بايي‌، نياز ملموس‌ وارستگان‌ مؤمن‌ مي‌باشد. بنابراين‌، آنها بايد يك‌ديگر را به‌ صبر و شكيبايي‌ نيز توصيه‌ و سفارش‌ نمايند. امام‌ رازي‌: مي‌گويد: «آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ حق‌ امري‌ است‌ سنگين‌ كه‌ رنجها و محنت‌ها با آن ‌ملازم‌ و همراهند. از اين‌ جهت‌، خداوند(ج) آن‌ را به‌ سفارش‌ يك‌ديگر به‌ صبر پيوسته‌ گردانيد».
اين‌چنين‌ است‌ كه‌ سوره‌ مباركه‌ «عصر»، راه‌ رستگاري‌ و نجات‌ را در چهار چيز خلاصه‌ مي‌كند؛ ايمان‌، عمل‌ صالح‌، توصيه‌ به‌ حق‌ و توصيه‌ به‌ صبر. اما اسفا كه‌ در عصر ما بسياري‌ از مسلمين‌ دو خصلت‌ اخير را ترك‌ نموده‌ و در دو خصلت‌ اول‌ نيز كوتاهي‌ مي‌ورزند.
﴿ سوره‌ عصر ﴾
مکی‌ است‌ و داراي‌ (3) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «عصر» ناميده‌ شد كه‌ خداوند(ج) در مطلع‌ آن‌ به‌ عصر يعني‌ روزگار سوگند خورده ‌است‌ به‌ سبب‌ آن‌كه‌ روزگار دربرگيرنده‌ اعجوبه‌هايي‌ است‌؛ مانند شادي‌ و غم‌، سلامتي‌ و بيماري‌، غنا و فقر، عزت‌ و ذلت‌... و نيز به‌ سبب‌ آن‌كه‌ عصر به‌ اجزايي‌ چون‌ سال‌، ماه‌، روز، ساعت‌، دقيقه‌ و ثانيه‌ منقسم‌ مي‌شود.
فضيلت‌ آن: راويان‌ در بيان‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ مباركه‌ نقل‌ كرده‌اند: عمرو بن‌ عاص‌ قبل‌ از آن‌كه‌ مسلمان‌ شود، به‌ نمايندگي‌ از مشركان‌ قريش‌ نزد مسليمه‌ كذاب‌ رفت‌. مسليمه‌ از وي‌ پرسيد: در اين‌ مدت‌ ديگر بر رفيق‌ شما چه‌چيزي‌ نازل‌ شده ‌است‌؟! عمروبن‌عاص‌(رض) گفت: بر او سوره‌اي‌ كوتاه‌ اما بسيار بليغ‌ نازل‌ شده‌ است‌. مسليمه‌ گفت: آن‌ سوره‌ چيست‌؟ عمرو خواند: (وَالْعَصْرِ ‏ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ‏‏ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ‏)مسليمه‌ سخت‌ در فكر فرورفت‌ آن‌گاه‌ سر برداشت‌ و گفت: بر من ‌نيز مانند آن‌ نازل‌ شده ‌است‌. عمرو به‌ وي‌ گفت: ممكن‌ است‌ آن‌ را برايم‌ بخواني‌؟ مسليمه‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ كرد و گفت: «يا وبر، يا وبر، و انما انت‌ اذنان‌ و صدر وسائرك‌ حفر نقر ـ اي‌ وبر، اي‌ وبر! تو جز دو گوش‌ و يك‌ سينه چيزي‌ ديگرنيستي‌ زيرا ساير اندامهاي‌ تو گودي‌ و فرورفتگي‌ است‌». سپس‌ رو به‌ عمرو كرد و پرسيد: اي‌ عمرو! اين‌ سوره‌ نازل‌ شده‌ بر من‌ را چگونه‌ مي‌بيني‌؟ عمرو گفت: سوگند به‌ خدا تو خوب‌ مي‌داني‌ كه‌ من‌ خوب‌ مي‌دانم‌ كه‌ تو دروغگو هستي‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «مسليمه‌ كذاب‌ خواست‌ تا به‌ وسيله‌ اين‌ هذيان‌ با قرآن‌ معارضه‌ كند اما حتي‌ پرستشگر بتي‌ را نيز متقاعد و قانع‌ ساخته‌ نتوانست‌». از عبيدالله بن‌حفص‌(رض) روايت‌ شده ‌است‌ كه‌ فرمود: «هرگاه‌ دو تن‌ از اصحاب ‌رسول‌ خدا ص با هم‌ ديدار مي‌كردند، از يك‌ديگر جدا نمي‌شدند تا آن‌كه‌ يكي‌ از آنها بر ديگري‌ سوره‌ عصر را تا آخر نمي‌خواند، سپس‌ بر يك‌ديگر سلام‌ مي‌گفتند و از همديگر جدا مي‌شدند». امام‌ شافعي‌(ره) مي‌گويد: «اگر همه‌ مردم‌ در اين ‌سوره‌ تدبر كنند، اين‌ سوره‌ همه‌ آنان‌ را مي‌گنجد». هم‌ او مي‌گويد: «اگر جز اين‌ سوره‌ هيچ‌ سوره‌ ديگري‌ نازل‌ نمي‌شد، يقينا براي‌ مردم‌ كافي‌ و بسنده‌ بود؛ زيرا اين‌ سوره‌ دربرگير تمام‌ علوم‌ قرآني‌ است‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:4193.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:4194.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:4195.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:4196.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:4197.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:4198.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:4199.txt">آيه  7</a><a class="text" href="w:text:4200.txt">آيه  8</a><a class="text" href="w:text:4201.txt">آيه  9</a><a class="text" href="w:text:4202.txt">وجه‌ تسميه:﴿ سوره‌ هُمَزه ﴾</a></body></html> سوره هُمَزَة آيه  1

‏متن آيه : ‏

‏ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«واي‌ بر هر بدگوي‌ عيبجويي» يعني: خواري‌، عذاب‌ و نابودي‌ بر هر عيبجويي ‌باد. همزه: كسي‌ است‌ كه‌ رو در روي‌ كسي‌ به‌ وي‌ طعنه‌ مي‌زند اما لمزه‌ كسي‌ است ‌كه‌ در پشت‌ سر غيبت‌ وي‌ را مي‌كند. به‌قولي‌ ديگر: همزه‌ كسي‌ است‌ كه‌ همنشينان ‌خود را با بدزباني‌ آزار مي‌دهد و لمزه‌ كسي‌ است‌ كه‌ مردم‌ را به‌ اشاره‌ چشم‌ و ابرو، يا به‌ اشاره‌ دست‌ و سر طعنه‌ مي‌زند. در حديث‌ شريف‌ آمده ‌است: «شرار عباد الله ‌تعالي‌ المشاؤون‌ بالنميمة‌، المفسدون‌ بين‌ الأحبة: بدترين‌ بندگان‌ خدا(ج)، سخن‌چينان ‌برهم‌ زننده‌ رابطه‌ دوستي‌ در ميان‌ دوستان‌ و عيبجويان‌ اشخاص‌ پاك‌ و بي‌گناه‌اند».
 
	سوره هُمَزَة آيه  2

‏متن آيه : ‏

‏ الَّذِي جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«همان‌ كه‌ مالي‌ گرد آورد و شماره‌اش‌ كرد» يعني: سبب‌ عيبجويي‌ و طعنه‌ زدن‌آن‌ بدگوي‌ طعنهزن‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ مال‌ گرد آورده‌ خود دلخوش‌، سرمست‌ و مغرور است‌ و مي‌پندارد كه‌ به‌ وسيله‌ اين‌ مال‌ بر ديگران‌ فضل‌ و برتري‌ دارد، از اين‌ جهت‌ ديگران‌ را كوچك‌ و حقير مي‌پندارد.
 
	سوره هُمَزَة آيه  3

‏متن آيه : ‏

‏ يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«مي‌پندارد كه‌ مالش‌ او را جاويد كرده» به‌طوري‌ كه‌ هرگز نمي‌ميرد! پس‌ از بس ‌كه‌ به‌ مال‌ خويش‌ دلخوش‌ و به‌ آن‌ سرمست‌ است‌، نه‌ فكر مرگ‌ به‌ خاطرش‌ خطور مي‌كند و نه‌ به‌ بعد از مرگ‌ مي‌انديشد. به‌قولي: اين‌ آيه‌ تعريض‌ و كنايه‌ از عمل ‌صالح‌ است‌. يعني‌ فقط عمل‌ صالح‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خود را در حياتي‌ ابدي ‌جاودان‌ مي‌كند، نه‌ مال‌ و ثروت‌ همچنين‌ علم‌ همراه‌ با عمل‌ است‌ كه‌ صاحب‌ خود را جاودان‌ مي‌كند چنان‌ كه‌ علي(رض) مي‌فرمايد: «مات‌ خزان‌ المال‌ وهم‌ أحياء، والعلماء باقون‌ ما بقي‌ الدهر: گنج‌ سازان‌ مال‌ مردند در حالي‌كه‌ هنوز در قطار زندگان‌ به‌سر مي‌برند اما علما تا آن‌گاه‌ كه‌ روزگار باقي‌ است‌، باقي‌ هستند».
 
	سوره هُمَزَة آيه  4

‏متن آيه : ‏

‏ كَلَّا لَيُنبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«ولي‌ نه» يعني: كار چنان‌ نيست‌ كه‌ آن‌ انسان‌ غافل‌ طعنه‌زن‌ از خود راضي‌ مغرور مي‌پندارد بلكه‌ «قطعا در حطمه‌ افگنده‌ مي‌شود» يعني: او و مالش‌ بي‌شبهه ‌در آتشي‌ افگنده‌ مي‌شود كه‌ همه‌ چيز را در هم‌ مي‌شكند و خرد و خوار مي‌كند.
 
	سوره هُمَزَة آيه  5

‏متن آيه : ‏

‏ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ ‏

 

‏ترجمه : ‏
«و تو چه‌ داني‌ كه‌ حطمه‌ چيست‌؟» استفهام‌ براي‌ تفخيم‌، به‌ تعجب‌افگندن‌ و هولناك‌ معرفي‌ كردن آتش‌ جهنم‌ است‌، گويي‌ آتش‌ خردكننده‌ جهنم‌ از مقولاتي ‌است‌ كه‌ عقل‌ آن‌ را درك‌ نمي‌كند.
سپس‌ خود در تفسير حطمه‌ مي‌فرمايد:
 
	سوره 