.
10 ـ خواب‌ شدن‌ در حال‌ ايراد خطبه‌ امام‌ مكروه‌ است‌ زيرا در حديث‌ شريف‌ به‌روايت‌ سمره‌بن‌جندب‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرمودند: «چون‌ يكي‌ از شما را در اثناي‌ خطبه‌ خواب‌ پينكي‌ (چرت) در رسيد، بايد به‌ جاي‌ نشستن ‌رفيقش‌ نشسته‌ و رفيقش‌ را به‌ جاي‌ خود بنشاند». يعني: از جاي‌ خود جابجا شود تا خواب‌ از سرش‌ برود.
11 ـ در فضيلت‌ جمعه‌ احاديثي‌ آمده‌ است‌ ؛ از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ ابوهريره‌(رض) است‌ كه‌ رسول‌ خدا ص از روز جمعه‌ يادآوري‌ كرده‌ آن‌ گاه‌ فرمودند: «و در آن‌ ساعتي‌ است‌ كه‌ هيچ‌ بنده‌ مسلماني‌ درحال‌ اداي‌ نماز با آن‌ ساعت‌ همراهي‌ نمي‌كند و در همان‌ حال‌ از خداي‌ عزوجل‌ چيزي‌ نمي‌طلبد مگراين‌كه‌ حق‌ تعالي‌ آن‌ را به‌ وي‌ مي‌دهد». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ صحيح ‌مسلم‌ از ابوموسي‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص فرموند: «اين‌ ساعت‌ (يعني‌ساعت‌ اجابت‌ دعا) در روز جمعه‌ از ميان‌ آن‌ است‌ كه‌ امام‌ بر منبر مي‌نشيند تا آن‌گاه‌ كه‌ نماز تمام‌ مي‌شود».
12 ـ در روايت‌ زهري‌ آمده‌ است‌ كه‌ صدر خطبه‌ رسول‌ خدا ص چنين‌ بود: «الحمد لله‌ نحمده‌ ونستعينه‌ ونستغفره‌، ونعوذ به‌ من‌ شرور أنفسنا. من‌ يهد الله‌ فلا مضل‌ له‌ ومن‌ يضلل‌ فلا هادي‌ له‌. ونشهد أن‌ لا إله‌ إلا الله‌ وأن‌ محمداً عبده‌ ورسوله‌، أرسله‌ بالحق ‌بشيراً ونذيراً بين‌ يدي‌ الساعة. من‌ يطع‌ الله‌ ورسوله‌ فقد رشد ومن‌ يعصهما فقد غوي‌. نسأل‌ الله‌ ربنا أن‌ يجعلنا ممن‌ يطيعه‌ ويطيع‌ رسوله‌ ويتبع‌ رضوانه‌ ويجتنب‌ سخطه‌، فإنما نحن ‌به‌ وله‌».
 

  
سوره منافقون آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ إِذَا جَاءكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«چون‌ منافقان‌ نزد تو آيند» منافق‌ كسي‌ است‌ كه‌ اسلام‌ را آشكار كرده‌ و كفر را پنهان‌ مي‌دارد. يعني‌ اي‌ پيامبر ص! چون‌ منافقان‌ به‌ تو رسند و به‌ مجلست‌ حاضرشوند؛ «مي‌گويند» به‌ زبانهاي‌ خود خلاف‌ آنچه‌ را كه‌ در دلهايشان‌ است: «گواهي‌ مي‌دهيم‌ كه‌ بي‌گمان‌ تو پيامبر خدا هستي» منافقان‌ گواهي‌شان‌ را با «لام‌ تأكيد» مؤكد مي‌كنند، براي‌ اشعار و اعلام‌ اين‌كه‌ اين‌ گواهي‌، از صميم‌ دل‌ وهمراه‌ با خلوص‌ نيت‌ و عقيده‌ صادر شده‌ است‌. معناي‌ (نشهد)، نعلم‌ و نحلف‌ است‌ يعني: مي‌دانيم‌ و سوگند مي‌خوريم‌ كه‌ تو رسول‌ خدا هستي‌ «و خداوند مي‌داند كه‌ تو پيامبر اويي» اين‌ تصديقي‌ است‌ از جانب‌ خداي‌ عزوجل‌ بر گواهي‌ حقانيت‌ رسالت‌ محمد صكه‌ سخن‌ منافقان‌ متضمن‌ آن‌ است‌ تا چنين‌ فهميده‌ نمي‌شود كه‌ تكذيب‌ منافقان‌ در جمله‌ بعدي‌، متوجه‌ اين‌ حقيقت‌ مي‌باشد «و خداوند گواهي‌ مي‌دهد كه‌ منافقان‌ دروغگويند» در اين‌ ادعا كه‌ گواهي‌شان‌ بر رسالت‌ رسول‌ اكرم‌ ص از صميم‌ قلب‌ و خلوص‌ عقيده‌ است‌، هرچند لفظ و بيان‌ محض‌ كه ‌صرفا گواهي‌ دادنشان‌ به‌ زبان‌ بر صحت‌ رسالت‌ است‌، دروغ‌ نيست‌ زيرا لفظ اين‌ سخنشان‌ حق‌ است‌.
	سوره منافقون آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاء مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«سوگندهاي‌ خود را سپر گرفته‌اند» يعني: سوگندهايي‌ را كه‌ به‌ شما درباره‌ ايمان‌ خود مي‌خورند، سپر قرار داه‌اند تا آنان‌ را از گزند شما نگه‌ دارد و در پشت‌ سر آن ‌خود را پنهان‌ دارند تا كشته‌ و اسير نشوند. اين‌ تعبير دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ لفظ: «أشهد: گواهي‌ مي‌دهم‌» سوگند است‌. «پس‌ از راه‌ خدا باز داشته‌اند» يعني: مردم‌ را از ايمان‌ و جهاد و طاعات‌ باز داشته‌اند، به‌ سبب‌ شك‌ پراكني‌، عيب‌جويي‌ و طعنه‌زدن‌ در نبوت‌ كه‌ از آنان‌ سرزده‌ است‌ «چه‌ بد است‌ آنچه‌ آنان ‌مي‌كنند» از نفاق‌ و بازداشتن‌ از راه‌ خدا(ج) .
 
	 سوره منافقون آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين» دروغ‌ گفتن‌، بازداشتن‌ از راه‌ خدا(ج)  و اعمال‌ زشت‌ «به‌ سبب‌ آن ‌است‌ كه‌ آنان‌ ايمان‌ آوردند» از روي‌ نفاق‌ «سپس‌ كافر شدند» در باطن‌ امر. به‌قولي: آيه‌ كريمه‌ درباره‌ گروهي‌ نازل‌ شد كه‌ ايمان‌ آوردند، سپس‌ مرتد شده‌ و از ايمان‌ خود برگشتند «پس‌ بر دلهايشان‌ مهر نهاده‌ شد» به‌ سبب‌ كفرشان‌ لذا ديگر بعد از اين‌ ايماني‌ به‌ دلهايشان‌ راه‌ نمي‌يابد «پس‌ آنان‌ در نمي‌يابند» و نمي‌فهمند آنچه‌ را كه‌ صلاح‌ و رشد و هدايت‌شان‌ در آن‌ است‌.
 
	سوره منافقون آيه  4
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ آنان‌ را ببيني‌، بدنهايشان‌ تو را به‌ شگفت‌ آورد» يعني: شكل‌ و هيأت‌ و منظر آنان‌ براي‌ بيننده‌ شگفت‌آور است‌ چرا كه‌ آنان‌ شكل‌ و شمايلي‌ تروتازه‌ و بارونق‌ دارند «و چون‌ سخن‌ گويند، به‌ سخنشان‌ گوش‌ دهي» و پنداري‌ كه‌ سخنشان‌حق‌ و راست‌ است‌، از بس‌ كه‌ زبان‌ و بياني‌ فصيح‌ و بليغ‌ دارند. شايان‌ ذكر است‌ كه ‌عبدالله بن‌ابي‌ رئيس‌ منافقان‌ شخصي‌ فصيح‌، تنومند و خوش‌ منظر بود و چون ‌سخن‌ مي‌گفت‌، رسول‌ خدا ص به‌ سخنش‌ گوش‌ فرامي‌دادند «گويي‌ آنان ‌الوارهايي‌اند تكيه‌ داده‌ بر ديوار» منافقان‌ در نشستن‌ خود در مجالس‌ رسول‌ اكرم‌ صبه‌ حال‌ تكيه‌ داده‌، به‌ چوبها و الوارهاي‌ ميان‌ تهي‌اي‌ تشبيه‌ شده‌اند كه‌ به‌ ديوار تكيه ‌داده‌ است‌، چوبهايي‌ كه‌ نه‌ چيزي‌ مي‌فهمند و نه‌ مي‌دانند زيرا از فهم‌ نافع‌ و علمي‌كه‌ صاحبش‌ از آن‌ بهره‌مند گردد خالي‌اند چنان‌كه‌ الوارها اشباحي‌ فاقد درك‌ و فهم‌ مي‌باشند «هر بانگي‌ را بر ضد خود مي‌پندارند» يعني: آنان‌ با وجود تنومندي ‌اجسام‌ خود، از باطن‌ و معنويت‌ چنان‌ تهي‌اند كه‌ هر بانگي‌ را كه‌ مي‌شنوند، آن‌ را بانگ‌ هلاكي‌ عليه‌ خود مي‌پندارند و تصور مي‌كنند كه‌ آن‌ بانگ‌ آنان‌ را هدف ‌قرار داده‌ و برآنان‌ فرود آمده‌ است‌، از بس‌ كه‌ جبونند و دلهايشان‌ مرعوب‌ و بيمناك‌ است‌ پس‌ آنان‌ اشباحي‌ بدون‌ ارواح‌ و صورتهايي‌ بدون‌ معني‌ هستند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداوند(ج) به