 13</a><a class="text" href="w:text:3253.txt">آيه  14</a><a class="text" href="w:text:3254.txt">آيه  15</a><a class="text" href="w:text:3255.txt">وجه‌ تسميه: ﴿ سوره‌ قلم ﴾</a></body></html>سوره ملك آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ آن‌ را» يعني‌ عذاب‌ را «نزديك‌ ببينند، چهره‌هاي‌ كافران‌ ناخوش ‌شود» يعني: سياه‌ و اندوهگين‌ و افسرده‌ شود و غباري‌ از ذلت‌ و حقارت‌ بر آنها فرونشيند «و گفته‌ شود: اين‌ است‌ آنچه‌ آن‌ را مي‌طلبيديد» به‌ شتاب‌ در دنيا؛ از روي ‌استهزا و تمسخر.
 
	سوره ملك آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَمَن مَّعِيَ أَوْ رَحِمَنَا فَمَن يُجِيرُ الْكَافِرِينَ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ محمد ص به‌ اين‌ مشركان‌ منكر نعمت‌هاي‌ حق‌ تعالي‌ «به‌ من‌ خبر دهيد، اگر خداوند مرا هلاك‌ كند» با مرگ‌ يا كشته‌ شدنم‌، همان‌ گونه‌ كه‌ شما در حق ‌من‌ چنين‌ آرزو و تمنايي‌ داريد و در كمين‌ فرود آمدن‌ مصايب‌ و نابودي‌ براي‌ من‌هستيد «و اگر ايشان‌ را كه‌ همراه‌ من‌اند» از مؤمنان‌ نيز نابود كند؛ «يا بر ما رحمت‌آورد» با به‌ تأخير افگندن‌ اين‌ هلاكت‌ تا ميعاد معيني‌؟ آري‌! اگر فرض‌ كنيم‌ كه ‌چنين‌ شود: «پس‌ كيست‌ كه‌ كافران‌ را از عذابي‌ دردناك‌ رهايي‌ دهد؟» يعني: قطعا هيچ‌ كس‌ آنان‌ را از اين‌ عذاب‌ نجات‌ نمي‌دهد، چه‌ خداوند(ج) پيامبر ص و مؤمنان ‌همراهش‌ را ـ آن‌ گونه‌ كه‌ كفار در آرزوي‌ آن‌ بودند ـ هلاك‌ گرداند و چه‌ اين ‌امر را به‌ تأخير افگند؛ پس‌ به‌ هرحال‌ آنان‌ را از عذال‌ الهي‌ گريزي‌ نيست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است‌ كه: كفار مكه‌ عليه ‌رسول‌ اكرم‌ ص و مؤمنان‌ دعاي‌ هلاكت‌ مي‌كردند، همان‌ بود كه‌ اين‌ آيه‌ نازل‌ شد.
 
	سوره ملك آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ هُوَ الرَّحْمَنُ آمَنَّا بِهِ وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر ص «اوست‌ رحمان» ذكر رحمان‌ در اينجا به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ دارد كه‌ اهل‌ ايمان‌ مورد مرحمت‌اند پس‌ آرزوي‌ كفار در مورد خواري‌ و خسرانشان‌، آرزويي‌ خام‌ و بي‌ اساس‌ است‌. آري‌! بگو: «به‌ او ايمان‌ آورده‌ايم» و چيزي‌ را با او شريك‌ نمي‌گردانيم‌ «و بر او توكل‌ كرده‌ايم» نه‌ بر غير وي‌. توكل: سپردن‌ امور به‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ «پس‌ به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ چه‌ كسي‌ در گمراهي‌ آشكار است» ما يا شما؟ و به‌ زودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ سرانجام‌ كار در دنيا و آخرت‌ به‌ سود كيست‌؟ به‌ سود ما كه‌ بر خداي‌ عزوجل‌ توكل‌ كرده‌ايم‌، يا به‌سود شما كه‌ بر مردان‌ و اموال‌ خويش‌ متكي‌ هستيد؟.
 
سوره أنبياء آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمَنُ وَلَداً سُبْحَانَهُ بَلْ عِبَادٌ مُّكْرَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفتند: خداي‌ رحمان‌ فرزندي‌ اختيار كرده‌» گويندگان‌ اين‌ سخن‌، قبيله‌ «خزاعه‌» بودند كه‌ مي‌گفتند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند! «او منزه‌ است‌» از اين ‌افترا «بلكه‌ آنان‌ بندگاني‌ ارجمنداند» يعني: فرشتگان‌ چنان‌كه‌ آنان‌ مي‌پندارند نيستند بلكه‌ ايشان‌ بندگاني‌ براي‌ خداي‌ سبحان‌ هستند كه‌ به‌ سبب‌ تكريم‌ و گرامي‌داشت‌ وي‌ ارجمند و والاقدر شده‌ و به‌ موهبت‌ قرب‌ وي‌ نايل‌ آمده‌اند و از آنجا كه ‌عبوديت‌ با ولديت‌ منافات‌ دارد پس‌ آنان‌ فرزندان‌ وي‌ نيستند.
سوره ملك آيه  30
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْراً فَمَن يَأْتِيكُم بِمَاء مَّعِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو» اي‌ پيامبر ص «به‌ من‌ خبر دهيد؛ اگر آب‌ شما در زمين‌ فرو رود» يعني: اگر اين‌ آبي‌ كه‌ خداوند(ج) بر شما در چشمه‌ها و چاه‌ها و جويباران‌ ارزاني‌ داشته‌ است ‌در زمين‌ فرو رود، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اصلا از آن‌ در زمين‌ هيچ‌ نشاني‌ باقي‌ نماند، يا در عمقي‌ از زمين‌ فرو رود كه‌ هرگز امكانات‌ شما ـ مانند دلو و غيره‌ ـ به‌ آن ‌دسترسي‌ يافته‌ نتواند؛ «پس‌ چه‌ كسي‌ براي‌ شما آب‌ روان‌ مي‌آورد؟» معين: آب ‌بسياري‌ است‌ كه‌ پيوسته‌ جاري‌ باشد و هرگز قطع‌ نشود. يعني: احدي‌ جز خداوند متعال‌ آن‌ را براي‌ شما از طريق‌ بارانها و جويباران‌ پديد نمي‌آورد تا بدان‌ بهره‌مند و متنعم‌ شويد.
آيه‌ كريمه‌ دليل‌ بر وجوب‌ اتكا بر خداوند متعال‌ در هر حاجتي‌ است‌ افزون‌ بر اين‌كه‌ اين‌ آيه‌ برهاني‌ ديگر بر كمال‌ قدرت‌ و وحدانيت‌ خداوند(ج)  مي‌باشد وهدف‌ از طرح‌ آن‌ اين‌ است‌ كه‌ حق‌ تعالي‌ كفار را به‌ برخي‌ از نعمت‌هاي‌ خود مقر و معترف‌ گرداند تا زشتي‌ كفرشان‌ را از دريچه‌ آن‌ به‌ آنان‌ بنماياند لذا آن‌ گاه‌ كه ‌ناگزير در پاسخ‌ اين‌ سؤال‌ بگويند: فقط خداوند(ج)  قادر به‌ اين‌ كار است‌، در اين ‌هنگام‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود: پس‌ چرا چيزهايي‌ را در عبوديت‌ شريك‌ وي‌ قرار مي‌دهيد كه‌ اصلا بر هيچ‌ چيزي‌ قدرت‌ ندارند؟ روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ اين‌ آيه: (‏ قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ ....)نزد يكي‌ از ستمگران‌ خوانده‌ شد پس‌ گفت: باكي‌ نيست‌؛ اگر آب‌ ما در زمين‌ فرو رود، باز اين‌ نيروي‌ تبر و كلنگ‌ ما آن‌ را از قعر زمين‌ براي ‌ما باز مي‌آورد! پس‌ چشمه‌هاي‌ آن‌ ستمگر در دم‌ خشك‌ شد.
 
سوره قلم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
خوانده‌ مي‌شود: «نون» اين‌ حرف‌ همچون‌ حروف‌ مقطعه‌ ديگري‌ كه‌ دراوايل‌ سوره‌ها آمده‌اند، حرفي‌ از حروف‌ هجاء است‌. به‌ قولي: هدف‌ از آوردن‌ حروف‌ مقطعه‌ اوايل‌ سوره‌ها، اعلام‌ تحدي‌ و هماورد طلبي‌ براي‌ كفار است‌ كه‌ اگر منكر نزول‌ قرآن‌ از سوي‌ رب‌العالمين‌ هستند، بايد همانند آن‌ را بياورند زيرا حروف‌ قرآن‌ از عين‌ حروفي‌ تركيب‌ شده‌ است‌ كه‌ آنان‌ بدان‌ تكلم‌ نموده‌ و در نوشتن‌ و ايراد سخنراني‌هاي‌ بليغ‌ خود آن‌ را به‌ كار مي‌گيرند پس‌ هرگاه‌ نمي‌توانند نظير قرآن‌ را بياورند، ديگر بايد به‌ اين‌ حقيقت‌ تسليم‌ شوند كه‌ اين‌ كتاب‌، كتاب‌الهي‌ است‌.
«سوگند به‌ قلم» خداوند متعال‌ به‌ قلم‌ سوگند خورده‌ است‌ زيرا قلم‌ ابزار بيان ‌است‌. اين‌ سوگند بر هر قلمي‌ واقع‌ مي‌شود كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ در آسمانها و زمين ‌نوشته‌ مي‌شود «و سوگند به‌ آنچه‌ مي‌نويسند» مردم‌ به‌ وسيله‌ قلم‌ از علوم‌ و معارف‌ حق‌. گفتني‌ است‌ كه‌ سوگند خوردن‌ به‌ قلم‌ و علومي‌ كه‌ به‌ وسيله‌ قلم‌ نوشته ‌مي‌شوند، به‌ بزرگي‌ اين‌ دو نعمت‌ اشاره