سيرة‌ شهر:  به‌ وسيله‌ رعب‌ به ‌اندازه‌ مسافت‌ يك‌ ماه‌ راه‌ نصرت ‌داده‌ شدم‌».
مفسران‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويند: چون‌ مسلمانان‌ در روز احد شكست‌ خوردند، بني‌ نضير پيمان‌ خود با رسول‌ خدا ص را شكستند و كعب ‌بن ‌اشرف‌ با چهل‌ سوار به‌ مكه‌ رفت‌ و با ابوسفيان‌ هم‌پيمان‌ شد. پس‌ رسول‌ اكرم‌ ص محمدبن‌مسلمه‌ برادر رضاعي‌ كعب‌ را دستور دادند و او كعب‌ را غفلتا كشت‌ (و به‌ اصطلاح‌ امروز او را ترور كرد) سپس‌ صبحگاهان‌ رسول‌ خدا ص بر سر آنان‌ لشكر كشيده‌ و آنان‌ را در حلقه‌ محاصره‌ خويش‌ درآوردند پس‌ آنان‌ با قتل‌ كعب‌ كه‌ رئيس‌شان‌ بود مرعوب‌ شده‌ و سرانجام‌ تسليم ‌شدند.
«خانه‌هاي‌ خود را به‌ دستهاي‌ خود و به‌ دستهاي‌ مؤمنان‌ ويران‌ مي‌كردند» زيرا هنگامي‌ كه‌ به‌ كوچاندن‌ خود يقين‌ حاصل‌ كردند، حسد ورزيدند از اين‌كه‌ بعد از آنان‌ مسلمانان‌ ساكن‌ منازل‌ و خانه‌هايشان‌ گردند پس‌ آنان‌ خود از داخل‌ دژها به‌ تخريب‌ منازل‌ خويش‌ اقدام‌ كردند و مسلمانان‌ هم‌ از خارج‌ آن‌. عروه‌بن‌زبير(رض) مي‌گويد: «آن‌گاه‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص با آنان‌ صلح‌ كردند بر اين‌كه‌ هر چه‌ را شتر نقل‌ داده‌ بتواند با خود ببرند؛ آنها چوبها و تخته‌هايي‌ را كه‌ در اعمار خانه‌هاي‌ خود به‌كار برده‌ بودند نيز غنيمت‌ شمردند لذا دست‌ به‌ تخريب‌ خانه‌هاي‌ خويش‌ زدند تا آنها را بار شتران‌ نمايند و مسلمانان‌ هم‌ بقيه‌ آن‌ را ويران‌ كردند». «پس‌ اي ‌صاحبان‌ ديده‌ها! عبرت‌ گيريد» يعني: به‌ خود آييد و از حال‌ و مال‌ آنان‌ درس‌ عبرت‌ بگيريد و بدانيد كه‌ خداوند(ج)  با كساني‌ كه‌ خيانت‌ كنند و با او ستيزه‌ نمايند، اين‌ گونه‌ عمل‌ مي‌كند.
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ علما با اين‌ آيه‌ بر حجت ‌بودن‌ قياس‌ استدلال‌ كرده‌اند زيرا ميان‌ مقيس‌ و مقيس ‌عليه‌ علت‌ مشتركي‌ وجود دارد كه‌ مقتضي‌ تساوي‌ آن‌ دو در حكم‌ مي‌باشد. علماي‌ اصول‌ فقه‌ مي‌گويند: «اعتبار» يعني‌ عبور و انتقال‌ از يك ‌چيز به‌سوي‌ غير آن‌، در قياس‌ متحقق‌ است‌ زيرا قياس‌ نقل‌ حكم‌ از اصل‌ به‌سوي ‌فرع‌ آن‌ مي‌باشد . همچنين‌ علما به‌ آيه‌ (يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم)بر جواز ويران‌ كردن‌ ديار كفار دشمن‌، قطع‌ درختان‌ و سوختن‌ كشت‌ و حاصلاتشان‌ در اثناي‌ جنگ‌ به‌روي‌ ضرورت‌ جنگي‌ استدلال‌ كرده‌اند چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت ‌ابن‌عمر(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول خداص نخلستان‌ بني‌نضير را قطع‌ كرده‌ و كشتزار آنان‌ را سوزاندند.
 سوره حشر آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَوْلَا أَن كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلَاء لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر نه‌ آن‌ بود كه‌ خداوند بر آنان‌ جلاي‌ وطن‌ را نوشته‌ بود، بي‌گمان‌ آنان‌ را در دنيا عذاب‌ مي‌كرد» يعني: اگر خداوند(ج) بيرون‌ شدن‌ آنان‌ از ديارشان‌ را بر اين‌ شيوه‌ ننوشته‌ بود و بر آنان‌ به‌ اين‌ كار حكم‌ نكرده‌ بود، بي‌گمان‌ آنان‌ را در دنيا با كشتن‌، اسارت‌ و بردگي‌ عذاب‌ و مجازات‌ مي‌كرد چنان‌كه‌ بعد از غزوه‌ خندق‌ در سال ‌پنجم‌ هجري‌ با بني‌قريظه‌ چنين‌ كرد و چنان‌كه‌ قبل‌ از آن‌ در سال‌ دوم‌ هجري‌ بامشركان‌ در غزوه‌ بدر چنين‌ كرد «و براي‌ آنان‌ در آخرت‌ عذاب‌ آتش‌ است» كه ‌سخت‌تر از آن‌ عذابي‌ نيست‌.
اما چنان‌ كه‌ در تاريخ‌ آمده‌ است‌، سبب‌ تبعيد آنان‌ اين‌ بود كه: رسولخدص با ده‌ تن‌ از ياران‌ خود ـ از جمله‌ ابوبكر، عمر و علي‌ رضي‌الله عنهم‌ ـ نزد بني‌نضير رفتند تا از آنان‌ در كار پرداخت‌ ديه‌ دو تن‌ كشتگاني‌ كه‌ يكي‌ از مسلمانان‌ آنها را به‌ خطا كشته‌ بود كمك‌ بخواهند و آن‌ دو كشته‌ از قبيله‌ بني‌عامر بودند كه‌ ميان‌ آنان‌ و بني‌نضير عهد و پيماني‌ بود. پس‌ بني‌نضير در ظاهر به‌ رسول‌ اكرم‌ ص وعده‌ نيك ‌داده‌ اما در نهان‌ ترور ايشان‌ را سازمان‌ داده‌ بودند. نقل‌ است‌ كه‌ آنان‌ بر كشتن ‌رسول‌ خدا ص به‌ دست‌ عمروبن‌ جحاش‌ بن‌كعب‌ يهودي‌ همداستان‌ شده‌ و قرار براين‌ گذاشتند تا با افگندن‌ صخره‌اي‌ بر آن‌ حضرت‌ ص از بالاي‌ بام‌، به‌ حيات‌ ايشان ‌پايان‌ دهند. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در كنار ديواري‌ از ديوارهاي ‌منازل‌ آنان‌ نشسته‌ بودند پس‌ خداوند(ج) آن‌ حضرت‌ ص را به‌ وسيله‌ وحي‌ از توطئه ‌آنها آگاه‌ ساخت‌، در نتيجه‌ ايشان‌ دردم‌ برخاسته‌ به‌ مدينه‌ باز گشتند و به‌ اصحاب ‌فرمان‌ آماده ‌باش‌ دادند همان‌ بود كه‌ در ماه‌ ربيع‌ الاول‌ سال‌ چهارم‌ هجري‌ به‌سوي ‌آنان‌ بازگشتند. پس‌ بني‌نضير از رسول‌ خدا ص خواستند كه‌ آنها را از مدينه ‌كوچانده‌ و در عوض‌ از خونشان‌ درگذرند بر اين‌ شرط كه‌ جز سلاح‌ هر چه ‌مي‌توانند بر شتران‌ خويش‌ بار نموده‌ و با خود ببرند. رسول‌ اكرم‌ ص پذيرفتند و بني‌نضير از مدينه‌ كوچيدند. جلاء: خروج‌ دسته‌ جمعي‌ از وطن‌ همراه‌ با خانواده‌ و فرزندان‌ است‌ اما اخراج: گاهي‌ در مورد بيرون‌ كردن‌ يك تن‌ و گاهي‌ در مورد يك‌ جمع‌ به‌كار مي‌رود و لزوما همراه‌ با خانواده‌ و فرزندان‌ نيست‌.
	﴿ سوره‌ حشر ﴾
مدنی‌ است‌ و داراي‌ (24) آيه‌ است‌.
 
وجه‌ تسميه: اين‌ سوره‌ بدان‌ جهت‌ «حشر» ناميده‌ شد كه‌ خداوند متعال‌ در آن‌ فرموده‌ است: (‏ هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ) مراد از حشر: گردآوري‌ اولي‌اي‌ است‌ كه‌ يهود در آن‌ از مدينه‌ به‌سوي‌ شام‌ اخراج‌ شدند. اين‌ سوره‌، «سوره‌ بني‌نضير» نيز ناميده‌ مي‌شود زيرا دربرگيرنده ‌داستان‌ كوچ‌ دادن‌ يهود بني‌نضير از مدينه‌ است‌.
سبب‌ نزول‌ اين‌ سوره‌ نيز طايفه‌ بني‌نضيرند. ابن‌عباس‌(رض)، مجاهد و غير ايشان‌ روايت‌ كرده‌اند كه: چون‌ رسول‌ خدا ص به‌ مدينه‌ هجرت‌ كردند، با طايفه‌ بني‌نضير عقد صلح‌ و متاركه‌ بسته‌ و عهد و پيمان‌ دادند كه‌ با آنان‌ نجنگند، آنان‌ نيز تعهد سپردند كه‌ با رسول‌ اكرم‌ ص نجنگند ولي‌ آنان‌ عهد خود را شكستند پس‌خداوند(ج) عذاب‌ بي‌برگشت‌ خود را بر آنان‌ فرود آورد و رسول‌ خدا ص آنها را از دژهاي‌ استوارشان‌ بيرون‌ كشيده‌ و از مدينه‌ بيرون‌ راندند پس‌ گروهي‌ از آنان ‌به‌سوي‌ منطقه‌ «اذرعات‌» شام‌ كه‌ سرزمين‌ «محشر» است‌ كوچيدند و گروهي ‌به‌سوي‌ خيبر رفتند... تا به‌ آخر اين‌ داستان‌ كه‌ تفاصيل‌ آن‌ در اين‌ سوره‌ مباركه ‌مي‌آيد.
فضيلت‌ آن: ثعالبي‌ درباره‌ فضيلت‌ اين‌ سوره‌ از ابن‌عباس‌(رض) نقل‌ مي‌كند كه‌ رسول‌ اكرم‌ ص در اين‌ حدي