  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و پنجمين‌ بار» يعني: پنجمين‌ گواهي‌ آن‌ زن‌ بايد اين‌ باشد: «كه‌ خشم‌ خدا بر او باد» يعني: بر زن‌ باد «اگر او» يعني: شوهرش‌ «از راستگويان‌ باشد» در آنچه‌ كه‌ به‌ وي‌ از زنا نسبت‌ داده‌است‌. اختصاص‌ دادن‌ «غضب‌» و خشم‌ به‌ زن‌، براي ‌هر چه‌ درشت‌تر ساختن‌ كار بر وي‌ به‌ منظور وادار نمودنش‌ به‌ اعتراف‌ بر حقيقت ‌است‌؛ به‌ سه‌ دليل: اول‌ اين‌كه‌ تحريك‌ به‌ زنا غالبا از سوي‌ زن‌ صورت‌ مي‌گيرد. دوم‌ اين‌كه: مرد غالبا ننگ‌ دارد از اين‌كه‌ زنش‌ را به‌ زنا متهم‌ كند، مگر اين‌كه ‌واقعا راستگو و در اين‌ كار معذور باشد. سوم‌ اين‌كه: زنان‌ عادتا بسيار لعن‌ و طعن ‌مي‌گويند و لعن‌ و طعن‌ گفتن‌، آن‌ اثر بزرگي‌ را كه‌ بايد در دلهايشان‌ داشته‌ باشد ندارد، برخلاف‌ اين‌كه‌ به‌ در خواست‌ خشم‌ خداوند(ج) براي‌ خود وادار گردند، كه‌ از اين‌ كار بسيار واهمه‌ دارند.
اما حكم‌ لواط در نزد شافعي‌، مالك‌، احمد، ابويوسف‌ و محمد، حكم‌ زناست‌، كه‌ نزد شافعي‌ بر آن‌، حد زنا جاري‌ مي‌شود اما نزد مالك‌ و احمد بن ‌حنبل‌ حد آن‌ فقط رجم‌ است‌. ولي‌ ابوحنيفه‌ بر آن‌ است‌ كه‌ حكم‌ لواط، حكم‌ زنا نيست‌ و از آنجا كه‌ مهر به‌ آن‌ تعلق‌ نمي‌گيرد، حد هم‌ به‌ آن‌ تعلق‌ نمي‌گيرد بلكه‌ به‌ آن‌ تعزير تعلق‌ مي‌گيرد.
فقها اتفاق ‌نظر دارند بر اين‌كه‌ همجنس‌بازي‌ زنان‌ و استمناي‌ مردان‌ با دست‌، سزاوار تعزير، تأديب‌ و توبيخ‌ است‌.
حكم‌ عمل‌ جنسي‌ با حيوانات‌، به‌ اتفاق‌ مذاهب‌ چهارگانه‌، تعزير فاعل‌ آن ‌بر حسب‌ صلاحديد حاكم‌ است‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيات‌ (ملاعنه) روايت‌ شده‌ است: هلال‌بن‌اميه‌(رض) شامگاه‌ از سر زمين‌ خود به‌ خانه‌ آمد و به‌ چشمان‌ خود ديد كه‌ مردي‌ با زنش‌ همبستر شده ‌است‌ پس‌ بامداد نزد رسول‌ خدا ص آمد و ماجرا را باز گفت‌ اما رسول‌ خدا ص اين‌خبر را از وي‌ نپسنديدند. انصار گفتند: حالا كه‌ چنين‌ شد، رسول‌ خدا ص بر وي‌حد قذف‌ جاري‌ مي‌كنند. اما هلال‌ كه‌ به‌ راستگويي‌ خويش‌ مطمئن‌ بود، گفت: ولي‌ من‌ اميدوارم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برايم‌ از اين‌ بن‌بست‌ گشايشي‌ فراهم‌ كند. همان‌بود كه‌ نازل‌ شد: ﴿وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ  ...﴾. در اين‌ هنگام‌ بود كه ‌رسول‌ خدا ص به‌ هلال‌ مژده‌ دادند و ميان‌ او و زنش‌ صيغه‌ (ملاعنه) را جاري‌ كردند.
 
سوره نور آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر فضل‌ و رحمت‌ خدا بر شما نبود و اين‌كه‌ خداوند توبه‌ پذير حكيم ‌است‌» بي‌گمان‌ به‌ كسي‌ از آن‌ دو تن‌ كه‌ دروغگوست‌، عذاب‌ بزرگي‌ مي‌رسانيد ولي‌ حق‌ تعالي‌ بر كسي‌ كه‌ به‌ حال‌ پشيماني‌ به‌سويش‌ رجوع‌ كند، توبه‌ پذير است‌ و بر وي‌ به‌ رحمت‌ بازمي‌گردد و با بازگشتنش‌ از گناه‌، توبه‌ وي‌ را قبول‌ مي‌كند و مي‌آمرزد و هم‌او در آنچه‌ كه‌ براي‌ بندگان‌ خويش‌ از حكم‌ «لعان‌» يا اجراي‌ حد مشروع‌ و مقرر كرده‌ است‌، حكيم‌ و فرزانه‌ است‌ . آري‌! اگر اين‌ نمي‌بود، عذاب ‌رسواگر وي‌ شتابان‌ به‌ آنان‌ مي‌رسيد.﴿ سوره‌ نور ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (64) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ «نور» ناميده‌ شد، به‌ سبب‌ آن‌كه‌ دربرگيرنده‌ آيه‌اي ‌بس ‌نوراني‌ و درخشان‌، يعني‌ اين‌ فرموده‌ خداي‌ متعال‌ است:  (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ....). در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «به‌ مردان‌ خويش‌ سوره‌ مائده‌ و به‌ زنان‌ خويش‌ سوره‌ نور را بياموزيد».
موضوع‌ اين‌ سوره‌، نور است‌ با آثار و مظاهر خود در دلها و روانها، كه‌ اين ‌آثار و مظاهر، در آداب‌ و اخلاق‌ روحي‌، خانوادگي‌ و اجتماعي‌ تمثيل‌ مي‌شود، آداب‌ و اخلاقي‌ كه‌ دل‌ و جان‌ و صفحات‌ وجود انسان‌ و زندگي‌ او را نورباران‌ مي‌كنند، انواري‌ كه‌ از نور ازلي‌ و سرمدي‌ الله(ج)، آن‌ نور لايزال‌ آسمانها و زمين ‌فروغ‌ بر مي‌گيرند. پس‌ محور اين‌ سوره‌، «تربيت‌» است‌ با ابعاد مختلف‌ آن‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:640.txt">آيه  11</a><a class="text" href="w:text:641.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:642.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:643.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:644.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:645.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:646.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:647.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:648.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:649.txt">آيه  20</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:65.txt"> آيه  12</a><a class="text" href="w:text:66.txt"> آيه  13</a><a class="text" href="w:text:67.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:68.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:69.txt">آيه  16</a><a class="text" href="w:text:70.txt">آيه  17</a><a class="text" href="w:text:71.txt">آيه  18</a><a class="text" href="w:text:72.txt">آيه  19</a><a class="text" href="w:text:73.txt">آيه  20</a><a class="text" href="w:text:74.txt"> آيه  21</a><a class="text" href="w:text:75.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:76.txt">آيه  23</a><a class="text" href="w:text:77.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:78.txt">آيه  25</a></body></html>سوره نور آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرّاً لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، كساني‌ كه‌ افك‌ در ميان‌ آوردند» افك: دروغ‌ و بهتان‌ و تهمت‌ است‌. مراد از آن‌ در اينجا: آن‌ بهتاني‌ است‌ كه‌ بر سيدتنا عايشه‌ صديقه‌ ام‌المؤمنين ‌رضي‌الله عنها زدند. بخاري‌ و مسلم‌ و اصحاب‌ كتب‌ حديث‌، حديث‌ طولاني ‌حضرت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها را در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ روايت‌ كرده‌اند كه ‌حاصل‌ آن‌ اين‌ است: عائشه‌ رضي‌الله عنها به‌ حكم‌ قرعه‌ در غزوه‌ بني‌مصطلق‌ با رسول‌ خدا ص همراه‌ شد، در برگشت‌ از آن‌ غزوه‌، كاروان‌ در نزديك‌ مدينه‌ منزل‌ زد، در اين‌ اثنا گردن‌بند حضرت‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها به‌ هنگام‌ قضاي‌ حاجت‌ از هم‌ گسست‌ و او بعد از آن‌كه‌ به‌ كجاوه‌ خويش‌ برگشت‌، متوجه‌ اين‌ امر شد و براي‌ يافتن‌ گردنبند خويش‌ از كجاوه‌ بيرون‌ آمد، كاروان‌ ـ به‌گمان‌ اين‌كه‌ عائشه‌رضي‌الله عنها در كجاوه‌ خويش‌ است‌ ـ حركت‌ كرد، وقتي‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها از جست‌وجوي‌ گردن‌بند خويش‌ برگشت‌، ديد كه‌ از كاروان‌ خبري‌ نيست‌ و كاروان‌ حركت‌ كرده‌ است‌ پس‌ در محل‌ اتراق‌ كاروان‌ باقي‌ ماند، از آن‌سوي ‌ديگر، صفوان‌بن‌ معطل‌(رض) كه‌ 