ت‌ كه‌ اولي‌ سرمايه ‌است‌ و دومي‌ سود.
	سوره مسد آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ سَيَصْلَى نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«به‌ زودي‌ در آتشي‌ پر زبانه‌ درآيد» يعني: به‌ زودي‌ ابولهب‌ در آتشي‌ سخت‌ شعله‌ور و برافروخته‌ كه‌ پوستش‌ را مي‌سوزاند، عذاب‌ مي‌شود كه‌ آن‌ آتش‌، آتش ‌جهنم‌ است‌.
	سوره مسد آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و زنش» نيز به‌ آن‌ آتش‌ در مي‌آيد، همان‌ كه‌ «هيزم‌كش‌ است» زن‌ ابولهب‌، ام‌جميل‌ دختر حرب‌ خواهر ابوسفيان‌ بود كه‌ خارها و سرگين‌ها را برگرفته‌ و آنها را شبانه‌ بر راه‌ رسول‌ خدا ص مي‌افگند. يا مراد اين‌ است‌ كه‌ زن‌ ابولهب‌ با برداشتن ‌گناهان‌ سنگيني‌ كه‌ به‌ سبب‌ دشمني‌ با رسول‌ خدا ص و واداشتن‌ شوهرش‌ بر آزار ايشان‌ بر دوش‌ گرفته است‌، هيزم‌ جهنم‌ را بر مي‌دارد. يا اين‌ تعبير، كنايه‌ از سخن‌چيني‌ اوست‌ كه‌ برافروزنده‌ خصومت‌ و دشمني‌ در ميان‌ مردم‌ است‌.
 
	 سوره مسد آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بر گردنش‌ طنابي‌ از ليف‌ خرماست» مسد: ليفي‌ است‌ كه‌ از آن‌ ريسمان‌ تافته‌ مي‌شود. نقل‌ است‌ كه‌ زن‌ ابولهب‌ گردنبند فاخري‌ از جواهر داشت‌ و گفت: سوگند به‌ لات‌ و عزي‌ كه‌ آن‌ را در دشمني‌ محمد ص صرف‌ مي‌كنم‌! لذا آن‌ گردنبندش‌ در روز قيامت‌ ريسماني‌ برتافته‌ از زنجيرهاي‌ آتش‌ مي‌شود. ملاحظه ‌مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ عذابش‌ در آخرت‌ را به‌ همان‌ هيأت‌ و حالتي‌ كه‌ در دنيا داشت‌، تصوير مي‌كند زيرا عذاب‌ آخرت‌ از جنس‌ عمل‌ مجرم‌ و هماهنگ‌ با جرم ‌وي‌ است‌. نقل‌ است‌ كه‌ بعد از نزول‌ اين‌ سوره‌ ام‌جميل‌ زن‌ ابولهب‌ سنگي‌ را در دست‌ گرفته‌ نزد ابوبكرصديق‌(رض) در مسجدالحرام‌ رفت‌ و در آن‌ حال‌ ابوبكر(رض) در معيت‌ رسول‌ خدا ص بود. پس‌ به‌ ابوبكر(رض) گفت: به‌ من‌ خبر رسيده ‌است‌ كه ‌رفيقت‌ مرا هجو نموده‌ است‌، اينك‌ آمده‌ام‌ كه‌ با او چنين‌ و چنان‌ كنم‌! اما خداوند متعال‌ ديدگان‌ وي‌ را از ديدن‌ رسول‌ خدا ص كور ساخت‌ و هر چه‌ به‌ اين ‌سو و آن‌ سو نگريست‌، ايشان‌ را نديد. ابوبكر(رض) از وي‌ پرسيد: آيا كسي‌ را همراه‌ من‌ مي‌بيني‌؟ ام‌ جميل‌ گفت: آيا مرا مسخره‌ مي‌كني‌؟ من‌ جز تو هيچ‌ كس ‌ديگر را همراهت‌ نمي‌بينم‌!
علما گفته‌اند: اين‌ سوره‌ معجزه‌اي‌ آشكار و دليلي‌ روشن‌ بر نبوت‌ آن ‌حضرت‌ ص است‌ زيرا خداوند(ج) با نزول: (‏ سَيَصْلَى نَاراً ذَاتَ لَهَبٍ ‏) قاطعانه‌ خبر داد كه‌ ابولهب‌ و زنش‌ ايمان‌ نمي‌آورند و سرنوشت‌ آنها در دنيا و آخرت‌ باشقاوت‌ گره‌ خورده ‌است‌ پس‌ بر طبق‌ اين‌ خبر، هيچ‌يك‌ از آن‌ دو نه‌ در ظاهر و نه‌ در باطن‌، نه‌ آشكار و نه‌ در خفا ايمان‌ نياوردند.
 ﴿ سوره‌ مسد ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (5) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ سبب‌ «مسد» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آخرآن‌ مي‌فرمايد:(‏ فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ‏)  كه‌ تفسير آن‌ خواهد آمد. همچنين‌ اين ‌سوره‌ «تبت‌» نيز ناميده‌ مي‌شود زيرا خداوند(ج) در مطلع‌ آن‌ مي‌فرمايد: ‏(تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ‏) چنان‌ كه‌ به‌ همين‌ مناسبت‌، اين‌ سوره‌ (ابولهب) يا سوره‌ (لهب) نيز ناميده ‌شده‌ است‌.
محدثان‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ از ابن‌عباس‌ رضي‌الله عنهما روايت‌ كرده‌اند كه‌ فرمود؛ چون‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد:(‏ وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)  : (اي‌ پيامبر! بستگان‌ نزديكت‌ را هشدار ده) «شعراء/214»؛ رسول‌ خدا ص از خانه‌ خود خارج ‌شده‌ و به‌ كوه‌ صفا بالا رفتند سپس‌ به‌ فرياد بلند چنين‌ ندا در دادند: يا صباحاه‌! چون‌ قريش‌ اين‌ ندا را شنيدند، از يك‌ديگر پرسيدند كه‌ اين‌ فريادگر كيست‌؟ پاسخ ‌داده‌ شد كه: محمد است‌. پس‌ ندا را اجابت‌ گفتند و پيرامون‌ آن‌ حضرت‌ ص گرد آمدند. آن‌گاه‌ رسول‌اكرم‌ ص خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: هان‌ اي‌ بني‌فلان‌! هان‌ اي ‌بني‌فلان‌! هان‌ اي‌ بني‌فلان‌! هان‌ اي‌ بني‌عبدمناف‌! هان‌ اي‌ بني‌عبدالمطلب‌! (و به‌اين‌ ترتيب‌، تيره‌هاي‌ قبيله‌ قريش‌ را يكي‌يكي‌ نام‌ بردند) پس‌ همه‌ آنان‌ سراپا گوش ‌گرديدند تا بشنوند كه‌ محمد ص چه‌ سخني‌ به‌ اين‌ پايه‌ از اهميت‌ دارد كه‌ فريادكنان ‌همه‌ را براي‌ آن‌ فراخوانده ‌است‌. سپس‌ خطاب‌ به‌ آنان‌ فرمودند: آيا اگر به‌ شما خبر بدهم‌ كه‌ سپاهي‌ از سواران‌ از كناره‌ اين‌ كوه‌ بيرون‌ مي‌آيند و بر شما مي‌تازند، آيا مرا تصديق‌ خواهيد كرد؟ همه‌ يكصدا گفتند: ما تاكنون‌ از تو دروغي‌ را تجربه ‌نكرده‌ايم‌ (بلكه‌ تو را به‌ راستگويي‌ مي‌شناسيم). فرمودند: پس‌ اينك‌ من‌ پيشاپيش‌ عذابي‌ سخت‌ شما را از افتادن‌ در آن‌ هشدار مي‌دهم‌. در اين‌ اثنا ابولهب‌ گفت: هلاكت‌ باد بر تو! آيا براي‌ اين‌ كار ما را گردآورده‌اي‌؟! سپس‌ راه‌ خود كشيد و رفت‌. همان‌ بود كه‌ اين‌ سوره‌ نازل‌ شد.
طارق‌ محاربي‌ مي‌گويد: «در بازار ذوالمجاز بودم‌ كه‌ بناگاه‌ با جواني‌ تازه‌ سال ‌روبرو شدم‌ كه‌ مي‌گفت: هاي‌ اي‌ مردم‌! لا اله‌ الا الله بگوييد تا رستگار شويد. در اين‌ اثنا ديدم‌ كه‌ مردي‌ از پشت‌ سرش‌ او را به‌ سنگ‌ مي‌زند به‌ طوري‌ كه‌ هر دو ساق‌ و هر دو پاشنه‌ پايش‌ را خون‌آلود كرده‌ است‌ و مي‌گويد: هاي‌ مردم‌! او دروغگوست‌ پس‌ او را باور نكنيد. پرسيدم: اين‌ شخص‌ دعوتگر كيست‌؟ گفتند: محمد است‌؛ مي‌پندارد كه‌ پيامبر مي‌باشد و اين‌ ديگر هم‌ عمويش‌ ابولهب‌ است‌ كه ‌مي‌پندارد او در اين‌ ادعا دروغگوست‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4249.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4250.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4251.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4252.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4253.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ اخلاص ﴾</a></body></html>سوره إخلاص آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص به‌ آنان «اوست‌ خداي‌ يگانه» يعني: اگر از بيان‌ نسب ‌خداوند متعال‌ سؤال‌ مي‌كنيد، بدانيد كه‌ او خدايي‌ است‌ يگانه‌؛ در ذات‌، صفات‌ و افعال‌ خود و او هيچ‌ همتا، وزير، شبيه‌ و شريكي‌ ندارد.
 
	سوره حج آيه  6
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين ‌همه‌» آفرينشگري‌ و قدرت‌نمايي‌ «بدان‌ سبب‌ است‌ كه‌ خدا خود حق ‌است‌» حق: وجود ثابت‌ و پايداري‌ است‌ كه‌ هيچ‌ تغيير نمي‌كند و زوال‌ نمي‌پذيرد «و اين‌كه‌ او ست‌ كه‌ مردگان‌ را زنده‌ مي‌كند» چنان‌كه