ ابلاغ‌ رسالت، مكلف‌ گردانيده‌ است‌.
 
	سوره شعراء آيه  110
‏متن آيه : ‏
‏ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس، از خدا پروا بداريد و از من‌ اطاعت‌ كنيد» نوح‌(ع) اين‌ جمله‌ را بدان‌ جهت ‌تكرار كرد تا اين‌ معني‌ را در نهادشان‌ پايدار سازد. ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ نوح‌(ع) براي‌ هر يك‌ از دو درخواست‌ خود به‌ سوي‌ تقوا، علتي‌ ذكر كرد؛ چنان‌كه‌ در اول ‌گفت: چون‌ بر امانت‌داري‌ام‌ آگاهيد پس‌ تقوا پيشه‌ كنيد و در دومين‌ درخواست ‌خود گفت: چون‌ دانستيد كه‌ از شما مزدي‌ نمي‌طلبم‌ پس‌ تقوا پيشه‌ كنيد.
 
سوره شعراء آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: آيا به‌ تو ايمان‌ بياوريم‌ حال‌ آن‌كه‌ فرومايگان‌ از تو پيروي‌ كرده‌اند؟» يعني: چگونه‌ از تو پيروي‌ كنيم‌ و به‌ تو ايمان‌ بياوريم، حال‌ آن‌كه‌ فرومايگاني‌ كه‌ از كمترين‌ مال‌ و جاه‌ برخوردارند، از تو پيروي‌ كرده‌اند؟ رذاله: خست‌ و ذلت‌ است‌.آري‌! قوم‌ نوح‌(ع) از آن‌ روي‌ پيروانش‌ را پست‌ و فرومايه‌ شمردند كه‌ ايشان‌ سرمايه‌ و مقام‌ و شرف‌ ظاهري‌ كمتري‌ داشتند. يا بدان‌جهت‌ كه‌ ايشان‌ نسب‌ عالي ‌نداشتند. به‌قولي: پيروان‌ نوح‌(ع) متشكل‌ از صاحبان‌ حرفه‌ها و مشاغل‌ پايين‌ وفرومايه‌ بودند.
پس‌ حاصل‌ معني‌ اين‌ است: نه‌ به‌ تو ايمان‌ مي‌آوريم، نه‌ از تو پيروي‌ مي‌كنيم‌ و نه‌ در كار ايمان‌ به‌ فرومايگان‌ اقتدا مي‌نماييم‌.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:896.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:897.txt"> آيه  113</a><a class="text" href="w:text:898.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:899.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:900.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:901.txt">آيه  117</a><a class="text" href="w:text:902.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:903.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:904.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:905.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:906.txt">آيه  122</a><a class="text" href="w:text:907.txt"> آيه  123-124</a><a class="text" href="w:text:908.txt">آيه  125-126-127</a><a class="text" href="w:text:909.txt"> آيه  128</a><a class="text" href="w:text:910.txt">آيه  129</a><a class="text" href="w:text:911.txt"> آيه  130</a><a class="text" href="w:text:912.txt">آيه  131-132-133</a><a class="text" href="w:text:913.txt">آيه  134</a><a class="text" href="w:text:914.txt"> آيه  135</a><a class="text" href="w:text:915.txt">آيه  136</a></body></html>سوره شعراء آيه  112
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نوح‌ گفت: من‌ از كارشان‌ چه‌ آگاهي‌اي‌ دارم‌؟» يعني: مرا با شغل‌ و حرفه‌ آنان ‌چه‌كار كه‌ از آن‌ آگاه‌ باشم‌؟ من‌ مكلف‌ به‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ از كارها و مشاغل‌ آنان‌ آگاه‌ شوم‌ بلكه‌ فقط مكلفم‌ كه‌ آنان‌ را به‌سوي‌ ايمان‌ فراخوانم‌ و به‌ ايمانشان‌ بها دهم‌ و آن‌ را معتبر بشناسم، نه‌ به‌ حرفه‌ها و مشاغل‌ و فقر و غنايشان‌ چراكه‌ اين‌ امور در ميزان‌ ايمان، هيچ‌ قدر و قيمتي‌ ندارند.
 
	سوره شعراء آيه  113
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«حساب‌ آنان‌ جز بر پروردگارم‌ نيست، اگر در مي‌يابيد» يعني: تفتيش‌ و بازرسي‌ و محاسبه‌ ضماير و اعمالشان‌ فقط بر خدا(ج) است‌ و اگر شما از اهل‌ شعور و فهم ‌بوديد، اين‌ حقيقت‌ را دريافته‌ و آن‌ را باور مي‌كرديد.
نسفي‌ مي‌گويد: «آن‌ متكبران، پيروان‌ نوح‌(ع) را متهم‌ كردند كه‌ در عين ‌فرومايگي، به‌ ايمان‌ هم‌ تظاهر مي‌كنند و در واقع‌ به‌ نوح‌(ع) ايمان‌ ندارند». كه ‌نوح‌(ع) پاسخشان‌ را به‌ نحو فوق‌ داد.
 
	سوره شعراء آيه  114
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و من‌ طردكننده‌ مؤمنان‌ نيستم‌» اين‌ پاسخ‌ نوح‌(ع) است‌ به‌ درخواست‌ كفار كه ‌بايد مؤمنان‌ صاحب‌ مشاغل‌ پست‌ را از خود براند و طرد كند.
 
	سوره شعراء آيه  115
‏متن آيه : ‏
‏ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«من‌ جز هشدارد