در ميان‌ آنها پيوند نسبي‌ يا سببي‌اي‌ وجود داشت‌، از همديگر ميراث‌ مي‌برند، مثلا يهودي‌ از نصراني ‌و نصراني‌ از يهودي‌ ميراث‌ مي‌برد. اما امام‌ احدبن‌حنبل‌(ره) و موافقان‌ وي‌ بر آنند كه‌ يهودي‌ از نصراني‌ و نصراني‌ از يهودي‌ ميراث‌ نمي‌برد زيرا در حديث‌ شريف ‌آمده ‌است: «لايتوارث‌ اهل‌ ملتين‌ شتي: اهل‌ دو آيين‌ مختلف‌ از همديگر ميراث ‌نمي‌برند». امام‌ رازي‌(ره) مي‌گويد: «عادت‌ مردم‌ بر اين‌ جريان‌ يافته‌ كه‌ در هنگام‌ متاركه‌، به‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ تمثيل‌ مي‌كنند و اگر بر يك‌ اصل‌ توافق‌ نكنند، يكي‌ به‌ ديگري‌ مي‌گويد: لكم‌ دينكم‌ ولي‌ دين‌. درحالي‌كه‌ اين‌ تمثيل‌ جايز نيست‌؛ زيرا خداوند(ج) قرآن‌ را براي‌ آن‌ نازل‌ نكرده‌ تا به‌ آن‌ مثل‌ زده‌ شود بلكه‌ قرآن‌ براي ‌تدبر و سپس‌ براي‌ عمل‌ به‌ موجب‌ اين‌ تدبر نازل‌ شده ‌است‌».
﴿ سوره‌ کافرون ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (6) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «كافرون‌» نام‌ گرفت‌ كه‌ خداوند(ج) در آن‌ به‌ پيامبرش‌ حضرت‌ محمد ص دستور داده ‌است‌ تا كافران‌ را به‌ پيامي‌ كه ‌متضمن‌ توحيد و اعلام‌ برائت‌ از شرك‌ و استقلال‌ عبادي‌ مسلمين‌ است‌، مخاطب ‌گرداند. در احاديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ ص اين‌ سوره‌ و سوره‌ (‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‏) را در دو ركعت‌ بعد از طواف‌، در دو ركعت‌ بامداد، در دو ركعت ‌بعد از مغرب‌ و در نماز وتر خوانده‌اند و آن‌ را «ربع‌» قرآن‌ ناميده‌اند. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص فرمودند: «هنگامي‌ كه‌ در بستر خوابت ‌جاي‌ گرفتي‌، سوره: (‏ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ ‏)  را تا آخر آن‌ بخوان‌ زيرا اين‌ سوره ‌برائتي‌ از شرك‌ است‌».
واحدي‌ نيشابوري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ كرده‌است: اين‌ سوره‌ درباره‌ گروهي‌ از قريش‌ نازل‌ شد كه‌ نزد رسول‌ خدا ص آمدند و گفتند: اي‌ محمد! به‌ تو پيشنهادي‌ داريم‌؛ بيا تو از دين‌ ما پيروي‌ كن‌ و ما از دين‌ تو پيروي‌ مي‌كنيم‌، به‌ اين‌ ترتيب‌ كه‌ تو مدت‌ يكسال‌ خدايان‌ ما را پرستش‌ كن‌ و ما مدت‌ يكسال‌ خداي‌ تو را مي‌پرستيم‌ پس‌ اگر چنان‌ باشد كه‌ آنچه‌ تو به‌ همراه‌ آورده‌اي‌، از آيين‌ و رسم‌ و راه ‌ما بهتر باشد، به‌ اين‌ ترتيب‌ ما در آن‌ با تو مشاركت‌ يافته‌ و بهره‌مان‌ را از آن ‌برگرفته‌ايم‌ اما اگر چنان‌ باشد كه‌ رسم‌ و راه‌ ما از آيين‌ تو بهتر باشد، تو در كار ما شريك‌ گرديده‌ و بهره‌ات‌ را از آن‌ برگرفته‌اي‌! رسول‌ خدا ص فرمودند: پناه‌ بر خداي‌ سبحان‌ كه‌ من‌ ديگري‌ را با وي‌ شريك‌ گردانم‌. همان‌ بود كه‌ خداوند(ج) اين‌ سوره‌ را نازل‌ كرد. پس‌ رسول‌ خدا ص صبحگاه‌ آن‌ به‌ مسجدالحرام‌ رفتند و در حالي‌كه‌ اشراف‌ قريش‌ در آنجا بودند، اين‌ سوره‌ را تا آخر بر آنان‌ خواندند. بعد از آن‌، ديگر قريش‌ از رسول‌ خدا ص مأيوس‌ گرديدند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4237.txt"> آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4238.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4239.txt">آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4240.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ نصر ﴾</a></body></html> سوره نصر آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«چون‌ نصرت‌ الهي‌ و فتح‌ فرارسد» يعني: اي‌ محمد ص! آن‌گاه‌ كه‌ پيروزي‌ الهي‌ برايت‌ عليه‌ دشمنانت‌ قريش‌ به‌ ظهور آيد و مكه‌ بر تو گشوده‌ شود. نصر: عبارت‌ از تأييدي‌ است‌ كه‌ دشمنان‌ با آن‌ مغلوب‌ گرديده‌ و مسلمانان‌ بر آنان‌ برتري ‌پيدا كنند. فتح: گشودن‌ ديار دشمنان‌ و ورود به‌ خانه‌هايشان‌ و نيز گشايش ‌دلهايشان‌ براي‌ پذيرش‌ حق‌ است‌. پس‌ فرق‌ در ميان‌ «نصر» و «فتح‌» اين‌ است‌ كه: نصر همچون‌ سببي‌ براي‌ فتح‌ مي‌باشد، از اين‌ جهت‌ ابتدا نصر ذكر شد و سپس‌ فتح ‌بر آن‌ عطف‌ گرديد.
 
	سوره نصر آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و ببيني‌ كه‌ مردم‌ فوج‌ فوج‌ در دين‌ الله درآيند» يعني: اي‌ پيامبر ص! در هنگام ‌رسيدن‌ نصرت‌ و فتح‌، مردم‌ ـ اعم‌ از اعراب‌ و غير آنان‌ ـ را مي‌بيني‌ كه‌ گروه‌ گروه‌ و دسته‌ دسته‌ به‌ ديني‌ در مي‌آيند كه‌ خداوند(ج) تو را بر آن‌ مبعوث‌ كرده‌ است‌، بعد از آن‌كه‌ آنها يكي‌يكي‌ يا دوتا دوتا به‌ دين‌ حق‌ داخل‌ مي‌شدند. نقل‌ است‌ كه‌ وقتي‌ رسول‌ خدا ص مكه‌ را فتح‌ كردند، اعراب‌ گفتند: اما اكنون‌ كه‌ محمد ص بر اهل‌ حرم‌ غالب‌ و پيروز شد درحالي‌كه‌ خداوند(ج) ايشان‌ را از هجوم ‌اصحاب‌ فيل‌ در پناه‌ خود داشت‌، اين‌ خود برهان‌ روشني‌ است‌ بر اين‌كه‌ محمد ص بر حق‌ است‌ و شما عليه‌ او قدرتي‌ نداريد. لذا از ستيز و مقاومت‌ دست‌ برداشته‌ و در مجموعه‌هاي‌ بزرگي‌، گروه‌ گروه‌ و دسته‌ دسته‌ يكي‌ بعد از ديگري‌ به‌ اسلام ‌وارد مي‌شدند و موج‌ رويكرد به‌سوي‌ اسلام‌ چنان‌ بود كه‌ يك‌ قبيله‌ تماما به‌ يكبار در اسلام‌ داخل‌ مي‌شد.
جمهور فقها و بسياري‌ از علماي‌ كلام‌ برآنند كه: ايمان‌ مقلد صحيح‌ است‌ زيرا حق‌ تعالي‌ بر صحت‌ ايمان‌ اين‌ افواج‌ مردم‌ كه‌ ايماني‌ تقليدي‌ بود، حكم‌ كرد و آن‌را از بزرگترين‌ احسانهاي‌ خود بر پيامبرش‌ حضرت‌ محمد ص برشمرد و اگر ايمانشان‌ صحيح‌ نمي‌بود، در اين‌ مناسبت‌ از آن‌ يادي‌ نمي‌كرد.
 
	 سوره نصر آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً ‏

 

‏ترجمه : ‏
«پس‌ به‌ حمد پروردگار خود تسبيح‌ بگوي» اين‌ آيه‌، امر به‌ تسبيح‌ گفتن‌ براي‌ پروردگار متعال‌ و ستايش‌ براي‌ وي‌ را با هم‌ جمع‌ كرده‌ است‌. تسبيح‌ گفتن‌ براي ‌پروردگار متعال‌ از خوشحالي‌ آن‌ حضرت‌ ص نسبت‌ به‌ رخدادهاي‌ عظيم ‌پيروزي‌اي‌ خبر مي‌دهد كه‌ حتي‌ به‌ فكر ايشان‌ و به‌ فكر احدي‌ از مردم‌ خطور نمي‌كرد؛ و حمد و ستايش‌ حق‌ تعالي‌، در برابر صنع‌ زيبا و رفتار روح‌ افزايش‌ با پيامبرش‌ ص و منت‌ عظيم‌ وي‌ بر ايشان‌ در نصر و فتح‌ ام‌ القري‌ مي‌باشد «و از او آمرزش‌ بخواه» براي‌ لغزشهايت‌؛ به‌ عنوان‌ نوعي‌ تواضع‌ و فروتني‌ براي‌ حق‌ تعالي‌ و كوچك‌ شمردن‌ و اندك‌ دانستن‌ عمل‌ خويش‌ و نيز براي‌ آموختن‌ اين‌ امر به‌ امتت ‌«هرآينه‌ الله همواره‌ توبه‌پذير است» يعني: از شأن‌ وي‌ اين‌ است‌ كه‌ برآمرزش‌خواهان‌ توبه‌ بپذيرد و بر آنان‌ به‌ رحمت‌ بازگردد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌عائشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است: «بعد از آن‌كه‌ سوره‌ (‏ إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ ‏)  بر رسول‌ خدا ص نازل‌ شد، آن‌ حضرت