1.txt"> آيه  16</a><a class="text" href="w:text:2562.txt"> آيه  17</a><a class="text" href="w:text:2563.txt"> آيه  18</a></body></html>سوره حجرات آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! از بسياري‌ از گمانها بپرهيزيد» گمان: حد وسطي ‌ميان‌ علم‌ يقيني‌ و ميان‌ شك‌ يا وهم‌ است‌. مراد آيه‌ گمان‌ بدزدن‌ به‌ اهل‌ خير مي‌باشد اما در ارتباط با اهل‌ بدي‌ و فسق‌ بايد گفت‌ كه: جايز است‌ تا در مورد آنان ‌همان‌ گماني‌ را بزنيم‌ كه‌ از اعمال‌ آنان‌ بر ما نمايان‌ مي‌شود پس‌ گمان‌ بد زدن‌ در مورد كسي‌ كه‌ علايم‌ و نشانه‌هاي‌ بدي‌ در وي‌ نمايان‌ است‌، اشكالي‌ ندارد لذا بركسي‌ كه‌ در باره‌ وي‌ گمان‌ بد مي‌زند گناهي‌ نيست‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ به‌ مصداق‌ گمان‌ خويش‌ سخن‌ نگويد ولي‌ اگر به‌ مصداق‌ آن‌ سخن‌ گفت‌ و آن‌ را برملا گردانيد، دراين‌ صورت‌ گنه‌كار است‌. اما گمان‌ بد زدن‌ در مورد كسي‌ كه‌ ظاهرش‌ آراسته‌ به‌خير و صلاح‌ است‌، جواز ندارد.
«هرآينه‌ بعضي‌ از گمانها گناه‌ است‌» و آن‌ گمان‌ بد زدن‌ به‌ اهل‌ خير مي‌باشد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ در مورد حرمت‌ سوءظن‌ به‌ انسان‌ مؤمن‌ احاديث‌ بسياري ‌آمده‌ است‌ از آن‌ جمله‌ حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ عبدالله بن‌عمر(رض) است‌ كه ‌فرمود: رسول‌ اكرم‌ ص را ديدم‌ كه‌ در حال‌ طواف‌ به‌ كعبه‌ مي‌گفتند: «ما أطيبك ‌وأطيب‌ ريحك‌، وما أعظمك‌ وأعظم‌ حرمتك‌ والذي‌ نفس‌ محمد بيده‌، لحرمة‌ المؤمن‌ أعظم ‌عند الله‌ تعالي‌ حرمة‌ منك‌، ماله‌ ودمه‌ وإن‌ يظن‌ به‌ إلا خيرا: اي‌ كعبه‌! چه‌ قدر پاك ‌هستي‌ و چه‌ قدر بويت‌ پاكيزه‌ و معطر است‌، چه‌ قدر با عظمت‌ هستي‌ و چه ‌قدر احترامت‌ بزرگ‌ است‌ اما سوگند به‌ ذاتي‌ كه‌ جان‌ محمد در دست‌ اوست‌، همانا حرمت‌ مؤمن‌ در نزد خداوند متعال‌ از حرمت‌ و احترام‌ تو بزرگتر است‌؛ [حرمت‌] مال‌ وي‌ و [حرمت‌] خون‌ وي‌ و اين‌كه‌ در حق‌ وي‌ جز گمان خير برده‌ نشود». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «إياكم‌ والظن‌ فإن‌ الظن‌ أكذب ‌الحديث‌...: هان‌! از گمان‌ بپرهيزيد زيرا گمان‌ دروغ‌ترين‌ سخنهاست‌...».
شايان‌ ذكر است‌ كه‌ گمان‌ بر چند نوع‌ است:
1 ـ گمان‌ واجب‌ يا آنچه‌ كه‌ بدان‌ امر شده‌ است: چون‌ گمان‌ نيك ‌داشتن‌ به‌خداوند متعال‌ و به‌ مؤمنان‌. در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است: «أنا عند ظن‌ عبدي ‌بي: من‌ نزد گمان‌ بنده‌ خود در حق‌ خود هستم‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «لا يموتن‌ أحدكم‌ إلا وهو يحسن‌ الظن‌ بالله: هرگز يكي‌ از شما نميرد، مگر اين‌كه‌ به‌ خداوند گمان‌ نيك‌ داشته‌ باشد».
2 ـ گماني‌ كه‌ ممنوع‌ يا حرام‌ است: چون‌ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ خداوند متعال‌، نسبت ‌به‌ اهل‌ صلاح‌ و نسبت‌ به‌ مسلمين‌ پوشيده‌ حالي‌ كه‌ ظاهر حال‌ آنها بازتابگر نيكي‌ و عدالتشان‌ است‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «خداوند حرام‌ كرده‌ است‌ از مسلمان‌ خون‌ وي‌ را، آبروي‌ وي‌ را و اين‌كه‌ به‌ وي‌ گمان‌ بد زده‌ شود». اما چنان‌كه‌ گفتيم‌؛ سوءظن‌ نسبت‌ به‌ كسي‌ كه‌ آشكارا مرتكب‌ اعمال‌ پليد مي‌شود، يا خود را در موضع‌ شك‌ و تهمت‌ قرار مي‌دهد، حرام‌ نيست‌.
3 ـ گماني‌ كه‌ مستحب‌ است: مانند گمان‌ نيك‌ داشتن‌ در حق‌ برادر مسلمان‌ و گمان‌ بد داشتن‌ در مورد كسي‌ كه‌ ظاهر حالش‌ نشان‌دهنده‌ فسق‌ است‌. چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «من‌ الحزم‌ سوءالظن: سوءظن‌ از دور انديشي‌ و هشياري‌ است‌». پس‌ حرام‌ بودن‌ سوءظن‌ در حق‌ مردم‌، محدود به‌ حالتي‌ است‌ كه‌ سوءظن ‌داراي‌ اثري‌ باشد كه‌ به‌ غير متعدي‌ شود.
4 ـ گمان‌ مباح: همچون‌ گمانه‌ زدن‌ در استنباط احكام‌ شرعي‌ فرعي‌ عملي‌ به‌وسيله‌ اجتهاد و عمل‌ نمودن‌ به‌ گمان‌ غالب‌ در شكيات‌ نماز ـ كه‌ مثلا سه‌ ركعت‌ خوانده‌ است‌ يا چهار ركعت‌.
«و تجسس‌ نكنيد» تجسس: كنكاش‌ و جست‌وجو در مورد عيبها و اسرار پوشيده‌ مسلمين‌ است‌. همچنين‌ «تحسس‌» نيز حرام‌ است‌؛ و آن‌ عبارت‌ از گوش‌ سپردن‌ به‌ سخن‌ مردم‌ درحالي‌ است‌ كه‌ آنها دوست‌ ندارند كسي‌ به‌ سخنشان‌ گوش ‌فرادهد. ولي‌ اين‌ كار گاهي‌ در مورد بررسي‌هاي‌ خير مباح‌ مي‌باشد چنان‌ كه ‌خداوند متعال‌ در حكايت‌ از سخن‌ يعقوب(ع) مي‌فرمايد: (فَتَحَسَّسُواْ مِن يُوسُفَ وَأَخِيهِ): (برويد اي‌ پسران‌ من‌! و از يوسف‌ و برادرش‌ تحسس‌ كنيد) «يوسف‌ / 87». در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «يا معشر من‌ آمن‌ بلسانه‌ ولم‌ يدخل ‌الإيمان‌ إلي‌ قلبه‌، لاتتبعوا عورات‌ المسلمين‌، فإن‌ من‌ تتبع‌ عورات‌ المسلمين‌، فضحه‌ الله‌ في‌ قعر بيته: اي‌گروهي‌ كه‌ به‌ زبان‌ خود ايمان‌ آورده‌ ولي‌ ايمان‌ به‌ قلبش‌ وارد نشده‌ است‌، عيب‌هاي‌ مسلمين‌ را جست‌وجو نكنيد زيرا هر كس‌ جست‌وجوگر عيب‌هاي ‌مسلمين‌ باشد، خداوند متعال‌ او را در اندرون‌ خانه‌اش‌ رسوا مي‌كند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «سه‌ چيز لازمه‌ و گريبانگير امت‌ من‌ است: فال‌ بد زدن‌، حسد ورزيدن‌ و سوءظن‌. در اين‌ اثنا مردي‌ گفت: يا رسول‌ الله! چه‌ چيز برطرف‌كننده‌ آنها از كساني‌ است‌ كه‌ در آنها درافتاده‌اند؟ فرمودند: إذا حسدت‌ فاستغفر الله وإذا ظننت‌ فلا تحقق‌ وإذا تطيرت‌ فامض: چون‌ حسد ورزيدي‌، از خداوند آمرزش‌ بخواه‌ و چون‌ گمان‌ زدي‌ پس‌ [در مورد گمان‌ خود] تحقيق‌ نكن‌ و چون‌ فال‌ بد زدي‌، آن‌ را عملي‌ كن‌ و به‌ فال‌ بد اهميت‌ نده‌». فال‌ حرام: گرفتن‌ فال‌ از روي ‌مصحف‌ و كتب‌ ديگر، ريگ‌ انداختن‌ و ديگر انواع‌ آن‌ است‌.
«و بعضي‌ از شما از بعضي‌ ديگر غيبت‌ نكند» يعني: برخي‌ از شما برخي‌ ديگر را غايبانه‌ با سخني‌ كه‌ فرد غايب‌ از آن‌ بد مي‌برد، مورد هجوم‌ و بدگويي‌ قرار ندهد. غيبت: آن‌ است‌ كه‌ در غياب‌ شخص‌ راجع‌ به‌ وي‌ سخني‌ بگوييد كه‌ ناخوشايند وي ‌باشد، هرچند آنچه‌ درباره‌ وي‌ مي‌گوييد و او را بدان‌ وصف‌ مي‌كنيد، در وي‌ موجود باشد. اما اگر شخصي‌ كه‌ در غيابش‌ به‌ او صفتي‌ را نسبت‌ مي‌دهيد، از آن ‌صفت‌ عاري‌ بود و شما در حق‌ وي‌ دروغي‌ بربسته‌ايد، اين‌ كار شما ـ چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ ـ بهتان‌ است‌ و جز آنچه‌ كه‌ مصلحت‌ اقتضا نمايد مانند تزكيه‌، جرح‌، تعديل‌ و نصيحت‌ اشخاص‌ ـ هيچ‌ چيز ديگر از اين‌ با